kermaninarges_psych
دنبال کننده
54
پست
67
نرگس کرمانی"دکتری مشاوره" 🌾رواندرمانگر و مشاوره فرزند پروری 🎓 دانش آموخته منتالیزیشن از کانادا، SDTBM
پست های مشابه
kermaninarges_psych
شاید اولین چیزی که بعد از شنیدن این جمله به ذهنمون برسه اینه که خب، من که به بچم اعتماد دارم، پس این شامل حال من نمیشه! حالا سوال اینجا است که آیا این قدر اعتماد داری که اگه تا آخر بشقابش را نخورد تصور نکنی نمیفهمه واقفا گرسنه هست یا نه! آیا اون قدر اعتماد داری که لازم نباشه تایم دستشویی رفتن را مرتب بهش گوش زد کنی؟ آیا اون قدر اعتماد داری که خودش میفهمه کی باید بره بخوابه! دائما فکر نکنی آیا امروز، میوه خورد، گوشت خورد؟ گروههای مختلف غذایی بهش رسیده؟ اون قدر به نوجوانتان اطمینان داری که بتونی بهش اجازه بدی بره با دوستاش بیرون، و بتونه از خودش مراقبت کنه؟ اصلا اون قدر اطمینان داری که صبح که از خواب بیدار شد و گفت صبحانه نمیخوام، بهش اعتماد کنی که اگه گشنه باشه خودش میره یه املت درست میکنه و نوش جان میکنه؟ تخم مرغ درست کردن فکر کنم حداقل از ۵ سالگی دیگه امکان پذیر باشه، یا نه از اون والدینی هستیم که تا چهل سالگی هم باید زنگ بزنیم و جزئیات روزانه اش را سوال کنیم، انگار نه انگار که خودش میتونه مدیریت کنه! تو کامنت برام بنویسید که کجاها بوده که اعتماد کردن به بچه ها سخت بوده، خیلی سخت! #والدین_موفق #روانشناسی #روانشناسی_کودک #اعتماد #ارزش #انگیزشی #شاد #آرامش #موفقیت
17 تیر 1401 14:02:11
28 بازدید
kermaninarges_psych
حس آرامشش را دوست داشتم. منو از همه تنش های مادرانگی ام به ساحل آرامش دعوت میکنه.
17 مرداد 1399 20:14:42
1 بازدید
kermaninarges_psych
حالم سرجا نبود. روز سختی را از لحاظ ارتباطات شغلی گذرونده بودم. سرم داشت میترکید. رفتم براش قصه بگم. دراز کشید و گفت کاشکی الان تو طبیعت بودیم و ستاره ها رو تماشا میکردیم. گفتم آره، خیلی خوب بود. ولی این که آدم تو خونه خودش تو آرامش بخوابه هم خیلی عالیه. حس خوبم را گرفت و زیر پتو جابجا شد. دلم میخواست براش از دلتنگی های امروزم بگم. ولی آب دهنم را قورت دادم و از درخت های آلبالو گیلاس بچگی ام گفتم. همین موقع ها که همسن تو بودم، ۵ یا ۶ ساله. همین موقع های سال که میشد تو حیاط خونه آلبالو ها میرسید. و آماده چیدن میشد . باهاشون گوشواره درست میکردیم. خنکی آلبالو های پشت گوشم را هنوز حس میکنم. خندید، مامان چه قدر شاد بودی! شاد بودم؟ مطمئن نیستم! خوشحال شدم که خیلی چیزهای دیگه را نگفتم. خیلی از دلتنگی ها از مادر بودن توی جامعه بزرگسال. با ادعاهای فمینیستی! و واقعیت های محدود کننده و بی اعتبار کننده. خوشحال بود. خوابید. واقعیت مثل شمشیر دو لبه میمونه. من مادر حق ندارم فشارها و استرس های زندگی بزرگسالانه خودم را به کودکم نشون بدم. ولی مجبور هم نیستم تمام مدت خوشحال ترین مادر دنیا باشم و اون هیج وقت یاد نگیره که با غم یا بقیه نگرانی ها در این دنیا چی کار باید کرد! #درد_دل_برای_کودک_ممنوع #حق_تو_شاد_بودنه #حق_من_شادی_از_شادی_تو
25 خرداد 1400 06:26:24
2 بازدید
kermaninarges_psych
در این دوره از دریچه ای به مدرسه رفتن بچه ها نگاه میکنیم که به جای استرس و نگرانی از سالهای اولیه تحصیل فرزندمان تجربه ای پر از انگیزه و استقلال و لذت یادگیری داشته باشیم. و مقدمه ای شود برای موفقیت و بالندگی سالهای پیش رو. خوشحال میشم اگه این پوستر را برای افرادی فکر میکنید براشون مفیده بفرستید و در چرخه آگاهی سهیم باشید.
26 آبان 1400 16:56:06
1 بازدید
kermaninarges_psych
یه لحظه صبر کنیم، نگاه کنیم، ببینیم داره چه اتفاقی بین ما میافته؟ حواسمون به کیفیت رابطمون هست؟ حواسمون هست که داریم چه قدر زمانی که نیاز نداره و توانمنده به خودمون میچسبونیمش؟ و چه قدر زمانی که به حمایت نیاز داره تشویقش میکنیم به حرکت کردن به یادگیری جدید، آموزش های زورکی. انگار نه انگار خودش میتونه درک درستی از درونیاتش داشته باشه. در ظاهر میخوایم که قوی و با اعتماد به نفس عمل کنه، ولی یک ذره اعتماد نداریم که میتونه خودش و نیازهاش را مدیریت کنه! بی توجهی به این دو نیاز اساسی در کودک ، ارتباط ایمن و همدلانه و استقلال و خود مختاری. رشد شخصیت را تحت تاثیر قرار میدهد. دقیقا همان نقاطی که والدین دلشون میخواد قوی و عالی رشد کنه، مثل:عزت نفس، ایمنی، خودسرزنشی. #فرزندپروری #امنیت #استقلال #ذهنی_سازی # دلبستگی #شخصیت #رشد #موفقیت #پیشرفت #والدین_آگاه #شادی #مشاوره #رواندرمانی #والدگری #موفقیت #ترس #مقایسه #کنترلگری #انگیزه #عزت_نفس #اهمالکاری #روانشناسی_کودک #والدین_آگاه_فرزندان_موفق #کودک_شاد #کودک #نرگس_کرمانی_مشاوره
26 مرداد 1401 15:40:58
32 بازدید
kermaninarges_psych
وینیکات (روان درمانگر مشهور کار با کودکان و خصوصا نوزادان) معتقده ما کودک تنها و والد تنها نداریم. یک زوج والد و کودک داریم. که نمی تونیم هیچ کدام از اونها را به تنهایی ببینیم. این ترکیب هست که قابل بررسی و تحلیل و تغییره! وی معتقده رشد نوزاد در یک فرآیند بین اذهانی شکل میگیرد. در واقع نوزاد با توجه به تدارکات زیستی، روانی و عاطفی که برای او فراهم میشود، خودش را میشناسه و به ادراک از جهان بیرون دست پیدا میکنه. هر انسانی با ظرفیت بالایی از بلوغ به دنیا میاد و این قدرت تسهیل گری والد است که تعیین میکنه چه قدر این قدرت به رشد برسه یا به بن بست برخورد کنه. و برای همه اینها یک " والد به اندازه کافی خوب" کافی است.
16 شهریور 1399 19:31:50
0 بازدید
نرگس کرمانی
0
0
یکی از مهمترین سوالاتی مراجعین میپرسند، اینه که میشه بهم راهکار بدید؟ من نمیدونم چرا این مشکل به وجود اومده؟ چه طور بعضی ها بچه شون یا همسرشون مثل موم تو دستشونه! ارتباط بسیار عمیقی دارند در حالی که من دیدم حتی گاهی با تحکم هم با بچه برخورد میکنند. ولی ما که این همه امکانات براش فراهم کردیم هیچ حرف شنوی ازمون نداره؟! گویی افراد با کوهی از اضطراب میاند و از ما راهکار میخواند یه چیزی شبیه قرص یا شربت که زود جواب بده، ولی واقعیت اینه ارتباط عمیق و موثر یک سری قوانین و قواعدی داره که حتی یاد گرفتنی هستند. فرایند تغییر، مستلزم نگاه خیلی عمیق به آنچه رخ داده است، چیشد که اینجوری شد؟ در لایو فردا شب به اتفاق دوست و همکار عزیزم قراره یکم درباره چیشد که اینجوری شد و چی کار کنیم، حرف بزنیم؟ برای هرکسی که فکر میکنید ممکن هست بهش احتیاج داشته باشه بفرستین و باخبرشون کنید چون صحبت هامون در زمینه همه ارتباطات کاربرد داره نه فقط والد و فرزند🌿💡 میبینمتون☺ دوست و همکار عزیزم😘💡 : @fatemehsadatardestani ❤