chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
جشن تکلیف؛ مراسمی که برای همهی ما دخترها آشناست. خصوصا ما دهه شصتیها که چند اتفاق جذابِ محدود در مدرسههایمان داشتیم و یکی از آنها جشن تکلیف بود. آن روز همه را در نمازخانهی مدرسه جمع میکردند. با چادرهای سفید جلوی یک دکور ساده مینشستیم، روی سرمان تاج گل مصنوعی میگذاشتند و با لوح تقدیر یک عکس یادگاری میگرفتیم. غیر از این صحنهای که یادم هست، خاطرهی ویژهی دیگری از این جشن ندارم. اما امسال که همراه دخترانم به کلاس دوم رفتیم، از اول سال فکر میکردم چه برنامههای ویژهای برایشان داشته باشیم و چه کارهایی بکنیم که بیشتر در یادشان بماند. برای غافلگیرکردنشان پارک برویم یا شهربازی؟ جشن را در پارک برگزار کنیم یا ببریمشان رستوران. خلاصه تمام ایدههای جذابی را که به ذهنمان میرسید، لیست کرده بودیم. ولی کرونا ما را حسابی غافلگیر کرد... ما ماندیم و یک مدرسه و کلاس مجازی! قرار گذاشتیم روز تولد امام حسن(ع) قبل از اذان مغرب، کاپ کیکهای جذاب و کاملا دخترانه به همراه یادداشت مربی و یک هدیهی کوچک به دست دختران کلاس دومی برسد. اگرچه با ایدهآلهایمان فاصله داشت ولی همین کار هم همهی بچهها و خانوادهها را غافلگیر کرد. ✨دعا میکنم این خاطرهی خوب نوری بشود و مسیر بندگیشان را برایشان روشنتر کند. سرکار خانم امامی: مربی کلاس دوم @m.s.hoseini.emami #ادبستان_دخترانه #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #جشن_تکلیف #جشن_عبادت #جشن_مذهبی #ولادت_امام_حسن #رمضان_كريم
20 اردیبهشت 1399 11:26:35
1 بازدید
chamran_kids
. خوابگاه دختران . 📝قسمت آخر . "ما دهه شصتیها چه کاره هستیم؟" . بالاخره ما دخترهای دهه شصتی، به #دانشگاه رسیدیم. بعضی ها در ابتدا یا میانه دانشگاه ازدواج کردند، و بعضی هم نه. در زمان ما خیلی رایج بود که به خاطر درس دختری ازدواج نکند یا ازدواجش را به تاخیر بیندازد. و البته خیلی مرسوم تر این بود که همزمان با درس خواندن بچه دار نشد چون قرار نبود نسل ما بچه های زیادی به دنیا بیاورد پس وقت به اندازه کافی داشتیم. ما نسلی بودیم که هم زمان کودکی خودمان و هم زمانی که قرار بود مادر شویم، جمله" فرزند کمتر زندگی بهتر" را روزی چند بار شنیده بودیم و کاملا ملکه ذهنمان شده بود. خیلی از ما بین ادامه تحصیل، ازدواج و بچه دار شدن معلق مانده بودیم. دانشگاه هم هیچ کمکی به مصمم تر شدن ما در هیچ مسیری نمی کرد و حتی ما را در برهه هایی سردرگم تر کرد. خودم در کلاسی از یکی از اساتید شنیدم که با جدیت هر چه تمام تر داشت میگفت بهترین سن برای ازدواج دخترها، ۳۵ و پسرها ۴۰ سالگی است. همان موقع از ذهنم گذشت که احتمالا دو تکه سنگ قرار است باهم ازدواج کنند. هیچ کدام ذره ای از موضعش کوتاه نخواهد آمد. و حالا به همه این سردرگمی ها اضافه کنید که بالاخره ما باید کار کنیم یا خانه دار باشیم. و این جمله که : درس خوندی که چی بشه بالاخره باید یه استفاده ای بکنی، هر روز در گوشمان زمزمه میشد. من خودم در برهه های مختلف چرخ های زیادی خوردم و تجربه های زیادتری کسب کردم تا بالاخره رسیدم به راه انداختن حسینیه کودک شهیدچمران.... . شما چقدر در گذر زندگی پیچ و تاب خوردید و چه تجربه هایی کسب کردید؟؟؟:) . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #فرزند_کمتر_زندگی_بهتر #دختران_دهه_شصتی #دهه_شصت #دهه_شصتیها
20 تیر 1399 07:52:10
0 بازدید
chamran_kids
دخترهای چمرانی در ارتفاعات طنابی😎🤩 . این دو، سه سال اخیر به خاطر مهمون ناخونده ی ایران و جهان، تعداد اردوهامون انگشت شمار بوده و نسبت به سالهای قبل اردوهای خیلی کمتری رو کنار بچه ها تجربه کردیم، اما چند وقت پیش دل رو زدیم به برف و با نوای سرود دخترهای کلاس اولی و دومی، سر زدیم به پارک طناب، از قضا زمین هم با لباس زمستونی قشنگش سفیدپوش شده بود😊 . بعد مدت ها، حسابی قله ی طنابی رو فتح کردیم، بازی کردیم، گوله های برفی رو باهم لمس کردیم و کلی احساس جدید رو کنار هم تجربه کردیم 😍 . پ. ن: هرچقدرهم شرایط بهمون سخت بگیره، اما به عنوان معلم و مادر و پدر خوبه برای اردو و تفریح بچه ها وقت بذاریم، مخصوصا این روزها که آموزش مجازیه و حضور بچه ها در مدرسه کمتره، پارک ها و مکان های طبیعی بهترین فرصت برای رشد و تغییر حال و هوا هستن🍃 . ⁉️شما چقدر با بچه ها اردو و تفریح میرید؟ جاهای خوبی که میشناسید رو برامون کامنت کنید تا بقیه هم باهاشون آشنا بشند😇👇🏻 . #اردو#پارک_طناب#اردوبازی#برف_بازی #پارک#طبیعت#آموزش_بازی_محور #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #اول_دبستان#دوم_دبستان
07 اسفند 1400 18:07:55
0 بازدید
chamran_kids
🎉 داشتند تمرین می کردند. صدای سرود خواندنشان تا طبقه ی بالا می آمد و نوید یک روز پر از جشن و شادی را می داد. نوبت درست کردن عیدی های امام رضایی رسید. برای بسته بندی شکلات ها هر کسی باید حساب می کرد تا داخل هر بسته چندتا شکلات جا میشود تا ۵بسته شکلات کامل شود. همه شروع به حساب و کتاب کردند. بعد از تقسیم شکلات ها، نوبت نقاشی ها و نوشتن جملاتی بود که دوست داشتند روی عیدی ها باشد. عیدی های تولد امام رضا علیه السلام آماده شد. بعضی هایش را بین بچه های حسینیه کودک پخش کردند و بعضی هایش را هم همراه خود بردند برای همسایه ها و مامان و باباهاشون تا جشن ادامه پیدا کند... 💡شما هم تا دیر نشده دست به کار بشین...تولد امام مهربونه... ✅ تیم ادبستان دخترانه و پسرانه و حسینیه کودک شهیدچمران آمادگی خود را برای خدمت در حرم امام رضا اعلام می کنند. @imamreza_ir #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #امام_رضا #عیدی #جشن #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها
23 تیر 1398 14:07:17
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلمهای پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود منتا مدت ها سردرگم بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلمهای پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇
12 تیر 1399 18:45:39
0 بازدید
chamran_kids
عموهای پنج ساله😎👇 . تو مهدتعاملی پنج ساله ها، یه سری عمو داریم که به نوبت معلم میشن بعد با ابزاری مثل بطری، چسب، کاموا،کاغذ رنگی، چوب بستنی و دکمه چیزهای مختلف درست میکنند و به خاله و دوستاشون یاد میدن🤗 . اینجا عموهای خیلی جدی داریم مثلا به خاله میگن: حواسم هست گوشای کرمو رو نذاشتی! 😏 یا باید بادبادک خندون رو دقیقا عین من درست کنی! 😅 . بعدم به خاله و دوستاشون میگن: از کاراتون عکس بگیرید، توی گروه بذارید!😁 بعدش هم خیلی دقیق اون هارو بررسی میکنند🧐 . پ.ن: خانم ملیکا صادقی در حال حاضر مربی بچه های چهار تا شش ساله ی مهد تعاملی (حسینیه کودک مجازی)هستند. تحصیلات ایشون در حوزه ی مدیریت خانواده هست و بیش از سه سال تجربه ی کار با کودک رو دارند. . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مهد_تعاملی #مهد_مجازی #آموزش_مجازی#معلمان_کوچک #پسران_چمرانی #چمرانی_ها #کودکانه #کودک#معلم_های_چمرانی
11 آذر 1399 18:34:49
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🧱 معمولا هفت سال دوم برای والدین، جذاب تر است. زیرا بچه ها راحت تر قوانین شان را می پذیرند. اما به این شرط که هفت سال با این روش پیش نرفته باشند. در این سن بچّهها بسیار چارچوبپذیرند. این سن، سنّ قالب و چارچوب است. حدود یک سال تحصیلی است که بازی هفتسنگ را انجام میدهیم. از سال تحصیلی قبل تا الآن. امّا اخیراً تغییری در نحوهی بازیکردنمان ایجاد شده. دقیقاً از کِی؟ از وقتی یکی از عموها روشی را به ما نشان داد. آن عمو گفت: ما وقتی هفتسنگ بازی میکردیم، دستمان یا توپ را زیر پیراهنمان میگرفتیم. این کار باعث میشد بازیکنان حریف دچار اشتباه شوند و تشخیص ندهند توپ دست چهکسی است. وقتی گیج شدند، در موقعیتی مناسب کار را تمام میکردیم. از وقتی آن عمو این قلق را یاد داد، بیشتر تیمها در دستی که پشت هفت سنگ میایستند، آن را اجرا میکنند. جالب است! این ویژگی بارز و اصلیِ این سن است. اگر شما روش نشان دهید، فرزندانمان عیناً آن را اجرا میکنند. یکی از روشهای امرکردن و فرماندادن همین است، که بهجای دستوردادن، یا عتاب راه و روش انجام آن کار را بیان کنید؛ مثلاً من سفره را اینگونه جمع میکنم؛ من... . کافی است شما هم تمرین کنید؛ امروز چه جملات دستوری به فرزندتان گفتید؟ چگونه می توان مدل گفتن را تغییر داد؟ مربی: علی حاجی اکبری #کلاس_چهارمی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #آداب_دانی #قانون_پذیری #هفت_سال_دوم #مدرسه #ادبستان #قانون #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران