chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
با این غافلگیری ها، ماه رمضون رو برای بچه ها شیرین تموم کن😊🎉🎊 . اگر شما هم دانش آموز روزه اولی دارید، حتما ورق بزنید و بخونید🤩 . ⁉️شما امسال برای روزه اولی ها چیکار کردید؟ به نظرتون میتونیم چه غافلگیری های ساده و جذاب دیگه ای براشون داشته باشیم؟ 🤔 برامون کامنت کنید⬇️ . #ماه_رمضان #عیدفطر #روزه_اولی #روزه_اولی_ها #جشن_تکلیف #تربیت_دینی #معلم #دانش_آموز #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
10 اردیبهشت 1401 13:41:26
2 بازدید
chamran_kids
🏴 ⚠️ وقتی می خوایم همراه بچه ها به هیئت بریم اولین چیزی که باید برداریم ابزار بازیه. #در_هیئت_با_مادر #در_هیئت_با_پدر 💡چرا؟ چون بازی دنیای بچه هاست. و هرجا که بازی و اسباب بازی باشه رو بیشتر دوست دارن. پس بهتره براشون برنامه داشته باشیم. ❌ یکی از ابزار هایی که می تونیم همراه خودمون ببریم، *طلق یا نایلون متری* هست. هم یه ابزار جدید و جذابه و هم می تونیم کلی باهاش بازی کنیم: مثلا؛ با ماژیک روش نقاشی کنیم و بعد هم به راحتی پاکش کنیم. زمین بازیش کنیم. مثلا دوز رویش بازی کنیم. بازی با کلمات رو روش انجام بدیم. می تونیم سفره ی گل بازی یا خمیر بازی مون باشه. ✅ وقتی برای بچه ها برنامه ی بازی داشته باشیم، خاطره ی خوبی در ذهنشون ماندگار میشه. #سرباز_حسینم #هیئت
16 شهریور 1398 18:39:14
0 بازدید
chamran_kids
. خوابگاه دختران . 📝قسمت آخر . "ما دهه شصتیها چه کاره هستیم؟" . بالاخره ما دخترهای دهه شصتی، به #دانشگاه رسیدیم. بعضی ها در ابتدا یا میانه دانشگاه ازدواج کردند، و بعضی هم نه. در زمان ما خیلی رایج بود که به خاطر درس دختری ازدواج نکند یا ازدواجش را به تاخیر بیندازد. و البته خیلی مرسوم تر این بود که همزمان با درس خواندن بچه دار نشد چون قرار نبود نسل ما بچه های زیادی به دنیا بیاورد پس وقت به اندازه کافی داشتیم. ما نسلی بودیم که هم زمان کودکی خودمان و هم زمانی که قرار بود مادر شویم، جمله" فرزند کمتر زندگی بهتر" را روزی چند بار شنیده بودیم و کاملا ملکه ذهنمان شده بود. خیلی از ما بین ادامه تحصیل، ازدواج و بچه دار شدن معلق مانده بودیم. دانشگاه هم هیچ کمکی به مصمم تر شدن ما در هیچ مسیری نمی کرد و حتی ما را در برهه هایی سردرگم تر کرد. خودم در کلاسی از یکی از اساتید شنیدم که با جدیت هر چه تمام تر داشت میگفت بهترین سن برای ازدواج دخترها، ۳۵ و پسرها ۴۰ سالگی است. همان موقع از ذهنم گذشت که احتمالا دو تکه سنگ قرار است باهم ازدواج کنند. هیچ کدام ذره ای از موضعش کوتاه نخواهد آمد. و حالا به همه این سردرگمی ها اضافه کنید که بالاخره ما باید کار کنیم یا خانه دار باشیم. و این جمله که : درس خوندی که چی بشه بالاخره باید یه استفاده ای بکنی، هر روز در گوشمان زمزمه میشد. من خودم در برهه های مختلف چرخ های زیادی خوردم و تجربه های زیادتری کسب کردم تا بالاخره رسیدم به راه انداختن حسینیه کودک شهیدچمران.... . شما چقدر در گذر زندگی پیچ و تاب خوردید و چه تجربه هایی کسب کردید؟؟؟:) . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #فرزند_کمتر_زندگی_بهتر #دختران_دهه_شصتی #دهه_شصت #دهه_شصتیها
20 تیر 1399 07:52:10
0 بازدید
chamran_kids
🌈 "علوم رنگین کمانی" تو این فیلم خاله و دخترهای کلاس سومی بعد دیدن یه انیمیشن علمی، کلی درباره منبع نور و تشکیل رنگین کمون حرف میزنند و بعدش باهم چند تا آزمایش جالب و هیجان انگیز انجام میدند🤗👆 . شماهم راحت میتونید این آزمایش هارو با بچه ها انجام بدید! مثلا برای آزمایش دستمال رنگین کمونی، فقط کافیه ماژیک یا آبرنگ یا گواش، دستمال کاغذی و دوتا لیوان آب داشته باشید😊 . به همین سادگی میتونید یه رنگین کمون ساده و جالب بسازید و حرکت رنگ ها رو به سمت همدیگه خوب مشاهده کنید🤩 . ⭕این پست رو سیو کنید و یادتون باشه با بچه ها این آزمایش رو امتحان کنید و بعد ازشون بخواید مشاهدات خودشون رو یادداشت کنند🤔 #ایده_فعالیت#ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #کلاس_سومی_ها #دختران_چمرانی #آزمایش_علوم #کلاس_آنلاین #آزمایش_علوم #ساخت_رنگین_کمان🌈
04 بهمن 1399 19:00:06
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلمهای پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود منتا مدت ها سردرگم بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلمهای پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇
12 تیر 1399 18:45:39
0 بازدید
chamran_kids
☀ از آسمان ها روی زمین آمدیم، جایمان شد آغوش مادرهایمان... بزرگ شدیم کم کم راه افتادیم، دویدن یاد گرفتیم و پریدن. پنج ساله شدیم وارد حسینیه کودک شهید چمران شدیم و باز هم بازی کردیم... پیش دبستانی رفتیم.... یک سال دیگر هم گذشت شدیم کلاس اولی، دیگر فقط بازی نمی کردیم کارهای مهم دیگری هم بود که باید انجام میدادیم کتابهای زیادی را باید میخواندیم حتی کتابهای زیادی را هم باید می نوشتیم. بزرگتر شدیم... و شدیم همین جمع هشت نفره بچه های کلاس دوم، بزرگترین بچه های ادبستان دخترانه حمزه دوران... چمیار شدیم گاهی به آشپزخانه رفتیم، گاهی خدمات و کتابخانه... بعضی از روزها هم باید با بچه های کوچکتر بازی می کردیم. یک شب که همه خوابیدیم خواب دیدیم بزرگتر شده ایم ولی هنوز در چمران درس میخوانیم، کارهایمان هم بزرگتر شده بود، یک روز در هفته مسئول پختن ناهار کل مدرسه بودیم، خرید مواد غذایی هم با خودمان بود. یک چرخ خیاطی بزرگ در کلاس داشتیم و برای بچه هایی که از ما کوچکتر بودند خیاطی می کردیم و لباس می دوختیم، کتابخانه بزرگی در کلاسمان بود که گاهی وقتها بعد از ظهر ها که همه رفته بودند در مدرسه می ماندیم و کتاب می خواندیم. شده بودیم معلم کوچکتر بچه های محله، بعضی از روزها را به پارک می رفتیم و به بچه ها درس می دادیم. کارهای هنری مان روز به روز بهتر می شد، کلاس ما شده بود شبیه کلاس هنرمندان انقدر که از سفال و مجسمه و نقاشی و کلاژهای مختلف در شده بود... باز هم بزرگتر شدیم انقدر که در آغوش همه ما بچه هایمان بود..... تصمیم گرفتیم مدرسه ای بسازیم مثل ادبستان حمزه دوران تا بچه هایمان آنجا به اندازه ما کودکی کنند و به وقت بزرگ شدن آنقدر بزرگ شوند که از پس هر کاری بر بیایند... پ.ن: بخشی از نمایش نامه ی کلاس دومی ها در #جشن_تکلیف و بندگی شان #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #نماز
08 اردیبهشت 1398 10:59:40
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🌈 برای تربیت دینی، نباید هیچ فرصتی را از دست داد. مناسبت های مذهبی، یکی از بهترین موقعیت ها برای ایجاد گرایش های دینی بچه هاست. البته باید به سبک و سیاق خود بچه ها برگزار کنیم. پسرهای چمرانی هر هفته یک زنگِ هیئت دارند. زنگ هیئت این هفته به طراحی و ساخت یک وسیله ی بازی برای جشن میلاد پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم گذشت. پسرها یک اسباب بازی ساختند تا در هیئت هایی که شرکت می کنند همراه خود ببرند تا هم خودشان بازی کنند و هم بچه های دیگر... #کلاس_دومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #تربیت_دینی #دینداری #هفت_سال_دوم #چمرانی_ها #هیئت #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران