پست های مشابه

chamran_kids

🌈 خیلی ها می گویند اگر هفت سال اول به کودک آموزش ندهیم، قانون ندهیم، امر و نهی نکنیم؛ عادت می کنند!!! ‌ دیگر یاد نمی گیرند. قانون گریز می شوند و به قول معروف، به هیچ صراطی مستقیم نیستند. پس هرچه در توان دارند می گذارند. خوب و بد، کلاس زبان و قرآن و چرتکه، آداب دانی و هر آنچه را خودشان طی سی و چند سال یاد گرفته اند را به کودک پنج ساله و شش ساله می خواهند یاد بدهند. ‌ ما با قاطعیت می گویم، عادت نمی کنند. ‌ بچه هایی که دیروز مدام دنبال بازی بودند و خیلی پای فعالیت نمی نشستند، امروز یک نمایشگاه برگزار کردند. دخترهای کلاس اولی که فقط چند ماهی از هفت سالگی شان را پشت سر گذاشتند، امروز دست سازه هایشان را در نماچه به نمایش گذاشتند. دست سازه هایی که نتیجه ی خلاقیت، حوصله، الگوگیری، دقت، صبر، تمرکز و ده ها ویژگی دیگر بود که اگر قرار بود به آزادی هفت سال اول، عادت کرده باشند، نمی توانستند آن را انجام دهند. ‌ آنها به آزادی های کودکانه، عادت نکرده بودند. ‌ مربی: زهرا عامری ‌ #کلاس_اولی_ها #دست_سازه #نمایشگاه #نماچه #آزادی #آزادی_کودکان #هفت_سال_اول #هفت_سال_دوم #اعتماد_به_نفس #مهارت #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

09 دی 1398 17:50:53

0 بازدید

chamran_kids

. تو دو پست قبل درباره کتیبه ساختن بچه ها و برگزاری روضه خونگی باهم حرف زدیم اما تو این پست میخوایم خیلی ساده بهتون بگیم که چطور میتونید یه محرم متفاوت رو کنار بچه ها تجربه کنید🤗 پس خودتون ورق بزنید، ببینید و بشنوید⬆️🖤 . و اما صفحه ی گروه هایی که در فیلم معرفی شدند😎👇🏻 . ✅گروه سدره/ برپایی روضه خانگی: @sedreh_com . ✅تکیه ی آقا بزرگ(تو استوری لینک بازی رو قرار دادیم): @agha_bozrg . ⭕این پست رو ذخیره کنید و برای خانواده ها و دوستانتون و حتی معلم ها بفرستید تا خونه هاشون رو به همین سادگی به هیئت تبدیل کنند🙃🏴 . ⁉️شما چه گروه های خوب دیگه ای رو تو این زمینه میشناسید؟ برامون اسمشون رو کامنت کنید👇🏻 . #هیئت_کودک #روضه_خانگی #محرم #تکیه_آقابزرگ#هیئت_خانگی #کودک_محرمی#عزاداری_محرم #امام_حسین_علیه_السلام #هیئت_دانش_آموزی

23 مرداد 1400 16:39:34

15 بازدید

chamran_kids

. باشه باشه تسلییییییم...اعتراف می کنیم کم آوردیم! مگر ما جوان های دهه شصت و هفتاد چقدر تحمل داریم؟ . هر کاری که شروع بشه موافق و مخالف داره، قبول اما اگه مخالف ها زورشون بیشتر باشه، اونم خیلی خیلی بیشتر، دیگه یه جایی میرسه که کم میارن. . مثل ما! مثل همین امروز! اعتراف می کنیم که کم آوردیم. سعی کردیم روی پای خودمان بایستیم. اما زمین مان زدند. ظاهرا این ایستادگی ها، این تغییرات به مذاق شان خوش نیامد. . اول از همه به مذاق آموزش و پرورش خوش نیامد. آخ که دلمان پر است از این آموزش و پرورش که چه ها با ما نکرد....انقدر بازرس فرستاد که کارمان به وزارتخانه کشید. مجوز دوره دوم که ندادن. می گفتن کار پرورشی نمی کنید! درس هاتون پروژه ای است. کلاس ریاضی و فارسی ندارید. میزهاتون چرا مثل همه نیست؟ و صدها ایراد های کوچیک و بزرگ که بخواهیم بگوییم طوماری می شود برای خودش... . ما فقط می خواستیم روی پای خودمان بایستیم. می خواستیم تجاربی که خودمان در دوران مدرسه داشتیم برای بچه های دهه هشتاد و نود اتفاق نیفتد. می خواستیم بچه ها در کنار درس، زندگی کردن را یاد بگیرند. می خواستیم بچه ها عاشق مدرسه و یادگیری شوند. می خواستیم تغییر دهیم این کهنه نظام آموزشی را... . اما اما نذاشتند. چند ماهی می شود که صاحبخانه هم جواب مان کرده. گشتیم و گشتیم اما جایی نبود‌‌. انگار بین این همه زمین خدا، سهمی برای ما نبود. سهمی برای ما و دخترهای شهید چمران. شاید صدها اداره عریض و طویل، حسینیه ها، پاساژ ها و مراکز چه و چه اولویت داشته باشند به یک مدرسه. آن هم مدرسه ای که مثل همه نیست. میخواست کمی فقط کمی متفاوت باشد و تغییر دهد این کهنه نظام آموزشی را. . خانم ها، آقایون، مسئولین محترم یک موفقیت دیگر در کارنامه ی کاری تان ثبت کنید: ادبستان دخترانه حمزه دوران (شهید چمران) تعطیل خواهد شد!✋ . ⭕لطفا انقدر منتشر کنید که برسه به دست مسئولین❗ . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #آموزش_پرورش#آموزش_غیر_مستقیم #آموزش_پروژه_محور #آموزش_بازی_محور #تا_اطلاع_ثانوی_تعطیل_است

09 اسفند 1399 15:50:27

0 بازدید

chamran_kids

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

13 خرداد 1399 20:26:52

0 بازدید

chamran_kids

🏴 🚌 در اتوبوس، با کودکان چه کنیم؟ ‌ اگر از راه زمینی عازم کشور عراق هستید، مسیری را از شهر خود تا نجف با اتوبوس یا ماشین شخصی خود طی خوهید کرد. ‌ 📝 می توانیم بازی ها یا فعالیت هایی را برای این زمان در نظر بگیریم: ‌ ‌ ‌ 👊 ۱. بازی های بدون ابزار: ‌ گل یا پوچ، پانتومیم، بیست سوالی، معما بازی، پیدا کردن اشیا مختلف در جاده، تعریف کردن قصه، شعر خوانی، گوش کردن به قصه های صوتی. ‌ ‌ ‌ 🎨 ۲. بازی با ابزار: ‌ 🖍 چسباندن كاغذهاى كوچك به وسيله چسب كاغذى روى شيشه ماشين یا اتوبوس و کشیدن نقاشی. ‌ ‌ خميربازی. ‌ ‌ 📞ساخت کاردستی ساده بدون نیاز به قیچی: مثلا دو ليوان هاى كاغذى را به وسيله نخ كاموا به هم وصل می کنیم و تلفن بازی می کنیم. ‌ ‌ 🗒درست كردن اوريگامى هاى ساده و بازى با كاغذ. ‌ 💡اگر با اتوبوس سفر می کنید، می توانید مسئولیت پخش برخی خوراکی ها مثل میوه و کیک بین زائران را به کودکان بسپارید. ‌‌‌‌ ✅یادمان نرود کودک برای مدت زیادی نمیتواند روی صندلی بنشیند. همراه او کمی در اتوبوس قدم بزنید. و در توقف های بین راه، حتما اجازه دهید راه برود و بدود. ‌ ‌‌‌‌ ⏳#روز_شمار اربعین 👈🏻 ۱۷ روز مانده ‌ #سرباز_حسینم #پیاده_روی_اربعین

10 مهر 1398 16:54:59

0 بازدید

chamran_kids

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

28 تیر 1399 18:32:34

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

⭕قدم سوم اضطراب الکی ممنوع! + توکل . بچم سواد یاد میگیره یا نه ؟ اوضاع مالی مون چه جوری میشه تو این اخر سالی؟ یه وقت همسرم شغلش رو از دست نده؟ اگه بچم مریض بشه چی؟ و صدها اضطراب و استرسی که اگه مامان باشین، احتمالا بهش خیلی فکر می کنین! . بیاید در برابر این آینده مبهم بایستیم و ایمان به خدا داشته باشیم. فکر نکنیم روزی ما دست ریس جمهور است و سلامتی ما به دست پزشکان؛ خدا خودش برای زندگی ما مسیر رو مشخص کرده مثل مادر حضرت موسی که با ایمان، بچه خودش رو به رود نیل انداخت ؛ دیگر از دریا بی در و پیکرتر هست به نظرتون؟ . ما باید در حد وظیفه پدر و مادری خودمون عمل کنیم و باقی با خداست. برای مقابله با این افکار، بیاین خوبی های خودمون، همسرمون، فرزندان و کشورمون رو ببینیم و با خودمون مرور کنیم. . مدام خدا رو شکر کنیم و نعمت هامون رو به زبون بیاریم و سبحان الله زیاد بگوییم. . و حتما از آدم های پر استرس و از های و هوی اطرافیان دوری کنیم ؛مثلا اگه با دیدن پیج مادری در اینستاگرام و نحوه مادری کردنش، احساس بدبختی می کنید همین الان آنفالوش کنید؛ این کار برای شما سمه!! . ازهمین الان شروع کنید و خوبی ها و نعمت هایی که دارین رو بگین و شکرش رو به جا بیارین.🌹😊 . #مادر #مادر_موفق #استرس_و_اضطراب #توکل#نعمت#آرامش#مادری_کردن #مادری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

⭕قدم سوم اضطراب الکی ممنوع! + توکل . بچم سواد یاد میگیره یا نه ؟ اوضاع مالی مون چه جوری میشه تو این اخر سالی؟ یه وقت همسرم شغلش رو از دست نده؟ اگه بچم مریض بشه چی؟ و صدها اضطراب و استرسی که اگه مامان باشین، احتمالا بهش خیلی فکر می کنین! . بیاید در برابر این آینده مبهم بایستیم و ایمان به خدا داشته باشیم. فکر نکنیم روزی ما دست ریس جمهور است و سلامتی ما به دست پزشکان؛ خدا خودش برای زندگی ما مسیر رو مشخص کرده مثل مادر حضرت موسی که با ایمان، بچه خودش رو به رود نیل انداخت ؛ دیگر از دریا بی در و پیکرتر هست به نظرتون؟ . ما باید در حد وظیفه پدر و مادری خودمون عمل کنیم و باقی با خداست. برای مقابله با این افکار، بیاین خوبی های خودمون، همسرمون، فرزندان و کشورمون رو ببینیم و با خودمون مرور کنیم. . مدام خدا رو شکر کنیم و نعمت هامون رو به زبون بیاریم و سبحان الله زیاد بگوییم. . و حتما از آدم های پر استرس و از های و هوی اطرافیان دوری کنیم ؛مثلا اگه با دیدن پیج مادری در اینستاگرام و نحوه مادری کردنش، احساس بدبختی می کنید همین الان آنفالوش کنید؛ این کار برای شما سمه!! . ازهمین الان شروع کنید و خوبی ها و نعمت هایی که دارین رو بگین و شکرش رو به جا بیارین.🌹😊 . #مادر #مادر_موفق #استرس_و_اضطراب #توکل#نعمت#آرامش#مادری_کردن #مادری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن