پست های مشابه

chamran_kids

. "زیارت باطعم دوستی" . تو مدرسه ی ما، پای ثابت مناسبت های مذهبی، رفتن به اردوهای زیارتی هست. مثلاً پارسال در ایام محرم و صفر،به امامزاده سیده ملک خاتون رفتیم. اون روز بعد زیارت، با دخترها تصمیم گرفتیم یه هیئت راه بندازیم و نذری درست کنیم، پس گروه گروه به صورت کلاسی نشستیم و برچسب های رنگی برای لقمه هامون آماده کردیم که روی اونها یا زینب و یا حسین و...نقش بسته بود. . بعد تهیه ی نون پنیر سبزی های ساده و خوشمزه، اونها رو بین افراد داخل امام زاده و در اطراف اون پخش کردیم.😊 . یه فعالیت دیگه هم این بود که تو محوطه امامزاده نشستیم با خرده های کاغذرنگی و مقوای مشکی پرچم ساختیم. . بعدشم با یه دسته ی کوچیک عزاداری از دخترهای چمرانی به سمت سرویس راه افتادیم. . این امامزاده به خاطر محوطه ی بزرگش خیلی برای بچه ها دوست داشتنی هست چون نه تنها در اون کلی فعالیت قشنگ و بازی هیجانی انجام میدن، بلکه همین که به یه امام زاده ی خانم سر میزنند، براشون جالبه و براشون خاطره ی خوشی رو رقم میزنه🤗 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #اردو_های_چمرانی #امام_زاده_سیده_ملک_خاتون #زیارت#اردوی_زیارتی

08 مهر 1399 16:45:40

0 بازدید

chamran_kids

📝🖤 امام نشانه‌ها ‌‌‌. ‌ 📝 هر حرفی شأن و جای‌گاهی دارد، که کم‌تر به آن توجه می‌کنیم. اگر حروف را صداهای بی‌اثری قلم‌داد کنیم، که جز نحوه‌ی گفتنشان تفاوتی ندارند، در ظاهرشان باقی می‌مانیم و خوب آن‌ها را نمی‌شناسیم. این ظلم در حق حروف است. ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌.‌‌‌ ‌‌‌📝 حروف *" ا "* ، *" م "* و *" م "* از صداهای اصلی کلمه‌ی مادر در بسیاری از زبان‌های زنده‌ی دنیا است؛ زیرا نوزادی که بلد نیست، حرف بزند، برای جلب توجه مادرش این صداها را از دهانش بیرون می‌دهد؛ البته نه به‌شکل آگاهانه؛ بلکه به‌صورت طبیعی و فطری. ‌‌ ‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌ 📝پ.نوشت: تلاش های یک معلم کلاس چهارمی برای طراحی پروژه ای مرتبط با مفهوم امام . استفاده از حروف و ترکیب آن با نقاشی یکی از بستر های خوب برای طراحی است، و داشتن موضوعی مهم و بزرگ این بستر را تاثیرگذار تر می کند. .‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌#امام_نشانه_ها #پروژه #امام #صدا #نشانه #حرف #نقاشی #نقاشی_با_حروف #یک_معلم_چمرانی #کلاس_چهارمی_های_هنرمند

15 خرداد 1399 20:37:40

0 بازدید

chamran_kids

کیک خرمای سرآشپز کوچولو🤗 . بچه ی شما هم دوست داره تو افطار شریک بشه و یه چیزی برای سفره آماده کنه؟ 🤔 . پس دست به کارشید و باهم یه کیک خرمایی ساده درست کنید، یه ترکیب مقوی که به راحتی میتونه از پسش بربیاد...😉👆🏻 . ⭕وقتی به بچه ها فرصت انجام کارهای کوچیک رو میدیم و اجازه میدیم تو فعالیت های ماه رمضون شریک بشن، هم اعتماد به نفسشون تقویت و هم لذت و شیرینی این ماه براشون دوچندان میشه😍 . ❗این پست رو همین الان سیو کنید، برای دوستاتون بفرستید و حتما با بچه ها امتحان کنید😇 . #ماه_بندگی #ماه_رمضان #افطاری #افطار #کیک_خرما #خرما #آشپزی #سرآشپز_کوچولو #سرآشپز_کوچک #چمرانی_ها #فعالیت_ماه_رمضان

26 فروردین 1400 14:12:39

10 بازدید

chamran_kids

. یک جشن نیمه شعبان متفاوت🤗 . نیمه شعبان از اون مناسبت های مهمیه که تلاش کردیم حسابی برای بچه ها خوشمزه و خاطره انگیز باشه:) . دخترها برای تولد امام زمان، تصمیم گرفتن دست به کار بشن و درقالب پروژه ی هنر‌،ریسه های تزئینی درست کنند. بچه ها روی ریسه ها "یامهدی" نوشتن و کلاسشون رو با ریسه های دست ساز تزئین کردن. . از برنامه های خوشمزه ی روز عید، درست کردن پیتزاهای چمرانی بود. از خمیر گرفته تا خرد کردن مواد و گذاشتن در فر، به عهده ی خود بچه ها بود. . اینکه دخترها مسئولیتی رو کامل خودشون انجام دادن و ناهار اون روزشون رو هرجوری دوست داشتن درست کردن، حسابی براشون لذت بخش بود. . هم خوانی شعر "ای ولی عصر ای امام زمان ...." جز برنامه های روز نیمه شعبان بود. . بعد ساعت از مدرسه هم موکب نیمه شعبان داشتیم که برپایی غرفه ها و آماده کردن وسایل با دخترها بود. دخترهایی ادبستانی میزبان بچه هایی بودند که به موکب آمدند و باهم نقاشی کشیدند و فعالیت انجام دادند. . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #نیمه_شعبان#جشن #جشن_های_چمرانی #امام_زمان_عج

24 شهریور 1399 17:27:16

0 بازدید

chamran_kids

دیگه وقتشه مدرسه ی خوب رو بشناسیم‼️🤔 . خیلی از ما بزرگترها تصاویر تکراری از مدرسه داریم و فکر میکنیم همینکه بچه ها پشت میز و نیمکت بشینند، با هر شیوه ای درس هارو از بر بشن و آخر سال هم یه کارنامه پر از ۲۰ تحویلمون بدن، تو مدرسه ی خوبی تحصیل و رشد کردند اما....❗ . از نظر ما مدرسه ی مطلوب و خوب جایی هست که ... . ورق بزنید و بخونید 😊👆🏻 . ⭕ این پست رو ذخیره کنید وبرای والدین بفرستید، شاید برای انتخاب مدرسه به این معیارها نیاز داشته باشن😇 ⁉️اگه مدرسه ای با این ملاک ها میشناسید در کامنت معرفی کنید تا همه باهم بشناسیمشون🤗 . #مدرسه #مدرسه_خوب #مدرسه_مطلوب #ثبت_نام_مدرسه #ملاک_مدرسه_خوب#آموزش_پروژه_محور#آموزش_چند_بعدی #برنامه_انعطاف_پذیر#تسهیلگر #معلم_آگاه

30 دی 1400 12:24:36

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 همیشه وقتی تجربه های خوب، تو مناسبت های مختلف اتفاق بیفته، حس و خاطره اش تا سال ها تو ذهن آدم می مونه. قبول دارین؟ مثلا پیتزا و پیتزا درست کردن برای بچه ها جذابه. ماهم تصمیم گرفتیم به مناسبت جشن تولد انقلاب، با همکاری خود بچه ها، پیتزا درست کنیم. ‌ شما جشن انقلاب و راهپیمایی با چی براتون تداعی میشه؟ ‌‌ #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #امید_هویت_می_دهد #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #والعاقبه_للمتقین #اندکی_صبر_سحر_نزدیک_است #ایران #هویت_ملی #من_یار_انقلابم #امید #غرور_ملی #چمرانی_ها

23 بهمن 1398 18:11:34

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن