پست های مشابه

kermaninarges_psych

یه لحظه صبر کنیم، نگاه کنیم، ببینیم داره چه اتفاقی بین ما میافته؟ حواسمون به کیفیت رابطمون هست؟ حواسمون هست که داریم چه قدر زمانی که نیاز نداره و توانمنده به خودمون میچسبونیمش؟ و چه قدر زمانی که به حمایت نیاز داره تشویقش می‌کنیم به حرکت کردن به یادگیری جدید، آموزش های زورکی. انگار نه انگار خودش میتونه درک درستی از درونیاتش داشته باشه. در ظاهر میخوایم که قوی و با اعتماد به نفس عمل کنه، ولی یک ذره اعتماد نداریم که میتونه خودش و نیازهاش را مدیریت کنه! بی توجهی به این دو نیاز اساسی در کودک ، ارتباط ایمن و همدلانه و ‏استقلال و خود مختاری. رشد شخصیت را تحت تاثیر قرار می‌دهد. دقیقا همان نقاطی که والدین دلشون میخواد قوی و عالی رشد کنه، مثل:عزت نفس، ایمنی، خودسرزنشی. #فرزندپروری #امنیت #استقلال #ذهنی_سازی # دلبستگی #شخصیت #رشد #موفقیت #پیشرفت #والدین_آگاه #شادی #مشاوره #رواندرمانی #والدگری #موفقیت #ترس #مقایسه #کنترلگری #انگیزه #عزت_نفس #اهمالکاری #روانشناسی_کودک #والدین_آگاه_فرزندان_موفق #کودک_شاد #کودک #نرگس_کرمانی_مشاوره

26 مرداد 1401 15:40:58

32 بازدید

kermaninarges_psych

نمازم را خوندم و تو ذهنم داشتم ترتیب کارهایی را که دارم تند تند مرور میکردم تا به ترتیب انجام بدم، روز خیلی شلوغی بود و فردا شلوغ تر، اومد تو جا نمازم، گفت اینجا ماشین سواریه، می خواست بشینه توی چادرم و با بازی که از خودش اختراع کرده مهر ها را زیر چادر قایم کنه! هنوز هم لیست کارهام تو ذهنم ردیف شده بود. و دلم میخواست سریع پاشم. یه لحظه نگاهش کردم، احساس کردم چه قدر زمان با بچه ها کنده! انگار تمام دنیا وامیسته و فقط اون لحظه و اون بازی مهمه! کارهای به ظاهر مهم ما چه قدر غیر مهم هستند در برابر لذت لحظات! نشستم، شاید کمتر از ده دقیقه طول کشید، #لذت_لحظات #منتالیزیشن #نگاه_به_درون #فرزندپروری_آگاهانه

09 دی 1400 18:36:35

9 بازدید

kermaninarges_psych

گورکن را ببینید ، لذت ببرید و درک جالب و عمیقی که کودک ميتونه از فضای اطرافش داشته باشه را لمس کنید. درست همان موقع که ما فکر می‌کنیم خبر نداره و هر موقع صلاح میدونیم در جریانش میذاریم، درست همان زمان که فکرش را هم نمی‌کردیم آن قدر ها بفهمد! اعتراف میکنم که گورکن را به خاطر یکی از سوپر استارهاش دیدم . و البته اصلا نقشش را دوست نداشتم و به دلم ننشست. ولی ۱۰ دقیقه آخر فیلم چنان از شوکه شدن لذت بردم که تحیر بازمانده از اون تا روز بعد لبخند به لبم می‌آورد. در ادامه ممکنه بخشی از داستان لو بره، تمام تلاشم را میکنم که این طور نشه. ولی اگر قصد تماشا دارید، پیشنهاد میکنم به خوندن ادامه ندید. داستان حول محور خانواده ای میچرخه که از پدر و مادر از هم جدا شدند. اتفاقا هردوی پدر و مادر رابطه با کیفیتی با بچه دارند. پسرکی باهوش که به نظر میرسه پدر و مادر با وجود جدایی حسابی باهاش وقت میگذرانند و حواسشون به دلش هست. مادر در آستانه ازدواج مجدده، و به نظر میرسه رابطه جدید هم همدلانه و متناسب باشه. که ناگهان پسر گم میشه، گویا دزدیده شده! .....ادامه داستان. عمق احساس یک کودک از جدایی پدر و مادر را به تصویر می‌کشد. اگر این روزها احیانا افکاری در مورد جدایی یا طلاق از دهنتون میگذره . بدون بچه ها این فیلم را ببینید!

09 آذر 1400 17:34:52

2 بازدید

kermaninarges_psych

خیلی اوقات وقتی کودکان را در حال داد زدن، عصبانیت و بد رفتاری میبینم. و رفتارش به شدت کلافه مون میکنه. خوبه که یک لحظه از خودمون بيرون بیایم. و سعی کنیم نیت پشت رفتارش را پیدا کنیم! شاید اون در حال دست و پنجه نرم کردن با چیزیه که زبانی برای بیانش نداره! رفتار اون مطابق با چه تصوریه که ما اون تو دهنمون ساختیم؟ وقتی پس ذهن ما اون یه بچه حرف گوش نکن و بد رفتاره، چه طور انتظار داریم چه طور انتظار داریم جور دیگه ای رفتار کنه! #والدگری #والدین #قشقرق_کودک

13 شهریور 1400 18:14:00

1 بازدید

kermaninarges_psych

حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم‌ جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس می‌ایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون می‌افتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! ‏درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ‌ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد‌، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق می‌کند.

11 آبان 1400 19:46:24

1 بازدید

kermaninarges_psych

قبل از این که فرزند اولم به دنیا بیاد هیچ تصویری از دلتنگی های ردیف اول نداشتم. فقط به موهای دم موشی و دامن پفی صورتی فکر ميکردم. ولی الان معتقدم هر پدر ومادری قبل از تولد باید یه تصویر درست از زندگی بعد از بچه داشته باشه. نه برای این که نگران بشه یا بترسه و به تاخیر بندازه. برای این که مسلح و با شناخت و آگاهی بیاد تو میدون. برای شما کدوم صفحه سنگین تر بود؟ دلتنگی برای روزهای قبل یا زندگی با معجزه؟ #فرزندپروری_آگاهانه #فرزندپروری #تولد #مادر #پدر #خواب_راحت #والدین_موفق

07 خرداد 1400 17:15:48

2 بازدید

نرگس کرمانی

0

0

سر جلسه مادران از سبک تدریس معلمان صحبت هایی بیان میشد که من روحم خبر نداشت، من فقط حواسم به قطع و وصل شدن اینترنت بود و این که وسایلی که لازم داره دم دست باشه و برگه مربوط به تکالیف هفتگی که کجا را باید امروز حل کنند! این که بین او و معلمان و بقیه بچه ها چی میگذره در حیطه دخالت من نیستند! برای من فقط زمانی که بعد از کلاس از اتاق بیرون میاد و چشم هاش برق میزنه کفایت میکنه! بعد از دو هفته بازگشت از سفر و شلوغی و مریضی توانستیم اتاقش را کامل زیر و رو کنیم، برای اسباب بازی هایی که رفتند بالای کمد گریه کرد. ولی بعدش دید کشو ها برای کتاب و دفتر و لوازم تحریر خالیه آرامش را احساس کرد. حالا که جای دفتر و مداد رنگی ها معلومه هم من دیگه وظیفه ای ندارم. خودشون در زمان لازم میرند سرجاشون. مشق و تکالیف تا ساعت ۷ قراره تموم بشه چون بعدش تایم بازیه، استفاده از ساعت شنی برای سرمشق نوشتن هم پیشنهاد خودش بود. و در استفاده کردن و نکردن از آن من دخالتی ندارم. دارم سعی میکنم مسیر را از بین کنترل گری، بیش حمایتی و غفلت‌ و بی توجهی پیدا کنم. تجربه شما چیه از قدم برداشتن در این میانه راه؟ #والدین_آگاه #کودک_شاد #کودک_موفق #نیاز_روانی #حمایت #کنترل گری #درمانگر #درمانگر_روانپویشی #روابط_والدین_فرزندان

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

kermaninarges_psych

نرگس کرمانی

0

0

سر جلسه مادران از سبک تدریس معلمان صحبت هایی بیان میشد که من روحم خبر نداشت، من فقط حواسم به قطع و وصل شدن اینترنت بود و این که وسایلی که لازم داره دم دست باشه و برگه مربوط به تکالیف هفتگی که کجا را باید امروز حل کنند! این که بین او و معلمان و بقیه بچه ها چی میگذره در حیطه دخالت من نیستند! برای من فقط زمانی که بعد از کلاس از اتاق بیرون میاد و چشم هاش برق میزنه کفایت میکنه! بعد از دو هفته بازگشت از سفر و شلوغی و مریضی توانستیم اتاقش را کامل زیر و رو کنیم، برای اسباب بازی هایی که رفتند بالای کمد گریه کرد. ولی بعدش دید کشو ها برای کتاب و دفتر و لوازم تحریر خالیه آرامش را احساس کرد. حالا که جای دفتر و مداد رنگی ها معلومه هم من دیگه وظیفه ای ندارم. خودشون در زمان لازم میرند سرجاشون. مشق و تکالیف تا ساعت ۷ قراره تموم بشه چون بعدش تایم بازیه، استفاده از ساعت شنی برای سرمشق نوشتن هم پیشنهاد خودش بود. و در استفاده کردن و نکردن از آن من دخالتی ندارم. دارم سعی میکنم مسیر را از بین کنترل گری، بیش حمایتی و غفلت‌ و بی توجهی پیدا کنم. تجربه شما چیه از قدم برداشتن در این میانه راه؟ #والدین_آگاه #کودک_شاد #کودک_موفق #نیاز_روانی #حمایت #کنترل گری #درمانگر #درمانگر_روانپویشی #روابط_والدین_فرزندان

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن