پست های مشابه

chamran_kids

اگه انسان نبودی چی میشد؟🤯 . خیلی وقت ها نعمت هایی داریم که به چشم مون نمیاد و حتی اون هارو نعمت نمیدونیم اما ماه رمضون فرصت خوبیه کنار بچه ها، با تخیل و داستان های جالب، درباره شون فکر کنیم...🙃 . مثلا فکر کنیم اگه ما آدم نبودیم چی میشد...؟ اونوقت تازه میفهمیم خدا چه مهربونی بزرگی بهمون کرده که انسان آفریده شدیم:) . اونوقت متوجه میشیم کوچک ترین چیزهایی که لحظه لحظه با داشتنشون نفس میکشیم، بزرگ ترین هدیه هایی هستن که میتونیم از طرف بهترین خالق عالم دریافت کنیم....😍🙏 . ⭕این پست رو سیو کنید! راستی همین الان برامون بنویسید چه نعمت هایی هست که حواسمون بهشون نیست؟؟؟🤔 . #نعمت #خدای_رحمان#خدای_مهربان #مهربانی #انسان #چمرانی_ها #دعاهای_کودکانه #شکرگزاری

01 اردیبهشت 1400 16:32:15

0 بازدید

chamran_kids

بیاید با سرآشپز کوچولو شله زرد درست کنیم😇 . با یه آشپزی دیگه از کتاب مائده اومدیم پیشتون تا به زبان کودکانه، بچه ها رو تو آماده کردن سفره ی افطار شریک کنیم🤩👆🏻 . دست به کارشید و یکی از روزهای ماه رمضون، شله زرد افطاری درست کنید!🙃 . ❗میتونید ورق بزنید و مرحله به مرحله بخونید😊 . ✅آشپزی و درست کردن افطار با بچه ها ، علاوه بر اینکه بهشون حس مفید بودن میده، باعث میشه بتونند تو روند فعالیت چیزهای جدید رو کشف و تجربه کنند...🧐 . ⭕این پست رو سیو کنید و با بچه ها دست به کارشید😉راستی مامان، باباهای بچه دارهم زیر پست تگ کنید یا براشون بفرستید🤗 . #سرآشپز_کوچولو #سرآشپز_کوچک #شله_زرد #افطار #افطاری #ماه_بندگی #ماه_رمضان

30 فروردین 1400 11:50:40

8 بازدید

chamran_kids

. خیلی از ما بزرگترها تصاویر تکراری از مدرسه داریم و فکر میکنیم همینکه بچه ها پشت میز و نیمکت بشینند، با هر شیوه ای درس هارو از بر بشن و آخر سال هم یه کارنامه پر از ۲۰ تحویلمون بدن، تو مدرسه ی خوبی تحصیل و رشد کردند اما....❗ . از نظر ما مدرسه ی مطلوب و خوب جایی هست که ... . ورق بزنید و بخونید 😊👆🏻 . ⭕ برای بقیه ی مامان، باباها هم بفرستید🤗 ✅به نظر شما مدرسه ی خوب کجاست؟؟؟ چه جوریه؟؟؟🤔 . #مدرسه #مدرسه_خوب #مدرسه_مطلوب #ثبت_نام_مدرسه #ملاک_مدرسه_خوب #آموزش_پروژه_محور#آموزش_چند_بعدی # برنامه_انعطاف_پذیر#تسهیلگر #معلم_خوب

04 فروردین 1400 11:50:38

0 بازدید

chamran_kids

🎨 خیلی ها فکر می کنند، هرچی کاردستی و نقاشی بچه ها قشنگ تر و تمیز تر باشد، بهتره و مدام به بچه ها امر و نهی میکنند. از خط نزنی بیرونا. مراقب باش رنگا قاطی نشه. و حتی یک جاهایی خودشان دست به کار می شوند و خودشان به جای بچه ها نقاشی می کشند و رنگ میکنند. اما این را یادمان می رود که آنها فقط یک کودک هستند. باید بکشند، ببرند و آنقدر تجربه کنند تا بتوانند خلق کنند. پروژه ی دخترهای پیش دبستانی، نقاشی با دوتا لکه ی رنگی تو زیپ کیف بود. رنگ هایی که فقط باید با انگشت قاطی پاتی بشه، تا بشه باهاش نقاشی کرد. #نقاشی #پروژه #هنر #هنر_برای_کودک #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

20 آذر 1397 10:21:29

0 بازدید

chamran_kids

لایو جشن عید غدیر رو با بچه ها ببینید🤩🎊😇 . اول لایو برای بچه ها یه قصه جالب و ماجرای عجیب خوابستون رو تعریف کردیم و بعد هم کاردستی داشتیم و فعالیت انجام دادیم🤗☘️ . این لایو با حضور جناب آقای احمدرضا اعلایی و جناب آقای محمد جواد روحی برگزارشد👤 . ⁉️شما همراهمون بودید؟ جشن مجازی عید غدیر چطور بود؟ 😊 ⭕بفرستید برای معلم ها و والدین که از جشنو مسابقه ی پست قبل هم جانمونند😉🎁 . #عیدغدیر #عید_غدیر_مبارک#جشن #جشن_غدیر#قصه#کاردستی_کودکانه #بازی#عیدانه #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

25 تیر 1401 14:18:10

0 بازدید

chamran_kids

ما هرگز فراموش نمیکنیم...❤ . سلام به کسانی که صدایمان را می شنوند ✋ . امروز سالگرد شهادت یکی از عزیزترین آدم های زندگی ما چمرانی هاست 😔🖤 . انگار همین دیروز بود که خبر شهادت مردی که پناه ما در برابر آدم های بد بود را شنیدیم.🏴. یک سال از شهادت حاج ق اس م مهربانمان گذشته اَست ... . اما ما چمرانی ها به هیچ عنوان شجاعت ها ، رشادت ها ، از خود گذشتگی ها و ... آدم های خوب را فراموش نمیکنیم . . دشمنان، خوب بدانند که ما بیداریم ...😠✊ . شاید قد هایمان کوچک باشد ... . شاید هنوز دستانمان خیلی قوی نباشد ...🙌 هنوز کامل سواد یاد نگرفتیم ...📝 . بله ... ما هنوز کلاس اولی هستیم ...🙋‍♂️ ولی قلب هایمان اندازه ی یک دریاست و با تمام قدرت برای رهبرمان و کشورمان میتَپَد ... ❤🖤🇮🇷🇮🇷🇮🇷 تقدیم به شهید حاج ق اس م س ل ی م ان ی و تمام دوستان فداکارشان . ❤🤲😍 . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #شهادت#شهید#مدافعان_حرم#کلاس_اولی_ها #سربازان_کوچک_امام_زمان #سرباز_حسینم #سرباز_وطن #پسران_چمرانی #سرودخوانی

13 دی 1399 13:52:36

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن