chamran_kids
دنبال کننده
10
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🌷 🖋از روزی که سردار سلیمانی به شهادت رسید، همه ما متحیر ماندیم. اینقدر ناراحت بودیم که اصلا حال و حوصله فکر کردن به برنامه های مناسبتی برای بچه ها را نداشتیم. شنبه صبح که به مدرسه رفتیم، تمام همکارها مشکی پوشیده بودند.نه حال ورزش با بچه ها را داشتند و نه حال سر و کله زدن با آنها را . با گفتم خدایا کارهای این بچه های معصوم را خودت جلو ببر. ما توان کاری نداریم. آن موقع بود که خود سردار سلیمانی، دلش به حالمان سوخت. بیشتر از دلسوزی برای ما، با آن امیدواری خاص خودش به بچه ها، دستی روی سرشان کشید. بچه ها تمام ساعتهای بازی حیاط در حین دویدن و پریدنها، فریاد میزدند مرگ بر امریکا. نقاشیها همه راجع به سردار بود و مدام با هم حرف میزند. هر روز تعدادی پرچم و پلاکارد درست کردند، لقمه نذری دادند، در مسجد محل سرود سرباز حسینم را خواندند و خیلی کارهای دیگر. روز قبل تشیع بچه ها مرتب در گروههای کلاسیشان می نوشتند بچه ها یادتان نرود بیایید تشییع سردار و بعد مرتب عکسهایشان را از راهپیمایی م گذاشتند. سردار، دست کشیدن شما روی سر بچه ها خیلی اثر کرده، چیزی در وجودشان روشن شده که خاموش نمیشود. حالا که بعد از شهادت دست و بالتان حسابی بازتر شده و از اینکه پیش رفقای شهیدتان رفتید خیلی خوشحالید، دستتان را روی سر ما و تمام بچه های مدرسه مان بگذارید و دیگر بر ندارید؟ میشود؟ #یک_مدرسه_چمرانی #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
17 دی 1398 17:36:56
0 بازدید
chamran_kids
🤹 وقتی با بچه ها کار می کنی، هر روز بهانه ای برای شگفت زده شدن، داری... کافیست ابزاری در اختیارشان بگذاری و خلاقیت هایشان را تماشا کنی و کیفش را ببری. پیش دبستانی ها با نوارهای مشکی یک بازی همیشگی دارند. نوار ها را در جریان باد قرار می دهند. کمی بعد از بازی، بچه ها تصمیم گرفتند با این نوار ها، بادبادک بسازند. #بازی #شش_ساله_ها #پیش_دبستانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
05 دی 1397 10:15:08
0 بازدید
chamran_kids
روایت دلتنگی...🙃🤔⬇️ . سال های قبل از کرونا، به شهریور که می رسیدیم برنامه ریزی درسی بچه ها تموم شده بود، لیست اسامی و عکس های قشنگشون رو از روابط عمومی تحویل میگرفتیم، دیگه ابزارهای کلاس ها رسیده بودند تا سر جاشون مرتب و منظم قرار بگیرن، هر کدوم از بچه ها یه جعبه ی مخصوص ابزار داشتن، ما هم عکس هاشون رو روی جعبه ها میچسبوندیم تا جعبه های اختصاصی خودشون رو بشناسن😊 . عطر پرده های شسته شده و تمیز تو کلاس میپیچید، در و دیوار کلاس ها پر بود از شوق حضور بچه ها....😇 از اونجایی که دخترها عاشق خاله بازی بودن، یه قسمت از کلاس مخصوص وسایل خاله بازی شون بود، فکر همه چیز رو کرده بودیم و آماده بودیم تا وجود پاک و صمیمی شون به مدرسه، زندگی دوباره ببخشه...😍 . راستش رو بخواید، ما قبلا ساعت های بیشتری رو در مدرسه می موندیم تا همه جا آماده ی آماده باشه، لاستیک های رنگی رنگی حیاط، کتاب های درسی که برای هر کدومشون یه برنامه ی ویژه داشتیم و قرار بود بچه ها رو حسابی غافلگیر کنند و کلی جلسه های پشت سرهم برای برنامه ی اولین روز حضور بچه ها .... 😌 . اما حالا.... . شهریور ۱۴۰۰ شده... خبری از عکس های چاپ شده ی بچه ها نیست، بیشتر از یکساله که خونه شنی خالیه، صدای خنده های از ته دل بچه ها، تو حیاط شنیده نمیشه...😔 . ما لیست ابزار بسته ی پاییز رو به واحد اجرایی تحویل دادیم، ولی دیگه نیازی به تحویل گرفتن وسایل خاله بازی از انبار نیست...😢 . درسته که همچنان بیشتر از بقیه ی روزهای سال درتکاپوییم که لحظه های دوست داشتنی رو برای بچه ها رقم بزنیم، جلسه های پی در پی و کلی هماهنگی و پیگیری داریم، اما دیگه خبری از چیدن کلاس ها نیست.... این روزها، کلاس ما، اینجاست👇🏻 صفحه ی شیشه ای لپ تاپ -اسکای روم....:) . پ.ن: عکس ها یه گوشه از خاطرات سالهای قبل هستن که حسابی انتظار بچه هارو میکشن تا دوباره جون بگیرن و قشنگ تر ساخته بشن❤ . ✅شما هم اینجا برامون از دلتنگی هاتون، کامنت کنید 👇🏻😊🙃 . #مدرسه#آموزش_مجازی #کلاس_آنلاین #کلاس_حضوری#درس#خاطرات_چمرانی #دلتنگ_مدرسه #چمرانی_ها #معلم_چمرانی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #دانش_آموز #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران
03 شهریور 1400 13:59:05
0 بازدید
chamran_kids
با کتاب، روخوانی بچه ها رو تقویت کن🤩 . این فیلم بخش کوتاهی از زنگ کتابخوانی دخترهای کلاس دومی چمران هست که با خاله شون، گروه بندی شدند و دو تا انتخاب برای کتاب خوندنشون داشتند...🙃📚⬆️ . حالا این دو انتخاب چه فایده ای دارن؟🤔👇🏻 . ✅کتاب خوندن با روش اول باعث میشه بچه ها با دقت بیشتری مطالعه کنند تا بتونند داستان رو بهتر برای دوستانشون تعریف کنند.😊 . ✅و کتابخوانی نمایشی، باعث ایجاد تنوع و شوق بیشتر بچه ها برای خوندن داستان و البته افزایش خلاقیتشون میشه🤩 . ⁉️شما چه راه های دیگه ای برای کتاب خوندن با بچه ها و تقویت روخوانی، سراغ دارید؟ 🌸این پست رو ذخیره کنید و برای معلم هایی که میشناسید بفرستید😇 . #کتاب_کودک #کتابخوانی #مطالعه #تقویت_روخوانی #فارسی_دبستان #روخوانی_کتاب #نمایش #آموزش_فارسی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
15 آبان 1400 16:48:17
0 بازدید
chamran_kids
📏 آشنایی با دستگاه محاسبه اعداد و تفریق چهار رقمی با دکمه های رنگی رنگی #ریاضی_سوم_دبستان می تونید بقیه آموزش های ویژه کلاس سومی ها رو تو کانال بله ببینید. لینک در هایلایت استوری ها. #آموزش_مجازی_ریاضی #تفریق_چهار_رقمی #ابزار_کمک_آموزشی #ریاضی #چمرانی_ها #یک_مدرسه_چمرانی
28 اسفند 1398 10:34:40
0 بازدید
chamran_kids
👨🏻 آخرین باری که یک وقت پدر و پسری یا وقت پدر و دختری داشتین، چه زمانی بوده؟ مخاطبم شما پدران هستید. تاثیر پدر در تربیت کودک، اگر بیشتر از مادر نباشد، کمتر هم نیست. پدر الگوی یک پسر است. پسر می تواند مرد بودن را از او بیاموزد. پدر قهرمان یک دختر است. دختر می تواند با تکیه بر پدر، زندگی کردن را از او بیاموزد. کار سختی نیست. کافی است برای فرزندتان وقت بگذارید. در ادبستان و حسینیه کودک، فصلی یکبار اردوی پدر و کودک داریم. زمانی برای بازی و کشف طبیعت، آن هم دونفره. #اردو #پدر_و_کودک #پدر_پسری #پدر_دختری #پدر #کودک #گردش #تربیت #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
24 آذر 1398 18:11:06
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران