پست های مشابه

chamran_kids

👨‍👩‍👧‍👧 محفل خانوادگی، فرصتی است برای دور هم بودن خانواده ها و ارتباط بیشتر با مدرسه و حضور در طبیعت. ‌ این هفته نوبت خانواده های ادبستان دخترانه بود که دور هم جمع بشوند. دور هم دعای عهد خواندند. صبحانه با مشارکت دخترها آماده شد. بعد از صبحانه نوبت نقاشی پدرها و دخترها بود. قطار نقاشی مشهد الرضا. مادرها ها هم دور هم مشغول نقاشی شدند. در آخر هم یک آب بازی حسابی پدر و دختری داشتیم. ‌ #محفل_خانوادگی #طبیعت #خانواده #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #تربیت

29 تیر 1398 04:58:43

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 📻 #رادیو_انقلاب ثبت می کنیم خاطرات خوب مان را برای انتقال به نسل های آینده... 🎙خبرنگار چمرانی ‌ 📲 شما هم می توانید خبرنگار انقلاب شوید و فایل صوتی مصاحبه ی تان را به آیدی @hamyarche در بله یا ایتا ارسال کنید. #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

14 بهمن 1397 10:34:18

0 بازدید

chamran_kids

🙏 شماهم فکرتون درگیر این قضیه هست که بچه ها چطور باید نمازخون بشن؟ ماهم خیلی به این قضیه فکر کردیم و می کنیم. این قضیه خیلی چالش برانگیزه و فقط مربوط به خود نماز نیست. به خیلی چیزها ربط داره: به اینکه خودمون چقدر برای نماز اهمیت قائلیم. چه ابزارهایی برای نمازمون داریم و یه نکته مهم اینکه چقدر زمان میذاریم، خرج می کنیم و صبر می کنیم تا بچه ها به این مقوله علاقه مند بشن ما فعلا از آوردن جانماز و چادرنماز از خونه شروع کردیم و اختصاص دادن یه زمانی به مرتب کردن کلاس برای نماز. ‌ برنامه های دیگه ای هم داریم که کم کم اینجا به اشتراک میذاریم. شما برای نماز خون کردن یا احیانا نماز نخون کردن بچه هاتون چه کردین؟ ‌ #نماز #کودک #تکلیف #پیش_دبستانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران

23 دی 1397 14:56:14

0 بازدید

chamran_kids

🍀 ظلمی که زندگی شهری و در ظاهر مدرن داره به بچه های این نسل میکنه، اجبار به زندگی و بازی در آپارتمان های کوچک و دوری از طبیعته. خونه هایی که اگه یکم فضا هم داشته باشه با مبل های بزرگ و بوفه و مجسمه و هزارتا چیز دیگه پر شده. ‌خیلی از پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها از شیطنت بچه ها شکایت می کنند و میگن مگه ما بچه بزرگ نکردیم؟ اینجوری نبودن که. ‌‌ اما یادمون میره که زمان بچگی ما بیشتر خونه ها حیاط داشت. اگرم حیاط نبود فضای کوچه امنیت داشت تا بچه ها با خیال راحت توش بازی کنند. ‌اما خب ما نباید تسلیم این نوع زندگی جدید بشیم که و بچه ها رو از لذت بازی تو طبیعت و گشت و گذار محروم کنیم. ‌‌‌‌ ما تو حسینیه کودک سعی کردیم با اردو های هفتگی این خلا رو جبران کنیم. اولویت هم با پارک و فضای طبیعته. ‌‌‌ شما برای جبران این نیاز بچه ها چیکار می کنین؟ ‌‌‌ #اردو #حسینیه_کودک_شهید_چمران #پنج_ساله_ها #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

21 مهر 1398 16:17:32

0 بازدید

chamran_kids

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

13 خرداد 1399 20:26:52

0 بازدید

chamran_kids

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلم‌های پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود من‌تا مدت ها سردرگم‌ بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلم‌های پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇

12 تیر 1399 18:45:39

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🤺 هیچ کس با داد و فریاد و امر و نهی، منظم نشده...باید درونی شود! چگونه؟ ‌ کلاس سومی ها در یک نبردِ بزرگ علیهِ دشمنی به‌نام بی‌نظمی و کثیفی شرکت کردند. در این نبرد می‌توانستند از سلاح‌های گوناگونی استفاده کنند. مثلاً جاروی دستی، خاک‌انداز، دستِ خالی و... . ‌ عمو نقشه‌ی میدانِ جنگ را روی تخته کشیده بود. معلوم بود، که هرکس باید در کدام قسمت بجنگد و بی‌نظمی را شکست دهد. نگاهی به میدان جنگ انداختند و محدوده‌یِ خودشان را پیدا کردند. ‌ اسلحه‌ی خودشان را برداشتند و به دشمن حمله کردند و موفّق شدند دشمن را شکست دهند. این پیروزی را به همه‌ی سربازان دلاور، مسئولیت‌پذیر و نظم‌پذیرِ کلاس‌سومی تبریک می‌گوییم. #نظم #طرح_درس #کلاس_سومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🤺 هیچ کس با داد و فریاد و امر و نهی، منظم نشده...باید درونی شود! چگونه؟ ‌ کلاس سومی ها در یک نبردِ بزرگ علیهِ دشمنی به‌نام بی‌نظمی و کثیفی شرکت کردند. در این نبرد می‌توانستند از سلاح‌های گوناگونی استفاده کنند. مثلاً جاروی دستی، خاک‌انداز، دستِ خالی و... . ‌ عمو نقشه‌ی میدانِ جنگ را روی تخته کشیده بود. معلوم بود، که هرکس باید در کدام قسمت بجنگد و بی‌نظمی را شکست دهد. نگاهی به میدان جنگ انداختند و محدوده‌یِ خودشان را پیدا کردند. ‌ اسلحه‌ی خودشان را برداشتند و به دشمن حمله کردند و موفّق شدند دشمن را شکست دهند. این پیروزی را به همه‌ی سربازان دلاور، مسئولیت‌پذیر و نظم‌پذیرِ کلاس‌سومی تبریک می‌گوییم. #نظم #طرح_درس #کلاس_سومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن