پست های مشابه

chamran_kids

این ۳ تا آزمایش ذره بینی رو حتما با بچه ها انجام بدید🤩😎⬆️ . در این فیلم ۳ تا آزمایش جالب و هیجان انگیز درس علوم کلاس پنجم رو براتون گفتیم که بچه ها با خاله شون انجام دادند و حسابی لذت بردند🤗⬇️ . ✅ آزمایش اول و سوم به ترتیب ترکوندن بادکنک و سوزوندن پلاستیک با نور آفتاب و ذره بین هست که روز اردوی حضوری و درپارک باهم تجربه کردند😍 . ✅دومین فیلم، تردستی یکی از دخترهای عزیز کلاس پنجمی هست که با قصه ی خلاقانه خودش آزمایش علوم رو برای معلم و دوستانش انجام داده😊 . پ.ن: چیزی که در آزمایش های علوم خیلی اهمیت داره اینه که به بچه ها فرصت تجربه و آزمایش بدیم تا خودشون نتایج و قوانین علمی رو کشف کنند 🧐 . ❗❗❗شما هم حتما با بچه ها یا دانش آموزان کلاس پنجمی تون انجام بدید و نتیجه رو برامون کامنت کنید👇🏻😇 . 🔴این پست رو ذخیره کنید و برای معلم هایی که می‌شناسید بفرستید😉 . #آزمایش_علمی #علوم_دبستان #علوم_پنجم_دبستان #پنجم_دبستان #درس #آموزش_پروژه_محور #آموزش_علوم#تجربه#کشف#آزمایش #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

24 مهر 1400 14:24:35

0 بازدید

chamran_kids

امام حسین دوستت داریم...❤ . هرقصه ای یک روز تمام میشود جز قصه ی امام حسین.... . #محرم #تاسوعای_حسینی #عاشورای_حسینی#هیئت_کودک #امام_حسین_علیه_السلام #قصه #نمایشگاه_عطر_سیب٩٨

08 شهریور 1399 09:35:18

0 بازدید

chamran_kids

🏴 اگه یادتون باشه گفتیم که می خوایم محرم امسال رو برای بچه ها متفاوت کنیم. چرا؟ عزاداری ها بخش مهمی از زندگی ما بچه مذهبی ها رو در برمیگیره. و خب محرم و صفر اوج عزاداری هامونه... طبیعتا بچه ها هم درگیر این فضا می شوند. اما آیا درک کودکان از واقعه کربلا مثل ما بزرگتراست؟ پس باید فکر دیگه ای کرد: برای داشتن حال خوب از هیئت برای علاقه مندی بچه ها به دین برای انتقال آموزه های اسلامی به بچه ها و برای تربیت صحیح اسلامی؛ یا می تونیم جاهایی بریم که هیئت کودک داشته باشه. یا کنار خودمون فضای بازی شون رو فراهم کنیم. هر روز یک پیشنهاد برای فعالیت های مادر ها و پدر ها و کسانی که می خوان هیئت کودک داشته باشن، داریم. پویش #سرباز_حسینم رو دنبال کنید. عکس رو ورق بزنید و برناممون رو ببینید. ‌#هیئت #هیئت_کودک #با_مادر_در_هیئت #با_پدر_در_هیئت #محرم #کودک #چمرانی_ها ‌ یادمون باشه که عزاداری فقط سخنرانی گوش کردن و گریه کردن نیست...اگرچه این ها خیلی خوبه و منکرش نیستیم. عزاداری می تونه تربیت یک نسل حسینی باشه با بازی کردن با بچه ها و نشوندن یک لبخند روی لب هاشون تو شبهای هیئت... ا

09 شهریور 1398 16:09:17

0 بازدید

chamran_kids

🌱 🌱بهارتون مباررررک... سفره هفت سین به سبک دخترهای کلاس دومی... #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

01 فروردین 1398 09:36:53

0 بازدید

chamran_kids

🌱 🔆 پيامبرخدا صلي الله عليه و آله: خَمْسٌ لآأَدَعُهُنَّ حَتَّى الْمَماتِ: ... وَالتـَّسْليمُ عَلَى الصِّبـْيانِ لِتَكُونَ سُنَّةً مِنْ بَعْدى. [مكارم الاخلاق، ج 1، ص 251.] ‌ 🍀 پنج چيز را تا هنگام مرگ رها نمى كنم كه پس از من جزء آيين شوند: [يكى از آنها] سلام كردن به كودكان است. ‌ ⭐️ مبعث پیامبر خوبی ها، مبارک ⭐️ ‌ 📎 تزیین کوپه قطار، به مناسبت مبعث 💡شما برای جشن امروز، چه کارهایی کردین؟ #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

14 فروردین 1398 07:33:19

0 بازدید

chamran_kids

سرنخ خودت رو پیدا کن😎🧐 . گنج یابی یکی از فعالیت های هیجان انگیز و فوق العاده هست که برای هر سنی از بچه ها جذابه اما نکته مهم اینه که وقتی مخصوص پسرهای کلاس پنجمی باشه، مسیر پیچیده تر و سخت تر میشه😅🤩 . مثلا در این گنج یابی⬆️، پسرها به گروه های سه نفره تقسیم شدن و باید هرگروه سرنخ ها و گنج خودش رو کشف می‌کرد، البته سکه های راهنما هم داشتند که هروقت به مشکل خوردند، به کمکشون بیاد😁 . ✅حالا جالب اینه که بچه ها در خلال این فعالیت، تونستند معماهای علوم،ریاضی، اندازه گیری با متر و ساخت اوریگامی و کار گروهی حرفه ای رو هم تجربه کنند🤗 . پ.ن: این فیلم بخشی از گنج یابی پسرهای کلاس پنجمی چمران هست که در اردوی پارک به همراه عموشون انجام دادند😊 . ⭕این پست رو ذخیره کنید و برای والدین و معلم ها بفرستید🌱 . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #گنج_یابی #ریاضی_دبستان #علوم_پنجم_دبستان #بازی_درسی #آموزش_بازی_محور #کلاس_پنجم #پسران_چمرانی

08 آذر 1400 11:44:04

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آن‌سن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آن‌سن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن