chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آنسن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇
11 تیر 1399 18:56:06
0 بازدید
chamran_kids
بیا یه بار برای همیشه تکلیف رو روشن کنیم❗🤔👇🏻 بچه که بودم از حدودا همین موقع ها تلفن خانه مان یک ریز زنگ میخورد و این ماجرا تا آخر شهریور و حتی اوایل مهر ادامه داشت. من به عنوان منشی و فردی بسیااااررر علاقه مند به تلفن و صحبت کردن سریع گوشی را برمی داشتم و بعد از سلام و احوالپرسی به پدرم میدادم و یا اسم تماس گیرنده را می نوشتم تا بعدا بگویم که تماس بگیرند. کم کم متوجه شدم هر شغلی، یک وقت هایی گُل میکند و برای خانواده ی فرهنگیِ ما گلِ زمان، بهار و تابستان است که مردم میخواهند برای بچه هایشان مدرسه انتخاب کنند. . زمان گذشت و الان روزی نیست که پیامی برای ما نیاید یا تماسی نداشته باشیم مبنی بر اینکه: مدرسه تون هنوز جا داره؟🥺 مدرسه خوب سمت ما کجا رو میشناسین؟🤔 به نظرتون چه جور مدرسه ای برای بچه ی ما بهتره مدرسه ی سمتی یا از این امروزیا؟😥 . و من هر روز فکرم بیشتر درگیر انتخاب مدرسه برای خانواده ها و انتخاب خانواده برای مدرسه ها میشود! . به نظرم بد نیست یک بار برای همیشه تکلیف خودمان و بقیه را روشن کنیم و در یک تریبون رسمی و با وسعت زیاد مثل اینستاگرام نظراتمان را واضح و شفاف بگوییم!!! و البته تاکید میکنیم این نظرات شخصی ماست، حاصل ۱۰ سال کار و تجربه و البته سابقه ی کار فرهنگیِ خانوادگی مان....😇 . و به تمام مدرسه ها و خانواده در اقصی نقاط ایران و چه بسا دنیا احترام میگذاریم....! کسانی که با بهترین سال های عمر هر کودک و نوجوانی سر و کار دارند....😊 . پ.ن: از امشب به مدت دو هفته، قراره براتون یه سری پست داشته باشیم که بتونیم تو روند شناخت مدارس و معیارها و انتخاب بهترین گزینه ی مخصوص خودتون، بهتون کمک کنیم🌱🌹 . ⭕پس لطفا این پست رو سیو کنید و برای همه والدین و معلم ها و کسایی که تو فکر انتخاب مدرسه هستن بفرستید🤗 . #مدرسه #انتخاب_مدرسه#ثبت_نام_مدرسه #والدین#کادر_آموزشی#فرهنگیان #کودک#معلم#آموزش_پرورش
03 خرداد 1400 17:40:17
0 بازدید
chamran_kids
. #ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت اول "بهترین فرصت " . همیشه دوست داشتم آدم خَفنی باشم. همهفنحریف. از هر انگشتم یک هنر بریزد. #دانشمند، #مخترع، #سرباز، کارآگاه، سیاستمدار، #مدیر، #بازیگر، #فوتبالیست و خلاصه یک همهفنحریف که از پس همهچیز بربیاید. . یک دوره دوست داشتم چیزهای مختلف اختراع کنم؛ یک اسلحه عجیبوغریب،موشکی که با سوخت هویج به فضا برود،یکزمانی هم دوست داشتم کارآگاهی باشم که پیچیدهترین پروندهها را حل کند. من میخواستم از اتفاقات خطرناکی که هیچکسی خبر ندارد، خبر داشته باشم و از آنها جلوگیری کنم. منتظر بودم تا به مدرسه بروم و تمام این تجربههای جالب را در مدرسه داشته باشم. . وقتی مدرسه رفتم، دیدم آنجا اصلاً جایی برای کارهای خفن نیست. مدرسه جایی است که فقط باید یک سری چیزهای تکراری بخوانی و امتحان بدهی. به این نتیجه رسیدم، خفن بودن در مدرسه به نمره بالاست. نمرهای که برای من نه نان شد و نه آب. بالاخره یکراهی برای رسیدن به علاقههایم پیدا کردم. تابستان بهترین فرصت بود. سه ماه که میشد بدون فکر به نمره و مدرسه، خفن بودن را تمرین کرد. در پست های بعدی میخواهم چند ماجرا از آن تابستانها را تعریف کنم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها
25 تیر 1399 19:44:44
0 بازدید
chamran_kids
🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران
04 خرداد 1399 22:04:31
0 بازدید
chamran_kids
📣 📣 ادبستان پسرانه شهید چمران، از میان علاقه مندان #آقا، به صورت #تمام_وقت دعوت به همکاری می نماید. 📝 برای ثبت نام و تکمیل فرم به آدرس زیر مراجعه کنید: chamraniha.com #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #دبستان #معلم
16 اردیبهشت 1398 06:28:32
0 بازدید
chamran_kids
💡 💡دغدغه تربیت دینی در هفت سال دوم، پررنگ تر می شود. چه برای دختران و چه برای پسران چون به سن تکلیف نزدیک می شوند. وجود یک الگوی خوب می تواند یک راه حل باشد. پس اول باید روی خودمان به عنوان، پدر، مادر و یا مربی کار کنیم تا بتوانیم الگوی خوبی برایشان باشیم. سربازان کلاس اولی، آمادگی شان برای فرمانبرداری از فرمانده شان، اعلام کردند. فرمانده یک الگو برای پسران است. اين گردان قراره در آينده خيلي كار هاي بزرگي بكند. شرط اصلی انجام این کارها، اطاعت از فرمانده است. و پسرها برای فرمانبرداری از خداوند، آماده می شوند. مربی: علی قطبی اگر دوست دارید در مورد تربیت دینی بیشتر بدانید، منتظر باشید...کارگاه مجازی تربیت دینی تا چند روز دیگر... #کلاس_اولی_ها #تربیت_دینی #کودک_دیندار #چمرانی_ها #آداب_دانی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #کارگاه #کارگاه_مجازی
02 آذر 1398 13:10:33
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
📞 پسر من همش به برادر کوچیکش گیر میده و باهم دعواشون میشه... دختر من خیلی خجالتیه. بیرون که میریم فقط چسبیده به من... بچه ها رو از کی باید محل خوابشون رو جدا کنیم؟ منبع دینی برای تربیت جنسی داریم؟ اگه این سوالات، سوال های شما هم هست، می تونید از مشاوره ی تلفنی چمرانی ها استفاده کنید. یک مشاوره بومی، دینی و در دسترس! اطلاعات بیشتر و تکمیل فرم 👇 chamraniha.com #مشاوره #مشاوره_تلفنی #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران