پست های مشابه

chamran_kids

🏴 ⚠️ وقتی می خوایم همراه بچه ها به هیئت بریم اولین چیزی که باید برداریم ابزار بازیه. ‌ #در_هیئت_با_مادر #در_هیئت_با_پدر ‌ 💡چرا؟ چون بچه ها موقع سخنرانی حوصله شون سر میره و درکی هم از مداحی و روضه ندارند. پس بهتره براشون برنامه داشته باشیم. ‌ ❌ یکی از ابزار هایی که می تونیم همراه خودمون ببریم، *چسب کاغذی* هست. ‌ هم سبکه، هم جا نمیگیره هم میشه باهاش کلی بازی کرد. ‌ مثلا؛ روی زمین یه بازی بکشیم؛ مثل دوز. باهاش کاردستی درست کنیم. جاده درست کنیم و ماشین بازی کنیم. باهاش نقاشی بکشیم. ‌ ✅ وقتی برای بچه ها برنامه ی بازی داشته باشیم، به بچه ها خوش میگذره و روزهای بعد با اشتیاق بیشتری میان. ‌ #سرباز_حسینم #هیئت #محرم #کودک #چمرانی_ها

12 شهریور 1398 16:09:45

14 بازدید

chamran_kids

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آن‌سن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇

11 تیر 1399 18:56:06

0 بازدید

chamran_kids

. بعد انتخاب خاله های عزیز و مهربان چمرانی وقت آن شد که از #روش_های_آموزشی متفاوتمان برایتان بگوییم:) . خیلی از بچه ها علاقه ی خاصی به #درس_فارسی نداشتند اما دخترهای ما عاشق سرو صدا و #بازی بودند پس تصمیم گرفتیم درخلال بازی های متناسب با هرپایه ی ادبستان درس فارسی را با روش های جدید به بچه ها #آموزش دهیم. . چند مورد از بازی ها را باهم بخوانیم:😇 . 🔸ردپای نارنجی: در کلاس اول زمان هایی که میخواستیم حرف جدیدی یاد بگیریم یک مهمان داشتیم، اسمش نارنجی بود. او هربار با غافلگیری های مختلف حروف را به بچه ها یاد میداد. روی وسایلی که صدای حرف موردنظر را داشت ردپا به جا میگذاشت و بچه ها باید ردپاها را دنبال میکردند و حرف جدید را حدس میزدند! . 🔸صداسازی: تولید صدا و آهنگ ساختن با حروف مختلف همراه با تق تق مدادها روی میز،از روش هایی بود که به شدت آن ها را به وجد می آورد. بازی هایی مثل شکارچی کلمات،کارت بازی، برج هیجان و ...هم از موارد دیگر است! . 🔸مزرعه کلمات: از کلاس دوم در کلاس ما بستر ثابتی به نام مزرعه ی کلمات وجود داشت. این مزرعه ی کلمات توسط خود بچه ها درست شده بود. وقتی به سراغ درس جدید فارسی می رفتیم دخترها کلماتی که به نظرشان مهم بود و ارزش املایی داشت را در مزرعه می نوشتند. خوبیِ مزرعه ی کلمات این بود که همیشه کلمات جلوی چشم بچه ها بود🤗 . این ها گوشه ای از روش های تقویت و آموزش فارسی به بچه ها بود که اگر بخواهیم همه را برایتان بگوییم یک کتاب میشود( اتفاقا درسایت چمرانی ها یک کتاب بازی فارسی برای کلاس اولی ها داریم 😊) اما به طور خلاصه میتوانیم برای همراهی بیشتر و یادگیری بهتر بچه ها از پروژه های نویسندگی، درست کردن کارت دعوت، کتاب و قصه و کلی #بازی_خلاقانه استفاده کنیم. . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #دختران_چمرانی #چمرانی_ها

13 مرداد 1399 17:45:01

0 بازدید

chamran_kids

📚 وقتی با کودک سر‌وکار دارید، حتما تجربه ی هم‌بازی شدن با آنها راهم داشته اید. وقتی کودک می خواهد با لگو یک برج بسازد، چه می کنید؟ اجازه می دهید خودش آنقدر لگو ها را بالا و پایین کند تا راه چفت کردنش را یاد بگیرد یا همان اول، سریع لگو ها را از او گرفته و طریقه ی چفت کردن را یادش می دهید؟ در فعالیت های آشپزی و کاردستی چطور؟ پای کتاب خواندن و قصه گفتنش می نشینید؟ فرصت آزمون و خطا و تجربه کردن را به بچه ها می دهید؟ کودکان به فرصت نیاز دارند. هیچ عجله ای هم در تربیت شان نداریم. اجازه دهید خودشان کشف کنند و خودشان یادبگیرند و ما فقط درکنارشان باشیم.‌ ‌ در حسینیه کودک، سعی‌مان بر این است که این فرصت را به کودکان بدهیم. پنج ساله های چمرانی، هر روز فعالیت قصه گویی دارند. یکی از بچه ها که دوست داشت قصه بگوید، با همراهی خاله‌ها برای همه ی دوستانش قصه گفت. ‌ مربی: حدیثه ملکی، الهام قدمیاری ‌ #پنج_ساله_ها #قصه #قصه_گویی #مهارت #اعتماد_به_نفس #فرصت #کودک #تربیت #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

09 آذر 1398 16:41:34

0 بازدید

chamran_kids

🎉 ⏳ #روز_شمار_غدیر ‌ 🎊 بچه ها دیگه به این سن شون برنمی گردن. فرصت رو از دست ندین. برای جشن غدیر چی کار کنیم؟ ‌ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان

23 مرداد 1398 08:06:47

0 بازدید

chamran_kids

کره زمین بادکنکی🤩🌍 . برای انجام این پروژه هیجان انگیز به ابزارهای زیر نیاز داریم⬇️🤔 . ✅بادکنک ✅روزنامه ✅چسب ✅روبان ✅تعدادی دست هنرمند ☺ ✅ذهن های مسلط به درس👩‍🏫 ✅خلاقیت بچه ها😎 . در این فیلم دخترهای کلاس پنجمی چمران به همراه خاله شون یک کره زمین بادکنکی ساختند و روی اون نصف النهار مبدا و خط استوا رو با روبان رسم کردند، بعدش هم قاره ها رو روی اون قرار دادند😇 . ❗این پروژه ی ساده و جالب، نه تنها به تثبیت درس مطالعات اجتماعی دخترها کمک کرد؛ بلکه باعث شد کارگروهی شون هم تقویت بشه🤗 . 🌹این پست رو ذخیره کنید و برای معلم هایی که می‌شناسید بفرستید تا این پروژه رو با دانش آموزانشون تجربه کنند🌱 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #جغرافیا #کره_زمین #کلاس_پنجمی_ها #آموزش_پروژه_محور #مطالعات_اجتماعی

11 دی 1400 18:07:12

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

مدرسه ی مذهبی یا مدرسه ی گلخانه ای؟ کدام⁉️🤔 . 🔴اول کپشن رو بخون بعد عکس ها رو ورق بزن👆🏻🤗 . تا جایی که یادمه، خانواده ام دغدغه این را داشتند که به یک مدرسه مذهبی بروم. کلی ساعت در راه رفت و برگشت به مدرسه بودم چون اطرافمان مدرسه ی خوب و مذهبی نبود‌‌. . در همان مدرسه مثل خیلی از مدرسه های آن موقع، سخت گیری های زیادی نسبت به حجاب، نماز و خیلی چیزهای دیگر بود. به نظرم آن موقع این چیزها طبیعی تر بود یعنی نه اینکه رفتارهای چَکُشی به چشم ما نیامده باشد ولی حداقل در جامعه چیزهای خیلی متفاوت نمی دیدیم، چون نه مدرسه دوست داشت و نه خانواده این امکان را برایمان فراهم می کردند. . الان هم مدرسه ی قدیممان و خیلی از مدرسه های دیگر هنوز با همان سخت گیری ها هستند ولی انگار همه باور دارند که سخت گیری‌ها یک پوسته ی خیلی نازک و در حال ترک خوردن است و کم مانده به گوشت برسد، بر خلاف زمان ما. ولی اهالی مدرسه ها و حتی خانواده ها دوست ندارند تغییری در روششان بدهند یا کمی پوسته را ترمیم کنند. . برای خودم هیچ وقت این ماجرا حل نشد که چرا الان وقتی بچه ی من یک قدم بعد از درِ مدرسه چیزهایی می بیند که مو بر تن آدمیزاد سیخ می کند، هنوز ما اصرار داریم همه ی مادرهای بچه ها ولو صوری، چادری باشند یا وقتی موبایل و تبلت و اصلا چرا راه دور برویم همین تلویزیون خودمان همه چیز را صاف و پوست کنده کف دست بچه ها میگذارد، هنوز ما در مصاحبه ها از خانواده ها می پرسیم شما ماهواره دارید؟😑 مهمانی هایتان چطور است؟ 😒 روابطتتان با نامحرم و از این دست سوالات که رسما انگار خودمان داریم به طرف مقابل میگوییم باباجان بگو ما کاملا اهل رعایت هستیم حداقل جلوی شما رعایت می کنیم نگران نباشین.😅 چرا باید جوری جلوی هم باشیم که بچه ها یکی از مهمترین نکته های دین یعنی صادق بودن را ببوسند و کنار بگذارند؟🤔 . هیچ وقت یادم نمیرود روزی را که دوستم - در همان مدرسه ی خیلی معروف و مذهبی- که هم خودش هم مادرش خیلی خوب با چادر رو می گرفتند، بهم گفت: میخوام یه رازی بهت بگم، من چادری نیستم. من در حالیکه چشم هایم گرد شده بود، جواب دادم: داری الکی میگی،تو هیچ وقت اینطوری نیستی. او خندید و گفت: آفرین که اینقدر به دوستت اطمینان داری.😅 . و چند سال بعد عکس بی حجاب همان دوستم را در فضای مجازی دیدم....و دنیا برای چند لحظه، برایم متفاوت شد .....!🙃 . ادامه متن رو در عکس ها بخونید😊⬆️ . #مدرسه #مدارس_مذهبی #ثبت_نام_مدرسه #والدین #حجاب#چادر#حجاب_اجباری #تربیت_گلخانه_ای#مسئولین_مدرسه #تلویزیون

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

مدرسه ی مذهبی یا مدرسه ی گلخانه ای؟ کدام⁉️🤔 . 🔴اول کپشن رو بخون بعد عکس ها رو ورق بزن👆🏻🤗 . تا جایی که یادمه، خانواده ام دغدغه این را داشتند که به یک مدرسه مذهبی بروم. کلی ساعت در راه رفت و برگشت به مدرسه بودم چون اطرافمان مدرسه ی خوب و مذهبی نبود‌‌. . در همان مدرسه مثل خیلی از مدرسه های آن موقع، سخت گیری های زیادی نسبت به حجاب، نماز و خیلی چیزهای دیگر بود. به نظرم آن موقع این چیزها طبیعی تر بود یعنی نه اینکه رفتارهای چَکُشی به چشم ما نیامده باشد ولی حداقل در جامعه چیزهای خیلی متفاوت نمی دیدیم، چون نه مدرسه دوست داشت و نه خانواده این امکان را برایمان فراهم می کردند. . الان هم مدرسه ی قدیممان و خیلی از مدرسه های دیگر هنوز با همان سخت گیری ها هستند ولی انگار همه باور دارند که سخت گیری‌ها یک پوسته ی خیلی نازک و در حال ترک خوردن است و کم مانده به گوشت برسد، بر خلاف زمان ما. ولی اهالی مدرسه ها و حتی خانواده ها دوست ندارند تغییری در روششان بدهند یا کمی پوسته را ترمیم کنند. . برای خودم هیچ وقت این ماجرا حل نشد که چرا الان وقتی بچه ی من یک قدم بعد از درِ مدرسه چیزهایی می بیند که مو بر تن آدمیزاد سیخ می کند، هنوز ما اصرار داریم همه ی مادرهای بچه ها ولو صوری، چادری باشند یا وقتی موبایل و تبلت و اصلا چرا راه دور برویم همین تلویزیون خودمان همه چیز را صاف و پوست کنده کف دست بچه ها میگذارد، هنوز ما در مصاحبه ها از خانواده ها می پرسیم شما ماهواره دارید؟😑 مهمانی هایتان چطور است؟ 😒 روابطتتان با نامحرم و از این دست سوالات که رسما انگار خودمان داریم به طرف مقابل میگوییم باباجان بگو ما کاملا اهل رعایت هستیم حداقل جلوی شما رعایت می کنیم نگران نباشین.😅 چرا باید جوری جلوی هم باشیم که بچه ها یکی از مهمترین نکته های دین یعنی صادق بودن را ببوسند و کنار بگذارند؟🤔 . هیچ وقت یادم نمیرود روزی را که دوستم - در همان مدرسه ی خیلی معروف و مذهبی- که هم خودش هم مادرش خیلی خوب با چادر رو می گرفتند، بهم گفت: میخوام یه رازی بهت بگم، من چادری نیستم. من در حالیکه چشم هایم گرد شده بود، جواب دادم: داری الکی میگی،تو هیچ وقت اینطوری نیستی. او خندید و گفت: آفرین که اینقدر به دوستت اطمینان داری.😅 . و چند سال بعد عکس بی حجاب همان دوستم را در فضای مجازی دیدم....و دنیا برای چند لحظه، برایم متفاوت شد .....!🙃 . ادامه متن رو در عکس ها بخونید😊⬆️ . #مدرسه #مدارس_مذهبی #ثبت_نام_مدرسه #والدین #حجاب#چادر#حجاب_اجباری #تربیت_گلخانه_ای#مسئولین_مدرسه #تلویزیون

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن