پست های مشابه

chamran_kids

🎉 ⏳ #روز_شمار_غدیر ‌ 🎊 عیدتون مبارک باشه...دیگه از عید قربان، شمارش معکوس شروع میشه... 🤔برای جشن غدیر چی کار کنیم؟ ‌ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان

21 مرداد 1398 07:57:01

0 بازدید

chamran_kids

💡 همیشه دوست داریم بچه ها از همون دو سالگی تمام آداب اجتماعی رو بلد باشند. سلام کنند، مودب باشند، تو مهمونی بدونن چه رفتاری انجام بدن، با هیچ کس دعواشون نشه و هزار تا توقع دیگه... گاهی یادمون میره اون ها فقط کودک هستند و چند سال بیشتر ندارد. ‌‌ خیلی رک و واضح بگم براتون که آداب دانی برای هفت سال دومه!! پس انقدر بچه ها رو اذیت نکنیم و به جاش الگوی خوبی براشون باشیم. ‌‌ حالا اگه فرزندی دارید که تو هفت سال دومه، می تونید آداب مختلف رو با روش هایی به بچه ها یاد بدین: ‌ یکی از این آداب، عیادت از بیماران است. معلم کلاس چهارم، در یکی از روزهای تعطیل، تصمیم گرفت به عیادت پدربزرگ یکی از بچه ها برود. اول آداب عیادت را برای بچه ها گفت و از بچه ها خواست اگر دوست دارند، همراه او بیایند. ‌‌ آداب عیادت ✅ عیادت پس از تثبیت بیماری ✅ هر بیماری نیاز به عیادت ندارد. ✅ توقّف طولانی هنگام عیادت ممنوع ✅ فاصله‌گذاری بین روزهای عیادت ✅ کمک به رفع نیازهای بیمار ✅ نخوردن چیزی نزد بیمار ✅ عیادت کامل ✅ هدیه‌دادن به بیمار ✅ دعا بر بالین بیمار ✅ امیددادن به بیمار ✅ تحکیم روابط ‌ یکی از کلاس چهارمی ها، معلمش را همراهی کرد و یکی از آداب عیادت را انجام داد و برای بیمار یک هدیه ی دست ساز خودش را آورده بود. ‌ #یک_معلم_چمرانی #چمرانی_ها #آداب_دانی #هفت_سال_دوم #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

10 مرداد 1398 16:44:10

0 بازدید

chamran_kids

. چهل چراغ: چراغ سوم #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران . . ❓چه شد تصمیم گرفتیم مدرسه پسرانه تاسیس کنیم؟ . چند سالی از فعالیتمان در #حسینیه_کودک، می گذشت. بچه ها بعد از دوره فعالیتشان در کنار ما، برای پیش دبستانی و دبستان وارد مدارس دیگری می شدند. خیلی دلمان میخواست آینده ی بچه ها را که آن همه کنارشان خاطره داشتیم از نزدیک ببینیم. البته دورادور روند بچه ها را بررسی می کردیم ولی خب خیلی فایده نداشت. از طرفی تعدادی از خانواده ها هم اصرار داشتند مدرسه داشته باشیم و بچه ها را در این مدرسه ثبت نام کنند. با پیگیری و حسن نیت یکی از خانواده ها، با اینکه مجوزمان هنوز آماده نشده بود و در حال پیدا کردن فضای مناسب بودیم تصمیمان برای تاسیس مدرسه جدی تر شد. روند گرفتن مجوز را طی کردیم. مراحلی سخت، پیچیده و بعضا طاقت فرسا، به خصوص جلسه های عجیب گزینش. هنوز راجع به نماز جمعه، مدل هیات رفتن، مدل پوششمان که با جلسه آمدنمان متفاوت است یا نه سوال می پرسیدند. و من تمام مدت گزینش، داشتم به این قضیه فکر می کردم چطور مدارسی کاملا غیر مذهبی و با مدلهای بسیار متفاوت با فرهنگمان داریم اگر همه مدیران این مراحل سفت و سخت را پشت سر می گذرانند. گزینشی که چند ماه طول میکشد و به قول خودشان تمام ابعاد شخصیتی فرد را زیر و رو می کردند.... بالاخره جواب گزینشمان آمد. باید اسمی برای مدرسه انتخاب می کردیم. مصر بودیم اسم شهیدچمران را انتخاب کنیم. قانونهای خاص و دست و پاگیری دراین باره وجود داشت. اسم شهیدخاص را اجازه نمیدادند انتخاب کنیم و در موارد خاص تر، اگر اجازه خانواده شهید را می گرفتیم بعد از طی مراحلی، شاید این اجازه صادر میشد. خلاصه یک سری قانون هایی وضع شدند که تمام تلاششان را بکنند تا آدم از خیرِ اسم شهدا، امامان و ... بگذرد و بعد به صحبتی از امام خمینی برخوردیم که در ماجرای پاوه به شهیدچمران لقب"#حمزه_دوران" را داده بودند. بالاخره ما از مرحله طاقت فرسای راضی کردن آدمها، برای اسم مدرسه مان نجات پیدا کردیم. اسم شناسنامه ایِ مدرسه مان شد حمزه دوران و اسمی که همه ما صدایش می کنیم همان " #شهید_چمران" . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران

27 خرداد 1399 17:33:42

0 بازدید

chamran_kids

✏ هر چیزی اگر در سن خودش اتفاق بیفتد، بیشترین تاثیر را دارد. پس اصرار به آموزش های زیاد و فرستادن بچه ها به کلاس های مختلف، آن هم در سال های اولیه کودکی، می تواند نتیجه عکس داشته باشد. ‌ پسرهای کلاس چهارم، نویسندگی را تمرین می کنند تا در آن به مهارت برسند. بعضی‌ها کتابشان را چاپ کرده‌اند؛ بعضی‌ها چرک‌نویسشان را پاک‌نویس می‌کنند؛ بعضی براساس طرحشان چرک‌نویس داستان را می‌نویسند‌؛ بعضی هم‌چنان مشغول طراحی داستانشان هستند. پسرها در نویسندگی، هم باید به طراحی داستان‌شان توجه کنند، هم به فایده‌ای که برای جامعه دارد. به همین دلیل، یکی از پسرها که کتابش را چاپ کرده، داستانش را به چندین نفر معرفی کرده، تا آن‌ها بفهمند داستان او چه‌فایده‌هایی برایشان دارد و کجا می‌توانند از آن استفاده کنند. پسرها یک مهمان ویژه داشتند؛ یک عموی نویسنده‌ که تک‌تک با بچه‌ها صحبت کرد و از روند کارشان و این‌که الآن کجا هستند، پرسید. سپس با توجه به وضعیت هرکس، او را راه‌نمایی‌ کرد. مربی: علی حاجی اکبری ‌ #کلاس_چهارمی_ها #طرح_درس #نویسندگی_کودکان #چمرانی_ها #مهارت_آموزی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

03 اسفند 1398 18:14:56

0 بازدید

chamran_kids

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آن‌سن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇

11 تیر 1399 18:56:06

0 بازدید

chamran_kids

اولین قدم: چک کردن مدام، امر و نهی، کنترل ممنوع!! . فرض کنید تازه عروسی هستید و برای اولین بار میخواهید برای شام مهمان دعوت کنید؛ مادر شما از ظهر زنگ میزند و میپرسد همه ی وسایل را خریدی؟ بعد از مدتی دوباره زنگ می‌زند و می‌گوید همه کارهایت را انجام دادی ؟ و همین طور زنگ میزند و دستور پخت و نکات آشپزی را به شما میگوید. . نزدیک های شب میبینید که مادر شما به خانه‌ی‌تان آمده و میگوید دلم طاقت نیاورد و استرس داشتم! . ما هم دقیقا همین کار را با بچه هایمان میکنیم؛ مدام میگوییم تکلیفت را بنویس؛ این را نخور؛ آن را بردار و صدها حرف دیگر... . واقعا خود شما از مرور چنین خاطراتی در کودکی تان احساس خوبی دارید؟ اگر می خواهید مادر ماشینی نباشید، برای قدم اول سعی کنید این جملات دستوری را از مکالماتتان حذف کنید! ‌ موافقید باهم شروع کنیم؟ . #مادری #چالش_مادری #مادر#مادری_کردن #مادر_موفق #مادرانه

10 اسفند 1399 18:29:20

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

📐 شاید فکر کنیم الان با وجود کتاب های جور واجور کمک آموزشی و ابزار های شیک و جذاب، یادگیری ریاضی باید خیلی برای بچه ها آسون تر و البته عمیق تر بشه. ولی یه جورایی به جای یاد دادن ماهی گیری، ماهی فقط به بچه ها می دیم. ‌ تو ادبستان چمرانی ها، ابزار کمک آموزشی توسط خود بچه ها ساخته میشه. این درگیر کردن بچه ها در فرایند ساخت ابزار آموزشی، یادگیری رو عمیق تر می کنه. ‌ همونطور که می بینید این ابزار با ساده ترین وسایل ساخته شده، پس شما هم به راحتی می تونید توی خونه یا مدرسه تون همراه بچه ها بسازید. ‌ #کلاس_سومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ریاضی #آموزش_ریاضی #ابزار_کمک_آموزشی #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

📐 شاید فکر کنیم الان با وجود کتاب های جور واجور کمک آموزشی و ابزار های شیک و جذاب، یادگیری ریاضی باید خیلی برای بچه ها آسون تر و البته عمیق تر بشه. ولی یه جورایی به جای یاد دادن ماهی گیری، ماهی فقط به بچه ها می دیم. ‌ تو ادبستان چمرانی ها، ابزار کمک آموزشی توسط خود بچه ها ساخته میشه. این درگیر کردن بچه ها در فرایند ساخت ابزار آموزشی، یادگیری رو عمیق تر می کنه. ‌ همونطور که می بینید این ابزار با ساده ترین وسایل ساخته شده، پس شما هم به راحتی می تونید توی خونه یا مدرسه تون همراه بچه ها بسازید. ‌ #کلاس_سومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ریاضی #آموزش_ریاضی #ابزار_کمک_آموزشی #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن