chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🌱امام جون🌱 خیلی برای نسبت ایجاد کردن بین امام خمینی و بچه های ۵ ساله برنامه ای نداشتیم. یعنی اگر برنامه ریزی هم میکردیم ممکن بود چیز درست و حسابی از آب درنیاید. ولی خود امام انگار برنامه های دیگری برای ایجاد نسبتهای جالب بین خودش و این بچه های کوچک داشت. . 🔹️همان سال اول پسری وارد حسینیه کودک شد که به امام میگفت "امام جون" و این اسم در بین بقیه بچه ها جا افتاد. این شد اولین نسبت مهربانانه بین امام و بچه های کوچک. بچه هایی درست همسن خودم، آن زمانی که اولین نسبتم با امام شکل گرفت. . 🔹️🔹️دومین نسبت وقتی شکل گرفت که بچه ها خواستند عکس" امام جون" را ببینند و ما یکسری عکس های امام در حال لبخند و کنار بچه های کوچک را به آنها نشان دادیم. کلی داستان ساده راجع به عکسها گفتیم از اینکه امام جون چقدر بچه هارا دوست داشته و مراقبشان بوده است. .🔹️🔹️🔹️سومین نسبت بین امام و بچه ها وقتی شکل گرفت که بچه ها به خانه امام جون رفتند. خانه ای بزرگ و بدون هیچ وسیله اضافی( حسینیه جماران). آنجا کلی دویدند، کله معلق زدند، خوراکی خوردند و اینقدر بالا و پایین پریدند که اعتراض مسئولین جماران بلند شد که اینطوری به این مکان بی احترامی میشود. 🔹️ در حالیکه ما معتقد بودیم بچه ها دارند نسبتشان با امام را در بازی کردن محکم می کنند. و البته تمام روز دنبال امام جون گشتند و ماهم جواب واضحی ندادیم. فقط در این حد راهنمایی کردیم که الان اینجا نیست. وقتی برگشتند با چه ذوق و شوقی برای بقیه تعریف کرده بودند: امام جون خونش خیلی بزرگ بود. اجازه داد هرچی میخوایم تو خونش بدویم و خوراکی بخوریم، فقط امروز خودش، خونه نبود.... و بعد از آن امام یکی یکی و هر سال با بزرگ شدن بچه ها نسبتهای جدیدی بین خودش و آنها ایجاد کرد. با هر سال دعوت کردن آنها به خانه بزرگش، به راه دادن آنها به آن یکی خانه اش( مرقد)، به نگاه کردن چشم در چشم آنها از بالای تخته، با شور و هیجانی که به برنامه های دهه فجر بچه ها داد و با خیلی چیزهای دیگر. 🌱🌱 و ما هر سال منتظریم" امام جون" نسبت جدید و جذابی را بین خودش و بچه های ۴ سال تا ۱۱ ساله چمرانیمان ایجاد کند ممنون امام جون ممنون که از بالای تخته و روی دیوارها همچنان حواست به ما و تمام بچه هایت است.... .#امام_جون #خونه_دوست_داشتنی #پدری_مهربان #نسبت_ما_با_امام #بچه_های_شهید_چمران #حسینیه_کودک #اردوی_جماران
17 خرداد 1399 12:25:56
0 بازدید
chamran_kids
. چه جوری میشه یک دختر هنرمند تربیت کرد؟ . یکی دیگه از پروژه های ادبستان دخترانه، پروژه هنره. فعالیت های هنری به رشد خلاقیت بچه ها کمک میکنه. باعث میشه بچه ها استعدادها و توانایی هاشون رو بشناسن، اعتماد به نفسشون بالا بره و انگیزه و علاقه شون زیاد میشه. . هنر چمرانی ها هم مثل خیلی از درس های دیگه، غیر مستقیم آموزش داده میشه یعنی ما به بچه ها الگو نمیدیم، فقط ابزار و بستر رو فراهم میکنیم و اون ها تصمیم میگیرن چه چیزی رو،چطور درست کنن! . پروژه های هنر دخترهای ما؛ با ابزارهای ساده مثل پاستل و گواش و آبرنگ شروع شد. . کم کم متناسب با سن دخترها تو هرپایه پیچیدگی کارهاشون بیشتر شد. با انواع کلاژ آشنا شدن، حتی نقاشی موجودات زنده تو طبیعت رو تجربه کردن. . تو پروژه های هنر، دخترهای چمرانی با قاتی کردن رنگ های مختلف، ترکیب رنگ های جدید رو کشف کردن، انواع تکنیک های چاپ رو با ابزارهای متنوع امتحان کردن، با سفال کار کردن، عروسک ساختن و کلی آثار قشنگ خلق کردن. . هنر یه بسترعالی برای آموزش دروس مختلف هم هست. به نظرتون چه درس هایی رو میشه با هنر، تدریس کرد؟🤔 . #پروژه_هنر#هنرمندان_کوچک#هنر #دختران_چمرانی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور
12 شهریور 1399 19:07:33
0 بازدید
chamran_kids
آخرین فرصت ثبت نام رو از دست ندین❗❗❗ . به درخواست و استقبال زیاد شما، امکان ثبت نام رو تمدید کردیم!!! پس عجله کنید، همین الان به سایت چمرانی ها مراجعه کنید و ببینید تو مهد تعاملی ما چه خبره🤗 . دیگه تموم شد هاااا... پس بدویید👇 CHAMRANIHA.COM . دوستان بچه دارتون رو به مهدتعاملی دعوت کنید😇 . #مهد_تعاملی #کودک#مهد_مجازی #حسینیه_کودک_شهید_چمران
18 مهر 1399 18:26:17
0 بازدید
chamran_kids
مراسم دختران سردار...❤👆🏻 . دیروز که سالگرد سردار عزیز بود، دخترهای کلاس چهارمی مراسم مجازی اما مفصلی برگزار کردند، باهم قرآن خوندند، فیلم و عکس پخش کردند، به زیارت مجازی مزار حاج ق ا س م رفتند، سرود خوندند و حسابی سنگ تمام گذاشتند...🖤🙃 . دخترهای چمرانی عشق به سردار رو با دلنوشته ها و خوندن اشعار زیباشون نشون دادند...😇 . دخترهایی که امید و انگیزه شون اینه که تا همیشه مثل ق ا سم س ل ی م ا ن ی عزیز، توراه حضرت زینب(س) باشند ....🏴 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #دختران_زینبی #دختران_چمرانی #شهید#شهادت#سربازان_کوچک_امام_زمان
14 دی 1399 13:14:06
0 بازدید
chamran_kids
🌱 بهار جایی همین نزدیکی است...میان دستانشان پروژه ی امروز دخترهای پیش دبستانی نقاشی بهاری روی پارچه بود...دخترها برای کامل کردن نقاشی شان، از دوخت و دوز هم استفاده کردند تا بهارشان کامل شود. #پیش_دبستانی_ها #پروژه #نقاشی_کودکانه #خیاطی_کودکانه #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها
18 فروردین 1398 10:11:37
0 بازدید
chamran_kids
آسمان را برافراشت و در آن میزان نهاد...😍 . یه نعمت هایی هست که از بس داریم شون، برامون عادی میشن و یادمون میره چقدر مهم هستن، مثل همین آسمون آبی و گاهی خاکستری که بالای سرمونه، اما کم پیش میاد به خاطر این همه عظمت و بزرگیش خدا رو شکر کنیم...🙃 . حالا که ماه خداست و لطفش دوچندان، بیاید از نگاه بچه ها به این مهربونی های همیشگیش نگاه کنیم و ازش تشکر کنیم❤👆🏻 . 🌹خدایا شکرت به خاطر سقفِ بلندِ آسمون که هرروز و هرلحظه زیرسایه ش نفس میکشیم و زندگی میکنیم...😇 . ⭕این پست رو سیو کنید و یادتون باشه با بچه ها نعمت های خدا رو شکر کنید🤗 . #شکرگزاری#دعای_کودکانه #چمرانی_ها #صحیفه #دعا#ماه_رمضان #نعمت #آسمان#شکرگزاری_از_خدا #خدای_رحمان
06 اردیبهشت 1400 15:23:44
1 بازدید
ادمین چمران
0
0
🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران