chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
روایت دلتنگی...🙃🤔⬇️ . سال های قبل از کرونا، به شهریور که می رسیدیم برنامه ریزی درسی بچه ها تموم شده بود، لیست اسامی و عکس های قشنگشون رو از روابط عمومی تحویل میگرفتیم، دیگه ابزارهای کلاس ها رسیده بودند تا سر جاشون مرتب و منظم قرار بگیرن، هر کدوم از بچه ها یه جعبه ی مخصوص ابزار داشتن، ما هم عکس هاشون رو روی جعبه ها میچسبوندیم تا جعبه های اختصاصی خودشون رو بشناسن😊 . عطر پرده های شسته شده و تمیز تو کلاس میپیچید، در و دیوار کلاس ها پر بود از شوق حضور بچه ها....😇 از اونجایی که دخترها عاشق خاله بازی بودن، یه قسمت از کلاس مخصوص وسایل خاله بازی شون بود، فکر همه چیز رو کرده بودیم و آماده بودیم تا وجود پاک و صمیمی شون به مدرسه، زندگی دوباره ببخشه...😍 . راستش رو بخواید، ما قبلا ساعت های بیشتری رو در مدرسه می موندیم تا همه جا آماده ی آماده باشه، لاستیک های رنگی رنگی حیاط، کتاب های درسی که برای هر کدومشون یه برنامه ی ویژه داشتیم و قرار بود بچه ها رو حسابی غافلگیر کنند و کلی جلسه های پشت سرهم برای برنامه ی اولین روز حضور بچه ها .... 😌 . اما حالا.... . شهریور ۱۴۰۰ شده... خبری از عکس های چاپ شده ی بچه ها نیست، بیشتر از یکساله که خونه شنی خالیه، صدای خنده های از ته دل بچه ها، تو حیاط شنیده نمیشه...😔 . ما لیست ابزار بسته ی پاییز رو به واحد اجرایی تحویل دادیم، ولی دیگه نیازی به تحویل گرفتن وسایل خاله بازی از انبار نیست...😢 . درسته که همچنان بیشتر از بقیه ی روزهای سال درتکاپوییم که لحظه های دوست داشتنی رو برای بچه ها رقم بزنیم، جلسه های پی در پی و کلی هماهنگی و پیگیری داریم، اما دیگه خبری از چیدن کلاس ها نیست.... این روزها، کلاس ما، اینجاست👇🏻 صفحه ی شیشه ای لپ تاپ -اسکای روم....:) . پ.ن: عکس ها یه گوشه از خاطرات سالهای قبل هستن که حسابی انتظار بچه هارو میکشن تا دوباره جون بگیرن و قشنگ تر ساخته بشن❤ . ✅شما هم اینجا برامون از دلتنگی هاتون، کامنت کنید 👇🏻😊🙃 . #مدرسه#آموزش_مجازی #کلاس_آنلاین #کلاس_حضوری#درس#خاطرات_چمرانی #دلتنگ_مدرسه #چمرانی_ها #معلم_چمرانی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #دانش_آموز #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران
03 شهریور 1400 13:59:05
0 بازدید
chamran_kids
✏ هر چیزی اگر در سن خودش اتفاق بیفتد، بیشترین تاثیر را دارد. پس اصرار به آموزش های زیاد و فرستادن بچه ها به کلاس های مختلف، آن هم در سال های اولیه کودکی، می تواند نتیجه عکس داشته باشد. پسرهای کلاس چهارم، نویسندگی را تمرین می کنند تا در آن به مهارت برسند. بعضیها کتابشان را چاپ کردهاند؛ بعضیها چرکنویسشان را پاکنویس میکنند؛ بعضی براساس طرحشان چرکنویس داستان را مینویسند؛ بعضی همچنان مشغول طراحی داستانشان هستند. پسرها در نویسندگی، هم باید به طراحی داستانشان توجه کنند، هم به فایدهای که برای جامعه دارد. به همین دلیل، یکی از پسرها که کتابش را چاپ کرده، داستانش را به چندین نفر معرفی کرده، تا آنها بفهمند داستان او چهفایدههایی برایشان دارد و کجا میتوانند از آن استفاده کنند. پسرها یک مهمان ویژه داشتند؛ یک عموی نویسنده که تکتک با بچهها صحبت کرد و از روند کارشان و اینکه الآن کجا هستند، پرسید. سپس با توجه به وضعیت هرکس، او را راهنمایی کرد. مربی: علی حاجی اکبری #کلاس_چهارمی_ها #طرح_درس #نویسندگی_کودکان #چمرانی_ها #مهارت_آموزی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران
03 اسفند 1398 18:14:56
0 بازدید
chamran_kids
با این غافلگیری ها، ماه رمضون رو برای بچه ها شیرین تموم کن😊🎉🎊 . اگر شما هم دانش آموز روزه اولی دارید، حتما ورق بزنید و بخونید🤩 . ⁉️شما امسال برای روزه اولی ها چیکار کردید؟ به نظرتون میتونیم چه غافلگیری های ساده و جذاب دیگه ای براشون داشته باشیم؟ 🤔 برامون کامنت کنید⬇️ . #ماه_رمضان #عیدفطر #روزه_اولی #روزه_اولی_ها #جشن_تکلیف #تربیت_دینی #معلم #دانش_آموز #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
10 اردیبهشت 1401 13:41:26
2 بازدید
chamran_kids
ماجرای زرافه کوچولو و کسرها🤔 . ریاضی از اون درس هایی هست که خیلی از بچه ها سمتش نمیرن چون براشون سخته یا دوستش ندارند، اگه بخوان مجازی تمرین کنند و یاد بگیرند هم دیگه هیچی....😅 اما یکی از راه هایی که میشه برای تثبیت و تمرین درس بچه ها ازش استفاده کرد اینه که ریاضی با قصه و ماجراهای مختلف همراه بشه 🤗 . مثلا تو این فیلم 👆🏻خاله ی دخترهای کلاس چهارمی براشون ماجرای تولد زرافه کوچولو و سفرش به آسمون رو تعریف میکنه و بعدش توراه سفر با کسرهای مختلف مواجه میشن...😇 . ⭕شما برای اینکه بچه ها ریاضی رو بهتر یاد بگیرن چه کارهایی انجام میدید؟🤔 . ✅این فیلم رو ذخیره کنید و اگه بچه ی کلاس چهارمی دارید یادتون باشه باهم ببینید😊 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #ریاضی #ریاضی_چهارم_دبستان #شناخت_کسرها #آموزش_مجازی
24 دی 1399 17:57:03
0 بازدید
chamran_kids
🌈 وقتی شما هم دانش آموز دبستان بودید، دوست داشتید چه کاره شوید؟ یکی از موضوعات گفتگوی بچه ها، شغل شان در آینده است. انتخاب شغل در این سن، تا حد زیادی بستگی به شرایط خانوادگی و تجربیاتی است که کودک دارد. قرار نیست از الان انتخاب کنند و امکان تغییر هم نداشته باشند. می توانید با مطرح کردن چنین سوالی، ذهن کودک را درگیر کنید تا اطرافش را بهتر و با دقت تر ببیند. فکر کند، بتواند برای انتخابش دلیل بیاورد و از آن دفاع کند. دخترهای کلاس سومی، شروع به نوشتن در مورد شغل آینده شان کردند. چه شغلی را دوست دارند. علت انتخابش را گفتند و خوبیها و بدیهایش را هم نوشتند. مربی: مهری حدادی #کلاس_سومی_ها #شغل_آینده #آینده #انتخاب #تفکر #چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
25 آذر 1398 17:05:35
0 بازدید
chamran_kids
💡 اردو همیشه پارک نیست، گاهی می توان مکان های مختلف را مقصد اردو قرار داد. چرا که بچه ها به دنبال کشف و تجربههای جدید هستند که این تجربه ها را می توان در مکان های دیگر به دست آورد. اردوی این هفتهی چهارساله های چمرانیها، یک امام زاده بود. تعدادی آجر در حیاط امام زاده، توجه بچه ها را جلب کرد. با همراهی مربیان، تصمیم گرفتند یک خانهی آجری بسازند. مربی: مائده جهانگیری، فاطمه فیض آبادی، مریم صادق پور، زهرا صحتی چه بازی ها و فعالیت های دیگری می توانیم در یک امام زاده انجام دهیم؟ #چهار_ساله_ها #اردو #اردو_مهد_کودک #مهد_کودک #ایده_اردو #ایده_فعالیت #حسینیه_کودک_شهید_چمران #چمرانی_ها
28 بهمن 1398 18:35:13
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
☀ از آسمان ها روی زمین آمدیم، جایمان شد آغوش مادرهایمان... بزرگ شدیم کم کم راه افتادیم، دویدن یاد گرفتیم و پریدن. پنج ساله شدیم وارد حسینیه کودک شهید چمران شدیم و باز هم بازی کردیم... پیش دبستانی رفتیم.... یک سال دیگر هم گذشت شدیم کلاس اولی، دیگر فقط بازی نمی کردیم کارهای مهم دیگری هم بود که باید انجام میدادیم کتابهای زیادی را باید میخواندیم حتی کتابهای زیادی را هم باید می نوشتیم. بزرگتر شدیم... و شدیم همین جمع هشت نفره بچه های کلاس دوم، بزرگترین بچه های ادبستان دخترانه حمزه دوران... چمیار شدیم گاهی به آشپزخانه رفتیم، گاهی خدمات و کتابخانه... بعضی از روزها هم باید با بچه های کوچکتر بازی می کردیم. یک شب که همه خوابیدیم خواب دیدیم بزرگتر شده ایم ولی هنوز در چمران درس میخوانیم، کارهایمان هم بزرگتر شده بود، یک روز در هفته مسئول پختن ناهار کل مدرسه بودیم، خرید مواد غذایی هم با خودمان بود. یک چرخ خیاطی بزرگ در کلاس داشتیم و برای بچه هایی که از ما کوچکتر بودند خیاطی می کردیم و لباس می دوختیم، کتابخانه بزرگی در کلاسمان بود که گاهی وقتها بعد از ظهر ها که همه رفته بودند در مدرسه می ماندیم و کتاب می خواندیم. شده بودیم معلم کوچکتر بچه های محله، بعضی از روزها را به پارک می رفتیم و به بچه ها درس می دادیم. کارهای هنری مان روز به روز بهتر می شد، کلاس ما شده بود شبیه کلاس هنرمندان انقدر که از سفال و مجسمه و نقاشی و کلاژهای مختلف در شده بود... باز هم بزرگتر شدیم انقدر که در آغوش همه ما بچه هایمان بود..... تصمیم گرفتیم مدرسه ای بسازیم مثل ادبستان حمزه دوران تا بچه هایمان آنجا به اندازه ما کودکی کنند و به وقت بزرگ شدن آنقدر بزرگ شوند که از پس هر کاری بر بیایند... پ.ن: بخشی از نمایش نامه ی کلاس دومی ها در #جشن_تکلیف و بندگی شان #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #نماز