پست های مشابه

kermaninarges_psych

معرفی فیلم. "Tully" یک فیلم اختصاصی برای مادرهاست. با این که اگه دوبله و سانسور شده را انتخاب کنید، نکته زیاد خاصی نداره ولی به شدت توصیه میشه که بچه ها فیلم را نبینند. چون پر از جزئی نمایی و ریزه کاری های سخت روزهای اول تولد است که میتونه احساسات نامطلوبی را در درونشون نهادینه کنه. بارداری و زایمان و درگیری های روحی را طوری به تصویر کشیده که رنج عمیقش را میشه با دست لمس کرد. قهرمان داستان برای بار سوم چالش های فرزند جدید همه با هم به سمتش هجوم آوردند. بی خوابی، تغییرات جسمانی، التقاط نقش ها. کم‌رنگ شدن کیفیت روابط با بچه های قبلی و همسر، نیازهای نادیده گرفته شده و.... در جریان داستان طوری پیش میره که به ظاهر با کمک دیگران و با حمایت گرفتن چیز هایی که از دست داده را ترمیم میکنه. ولی نهایتا به وسیله پزشک تشخیص داده میشه! که نیاز به درمان جدی ضروری بوده و.... به‌نظر شما کدوم بخش از تغییرات پس از زایمان چالش بر انگیز تره؟ #افسردگی_بعد_از_زایمان #فرزندپروری_آگاهانه #والدین_موفق #کودک_شاد #نرگس_کرمانی_مشاوره

17 خرداد 1400 19:31:00

2 بازدید

kermaninarges_psych

از دو جنبه میشه موضوع نگاه کرد، یکی برچسبی که وقتی افراد به مشاور مراجعه می‌کنند جامعه میزنه و حتی خودشون احساس می‌کنند. و دوم احساس بی کفایتی و شرمی که از خوندن و دیدن پیج های روانشناسی ایجاد میشه؟ روز ده بار باید بچه را بغل کنی! یک یا دو ساعت باید حتما باهاش بازی کنی، فلان ساعت بخوابه! فلان سن از شیر یا پوشک بگیری! انگار انسان بودن یه پکیج راهنما داشته که تازه کشفش کردند! شما نظرتون چیه؟

14 اسفند 1400 14:27:09

25 بازدید

kermaninarges_psych

در مورد نیاز به استقلال و خودمختاری در پست های قبل گفتم، نکته مهم برای پرورش کودک با دلبستگی ایمن، آن است که: نیاز به ارتباط و نیاز به استقلال، همراستا با هم تامین بشوند، ‏ نیاز به ارتباط چیه؟ سوال مهم اینکه، برای اینکه بچه احساس امنیت بکنه و نیازش به ارتباط تامین بشه، دائم باید بهش بچسبم؟ دائم باید کنارش باشیم؟ در کارها کمکش کنیم؟ حواسمون باشه که نخوره زمین، گرسنه نمونه، سرما نخوره، مدادش نوک داشته باشه؟ پس استقلالش چی میشه؟ 📍 نیاز کودک به ارتباط در واقع، در دو زمان ممکنه اتفاق بیفته، یکی، زمانی که در حال کاوش، یادگیری و یا جستجو در محیطه و اگر، تاکید میکنم اگر، حمایت نیاز داشت ما هستیم، و دوم، زمانیه که داره احساسات سختی را تجربه میکنه، مثل: ترس، غم، عصبانیت. که نیاز داره یک بزرگسال کمکش کنه از عهده این احساس سخت بر بیاد. به نظر شما وقتی بچه ها عصبانی و ناراحت هستند، چه طور میشه کمکشون کرد؟ مادری میگفت من میکنمش تو حمام ، میگم گریه ات که تموم شد می تونی بیای بیرون! شما چی کار میکنید؟ #روانشناسی #روانشناسی_کودک #امنیت #استقلال #امنیت #رواندرمانی #والدگری #والدین_موفق #والدین_آگاه #کودک_شاد #کودک #درمانگر#مشاوره #ارتباط #ارتباط_موثر #عشق #ذهنی_سازی #درمانگر_کودک #نرگس_کرمانی #تربیت_کودک

15 شهریور 1401 17:14:43

77 بازدید

kermaninarges_psych

وقتی به دلخوری ها اجازه میدیم که بیاند و روی هم جمع بشند و حتی تبدیل بشند به خشم و تحریک پذیری! ممکنه بعضی ها فکر کنند. چه قدر آدم عصبانیه! در حالی که این وسط نیازهای بیان نشده ای وجود داشته اند که دیده و شنیده نشده اند! خوبه که این جور وقتها از خودمون بیرون بیایم بشینیم به تماشا و ببینیم چه اتفاقی داره میافته! شاید این وسط نیاز باشه دستی رو شونه خودمون بذاریم! #کنترل_خشم #فرزندپروری_آگاهانه #شفقت_به_خود #والدین_آگاه #والدین_موفق #کنترلخشم

16 مرداد 1400 04:19:09

0 بازدید

kermaninarges_psych

شاید عجیب به نظر برسه که بخوایم بگیم اضطرابی که بچه ها تجربه می‌کنند سر منشا بسیاری از بد رفتارهایی است که ما مایلیم بر طرفشون کنیم! ولی خیلی وقتها به دندون خراب توجهی نداریم! روی صورت را کرم میزنیم تا سرخی صورت را پنهان کنیم! و ریشه اضطراب برمیگرده به احساس گناهی که کودک ما تجربه میکنه! #مادرانه #والدین #والدین_موفق #کودک_پرخاشگر #کودک_بدغذا #کودک_لجباز #مشاوره_خانواده #فرزند_پروری #احساس_تنهایی #احساس_گناه #اضطراب #اضطراب_کودک

19 اسفند 1400 22:12:53

17 بازدید

kermaninarges_psych

یادم نمیاد اولین بار کی دیدمش! اصلا حواسم بهش نبود، شایدم دیده باشم، ولی فکر کردم این که یک دسته شاخه خشک تزینی بیشتر نیست! فکرش را هم‌ نمیکردم، شاخه های خشک گلدان کنار اتاق درمان، جوانه بزنند، رشد کنند و برگ بدهند! خیلی آهسته و بی صدا، وقتی نور هست ، گرما هست، اندک آبی هم در گلدان هست، حیات و رویش در جانش دویده، و ‏دلگرمی این روزهای اتاق درمان شده است، هر بار که نگاهش میکنم، تجلی امید و زندگی را به خاطرم میآورد، در دلم فکر می‌کنم افرادی که روی این صندلی نشسته اند هم، همین قدر آرام و بی صدا ‏در دلشان جوانه امید و زندگی خواهد رویید. بی آنکه بفهمیم از کی شروع شده، و ما حواسمان نبوده. تماشاي این رویش در وجودشان همین قدر برای من لذت بخش است، حتی اگر در ظاهر همه چیز خشک و بی جان به نظر برسد. و من همین جا به انتظار خواهم نشست، همراه نور، گرمی و امید. ‏ #اتاق_درمان #روان‌درمانی #توانمندسازی #عشق #جوانه #نور #رویش #روانشناسی #امید #همراهی #مشاوره #دلگرمی #روان_درمانی

20 بهمن 1400 10:41:40

9 بازدید

نرگس کرمانی

0

0

حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم‌ جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس می‌ایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون می‌افتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! ‏درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ‌ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد‌، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق می‌کند.

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

kermaninarges_psych

نرگس کرمانی

0

0

حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم‌ جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس می‌ایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون می‌افتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! ‏درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ‌ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد‌، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق می‌کند.

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن