پست های مشابه
نسل نو
سبک جدید #زندگی، خانه هایی #تاریک و #کوچک که تمام فضای موجود آن را اثاثیه ها پر کرده اند، و بچه هایی که مجبورند در همین فضا "بچگی" کنند ولی به سبک آدم بزرگها... همه این ها به گفته روانشناسان، می تواند صدمات زیادی به خانواده و بچه ها بزند. روان شناسان می گویند زندگی در خانه های کوچک و کم #نور نه تنها تنش های خانوادگی را افزایش می دهد بلکه حتی میل به جنایت و پرخاشگری را نیز افزایش می دهد. شاید فکر می کنید مساله ارتباط بین نور و حالات روانی انسان ها بیشتر به باوری عامه شبیه است تا حقیقتی علمی، اما واقعیت این است که روانپزشکان سالهاست این ماجرا را دریافته اند و حتی معتقدند برخی انواع #افسردگی مثل افسردگی فصلی در فصل های #پاییز و #زمستان، به دلیل کاهش نور دریافتی بدن و در پی آن کاهش هورمون #ملاتونین مغز رخ می دهند و بر همین اساس هم آنها شیوه نور درمانی را برای درمان این گروه از بیماران ابداع کرده اند. نور نقش بسیار مهمی در #آرامش افراد دارد و در زندگی آپارتمانی این نعمت تا حدود زیادی گرفته شده است. گاهی زندگی در چنین خانه هایی فرد را پرخاشگر و به انجام جرایم خشن ترغیب می کند. ساکنان این قبیل منازل، خانه را محیطی مناسب برای گذراندن اوقات فراغت نمی دانند و از محیط خانه دلزده می شوند و تغییر در روحیات شان در کنار عوامل دیگری مثل #فقر، نبود امکانات تفریحی در محیط زندگی، عدم بازدارندگی قوانین، تربیت نادرست و ناتوانی در کنترل نفس باعث می شود برای تفریح به جرایمی خشن دست بزنند. در همین زمینه دکتر عارفه مبشر، روانپزشک به ایسنا می گوید: « خانه هایی که در گذشته وجود داشتند دارای فضای بزرگ تر، حیاط، باغچه، حوض و معماری زیبا و دلنشین بودند و از شیشه های رنگی و نور در خانه های قدیمی بسیار استفاده می شد اما در زندگی آپارتمانی کنونی، خانه ها کوچک و تاریک شده اند و سر و صدای خیابان های اطراف وارد خانه می شود که این عوامل استرس زای زندگی آپارتمانی موجب تنش میان خانواده می شود. زمانی که خانه کوچک باشد #کودک نمی تواند انرژی خود را تخلیه کند و دچار افسردگی یا #لجبازی می شود که تنش در کودک به #مادر و دیگر اعضای خانواده نیز منتقل می شود.
07 مهر 1400 20:41:58
160 بازدید
نسل نو
. چقدر این جملات برایمان آشناست؟ روزی چندبار به او گوشزد می کنید که همیشه در حال اشتباه است و #آینده سیاهی در انتظار اوست؟ چندبار برایش تصویر کشیده اید که چقدر شکست می خورد؟ شما چقدر برای او #پیشگویی می کنید ؟
31 شهریور 1400 15:43:54
95 بازدید
نسل نو
. #مرگ نزدیکان و خویشاوندان یکی از چالشهایی ست که خانوادهها در مواجهه با آن سردرگم میشوند و نمیدانند چه برخوردی با بچهها داشته باشند، اصلا به آنها بگویند کسی فوت شده؟ بچهها را به مراسم تشییع و ختم ببرند؟ چه توضیحی درباره فرد فوت شده بدهند؟ اصلا مفهوم مرگ را چگونه برای بچهها ترسیم کنند؟ ماه پیش مادربزرگ پدری شیما فوت کردن. از اون موقع گرفتاری ما شروع شد! نمی دونستیم اینکه بهش بگیم مادربزرگش مرده کار خوبیه یا نه. شیما فقط سه سال و نیمشه و مرگ چیز خوشایندی نیست. نهایتا کسی راهکاری بهم یاد داد که بشه جوابش و داد. شیما اومد پیشم : #مامان_بزرگ دیگه اینجا نمیاد؟ آمادگیش و داشتم. خیلی واقعی بهش گفتم: نه. خیلی ناراحت کننده س ولی اون دیگه اینجا نمیاد. -چرا؟ -خب چون دیگه زنده نیست. -یعنی الان کجاست؟ -یه جور #سفر. ولی سفری که دیگه نمیشه ازش برگشت. -خب، چرا نمیاد به ما سر بزنه؟ (اگر برای یه سوال، جواب قابل لمسی ندارین اونو با یه سوال دیگه غافلگیر کنید) -تو دلت براش تنگ شده؟ -آره دلم تنگ میشه. -منم دلم تنگ شده براش. دوس داری براش یه مراسم بگیریم که بفهمه بیادشیم؟ -از کجا بفهمه؟ (وقتی ذهن کودک سمت امور ذهنی و انتزاعی ای میره که توضیحش الان براش قابل فهم نیست، باید خیلی ملایم ذهنش و منحرف کنیم و به سمت امور ملموس ببریم.) -حس میکنه، همه کسایی که مامان بزرگ و دوس دارن و میتونیم جمع کنیم یه جا، یه عکس خوب از مادربزرگ داریم؟ -آره یه عکس بزرگ داریم که خندیده اونجا -خب خوبه، بیا فک کنیم چه کسایی هستن که دلشون برای #مادربزرگ تنگ شده، بعدشم ببینیم باید چه کارایی انجام بدیم. ( از این راه کودک رو هم در این پروسه درگیر کنید تا هم به #مهارت هاش کمک کرده باشین و هم موضوع مرگ کمی براش ملموس تر بشه )
01 مهر 1400 23:01:20
140 بازدید
نسل نو
. ادامه از پست قبلی : #راهکار این گفته را خیلی شنیدیم که #مادران در جواب این راهکارهای ساده ما گفتند: وای چقدر شما ساده اید. واقعا تصور می کنید با این جواب او قانع شود و دست از #لجبازی بردارد؟ در #پاسخ مادران فقط می گوییم کمی صبوری کنید و امتحان کنید. شاید برایتان عجیب باشد اما اگر از راه درستش با بچه ها وارد تعامل شوید، اوضاع بهتر از آنی که فکر می کنید پیش می رود. فقط چند بار امتحان کنید و به اصطلاح زود پا پس نکشید. شما هم می توانید تجربیاتتان را با ما در میان بگذارید تا درباره آن ها بحث کنیم.
31 شهریور 1400 16:06:16
193 بازدید
نسل نو
. شاید شما هم مثل من درگیر #بدخوابی و #بی_خوابی فرزندانتان باشید و گاهی مستاصل شوید از دستشان! من هم مدت زیادی را درگیر این مشکل بودم و حالا فکر می کنم راه آن را پیدا کردم. در ابتدا، مهم است که بچه ها #ساعت_خواب مشخصی داشته باشند و البته تنظیم این ساعت در هر خانواده ای می تواند متفاوت باشد. مثلا اگر در خانه شما ساعت 9 تازه همسرتان به خانه باز می گردد، اشتباه است که بخواهید فرزندتان هم ساعت 9 به خواب برود. قاعدتا بچه ها دوست دارند مدتی را کنار پدرشان بگذرانند. به علاوه، مهم است که #خانواده فرصتی را کنار هم بگذرانند و باهم گفتگو کنند و هنگام صرف #شام، زمان مناسبی خواهد بود. نیم ساعت تا یک ربع قبل از ساعت خواب توافق شده، به بچه ها یادآوری کنید ساعت خوابشان است و باید کم کم آماده رفتن به تخت بشوند. #مسواک زدن حس طراوتی را خواهد داشت که موجب آسودگی می شود، پس حواستان باشد هرگز از قلم نیفتد. همچنین بهتر است بچه ها برای خواب، #لباس راحتی داشته باشند که با پوشیدن آن، مفهوم زمان خواب تداعی شود. #نور اتاق را حتما تنظیم کنید؛ اگر بچه ها #ترس خاصی ندارند، بهتر است موقع خواب، اتاق #تاریک باشد و چراغی #روشن نماند. محیط شلوغ و به هم ریخته، #آرامش ذهنی را مختل، و خواب آرام را سلب می کند. حواستان باشد بچه ها محل خوابشان را مرتب کرده باشند. اگر اتاق خواب بچه ها مشترک است، برنامه آنها را طوری تنظیم کنید که همگی باهم به تختخواب بروند. بچه ها مشوق های خوبی برای هم هستند و به هوای یکدیگر خیلی راحت تر به خواب می روند. حتی اگر قبل از خواب چند دقیقه سر جاهایشان باهم بگومگو و #شیطنت داشته باشند، اما باز هم به خواب رفتن یکدیگر کمک خواهند کرد. بعضی از شب ها شما هم با آنها به اتاقشان بروید و با داستان و #قصه به خواب رفتنشان کمک کنید. این کار را بگذارید برای وقت هایی که بچه ها برای خوابیدن لجبازی می کنند یا هنوز خوابشان نگرفته. حتی اگر خوابش نمی آید، باید بداند که ساعت خوابش باید به تختش برود. می تواند صرفا دراز بکشد و به یک قصه گوش کند. یادتان باشد خانه شما پادگان نیست. می توان گاهی به بچه ها آوانس داد و علاوه بر آن، برای قانون گذاشتن دقت های لازم را داشته باشید که زیادی سخت گیرانه نباشند.
01 مهر 1400 22:30:15
124 بازدید
نسل نو
. پارسای ۳ ساله م و پدرش عصر امروز رفتن باهم #بادبادک هوا کنن! گفتگوی جالبی بینشون اتفاق افتاد که بعدا پدرش برام تعریف کرد. اونجا وقتی بادبادک و می فرستن هوا و همینطور که داشتن اون و توی آسمون دنبال می کردن، پارسا می پرسه : بابا چرا آسمون آبیه؟ پدرش میگه: خب، اگه آبی نبود چه رنگی می شد مثلا؟ - نمیدونم... مثله رنگ زمین - زمین چه رنگیه؟ - سبز - مم...الان زمین زیر پات سبزه؟ - نه! سیاهه! - البته این طوسیه... خب پس هرجای زمین یه رنگه - خب هر جای آسمونم یه رنگ باشه! مثل #رنگین_کمان! - خب... فک کنم اونوقت آدم سرش درد بگیره که همش بالا سرش رنگی رنگی باشه! - نه اصلا اینجوری نیس! - باشه یه بار امتحان میکنیم - چه جوری؟ - من یه نقاشی با آسمون #آبی میکشم توام یکی رنگین کمانیش و بکش! بعد روش نظر میدیم که ببینیم کدوم حالمون و بهتر میکنه؛ هوم؟ نظرت چیه؟ - موافقم... کی این کار و میکنیم؟ - وقتی برسیم خونه زمانش و باهم معلوم می کنیم ☺ برام جالب بود که پدر پارسا تونسته بود بحث و هدایت کنه و به اینجا برسونه. همیشه لازم نیست شما برای سوالای بچه ها یه جواب علمی و اثبات شده داشته باشین، خیلی وقتا اونا متوجهش نمیشن و یا حتی اصلا خودتون نمیدونین جوابش چیه. میشه طوری با بچه ها گفتگو رو ادامه داد که تجربه گری رو هم در اونها نکشه و ذهنشون جستجوگریش و ادامه بده و درعین حال، از اینکه بحث مهمی با شما داشته کلی ذوق کنه.
01 مهر 1400 22:56:46
80 بازدید
سارا بهشتی
14
57
پرسش بچه ها از والدین، پرنده ها چی میخورن؟
به #پارک کنار خیابان رفته بودیم. #گنجشک ها این طرف و آن طرف زمین سر و صدا راه انداخته بودند. پسرم پرسید: این جوجه ها هم غذا میخورن؟ گفتم: تو چی فکر میکنی؟ - لابد باید بخورن وقتی گرسنه میشن! - اوهوم...منم با تو موافقم. فکر میکنی بتونن سیب زمینی سرخ کرده هم بخورن؟ - آره حتما خیلی دوست دارن. - ولی خب دهان اونا اندازه تو بزرگ نیس! فک میکنی جا بشه؟ - آره تیکه ش میکنن خب بعد میخورن. - تو سیب زمینی رو با چی تیکه میکنی؟ - با دستام. - اوهوم...با انگشتات! خب انگشت این جوجه کجاس؟ - نداره... ولی پر داره. - آره خب ولی پرهاش خیلی ظریفه... مثل پارچه لباست. - خب پس، چه جوری غذاشون و میخورن؟ - باید بتونن با نوکشون بردارن. - اون خیلی کوچیکه، پس غذاشونم باید کوچیک باشه! نه؟ اندازه #شکلات؟ - میدونی تو شکلات و میجوی! دیدی اینا دندون داشته باشن؟ - ندیدم! - منم ندیدم! نوکشون خیلی کوچیکتره از اون که دندون توش جا بشه، نه؟ - پس چیکار کنن؟ -خب، غذاشون باید خیلی ریز باشه... -چقدری یعنی؟ -مثلا اندازه دونه های برنج! -سیر میشن؟؟؟ -اونا خیلی کوچولوان! شکمشون کوچیکه و زود سیر میشن.. شما هم امثال این گونه گفتگوها را با فرزندتان تمرین کنید. به جای اینکه بلافاصله بعد از سوالش جواب شسته رفته ای بدهید، کمی او را به #چالش بکشید تا ذهنش جستجو کند و سعی کند خوب محیط اطرافش را ببیند. حتی گاهی می توانید جواب را ندهید تا کمی در ذهنش باقی بماند.
شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید
برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید
19 خرداد 1401 01:10:04
ریحانه حسنی
-0 پاسخ