chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
. 📝قسمت چهارم(قسمت پایانی) . "مدیرمدرسه۲" . فکر میکنم یکی از بهترین حس های دنیا این است که کسی باشد که بتواند ماراخیلی خوب بشنود و درک کند؛ به خصوص اگر مثل توتوچان در دوران تحصیل از آن بچه های بازیگوش بوده باشیم بهتر متوجه میشویم که بعد کلی سرزنش و نصیحت شنیدن از بزرگتر ها و اخراج شدن از مدرسه و ... هیچ چیز شیرین تر از این نیست که نه تنها کسی مارا بپذیرد بلکه حاضر باشد مثل یک پدر مهربان به حرف های جورواجور ما گوش بسپارد... . آقای کوبایاشی همان مدیر مهربانی بود که توتوچان را دلسوزانه پذیرفت و با محبت و اطمینانی که به او بخشید از او یک دختر توانمند ساخت که با وجود تفاوت هایش اما هیچ وقت حس ناتوانی و متفاوت بودن نکرد و توانست در مسیرآینده اش موفق باشد!:) . شما هم تا به حال در زندگی با این انسان های تاثیر گذار روبه رو شده اید که در مسیررشد شما موثر بوده باشند ؟😊 . پ.ن: #کتاب_توتوچان از آن کتاب هاییست که تعامل بین بچه ها و مدیر،روش های آموزشی خاص و بها و ارزش دادن به تجربیات کودکان را بسیار زیبا به تصویر میکشد! برای تهیه ی کتاب به: @chamran_gifts مراجعه بفرمایید🌸 . #مدرسه_رویایی #کتاب_خوب_بخوانیم #کتاب_توتوچان_دختری_آنسوی_پنجره
24 تیر 1399 18:28:02
0 بازدید
chamran_kids
🌼 کلی از خاطرات بچگی های ما در پارک گذشته. پارکهای محدودی که زمان ما وجود داشت و امکانات محدودتر داخل پارکها چقدر برای ما جذاب و دوست داشتنی بودند. الان پارکها زیاد شده و امکانات داخلش زیادتر. ولی استفاده بچه ها از طبیعت هر روز محدود و محدودتر میشه. به بهانه گرمای تابستان، آلودگی پاییز، سرما و برف زمستان و بارندگی بهار و البته خستگی، بی حوصلگی و اشتغال ما بزرگترها چقدر خوبه که بتونیم برنامه هفتگی پارک رفتن با بچه ها داشته باشیم. شاید لذت بردن ما کمتر از خود بچه ها نباشه، اگر بچه بشیم و فاصلمون رو با اونها کمتر کنیم. پ ن: با مادرهای بچه های ۵ ساله حسینیه کودک رفتیم پارک آزادگان. دویدیم، روی چمنها قل خوردیم، تاب و سرسره سوار شدیم، کاردستی درست کردیم و چندین کار جذاب دیگه. خیلی خوش گذشت. امتحان کنین. #پنج_ساله_ها #اردو #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
17 آذر 1397 15:32:51
0 بازدید
chamran_kids
📏 آشنا شدن با حساب و کتاب برای بچه ها لازمه. خرید و فروش هم میتونه تجربه شیرینی براشون باشه. هم حساب و کتاب، هم خرید و فروش به بچه ها کمک می کنند به صورت غیرمستقیم با مفاهیم ریاضی آشنا بشن. وقتی همه این کارها با علاقه انجام بشه میتونیم بگیم اونها نسبت به ریاضی علاقه مند شدن و این درس براشون کاربردی میشه. قطعا حفظ کردن مفاهیم زودتر نتیجه میده ولی معلوم نیست وارد زندگی روزمره اونها بشه و بتونن بهترین استفاده رو از مفاهیم ریاضی بکنن. پسرهای کلاس دوم ادبستان، تصمیم گرفتن برای روز بازارچه بسته های نخودچی و کشمش آماده کنن. اینجاست که معلم خلاق از این بستر، بهترین استفاده رو برای مرور مفاهیم ریاضی انجام میده. هم بچه ها یک عالمه نخود و کشمش خوردند، هم بازیهای ریاضی انحام دادن و هم بالاخره چند تا بسته برای بازارچه آماده کردن. #کلاس_دومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #ریاضی
05 آذر 1397 06:26:41
0 بازدید
chamran_kids
🌊 ما هم اگه برنامه ی آب بازی نذاریم، چمرانی ها خودشون میذارن😊 #آب_بازی #اردو #پنج_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
22 تیر 1398 05:06:38
0 بازدید
chamran_kids
کتابخون ها کپشن رو بخونید😎⬇️ . قراره باهم ادامه کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر رو جمع خوانی کنیم 📚 . ☑️این هفته نکات بخش ۳۳ تا ۴۰رو باهم خوندیم، شما هم تو خونه حتما بخش های بعدی رو بخونید! . ✅ویدیو رو تا انتها ببینید چون نکته های کاربردی گفتیم که نباید از دست بدید.... 😊 . ‼️‼️ پست رو ذخیره کنید تا یادتون نره کتاب رو بخونید و تمرینات رو انجام بدید! . ⁉️شما این کتاب رو خوندین؟ چطوره؟ نظرتون رو برامون کامنت کنید👇🏻 ☘️ راستی معلم های کتابخون رو به جمع ما دعوت کنید که جانمونند🤗 #معرفی_کتاب #کتاب_خوب #کتاب_نوجوان #کتابخوانی#معلم_خوب#مشاور_مدرسه #ته_کلاس_ردیف_آخر_صندلی_آخر
06 مرداد 1401 14:25:45
2 بازدید
chamran_kids
🌱 ✅ عبیدالله بن عتبه چنین می گوید: «نزد حسین بن علی(ع)بودم که علی بن حسین(ع) وارد شد. حسین(ع)، امام سجاد(ع) را صدا زد، در آغوش گرفت و به سینه چسبانید. میان دو چشمش را بوسید و سپس فرمود: پدرم به فدایت باد، چقدر خوشبو و زیبایی!» 🎉تولد بابا حسین، بابای همه ی بچه ها مبارک... 💡 می تونیم ماهم امروز رو جشن بگیریم. برای بچه ها هدیه بگیریم، باهم پارک بریم و به آنها محبت کنیم. و خلاصه یه خاطره ی خوب تو ذهنشون ماندگار کنیم. #چهار_ساله_ها #اردو #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
20 فروردین 1398 05:05:59
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران