chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
. همه ما از اول دبستان و حتی مهد و پیش دبستانی لباس فرم داشتیم. حتی پسرها هم از این قاعده مستثنا نبودند. لباس هاى فرم هم معمولا رنگهای روشن نبود. یه مقنعه هم داشتیم که همیشه خدا باهاش مشکل داشتیم. وقتی بزرگ شدیم دوست داشتیم رنگی باشیم، جلب توجه کنیم و خیلی چیزهای دیگه... در چمران علاقه داشتیم و داریم بچه ها متفاوت باشن و رنگی رنگی. چون این سن مناسبه رنگها و تفاوتهاست. یک نمونه لباس مناسب برای دخترهای ادبستان بهشون هدیه دادیم. قرار نیست همیشه تنشون باشه. فقط برامون مهمه که اگر چیز دیگه ای هم می پوشن کوتاه و تنگ نباشه. امروز دخترها کلی خوشحال شدن از گرفتن هدیه های رنگیشون😍😊 مخصوصا از اسمی که عمو اعلایی زمان هدیه دادن، براشون گذاشتن: "پروانه های رنگی" . #پروانه_هاى_رنگى_دخترهاى_چمرانى #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
20 آبان 1397 07:08:36
0 بازدید
chamran_kids
📖 📖 مجموعه داستان های #گِل_آباد قسمت چهارم 👈 رازِ استاد هم چنان ادامه داره... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #قصه #کودک
08 اسفند 1397 11:03:29
0 بازدید
chamran_kids
🧱 معمولا هفت سال دوم برای والدین، جذاب تر است. زیرا بچه ها راحت تر قوانین شان را می پذیرند. اما به این شرط که هفت سال با این روش پیش نرفته باشند. در این سن بچّهها بسیار چارچوبپذیرند. این سن، سنّ قالب و چارچوب است. حدود یک سال تحصیلی است که بازی هفتسنگ را انجام میدهیم. از سال تحصیلی قبل تا الآن. امّا اخیراً تغییری در نحوهی بازیکردنمان ایجاد شده. دقیقاً از کِی؟ از وقتی یکی از عموها روشی را به ما نشان داد. آن عمو گفت: ما وقتی هفتسنگ بازی میکردیم، دستمان یا توپ را زیر پیراهنمان میگرفتیم. این کار باعث میشد بازیکنان حریف دچار اشتباه شوند و تشخیص ندهند توپ دست چهکسی است. وقتی گیج شدند، در موقعیتی مناسب کار را تمام میکردیم. از وقتی آن عمو این قلق را یاد داد، بیشتر تیمها در دستی که پشت هفت سنگ میایستند، آن را اجرا میکنند. جالب است! این ویژگی بارز و اصلیِ این سن است. اگر شما روش نشان دهید، فرزندانمان عیناً آن را اجرا میکنند. یکی از روشهای امرکردن و فرماندادن همین است، که بهجای دستوردادن، یا عتاب راه و روش انجام آن کار را بیان کنید؛ مثلاً من سفره را اینگونه جمع میکنم؛ من... . کافی است شما هم تمرین کنید؛ امروز چه جملات دستوری به فرزندتان گفتید؟ چگونه می توان مدل گفتن را تغییر داد؟ مربی: علی حاجی اکبری #کلاس_چهارمی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #آداب_دانی #قانون_پذیری #هفت_سال_دوم #مدرسه #ادبستان #قانون #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
11 آبان 1398 16:06:34
0 بازدید
chamran_kids
. "رویاپز خونه" تو یه شهر خیالی، یه سری غولِ رویاپز بودند. کارشون این بود که تو روز یواشکی به رویاهای بچه ها گوش بدن، اون هارو تو رویاپزخونه بپزن وشب که شد، رویاهارو بریزن تو گوش بچه ها که خوابِ آرزوهای قشنگشون رو ببینند. . یه شب یکی از غول ها میره که رویای دختری رو توگوشش بریزه اما یهو دختر از خواب بیدار میشه و اونو می بینه، همون لحظه شیشه ی رویاها ازدستش میوفته و می شکنه... از اون شب به بعد، رویاها تو شهر پخش میشن، رویاهایی که دیده میشدن اما واقعی نبودن! مثلا اگه شما از خیابون رد میشدین یه پسری رو می دیدین که بزرگ شده، می دیدین که از آسمون ماکارانی و بستنی میباره و ...می فهمیدین که انگار رویاهای رنگارنگ شهرو پرکردند. . خلاصه بعد اون اتفاق، دختر کوچولو با غول همراه میشه و تصمیم میگیرن باهم، رویاهارو جمع کنن و این چالش رو حل کنند؛ به خاطر همین کلی ماجراهای مختلف و جالب رو پشت سر میذارن. . آخرش هم بعد یه عالمه تلاش، غول رویاها و دختر از بچه ها میخوان که رویاهاشون رو نقاشی کنن تا بتونن دونه دونه رویاهارو پیداکنن و بهشون برسونند.🤗 . ما از این قصه ی دنباله دار برای تدبر در سوره ی واقعه استفاده کردیم. سعی کردیم به بچه ها مرز رویا و واقعیت رو نشون بدیم و اون هارو به چالش بکشیم که بهتر درک کنند چه چیزهایی واقعی و کدوم ها رویاست و از این طریق، راه رو برای آشنایی بچه ها با روز قیامت بازکردیم:) . #تدبر_در_قرآن #قرآن_و_کودک #قصه_قرآنی #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #قصه_کودکانه #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران
26 شهریور 1399 17:50:35
0 بازدید
chamran_kids
من معلم نیستم ولی این سالها این نعمت به من داده شد که کنار بچهها و معلمها باشم و ارتباطشان را ببینم. معلمهایی که غذای بچههای ۴و۵ ساله را با مهربانی برایشان جمعوجور میکردند. معلمهایی که بدون هیچ ابراز ناراحتی، لباسهای بچههای کوچک و بزرگ را عوض کرده و در شخصیترین کارهایشان به آنها کمک میکردند. معلمهایی را دیدم که با تب و مریضی شدید به مدرسه آمدند. معلمهایی که نوبت گذاشتند برای سفر اربعین و از علاقه بسیار باارزششان گذشتند. معلمهایی را دیدم که پابهپای بچهها میدوند، از بلندیها بالا میروند و بچگی میکنند تا بچهها نشاط پیدا کنند. معلمهایی را دیدم که به عیادت بچهها میروند، پابهپای مشکلات خانوادگی بچهها اشک میریزند، از هزینه خودشان برای بچهها هدیه میخرند و با ذوق تمام کادوهایشان را تقدیم بچهها میکنند. معلمهایی را دیدم که از راههای دور و نزدیک، بچه به بغل، با سختی و با نیتهای خوب و پاک به مدرسه آمدند و هروقت لازم شد اضافهتر ماندند تا کار بچهها زمین نماند. معلمهایی که به مدرسه کمک کردند، کلاس آنلاین برگزار کردند، تمام کارهایی را که سختشان بود و بلد نبودند یاد گرفتند تا ذرهای در رشد بچهها وقفه نیفتد. من این فرصت را داشتم کسانی را در این سالها ببینم که از خودشان گذشتند تا بچهها بهتر بزرگ شوند. کسانی که از وابسته بودن بچهها به خودشان ناراحت نبودند و سعی کردند کمک کنند بچهها با کمال آرامش ذره ذره قد بکشند. خدارا شکر میکنم که در این مدت معلمهای زیادی دیدم و معلمهای زیادتری داشتم! معلمهای چمران، دختران و پسران شهید چمران، خواهران و برادران من، با هیچ واژهای و با هیچ هدیهای هیچوقت نخواهم توانست ذرهای از چیزهایی که به من یاد دادید را جبران کنم چه برسد به عمر و جوانی که پای بزرگشدن تک تک بچهها گذاشتید دعا میکنم عمرتان پربرکت باشد و این نعمت تا مادامی که هستید بر سرتان مثل باران بهاری تند و باحرارت ببارد.
12 اردیبهشت 1399 17:59:12
0 بازدید
chamran_kids
#سازنده_ى_قهرمان . اينجا كلاس سوم ادبستان شهيد چمران است ... هر مهارتى با طراحى خاص به بچه ها آموزش داده مى شود ... . اين بار هر مهارت اجزاى يك پازل است به نام#سازنده_ى_قهرمان . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
01 آبان 1397 16:14:25
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
💰 مهارت های اقتصادی را می توان از سنین دبستان برای بچه ها مطرح کرد. در ادبستان پسرانه، هر چندماه یکبار، بازارچه داریم. پسرها دست سازه های خودشان را به پول چمرانی به پدرها و مادرها می فروشند. با چمرانی هایی که به دست می آید چه می کنند؟ چمرانی ها را به تومان تبدیل می کنند. کلاس سومیها بخشی از پول شان که از درآمد بازارچه در صندوق کلاسشان بود را برداشتند. هر نفر ۵ هزار تومان...اما چه چیزی بخریم ؟ هر کس نظری داد. نظریه اول این بود که پول هر کس را به خودش بدهیم...اما رد شد: با ۵ هزارتومان نمیتوان چیز زیادی خرید ولی با ۷۰ هزار تومان میشود چیز مفیدی برای همه خرید! با مترو به بازار رفتند. گروه اول تصمیم گرفتند هر کس برای خودش یک دفترچه و خودکار بخرد. گروه دوم تصمیم گرفتند خرید جمعی برای کلاس کنند. پس از گذر از مغازه های مختلف لوازم التحریر، به مغازه فروش لوازم دوخت و دوز رسیدند. ۴ نمد در رنگ های مختلف، تعدادی زیپ و یک بازی فکری برای کل کلاس خریدند. مربی: صادق رضوی #کلاس_سومی_ها #طرح_درس #تربیت_اقتصادی #کودک #تربیت #مهارت #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران