پست های مشابه

chamran_kids

یه عیدی ویژه برای شما❗❗❗❗ هاچین (هدایای چمرانی) یه فروشگاه اینترنتی کتاب واسباب بازی کودک هست که به شما والدین و معلم ها کمک میکنه بتونید، محصولات مناسب برای هررده سنی رو بشناسید و تهیه کنید 😇 ⁉️حالا ماجرای عیدی چیه؟؟؟؟😳🤔 بعضی از محصولات هاچین که تو فیلم میبینید😇👆🏻 از ۱۸ تا ۳۰ اردیبهشت ماه، ۲۰٪تخفیف ویژه ی عید فطر دارن اما درصورتی میتونید با تخفیف تهیه کنید که ...😊⬇️ ❗مستقیم از سایت هاچین خرید کنید😍 Hachingift.com . ⭕این پست رو سیو کنید، برای مامان و باباها بفرستید و یادتون باشه حتما به هاچین سربزنید😉👇🏻 @hachingift . ⁉️شما تا حالا از هاچین خرید کردین؟؟ برامون درباره تجربه تون بنویسید🤩 . #کتاب#اسباب_بازی_کودک#فعالیت #فروشگاه_اسباب_بازی#والدین #هدایای_چمرانی#بازی#ابزار_بازی #کتاب_بزرگسال #کتاب_کودک_نوجوان

19 اردیبهشت 1400 16:49:22

0 بازدید

chamran_kids

روایت دلتنگی...🙃🤔⬇️ . سال های قبل از کرونا، به شهریور که می رسیدیم برنامه ریزی درسی بچه ها تموم شده بود، لیست اسامی و عکس های قشنگشون رو از روابط عمومی تحویل میگرفتیم، دیگه ابزارهای کلاس ها رسیده بودند تا سر جاشون مرتب و منظم قرار بگیرن، هر کدوم از بچه ها یه جعبه ی مخصوص ابزار داشتن، ما هم عکس هاشون رو روی جعبه ها میچسبوندیم تا جعبه های اختصاصی خودشون رو بشناسن😊 . عطر پرده های شسته شده و تمیز تو کلاس می‌پیچید، در و دیوار کلاس ها پر بود از شوق حضور بچه ها....😇 از اونجایی که دخترها عاشق خاله بازی بودن، یه قسمت از کلاس مخصوص وسایل خاله بازی شون بود، فکر همه چیز رو کرده بودیم و آماده بودیم تا وجود پاک و صمیمی شون به مدرسه، زندگی دوباره ببخشه...😍 . راستش رو بخواید، ما قبلا ساعت های بیشتری رو در مدرسه می موندیم تا همه جا آماده ی آماده باشه، لاستیک های رنگی رنگی حیاط، کتاب های درسی که برای هر کدومشون یه برنامه ی ویژه داشتیم و قرار بود بچه ها رو حسابی غافلگیر کنند و کلی جلسه های پشت سرهم برای برنامه ی اولین روز حضور بچه ها .... 😌 . اما حالا.... . شهریور ۱۴۰۰ شده... خبری از عکس های چاپ شده ی بچه ها نیست، بیشتر از یکساله که خونه شنی خالیه، صدای خنده های از ته دل بچه ها، تو حیاط شنیده نمیشه...😔 . ما لیست ابزار بسته ی پاییز رو به واحد اجرایی تحویل دادیم، ولی دیگه نیازی به تحویل گرفتن وسایل خاله بازی از انبار نیست...😢 . درسته که همچنان بیشتر از بقیه ی روزهای سال درتکاپوییم که لحظه های دوست داشتنی رو برای بچه ها رقم بزنیم، جلسه های پی در پی و کلی هماهنگی و پیگیری داریم، اما دیگه خبری از چیدن کلاس ها نیست.... این روزها، کلاس ما، اینجاست👇🏻 صفحه ی شیشه ای لپ تاپ -اسکای روم....:) . پ.ن: عکس ها یه گوشه از خاطرات سال‌های قبل هستن که حسابی انتظار بچه هارو میکشن تا دوباره جون بگیرن و قشنگ تر ساخته بشن❤ . ✅شما هم اینجا برامون از دلتنگی هاتون، کامنت کنید 👇🏻😊🙃 . #مدرسه#آموزش_مجازی #کلاس_آنلاین #کلاس_حضوری#درس#خاطرات_چمرانی #دلتنگ_مدرسه #چمرانی_ها #معلم_چمرانی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #دانش_آموز #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

03 شهریور 1400 13:59:05

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 سلام بر نور ... که سایه ها را ساخت و ... همسایه ها را . اولین خاطره ام از انقلاب بر می گردد به راهپیمایی ای که با مادربزرگم رفتم. (خدا رحتمش کند) سوار یک اتوبوس قدیمی بنز شدیم. از در عقب وارد شدیم. همه با هم می گفتند و می خندیدند و شعار می دادند. من در همان عالم بچگی فکر می کردم همه ی این ها همسایه ی مادربزرگم هستند. مادربزرگم برایم یک عروسک گرفت، پر از نقل و یک بادکنک. در راهپیمایی کلی آشنا دیدیم. از آن به بعد همیشه فکر می کردم راهپیمایی جاییست که همسایه ها را می بینیم. همه خوشحالند. همه می آیند. چندسالیست که خدا توفیق داده با بهترین همسایه هایمان در چمران راهپیمایی می رویم. انشالله همیشه همسایه بمانیم. همیشه این راهپیمایی که مسیر همسایگی را برای ما هموار کرده است، پابرجا بماند. ‌ و فرزندانمان این مسیر را ادامه دهند، برای ساخت ایران آباد و پر امید؛ ان‌شاءالله... ‌ #من_یار_انقلابم #دهه_فجر #راهپیمایی #۲۲_بهمن #جشن_تولد_انقلاب #انقلاب_برای_کودکان #کودک #کودک_ایرانی #هویت_ملی #ایرانی #چمرانی_ها

22 بهمن 1398 19:30:38

0 بازدید

chamran_kids

🏴 🏴 در هیئت کودک چه کار هایی می توانیم انجام دهیم؟ ‌#پیشنهادی_برای_هیئت_کودک ‌ 🖌 نقاشی و بازی فکری ‌ 📖 یکی از ساده ترین فعالیت هایی که می توان کودکان را در هیئت کودک با آن سرگرم کرد، نقاشی کردن و بازی فکری است. ‌ 🗒 می توانید یک رول کاغذ بزرگ، روی دیوار و دور تا دور فضای هیئت کودک، بچسبانید تا بچه ها روی آن نقاشی کنند. ‌ 🖍می توانید برای جذاب تر شدن، پاستل ها را با یک کاموا روی کاغذ آویزان کنید. ‌‌ ⚠️حواسمان باشد نیازی نیست برای کودکان زیر هفت سال موضوع خاصی برای نقاشی تعیین کنیم. اجازه دهیم خودشان نقاشی کنند. ‌ 🎲 می توانید تعدادی بازی فکری و ساختنی، مثل لگو، دومینو، تیزبین تهیه کنید و در یکی از سفره های فعالیت هیئت کودک قرار دهید. ‌ ✅ یک خاطره ی خوب از هیئت در ذهن بچه ها ساختن، می تواند به همین سادگی باشد. ‌ #سرباز_حسینم #هیئت_کودک #محرم #کودک #تربیت #هیئت #چمرانی_ها

21 شهریور 1398 15:30:52

7 بازدید

chamran_kids

میای باهم دنیارو با عینک یه کوچولوی چهار ساله ببینیم؟🤓 . بچه هایی که فقط چهارتا بهار از زندگیشون گذشته و خیلییییی چیزا براشون جدیده‼️ . 👓با عینک ۴ساله ها👓 بطری های نوشابه میشن یه وسیله ی فضایی🤖 سکوهای حیاط میشن دیوارهای یه قلعه🛕 کاغذ های ریز ریز میشن دونه های برف❄️ همه چیز از دید اونا خیلی ساده و شیرینه🌈 همه چیز هیجان انگیز و جاد‌وییه!✨ برای همین هم دنیاشون قشنگ تره🤩 . و ما بزرگترا، ما مربی ها؛ گاهی چقدر به این عینک نیاز داریم تا دنیارو یه بار دیگه با قشنگی هاش، از نگاه اون ها ببینیم و سخت نگیریم. به بچه ها فضا بدیم تا تخیل کنند😇 توی دنیای رنگی و قشنگشون زندگی کنند و همراهیشون کنیم تا خلاقیت شون بروز پیدا کنه و دنیارو دقیقا همون شکلی ببینیم که بچه ها میبینند و حتی بهش پر و بال بدیم😎 باور کنید میشه یه دنیای ساده و جالب رو کنار چهارساله ها تجربه کرد! . امتحانش کنید…😉 #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مهد_کودک#کودکانه #مدرسه #چهار_ساله #مربی_کودکان #مربی #بازی #رنگ #معلم #شادی #خلاقیت #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

28 اردیبهشت 1401 17:06:34

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 صفحه های مجازی رو که ورق بزنی، پر شده از گله و شکایت و ناله. تو مهمونی، مترو، اتوبوس...فقط کافیه که یه بحث کوچیک پیش بیاد... ‌‌ چرا ایران اینجوری؟ چرا ما پیشرفتی نداشتیم؟ اروپا که بری همه چی عالیه، هواشون تمیزه، آب و غذای خوب‌. آمریکا همه حقوقا بالاست، امکانات عالی. اینجا ولی چی؟ آلودگی، مرگ و میر، دعوا و تنش، حتی بلایای طبیعی هم فقط مختص ایرانه. ‌ چرا؟ چون تقصیر اینه... تقصیر اونه... ‌ خلاصه که یه ایران سیاهِ سیاه داریم. حتی خاکستری هم نیست. ‌ اما تا حالا فکر کردین این حجم از غر زدن و ابراز نارضایتی چه فایده‌ای میتونه داشته باشه؟ ‌‌ از همه مهم تر اینکه خیلی هامون حواسمون نیست همین طور که داریم ناله و شکایت می کنیم، بچه ها هم دارن می شنوند. ‌‌ خب حالا سوال اصلی: انتقال این نارضایتی ها به بچه ها چه تاثیری روشون میذاره؟ ‌ میخوایم این چند روز، یکم روش فکر کنیم. #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #امید_هویت_می_دهد #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #والعاقبه_للمتقین #اندکی_صبر_سحر_نزدیک_است #ایران #هویت_ملی #من_یار_انقلابم #امید #غرور_ملی #چمرانی_ها

13 بهمن 1398 17:58:58

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن