پست های مشابه

chamran_kids

🍜 همینکه به تو اعتماد شود، حوصله کنند تا تو چند بار آزمون و خطا کنی، شکست هایت را بپذیرند و با پیروزی ات خوشحال شوند، برای عزت نفس و اعتماد به نفست کافی است... پسرهای پیش دبستانی، چندین بار ترشی درست کردند. هر بار یک تجربه ی بیشتر کسب کردند و حالا به جایی رسیدند که سفارش ترشی می گیرند. شما چقدر به فرزندتان فرصت می دهید تا خودش به یک نتیجه برسد؟ #پیش_دبستانی_ها #پروژه #آشپزی_برای_کودکان #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

18 دی 1397 09:37:18

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 تا چشم به هم بزنی، دهه ی فجر امسال هم تمام می شود و آنچه می ماند خاطرات ست و حس خوب جشن و شادی... پنج شنبه ساعت ده بود که حیاط ادبستان ها پر بود از صدای خنده ی بچه ها.... پر بود از بادکنک های سه رنگ سبز و سفید و قرمز... پرچم های کاغذی، پرچم های پارچه ای و پرچم های خمیری... پر بود از اجرای نمایش پادشاه بدجنس... پر بود از حسِ خوب... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #حمزه_دوران #دهه_فجر #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #حسینیه_کودک_شهید_چمران

14 بهمن 1397 06:12:42

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 چقدر به قهرمان های زندگی تون فکر کردین و چقدر تلاش کردین اونها رو برای بچه ها هم تبدیل به قهرمان کنید؟ ما سعی کردیم برای جشن تولد انقلاب، بچه ها رو به اردوهایی ببریم که با قهرمان های نسل ما آشنا بشن. ۱. برج آزادی ۲. خانه شهید رجایی ۳. خانه شهید بهشتی ۴. حسینیه جماران ۵. موزه ی نیرو هوایی ۶. ؟ چه مکان های دیگه ای به ذهنتون میرسه؟ فقط یادتون نره که کافیه بچه ها خصوصا زیر هفت سال، تو این اردو ها بازی کنند و کلی خاطره ی خوب تو ذهن شون بمونه. #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #دهه_فجر #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #اردو #قهرمان

07 بهمن 1397 09:48:46

0 بازدید

chamran_kids

. _چه قدر بازی میکنی چشمات ضعیف میشه!!!🧐 _بسه مادر من! یذره به درس و مشقت برس!🤓 _دوباره برا خودت بازی دانلود کردی؟!!!☹ _من نمیدونم این بازی چی داره شما بچه ها همش سرتون تو گوشیه!😒 . شما هم این جملات ر و زیاد شنیدید و یا استفاده میکنید؟! پس وبینار" سواد بازی"مخصوص شماست❗❗❗ . 👤مدرس: سید علی ساداتی فر ⏰زمان: پنجشنبه ۱۴ اسفند ⏱ساعت: ۸ الی۱۰ صبح ✔قیمت: ۳۷۰۰۰ تومان . مخاطب: مادرها و پدرهای دغدغه مند و معلمین خلاق . ✅سرفصل های وبینار👇🏻 🔸️مقدمه: ١. بررسى حوزه عام سرگرمى (بطور خاص سرگرم آموزى) ٢. مفهوم گیم (game) در مقابل مفهوم پلى (play) ۳.بازی،عنصر متفاوت دنیای رسانه 🔸️طرح دغدغه: ۴. ظرفیت این حوزه در تعلیم و تربیت ۵. نقش این حوزه در ایجاد سبک زندگى کودک و نوجوان 🔸️طرح مسئله: ۶. گیم (Game) عنصر مهم در تاثیر پذیرى نسل جدید ۷. در آینده بستر اصلى حوزه تعلیم و تربیت چیست؟ 🔸️ارائه راهکار: ۸. جهت دهى به نحوه ى مواجهه والدین با این مسئله! ۹. رده بندى بازى هاى رایانه اى در ایران ۱۰. ابزار هاى کنترلى (کنترل نامحسوس) ۱۱. استفاده بهینه از فرآیند بازى ۱۲. تاثیر بازى ها بر ابعاد مختلف؛ مهارتى، دانشى،شناختی و شخصیتى 🔸️معرفى منابع . ⭕برای ثبت نام در وبینار همین حالا به سایت چمرانی ها سربزنید و یا به لینک در استوری مراجعه کنید👇🏻🤗 . Chamraniha.com . #سواد_بازی#بازی#بازی_رایانه_ای #بازی_کامپیوتری# والدین_آگاه #معلم_خلاق #سرگرمی_کودکان#رسانه#تربیت_فرزند#وبینار_آموزشی

09 اسفند 1399 08:24:25

0 بازدید

chamran_kids

مگه میشه ازش غافل شد؟🤯 . همه ذوق عید به عیدی گرفتنه، حالا چرا؟؟؟ و چه جوری؟؟؟ فیلم رو ببینید🤗⬆️ . یکی از چیزهایی که حسابی عید های بزرگ و عزیز مثل غدیر رو برای بچه ها ماندگار میکنه، هدیه و عیدی دادنه😇 . ✅عیدیِ عید غدیر یه فرصت فوق العاده ست که خوبه در حد توانتون انجام بدید 🙃 . ⭕این از دومین پیشنهاد ما برای غدیر، منتظر باشید که تو پست بعدی یه پیشنهاد دیگه برای شما و بچه ها داریم😉 پس پست رو سیو کنید و بقیه هم به این پویش دعوت کنید❗❗❗ . 🌸شما برای عید غدیر تاحالا چیکار کردید؟؟؟ برامون بنویسید 👇🏻😊 #پویش_غدیر#اطعام_غدیر #عید_غدیر#عیدی_غدیر #خاطره_خوب#چمرانی_ها #غدیر#هدیه#عیدی

05 مرداد 1400 07:49:24

39 بازدید

chamran_kids

👨‍👩‍👧‍👧 محفل خانوادگی، فرصتی است برای دور هم بودن خانواده ها و ارتباط بیشتر با مدرسه و حضور در طبیعت. ‌ این هفته نوبت خانواده های ادبستان دخترانه بود که دور هم جمع بشوند. دور هم دعای عهد خواندند. صبحانه با مشارکت دخترها آماده شد. بعد از صبحانه نوبت نقاشی پدرها و دخترها بود. قطار نقاشی مشهد الرضا. مادرها ها هم دور هم مشغول نقاشی شدند. در آخر هم یک آب بازی حسابی پدر و دختری داشتیم. ‌ #محفل_خانوادگی #طبیعت #خانواده #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #تربیت

29 تیر 1398 04:58:43

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن