chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🏴 رفتار با کودکان عراقی 👧🏻 معمولا در خانه ها و موکب های عراقی چندین کودک وجود دارد. کودکانی که با اشتیاق به استقبال ما می آیند و دوست دارند با ما ارتباط بگیرند. بهتر است در برخورد با کودکان عراقی: 😊 به آنها لبخند بزنیم. 🗣 سعی نکنیم با زبان فارسی با آنها صحبت کنیم. شما اگر فارسی را شمرده صحبت کنید، کودک عرب زبان متوجه آن نخواهد شد! 🥁 زبان مشترک تمام کودکان دنیا، بازی است. بهتر است از راه یک بازی ساده مثل توپ بازی ارتباط برقرار کنید. 🎁 می توانید به عنوان تشکر یک هدیه ی کوچک به آنها بدهید. ⏳ #روز_شمار اربعین 👈🏻 ۱۹ روز مانده #سرباز_حسینم #پیاده_روی_اربعین
08 مهر 1398 17:10:18
0 بازدید
chamran_kids
🌼 کلی از خاطرات بچگی های ما در پارک گذشته. پارکهای محدودی که زمان ما وجود داشت و امکانات محدودتر داخل پارکها چقدر برای ما جذاب و دوست داشتنی بودند. الان پارکها زیاد شده و امکانات داخلش زیادتر. ولی استفاده بچه ها از طبیعت هر روز محدود و محدودتر میشه. به بهانه گرمای تابستان، آلودگی پاییز، سرما و برف زمستان و بارندگی بهار و البته خستگی، بی حوصلگی و اشتغال ما بزرگترها چقدر خوبه که بتونیم برنامه هفتگی پارک رفتن با بچه ها داشته باشیم. شاید لذت بردن ما کمتر از خود بچه ها نباشه، اگر بچه بشیم و فاصلمون رو با اونها کمتر کنیم. پ ن: با مادرهای بچه های ۵ ساله حسینیه کودک رفتیم پارک آزادگان. دویدیم، روی چمنها قل خوردیم، تاب و سرسره سوار شدیم، کاردستی درست کردیم و چندین کار جذاب دیگه. خیلی خوش گذشت. امتحان کنین. #پنج_ساله_ها #اردو #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
17 آذر 1397 15:32:51
0 بازدید
chamran_kids
📖 📖 مجموعه داستان های #گِل_آباد قسمت ششم👈 فکر بکر چراگو هم چنان ادامه داره... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #قصه #کودک
13 فروردین 1398 09:41:23
0 بازدید
chamran_kids
امام حسین دوستت داریم...❤ . هرقصه ای یک روز تمام میشود جز قصه ی امام حسین.... . #محرم #تاسوعای_حسینی #عاشورای_حسینی#هیئت_کودک #امام_حسین_علیه_السلام #قصه #نمایشگاه_عطر_سیب٩٨
08 شهریور 1399 09:35:18
0 بازدید
chamran_kids
اول کپشن رو بخون تا بدونی ماجرا چیه⁉️😳⬇️ . همه چیز از یه پیام ناشناس سر کلاس پسرهای پیش دبستانی شروع شد🤔🙋♂️ یه پیام صوتی از طرف کسی که عمو و بچه ها زبونش رو متوجه نمیشدن...🧐 . پس تصمیم گرفتند باهم دیگه یه دستگاه مترجم درست کنند تا بفهمند ماجرا از چه قراره😃 با کاموا، لیوان یه بار مصرف، کارتن، طلق و... دست به کار شدند و ساخت و ساز کردند تا بتونند این راز عجیب رو کشف کنند و البته هرکس دستگاه خاص خودش رو ابداع کرد😎 خودتون ببینید😇⬆️ . پ.ن: ماجرای پیام ناشناس آقای دلفین، یک فعالیت و برنامه خلاقانه ست که بچه ها در طی کشف و این بازی، مرحله به مرحله با چالش های مختلف رو به رو میشن و انواع پروژه ها و فعالیت های دست ورزی رو تجربه میکنند😊 . ✅این پست رو ذخیره کنید و برای معلم ها بفرستید❗ . ⁉️به نظرتون از چه روش های جالب دیگه ای میشه برای فعالیت بچه های پیش دبستانی استفاده کرد؟🤔 کامنت کنید⬇️ . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران#پیش_دبستان #پیش_دبستانی_ها #آموزش_پروژه_محور #آموزش_بازی_محور #دست_ورزی #بازی #معلم_خلاق #خلاقیت #کشف#هيجان
02 دی 1400 14:13:57
0 بازدید
chamran_kids
🌱 شروع کار چمرانی ها، با اردوهای جهادی بود. اردوهایی که آثار و برکاتش هنوز هم در کارمان پیداست و باعث شد در مدل های دیگری، کاد جهادی را گسترش دهیم. مثل حضور بچه های پاکستانی در ادبستان، اطعام در روز غدیر، تهیه هدیه هایی برای بچه ها در مناطق محروم و پخش ارزاق و ... حالا هم میخوایم به بهانه ی تکاپوهای اسفند و مشغولیت هایمان برای نو شدن زندگی، یا علی بگوییم و دغدغه ای هم برای نو شدن دل هایمان پیدا کنیم. برای خرید مواد غذایی سهم هایی ۲۰ تومانی را در نظر گرفتیم. اگر شما هم دوست دارید در پخش ارزاق سهیم بین نیازمندان سهیم باشید؛ بسم الله... ۶۰۳۷ ۹۹۷۳ ۷۴۵۲ ۸۹۶۷ به نام علیرضا فراست #اطعام #نیازمند #نذر
19 اسفند 1397 16:49:46
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباببازی تا تابلوی دیواری . پسرعمهام ارهمویی و تخته سهلا گرفته بود، وسایل مختلف درست میکرد و بین اقوام و دوستان میفروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار میکنیم و پول درمیآوریم، هم میتوانیم با چوب همهچیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمهام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم میشدند. بعد از اتمام ساخت، آنها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را میشد با تخته سهلا اجرا کرد. یادم است پیچیدهترین پروژهای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسهمان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من میساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید میکنند، محدود به فامیل و همسایهها هستند و آنهم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایهها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمهای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوبها را روغن جلا میزدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژههای آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتابهای معماری پدرم، الگوی کتیبهها، گِرهها و اسلیمیها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسولالله صلیالله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایههایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز میکردم و میبستم. یکبار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام برد. فوقالعاده بود. درهای حرم را درست میکردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم میداد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام میدادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرمها را درست کنم. جایی که زائرها آن را میبوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری