پست های مشابه

chamran_kids

🧑پسرهای کلاس چهارمی چمرانی حالا کاوشگران کوچکی هستند که سعی می‌کنند در زمینه‌های مختلف تجربه کسب کنند و به عرصه‌های جدیدی ورود کنند. ‌ ‌ 🎥 پروژه‌ی قرآنی تولید انیمیشن سوره‌ی فیل توسط یکی از دانش‌آموزان چمرانی‌ ‌ #ادبستان_پسرانه‌ ‌ #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه #انیمیشن_کودکانه #انیمیشن_سازی #استاپ_موشن #تربیت_دینی #قرآن_بخوانیم #رمضان_كريم

16 اردیبهشت 1399 17:17:54

1 بازدید

chamran_kids

‌ "فضاسازی ادبستان دخترانه" ‌. تجربه ای که از حس خوب بچه ها نسبت به #حسینیه_کودک داشتیم، ما رو ترغیب کرد تا سعی کنیم همان حس نسبت به ادبستان هم ایجاد شود. ترسی که در ناخودآگاه بچه ها نسبت به #مدرسه و کلاس و نیمکت وجود دارد را نداشته باشیم، ادبستان دخترانه مکانی باشد شبیه جایی که بچه ها قرار است در ان زندگی کنند، خودشان با کمک همدیگر و با ایده های ساده طراحی کنند. برای اجرای ایده آل هایمان محدودیت های زیادی داشتیم،ولی سعی کردیم با امکانات موجود بهترین ها را طراحی کنیم. . مدل های مختلف میز و نیمکت را بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که میزها قابلیت نوشتن داشته باشند،جای مخصوص برای نگهداری وسایل بچه ها که بتوانند کتاب و لوازم شان را داخل آن بگذارند، بچه ها بتوانند به راحتی میزشان را جابجا کنند تا فضای بیشتری برای بازی یا فعالیت داشته باشند. . برای هر #کلاس یک رنگی را انتخاب کردیم، حروف الفبا را در مدل های مختلف نقاشی کردیم ، یک قاب چوبی برای نصب کارهای بچه ها ساختیم و ساخت قسمت های دیگر را به عهده خود بچه ها و مربی ها گذاشتیم. . با شروع سال تحصیلی هر هفته کلاس های مختلف تغییرات جالبی می کردند، ساعت مخصوص که خود بچه ها آن را رنگ کردند، کتابخانه ای که نقشه ی آن را کشیدند و با کارتن ساختند، گلدان هایی که خودشان قلمه زدند و کارهای زیادی که برای کلاس دوست داشتنی شان انجام می دادند. . اینجا #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران است، جایی که دخترهایش خودشان کلاسشان را آن طوری که میخواهند می سازند و در کنار یکدیگر زندگی کردن را تجربه می کنند درست شبیه یک خانه ی واقعی.😊 #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران #دختران_چمرانی #فضا_سازی

07 مرداد 1399 19:09:17

0 بازدید

chamran_kids

با این غافلگیری ها، ماه رمضون رو برای بچه ها شیرین تموم کن😊🎉🎊 . اگر شما هم دانش آموز روزه اولی دارید، حتما ورق بزنید و بخونید🤩 . ⁉️شما امسال برای روزه اولی ها چیکار کردید؟ به نظرتون میتونیم چه غافلگیری های ساده و جذاب دیگه ای براشون داشته باشیم؟ 🤔 برامون کامنت کنید⬇️ . #ماه_رمضان #عیدفطر #روزه_اولی #روزه_اولی_ها #جشن_تکلیف #تربیت_دینی #معلم #دانش_آموز #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

10 اردیبهشت 1401 13:41:26

2 بازدید

chamran_kids

صد ثانیه با خاله های حسینیه کودک شهید چمران⬆️🤩 . این پست کپشن نداره چونکه باید این لحظات ناب رو با عمق جان ببینید و بشنوید😊☘️ . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #روز_معلم#معلم_های_چمرانی #مربی#مربی_خلاق#کودکانه #تربیت_کودک#آموزش_کودک #مربی_خوب #مربی_مهد

29 اردیبهشت 1401 16:43:01

1 بازدید

chamran_kids

بیاید باهم قصه ی تولد امام مهربون رو بشنویم...😇👆🏻 . همونطور که میدونید فردا میلاد کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی(ع) هست...😍 حالا مگه میشه برای بچه ها برنامه نداشت؟؟؟ _نه😎 پس برای اینکه این میلاد رو برای بچه ها قشنگ کنیم میتونیم فردا خونه رو باهم تزئین کنیم، کیک درست کنیم، یکم خوراکی آماده کنیم و به همسایه ها نذری بدیم🤗🥳 . ضمنا میتونید تو لایو فردا هم شرکت کنید تا باهم برای امام عزیزمون حرم بسازیم....🤩 . ⭕شما چه برنامه هایی برای فردا با بچه ها دارید؟🤔 . ⁉️اول این پست رو سیو کنید بعد برامون بنویسید چطوری این تولد رو براشون قشنگ تر کنیم؟😊👇🏻 . #ولادت_امام_حسن_مجتبی #چمرانی_ها #میلاد_امام_حسن_مجتبی #جشن #ماه_رمضان #قصه_کودکانه #کریم_اهل_بیت #نذری

07 اردیبهشت 1400 17:17:30

88 بازدید

chamran_kids

داریم خودمون رو گم می کنیم! ‌. تا حالا به معنای زندگی تون فکر کردین⁉️ . موضوعی که امروزه داره کم کم از زندگی مون گم میشه، همین معنای زندگیه. ‌. برای چی داریم تلاش می کنیم؟ برای چی داریم می دوییم؟🤔 . کم کم داریم تبدیل میشیم به یه ماشین مادری! بیدار بشیم، صبحانه رو آماده کنیم، بساط کلاس آنلاین رو بچینیم، غذا، رسیدگی به خونه، رسیدگی به درس بچه ها و ... .😓 . یه لحظه صبر کنین!!! یکم با خودتون مرور کنید. زندگی شما هم شبیه همین ماشین مادری شده؟ برامون بنویسید👇🏻 . #مادری#مادری_کردن#معنای_زندگی #مادر_موفق#چالش_مادری #مادرانه

03 اسفند 1399 17:29:34

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن