chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
جلسه فردی به سبک چمرانی ها چه جوریه⁉️⬇️🤔 . ما معتقدیم یکی از مشکلات آموزش و پرورش، عدم توجه به تفاوت های فردی بچه هاست.🧐 . معمولا تو مدارس همه چیز برای همه ی دانش آموزان یکسانه و با همه با یه مدل برخورد می شه، درحالی که با تواناییها، نگاه ها، چالش ها و دنیاهای مختلف بچه ها رو به رو هستیم! 🤔 . اما در حسینیه کودک و ادبستان های شهید چمران، ماجرا کمی متفاوته.😊 . از نظر ما هر کودک یه سری ویژگی هایی داره که باید در مدرسه به صورت فردی بهش پرداخته بشه، پس در همین راستا، یکی از کارهایی که سعی کردیم تو این سال ها انجام بدیم تا تفاوت های فردی دانش آموز مشخص تر بشه، برگزاری جلسات فردی هر کودک با پدر و مادرش هست.😇 . ✅تو جلسات فردی، پدر و مادر، مربی کودک، معاون آموزشی یا مدیریت مجموعه حضور دارند. . ✅تو این جلسات در مورد ویژگی های مثبت، رفتار ها و چالش های کودک صحبت می شه و راهکارهایی متناسب با شرایط کودک و خانواده بیان میشه. . ✅تلاش مون بر این بوده که هر کودک رو خوب مشاهده کنیم، شرایط خانوادگیش رو در نظر بگیریم و جایی که لازم بوده، برنامه ریزی فردی انجام بدیم. . و البته در این میون، چیزی که هرگز ازش غافل نمیشیم مهربانی ها و همراهی های شماست که تو این سال ها، در گره گشایی چالش های خانواده ها با فرزندانشون و ترویج سبک تربیت اسلامی نقش زیادی داشته🌺😊 . ⁉️به نظرتون با چه روش های دیگه ای تو مدرسه میشه به تفاوت های فردی بچه ها توجه ویژه داشت؟ برامون کامنت کنید👇🏻 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #حسینیه_کودک_شهید_چمران #خانواده #مدرسه#دانش_آموز #آموزش_و_پرورش #تربیت_کودک #نذر_فرهنگى #آموزش_کودک #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
29 فروردین 1401 17:25:21
0 بازدید
chamran_kids
. پیام ما به مردم مظلوم فلسطین🇵🇸 . درسته که امسال راهپیمایی روز قدس برگزار نشد...😔 . درسته که نمی تونیم باحضور تو خیابون ها بر سر اسرائیل غاصب فریاد بزنیم و به فلسطینیان مظلوم بگیم که همراه و پشتیبان شون هستیم😔 اما... 📱 سعی می کنیم در فیلم هایی که خودمون می سازیم به فلسطینیان پیام امید و مقاومت بدیم و بگیم که ما همیشه به یادشون هستیم و پشتشون می مونیم 🤲 . پ.ن: تو این فیلم دختران کلاس چهارمی ادبستان شهید چمران پیام خودشون رو برای مردم فلسطین آماده کردند... به امید آزادی فلسطین عزیز!😇 . ⭕این پست رو سیو کنید و همین الان انقدر منتشر کنید تا به دست فلسطینی های عزیز برسه🤗 . 🌱شما هم جملاتی در حمایت از قدس عزیز برامون کامنت کنید👇🏻 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران#چمرانی_ها #فلسطين #القدس_عاصمة_فلسطين #القدس_لنا_الاقصى_لنا #نحن_صامدون #روز_قدس#مسجدالاقصی #ظهور #آزادی
17 اردیبهشت 1400 08:46:26
0 بازدید
chamran_kids
📖 📿 تسبیح حضرت زهرا طهورا دوست داشت مثل مادرش یک جانماز با مهر گلی داشته باشد. مادر و طهورا یک جا نماز دوختند و یک مهر خیلی قشنگ هم که پدرش از کربلا سوغاتی آورده بود، در آن گذاشتند. اما طهورا دوست داشت در جانمازش یک تسبیح هم باشد. مادرش یک تسبیح که از مشهد سوغاتی آورده بودند را به او داد. طهورا خوشحال شد و گفت: حالا چی باید بشمرم؟ مادر خندید و گفت: چیزی نباید بشمری. باید تسبیحات حضرت زهرا (س) را بگی. طهورا با تعجب گفت: تسبیحات حضرت زهرا چیه؟ مادر گفت: بشین تا برایت یک داستان تعریف کنم. اون قدیما، یک مامانی بود که چهار تا بچه کوچولو داشت. باید براشون غذا درست می کرد، نان می پخت. لباسشون رو می شست. خلاصه خیلی کار می کرد. مادر مهربان یک روز به پدرش گفت: میشه شما یه نفر رو یه من معرفی کنین که روزها، تو کار خونه به من کمک کنه؟ پدر مهربانش گفت: من یه راهی بهت یادمی دم که تنهایی کارهات رو انجام بدی و خسته هم نشی. با خاک و آب، گل درست کن ک اون رو به شکل دونه های ریز در بیار. بعد با یک نخ، دونه ها رو به هم وصل کن. هر روز، صبح و شب و بعد از هر نماز با استفاده از دونه ها، ۳۴ بار الله اکبر، ۳۳ بار الحمدالله و ۳۳ بار سبحان الله بگو. مادر طهورا گفت: آن مادر مهربان، حضرت زهرا (س) بود که از امام حسن، امام حسین، حضرت زینب و ام کلثوم مراقبت می کرد. پدر مهربان آن مادر هم، حضرت محمد (ص) بودند که دخترشان را راهنمایی کردند تا تسبیح درست کنند. 💡شما هم می تونید همراه بچه با کمی گل، نخ و سوزن پلاستیکی یه تسبیح درست کنید. #قهرمان_سازی #حضرت_زهرا
20 بهمن 1397 06:58:19
1 بازدید
chamran_kids
🔨 همه مون دوست داریم بچه هامون خلاق بشن. برای همینه که انواع و اقسام کلاسهای جورواجور میفرستیمشون. از کلاسهای خلاقیت گرفته تا اریگامی و سفالگری و هزار تا چیز دیگه سهم ما در خلاقیت اونها چقدره؟ یعنی چه کار کنیم خلاق تر میشن؟ مهم ترین کار اینه: یه کم بهشون فرصت بدیم ابزار در اختیارشون بذاریم و اجازه بدیم و اجازه بدیم و اجازه بدیم کار خودشون رو بکنن مطمئن باشیم نتیجش خیلی بهتر و موثرتر از صد تا کلاس، دوره و آموزشهای عجیب و غریبه پ ن: عکسها مربوط به ساخت و ساز پسرهای پیش دبستانی شهید چمرانه قرار نیست مرتب، تمیز و شیک باشن چون خود بچه ها درستشون کردن #پیش_دبستانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #کاردستی #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
07 آذر 1397 06:56:49
0 بازدید
chamran_kids
چهل چراغ: چراغ دوم هیئت کودک #هیئت_دانشگاه_شریف . چند روزی به محرم مانده بود و خیلی دلمان میخواست برای بچه ها کاری در این دهه انجام دهیم. چند جا هم برای کار با کودک، کنار هیاتهای مختلف رایزنی کردیم که به نتیجه نرسید. تقریبا داشتیم ناامید میشدیم که به واسطه یکی از دوستان از هیات دانشگاه شریف، با ما تماس گرفتند. صحبتهای اولیه انجام شد و قرار بر این شد ما ۱۳ شب، کنار هیات، برای بچه ها فعالیتهای مختلف داشته باشیم. یکی دو شب مانده به شروع هیات هم تصمیم گرفتیم قسمت پسرانه را از دخترانه جدا کنیم. و به سختی تعدادی خاله و عمو جور کردیم که هر سیزده شب نیرو داشته باشیم. قرار شد با دانشجویان دانشگاه شریف هم تعامل داشته باشیم. طراحی اصلی و عمده ی اجرا با ما باشد و آنها هم در آماده کردن فضا و کار با کودکان به ما کمک کنند. خیلی فشرده برنامه ریزی کردیم، ابزار خریدیم و رسیدیم به اولین شب برای برگزاری هیات کودک. قبل از آمدن بچه ها، با چند تا از دانشجوهای شریف جلسه توجیهی گذاشتیم. دوستان ما که از قبل باهم همکاری کرده بودیم و قرار بود در این کار هم همراهمان باشند اکثرا فارغ التحصیل رشته های هنر بودند. دور هم نشستیم و به اصطلاح جلسه معارفه ای گذاشتیم برای آشنایی بیشتر. شریفیها از سر تواضع گفتند شما اول خودتان را معرفی کنید و دوستان ما شروع کردند به گفتنِ رشته های تحصیلیشان: طراحی لباس، طراحی پارچه، گرافیک، نمایش، نگارگری و ... قیافه بچه های شریف دیدنی بود. با خجالت پرسیدند: مگه اینارو هم تو دانشگاه میخونن؟؟؟؟ و وقتی نوبت به معرفی خودشان رسید فهمیدیم بنده های خدا برای چه اینقدر تعجب کردند. دوستانی که متواضعانه و بی صدا محل هیات کودک را با ماتمیز کرده بودند، با دقتی عجیب رول های کاغذ به دیوار زده بودند و به صورت مهندسی شده گلوله های گِلیِ کاملا یکسان در قطرهای مشابه برایمان درست کرده بودند دانشجوهای عمران، برق، هوافضا، مکانیک و ... بودند. همکاری دو گروه هنری و فنی در سیزده شب برای خود ما تجربه بسیار جالبی بود. از آن زمان به بعد هر وقت اسم دانشگاه یا دانشجویان دانشگاه شریف می آید در ذهنم تصویر دانشجویانی کاری، کم حرف و کم ادعا مرور میشود که تمام شبها، خالصانه و با علاقه بدون اینکه چیزی از کودک و علاقه هایش بدانند پابه پای ما فعالیت کردند و سعی کردند افکار مهندسی شان را در برخورد با بچه ها کنار بگذارند. ما درسهای بزرگی در این شبها از آنها گرفتیم از بچه های کاملا شریفِ دانشگاه شریف.... . ادامه دارد... . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران #حسینیه_کودک #حسینیه_کودک_شهید_چمران
26 خرداد 1399 17:22:02
0 بازدید
chamran_kids
. پیش دبستانی یه مقوله پیچیده ست که این روزها نظرات متفاوتی درباره ش وجود داره پس بذارید امشبمون رو با چند تا سوال شروع کنیم: ⁉️به نظرتون خوبه پیش دبستانی اجباری نباشه و بچه ها بتونند مستقیم برن کلاس اول؟ ⁉️یا باید پیش یک و دو رو بگذرونن و بعد برن مدرسه؟ ⁉️تو پیش دبستانی چقدر آموزش اهمیت داره? . بیاید واقع بینانه نگاه کنیم! بچه های امروز مثل بچه های قدیم هم بازی ندارن. ضمنا به خاطر احتیاط و ترس های خانواده و آگاهی های عجیبی که این روزها داده میشه، خیلی تعامل مناسب و درستی ندارند! خیلی از بچه ها هم تک فرزند هستن و روابط اجتماعی محدودی دارن! ما به عنوان جایی که اصلا فضای آموزشیِ زیر هفت سال برامون اولویت نداره، اعتقاد داریم که ارتباط با همسال باید از حداقل ۳ سالگی برای بچه ها اتفاق بیفته. این مرحله ی پیش دبستانی میتونه با برنامه های مادر و کودک شروع بشه، با دورهمی ها و برنامه هایی که مادرها در خونه برگزار میکنند ادامه پیدا کنه و به پیش دبستانی رسمی ختم بشه. . برنامه های پیش از دبستان از نظر ما به روند اجتماعی شدن بچه ها کمک میکنه و معتقدیم مرحله به مرحله طی کردنِ این مسیر اهمیت داره! . اینکه بچه ها مستقیم وارد کلاس اول بشن یعنی یکدفعه از خونه و مادرشون جدا بشن، با کلی بچه و آدم غریبه، طرف بشن و تازه فشار درس هم روشون باشه خیلی براشون اذیت کننده است.😓 . از طرفی برنامه های فشرده ی سال های پیش از دبستان و آموزش های فشرده برای بچه های کوچیک هم به همون میزان براشون اذیت کننده است و عوارضی در مدرسه به همراه داره. پس بیایم یه برنامه ی جمع و جور برای بچه هامون بچینیم، میتونیم از دوستان هم فکرمون هم کمک بگیریم و چند روز در هفته ساعت های محدودی با بچه ها بازی کنیم، پارک و جاهای تفریحی بریم، خمیر بازی و رنگ بازی کنیم، قصه بخونیم و کلی فعالیت هیجان انگیز دیگه انجام بدیم🤗 پ.ن: در جواب سوال همیشگی این رو باید بگیم که برنامه ی ما در حالت غیر کرونا یا کرونای سبک😊 برای بچه های ۴ ساله سه روز روزی ۴ ساعت در هفته، برای پیش ۱، سه روز در هفته روزی ۵ ساعت و برای پیش ۲ چهار روز در هفته روزی ۵ ساعت است! به زودی برنامه ی دقیق حسینیه کودک و مهد تعاملی اطلاع رسانی میشه🌱🙏🏻 #پیش_دبستانی#پیش_از_دبستان #پیش_دبستان#آمادگی#مدرسه #آمادگی_کلاس_اول#دبستان
10 خرداد 1400 17:37:18
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آنسن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇