پست های مشابه

chamran_kids

چمران یک مدرسه صرفا شناختی نیست، چون...😇 . ❗اول کپشن رو بخونید👇🏻 و بعد عکس ها رو ورق بزنید چون در انتها یه فیلم براتون گذاشتیم😉 . اولین بار در بین کتاب های دانشگاه با دیدگاه شناختی آشنا شدم. تقریبا همه رفتارها و عکس العمل‌ها را بر اساس چند مرحله در ذهن میدیدند و ملاکشان فعالیتهای ذهنی بود. برایم هیچ فرقی بین شناختی، رفتارگرا و انسان گراها وجود نداشت. هر کدام نظراتی داشتند، چهارچوب هایی و روانشناسان و دانشمندانی که به عنوان یک رویکرد مطرح شان کرده بودند و مایی که باید اسم های سختشان را حفظ می کردیم. . موقع راه اندازی حسینیه کودک و تحقیق و پژوهش مان، دیدم قضیه از آن چیزی که ما فکر میکنیم پیچیده تر و گسترده تر است. این رویکردها راه خودشان را به ایران هم باز کردند و مدرسه هایی متاثر از آنها هم راه افتاده. ‌. اولین باری که به طور جدی سر از کار شناختی ها درآوردم دوره ای بود که در مدرسه ی مهر هشتم برگزار میشد. دو استاد که در پژوهشگاه علوم شناختی اسم و رسمی داشتند مطالبی را به ما تدریس می کردند. . آن چیزهایی که خوانده بودیم حالا تبدیل شده به طرح درس هایی برای معلم‌ها، فعالیت‌هایی برای بچه ها و استانداردهایی برای مشاورها که بچه ها و خانواده هایشان را بر اساس آن ارزیابی کنند. . چند باری هم به بازدید از مدارسی رفتیم که رویکرد شناختی داشتند. ظاهر مدرسه ها مرتب و البته متفاوت با مدارس مرسوم بود. مثلا پنجره های بزرگ شیشه ای به جای دیوارها و ابزار و وسایل بازی هایی برای یادگیری شناختی. خلاصه همه چیز در خدمت تجزیه و تحلیل های مرحله ای و پشت همِ ذهنی بود. . قطعا برای راه اندازی این پژوهشگاه عریض و طویل شناختی و زیرمجموعه هایش و تربیت و آموزش این تعداد معلم، مشاور و خانواده؛ زمان، هزینه و انرژی زیادی گذاشته شده و اساتید و دوستان پایبند به سیستم شناختی، برای ما از جهت نگاه متفاوتشان به سیستم آموزشی و تلاشی که برای تغییر ساختار آموزش و پرورش دارند قابل احترام هستند. امااااا چمران یک مدرسه ی صرفا شناختی نیست چون.... عکس هارو ورق بزنید و بخونید🤗⬆️ . 🔴این پست رو ذخیره کنید و برای والدین و معلم ها و هرکسی که فکر میکنید به کارش میاد بفرستید 😊 . #مدرسه #مجموعه_شهید_چمران #مدارس_شناختی #آموزش_پرورش #آموزش#درس#رشد_شناختی#بازی #آموزش_پروژه_محور #آموزش_بازی_محور

06 خرداد 1400 16:28:35

0 بازدید

chamran_kids

🍀 🌱 داستان تولد راهچه ‌ 🖊 بعد از راه افتادن حسینیه کودک، و تجربه ی سه ساله کار با کودک با درخواست های زیادی برای مشاوره کودک مواجه شدیم. مشاوره چمران، با مشاوره های حضوری و محدود شروع شد. در حیطه ی کسانی که با مجموعه آشنایی داشتند. ‌ اما بعد از مدتی، درخواست های مشاوره زیادتر شد. این درخواست ها همزمان بود با شروع به کار ادبستان ها. کار اجرایی ادبستان ها و حسینیه کودک، فرصت مشاوره ی حضوری را از ما گرفت. ‌ مشاوره تلفنی و یا همان راهچه نتیجه ی همان محدودیت ها بود. ‌ 💡راهچه را می توان نتیجه ی تلاش یک تیم دانست. ✅ راهنمایی و مشاوره چمرانی یک مشاوره در دسترس با رویکرد دینی و بومی ‌ 📞 آشنایی بیشتر با راهچه و استفاده از خدمات آن، در سایت #چمرانی_ها ‌ chamraniha.com/consultation ‌ #راهچه #مشاوره #راهنمایی #تربیت #مشاوره_تلفنی #کودک #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

05 آذر 1398 08:31:55

0 بازدید

chamran_kids

به این ۳ دلیل مهدکودک برای بچه ها ضروریه❗❗❗ . شاید سوال شما هم باشه👇🏻 برای چی فرزندم رو مهد کودک بفرستم؟ مگه ضرورتی اره؟🤔 . ۱ دقیقه با ما همراه باشید و ۳ دلیل مهم و اساسی رو از زبان معاون آموزشی و مربی حسینیه کودک شهید چمران بشنوید😊⬆️ . 🔴ارتباط با همسالان 🔴رشد مهارت های ارتباطی و تعاملی 🔴استقلال کودک . ✅راستی خبر خوووب! ثبت نام حسینیه کودک شهیدچمران هم برای بچه های ۳،۴،۵ ساله ی شما شروع شده🤗 . برای ثبت نام فقط کافیه دایرکت بدید یا به استوری ها سربزنید😎 . 🌹این پست روذخیره کنید و برای مامان و باباهایی که می‌شناسید بفرستید🙃 . #مهد_کودک #مهد_مجازی #حسینیه_کودک_شهید_چمران #استقلال_کودک#ارتباط_با_همسالان #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

04 مهر 1400 12:16:42

1 بازدید

chamran_kids

🔍 تا چه اندازه می توان به بچه ها آزادی داد؟ ‌ آزادی هم حد و مرز دارد. مثلا کودکی که میخواهد از یک ارتفاع خیلی زیاد بپرد. یا کودکی که می خواهد در هوای سرد آب بازی کند. ‌ اما مهم تر از حد و مرز آزادی، هنر محدود کردن است. می توانیم فقط با فریاد و سرزنش کودک را از پریدن محروم کنیم. می توانیم یک تشک یا چند بالشت بگذاریم، دست او را بگیریم و در تجربه های جدید، کنارش باشیم. ‌ *انتخاب با شماست* ‌ دختر های پنج ساله، این هفته یک تجربه‌ آرد بازی داشتند. برای بازی راحت تر بچه ها، فرش ها را جمع کردیم و یک نایلون متری بزرگ انداختیم. هم بچه ها بازی کردند و هم خیلی محیط بهم ریخته نشد. ‌ مربی: حدیثه ملکی، الهام قدمیاری دوست دارید در مورد آزادی و حد و مرزهاش بیشتر بدونید؟ ‌ #پنج_ساله_ها #بازی #آرد_بازی #دست_ورزی #آزادی #آزادی_کودکان #حد_و_مرز_آزادی #تربیت #حسینیه_کودک_شهید_چمران

11 دی 1398 17:05:37

0 بازدید

chamran_kids

هیئت، یک رسانه است‼️ . . این روزها متاسفانه فضای مجازی و بازی های رایانه ای جای خیلی از فعالیت های خانواده ها، آموزش ها، و حتی کارهای تربیتی رو گرفته😵‍💫 . . این پست😎 مخصوص شما معلم ها و افراد دغدغه مند و دلسوزی هست . بفرستید برای دوستان خودتون تا اون ها هم نظرات خودشونو برامون در کامنت ها بنویسند😊 . . #محرم #هیئت #تربیت #کودک #نوجوان #رسانه #reels #kids #teacher #imamhussain #بازی #فضای_مجازی

23 مرداد 1401 07:56:53

5 بازدید

chamran_kids

امر مقدس ولی مظلوم! . خیلی چیزا توی دنیای ما مقدسند، اما مظلوم. مثلا همین قرآن، خیلی مقدسه، بدون وضو دست نمی زنیم، توی موقعیت های مهم مثل مرگ و ازدواج و فرزند و ... حضور داره، اما مظلومه. چون فقط همه به عنوان امر مقدس ماچِش می کنند. ولی همین قرآن، موقعی که می خواد حرف بزنه کسی بهش، گوش نمی کنه. یا مثلا مادر، خیلی برای همه مقدسه. بهشت زیر پاشه. یه روز توی سال به اسمشه. ولی بازم کسی زنگ نمی زنه بهش مگر اینکه مشکلی داشته باشه یا بچه اش را بخواد پیشش بگذاره. . همه ی اینها را گفتم تا بگم معلم هم، برای همه مقدسه، اما در حد یه روز، یه نوستالژی، یه شغلِ انبیاء. اما کسی خیلی دوست نداره بچه اش معلم شه یا کسی خیلی دوست نداره بچه اش را به یک معلم شوهر بده. یا کسی دوست نداره زنش معلم بشه؛ چون معلمی فقط مقدسه. زمانی که قرار باشه هزینه داشته باشه، کسی دوست نداره براش هزینه کنه. به خصوص اگر قرار باشه آدم دغدغه داشته باشه و برای بچه ها واقعا دل بسوزونه. 🙃 . به امید روزی که هر کسی نیت کنه و بهترین بخش از وجودش رو نذر معلمی کنه، فرزندش، همسرش، مالش، پست و مقامش و ... چرا که جامعه وقتی پیشرفت می کنه که معلمینش از بهترین ها باشند.😇 . پ.ن: از خاله ها و عموهای چمرانی، که مهمترین و موثرترین زمان عمرشون که جوانی باشه رو دارن در عاقبت بخیریِ بچه هایِ کوچک ذخیره میکنن،ممنونیم❤ . دعا می کنیم، مزد این نیتِ خیلی بزرگشون رو از صاحب اصلی کار بگیرن و این روزهای معلمی هزارها برابر در دنیا و آخرت براشون حساب بشه....🌸 پ.ن۲: این سال ها مدرسه ی شهیدچمران، از نعمتِ وجودِ معلم های بزرگی بهره مند بوده، ازشون ممنونیم و امیدواریم شاگردهاشون رو همیشه در دعاهاشون یاد کنند: ▫️شهیدچمران @chamran.dr.mostafa ▫️آقای پناهیان @panahian_ir ▫️آقای قاسمیان @qasemian_ir . ▫️آقای اردوان مجیدی( موسس مدرسه ی حکمت) @ardavan_majidii . ▫️آقای صابر کرباسچی(مسئول دوره اول و معلم مدرسه ی مفید) @s.karbaschi . ▫️آقای محمدعلی مهرآزما( مدیر مدرسه پسرانه مفید) ▫️آقای هادی کرباسچی 🌺🌺🌺🌺 . ⭕این پست رو سیو کنید و برای معلم های عزیز بفرستید! . #روزمعلم_مبارک #روز_معلم#چمرانی_ها #معلم_های_چمرانی #معلم_خوب #معلم #ماه_رمضان #معلمی #دانش_اموز

13 اردیبهشت 1400 13:11:52

1 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن