پست های مشابه

chamran_kids

هیئت، یک رسانه است‼️ . . این روزها متاسفانه فضای مجازی و بازی های رایانه ای جای خیلی از فعالیت های خانواده ها، آموزش ها، و حتی کارهای تربیتی رو گرفته😵‍💫 . . این پست😎 مخصوص شما معلم ها و افراد دغدغه مند و دلسوزی هست . بفرستید برای دوستان خودتون تا اون ها هم نظرات خودشونو برامون در کامنت ها بنویسند😊 . . #محرم #هیئت #تربیت #کودک #نوجوان #رسانه #reels #kids #teacher #imamhussain #بازی #فضای_مجازی

23 مرداد 1401 07:56:53

4 بازدید

chamran_kids

. "رویاپز خونه" تو یه شهر خیالی، یه سری غولِ رویاپز بودند. کارشون این بود که تو روز یواشکی به رویاهای بچه ها گوش بدن، اون هارو تو رویاپزخونه بپزن وشب که شد، رویاهارو بریزن تو گوش بچه ها که خوابِ آرزوهای قشنگشون رو ببینند. . یه شب یکی از غول ها میره که رویای دختری رو توگوشش بریزه اما یهو دختر از خواب بیدار میشه و اونو می بینه، همون لحظه شیشه ی رویاها ازدستش میوفته و می شکنه... از اون شب به بعد، رویاها تو شهر پخش میشن، رویاهایی که دیده میشدن اما واقعی نبودن! مثلا اگه شما از خیابون رد میشدین یه پسری رو می دیدین که بزرگ شده، می دیدین که از آسمون ماکارانی و بستنی میباره و ...می فهمیدین که انگار رویاهای رنگارنگ شهرو پرکردند. . خلاصه بعد اون اتفاق، دختر کوچولو با غول همراه میشه و تصمیم میگیرن باهم، رویاهارو جمع کنن و این چالش رو حل کنند؛ به خاطر همین کلی ماجراهای مختلف و جالب رو پشت سر میذارن‌. . آخرش هم بعد یه عالمه تلاش، غول رویاها و دختر از بچه ها میخوان که رویاهاشون رو نقاشی کنن تا بتونن دونه دونه رویاهارو پیداکنن و بهشون برسونند.🤗 . ما از این قصه ی دنباله دار برای تدبر در سوره ی واقعه استفاده کردیم. سعی کردیم به بچه ها مرز رویا و واقعیت رو نشون بدیم و اون هارو به چالش بکشیم که بهتر درک کنند چه چیزهایی واقعی و کدوم ها رویاست و از این طریق، راه رو برای آشنایی بچه ها با روز قیامت بازکردیم:) . #تدبر_در_قرآن #قرآن_و_کودک #قصه_قرآنی #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #قصه_کودکانه #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

26 شهریور 1399 17:50:35

0 بازدید

chamran_kids

🌷 🖋از روزی که سردار سلیمانی به شهادت رسید، همه ما متحیر ماندیم. اینقدر ناراحت بودیم که اصلا حال و حوصله فکر کردن به برنامه های مناسبتی برای بچه ها را نداشتیم. شنبه صبح که به مدرسه رفتیم، تمام همکارها مشکی پوشیده بودند.نه حال ورزش با بچه ها را داشتند و نه حال سر و کله زدن با آنها را . با گفتم خدایا کارهای این بچه های معصوم را خودت جلو ببر. ما توان کاری نداریم. آن موقع بود که خود سردار سلیمانی، دلش به حالمان سوخت. بیشتر از دلسوزی برای ما، با آن امیدواری خاص خودش به بچه ها، دستی روی سرشان کشید. بچه ها تمام ساعتهای بازی حیاط در حین دویدن و پریدنها، فریاد میزدند مرگ بر امریکا. نقاشیها همه راجع به سردار بود و مدام با هم حرف میزند. هر روز تعدادی پرچم و پلاکارد درست کردند، لقمه نذری دادند، در مسجد محل سرود سرباز حسینم را خواندند و خیلی کارهای دیگر. روز قبل تشیع بچه ها مرتب در گروههای کلاسیشان می نوشتند بچه ها یادتان نرود بیایید تشییع سردار و بعد مرتب عکسهایشان را از راهپیمایی م گذاشتند. سردار، دست کشیدن شما روی سر بچه ها خیلی اثر کرده، چیزی در وجودشان روشن شده که خاموش نمیشود. حالا که بعد از شهادت دست و بالتان حسابی بازتر شده و از اینکه پیش رفقای شهیدتان رفتید خیلی خوشحالید، دستتان را روی سر ما و تمام بچه های مدرسه مان بگذارید و دیگر بر ندارید؟ میشود؟ #یک_مدرسه_چمرانی #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

17 دی 1398 17:36:56

0 بازدید

chamran_kids

سلام چمرانی های عزیز! این فیلم یک پیام تبریک هست از طرف همه‌ی عموهای چمرانی😊👆🏻 . عیدتون مبارک 🎉💐 امیدواریم که امسال براتون سالی پر از خیر و پر برکت باشه🤗 . ممنون که یک سال قشنگ دیگه کنار ما بودین🌹😍 . #عید_نوروز #چمرانی_ها #معلم_های_چمرانی #عیدانه#عیدتون_مبارک❤ #سال_نو_مبارک 🌸 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #یا_مقلب_القلوب_و_الابصار#۱۴۰۰

30 اسفند 1399 18:08:05

0 بازدید

chamran_kids

🔑 حل مساله ، مهارتی است که در جای جای زندگی به آن نیازمندیم. اما چگونه می توان این مهارت را در کودکان پرورش داد؟ یکی از اهداف ادبستان، آموزش روش‌های علم‌آموزی است. یکی از مهم‌ترین و موثّرترین روش‌های علم‌آموزی، نوشتن درباره‌ی موضوع مورد مطالعه است؛ همچنین مشاهده‌کردن و ثبت‌کردن مشاهدات. کلاس چهارمی ها در کتاب همه چیز، که خودشان آن را درست کرده اند؛ به ثبت مهم ترین مسائل شان می پردازند. یکی از فصل‌های کتاب همه چیز، حکمت حل مسئله نام دارد. در این فصل: ۱. مسایلی را که با آن‌ها درگیر هستیم، می‌نویسیم. ۲. سعی می‌کنیم با انجام آزمایش و تجربه‌کردن، مطالعه، مصاحبه و... اطلاعاتی جمع کنیم، که در حل آن مسئله کمکمان کنند. این اطلاعات و روش به‌دست‌آوردنشان را هم در کتاب همه چیز می‌نویسیم. ۳. در پایان، اطلاعات جمع‌شده را کنار هم می‌گذاریم و به‌کمک تفکر، راه‌حل‌ (های) مسئله را می‌یابیم و می‌نویسیم. مساله‌ی این هفته کلاس چهارمی ها، حل‌کردن مسئله‌ی آلودگی هوا بود. مربی: علی حاجی اکبری #کلاس_چهارمی_ها #مهارت_حل_مسئله #مهارت #تربیت #کودک #طرح_درس #پرورش_مهارتهای_کودک #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

07 دی 1398 15:41:27

1 بازدید

chamran_kids

. چهل چراغ: چراغ سوم #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران . . ❓چه شد تصمیم گرفتیم مدرسه پسرانه تاسیس کنیم؟ . چند سالی از فعالیتمان در #حسینیه_کودک، می گذشت. بچه ها بعد از دوره فعالیتشان در کنار ما، برای پیش دبستانی و دبستان وارد مدارس دیگری می شدند. خیلی دلمان میخواست آینده ی بچه ها را که آن همه کنارشان خاطره داشتیم از نزدیک ببینیم. البته دورادور روند بچه ها را بررسی می کردیم ولی خب خیلی فایده نداشت. از طرفی تعدادی از خانواده ها هم اصرار داشتند مدرسه داشته باشیم و بچه ها را در این مدرسه ثبت نام کنند. با پیگیری و حسن نیت یکی از خانواده ها، با اینکه مجوزمان هنوز آماده نشده بود و در حال پیدا کردن فضای مناسب بودیم تصمیمان برای تاسیس مدرسه جدی تر شد. روند گرفتن مجوز را طی کردیم. مراحلی سخت، پیچیده و بعضا طاقت فرسا، به خصوص جلسه های عجیب گزینش. هنوز راجع به نماز جمعه، مدل هیات رفتن، مدل پوششمان که با جلسه آمدنمان متفاوت است یا نه سوال می پرسیدند. و من تمام مدت گزینش، داشتم به این قضیه فکر می کردم چطور مدارسی کاملا غیر مذهبی و با مدلهای بسیار متفاوت با فرهنگمان داریم اگر همه مدیران این مراحل سفت و سخت را پشت سر می گذرانند. گزینشی که چند ماه طول میکشد و به قول خودشان تمام ابعاد شخصیتی فرد را زیر و رو می کردند.... بالاخره جواب گزینشمان آمد. باید اسمی برای مدرسه انتخاب می کردیم. مصر بودیم اسم شهیدچمران را انتخاب کنیم. قانونهای خاص و دست و پاگیری دراین باره وجود داشت. اسم شهیدخاص را اجازه نمیدادند انتخاب کنیم و در موارد خاص تر، اگر اجازه خانواده شهید را می گرفتیم بعد از طی مراحلی، شاید این اجازه صادر میشد. خلاصه یک سری قانون هایی وضع شدند که تمام تلاششان را بکنند تا آدم از خیرِ اسم شهدا، امامان و ... بگذرد و بعد به صحبتی از امام خمینی برخوردیم که در ماجرای پاوه به شهیدچمران لقب"#حمزه_دوران" را داده بودند. بالاخره ما از مرحله طاقت فرسای راضی کردن آدمها، برای اسم مدرسه مان نجات پیدا کردیم. اسم شناسنامه ایِ مدرسه مان شد حمزه دوران و اسمی که همه ما صدایش می کنیم همان " #شهید_چمران" . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران

27 خرداد 1399 17:33:42

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

❤ می توانستند عروسک هایشان را به حسینیه کودک بیاورند. از اول صبح، عروسک را محکم بغل کرده و دوست نداشت کسی به او دست بزند. وقت پروژه، قرار شد برای عروسک ها لباس بدوزند. با دقت پارچه را انتخاب کرد، آن را برید و مشغول دوخت و دوز شد. برای بازی به حیاط نرفت و می گفت: سرد است، عروسکم یخ می کند... موقع ناهار، چشمش به عروسکش بود تا غذا رویش نریزد. آخرای روز بود که گفت: خاله من دیگه عروسکم رو نمیارم...همش باید مواظبش باشم... قصه‌ی مادری های کوچک ... روزتون مبارک ❤ ‌ #روز_مادر #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

❤ می توانستند عروسک هایشان را به حسینیه کودک بیاورند. از اول صبح، عروسک را محکم بغل کرده و دوست نداشت کسی به او دست بزند. وقت پروژه، قرار شد برای عروسک ها لباس بدوزند. با دقت پارچه را انتخاب کرد، آن را برید و مشغول دوخت و دوز شد. برای بازی به حیاط نرفت و می گفت: سرد است، عروسکم یخ می کند... موقع ناهار، چشمش به عروسکش بود تا غذا رویش نریزد. آخرای روز بود که گفت: خاله من دیگه عروسکم رو نمیارم...همش باید مواظبش باشم... قصه‌ی مادری های کوچک ... روزتون مبارک ❤ ‌ #روز_مادر #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن