chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
سه سالگی ⁉️چهار سالگی ⁉️شش ماهگی ⁉️ بالاخره بچه ها رو کی بفرستیم مهدکودک 🤯🤔 ⭕لطفا این پست رو ببینین و برای همه ی والدین و مربی ها بفرستید🤗 ☺️شما چه سنی رو برای مهدکودک رفتن فرزندتون مناسب میدونین ؟زیر همین پست واسمون کامنت بزارین 📲 #مهد_کودک#مهد#مهد_مناسب #سن_مناسب_مهدکودک #سن_مناسب_مهد
07 تیر 1400 15:47:03
2 بازدید
chamran_kids
🖊 🖊 یادداشت احمدرضا اعلایی در مورد فیلم منطقه پرواز ممنوع👇🏻 عادت دارم وقتی میخواهم فیلم کودک نوجوان ببینم هم سن بشوم. با کلی هیجان، چیپس و ذرت به دست فیلم را میان کلی نوجوان دیدم. خیلی رویاهام توی فیلم بود.رویاهایی که از فیلمها و کارتنهای دوره ی کودکی و نوجوانیم گرفته بودم. خانه جنگلی چوبی که خود بچه ها درست کرده باشند. اختراع کردن وسایل خفن. جنگیدن بچه ها با آدم بدها. نجات همه تنها با دستهای خودم.تنهای تنها... هواپیمای کنترلی چه درست کردنش چه داشتنش. شلیک با تفنگ واقعی. خلاصه برای یه نوجوانی مثل من خیلی جذاب بود. البته من در نقش یک نوجوان از قسمتی که بنزین روی یکی از پسر بچه ها ریختن خیلی ترسیدم.شایدم البته این جا از نقشم در آمدم. اما به هر حال وصله ی نچسبی بود و می شد نباشه. خیلی جاهای فیلم احساس غرور می کردم. اما از بچگی یه چیزی که همیشه اذیتم می کرد، این بود که رویاهایی در فیلمها بود که دیگر می دانستم رویاست و هیچ تلاشی نمی توانستم برایش بکنم.آن قدر دور از دسترس بود که همه می دانستند فقط رویاست و سرگرمی. موقع دیدن این فیلم هم باز آن خاطره برایم زنده شد. روی هم رفته به عنوان یه شبه نوجوان و یه مربی خیلی از بچه های سازنده متشکرم. تو این اوضاع اقتصادی و فرهنگی یکی همه توانش را بگذاره برای کودک و نوجوان، واقعا دست مریزاد دارد. قطعا مشکلات تکنیکی در کارهای بعد کمتر و کمتر خواهد شد. انشالله که همه از مسئولین تا مردم تا مربیان و نوجوانان قدر بدانند و یاری کنند. به امید مدد واقعی صاحبش یا علی مدد اعلایی ✅ این فیلم برای پسران بالای ۹، توصیه می شود. #منطقه_پرواز_ممنوع #فیلم_نوجوان #سینما #کودک #نوجوان #فیلم_خوب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
17 آذر 1398 18:27:00
0 بازدید
chamran_kids
🌟 بازی و قصه همیشه لذت بخش ترین کار دنیا برای بچه هاست. پس می تونیم خیلی مسائل رو با بازی و قصه برای بچه ها لذت بخش کنیم. بچه های ادبستان یک ساعت در هفته، تدبر در قرآن دارند. باهم قرآن می خونند. عمو برای بچه ها یک قصه می گوید و بعد باهم بازی می کنند... مثل قصه ی اجازه ی گرفتن و بازی اجازه گرفتن... ... یک سری موجودات از تاریکی استفاده کردند و خورشید را دزدیدند. اما آدم ها تصمیم گرفتند مبارزه کنند و زمین را روشن کنند. اما دوباره همه جا تاریک شد. این بار یک اتفاقی افتاد. یک آدم خیلی خوبی گفت: ما می تونیم برای جبران کارهای اشتباه مان، یک جمله ی سحر آمیز بگیم: ببخشید. شما هاهم اگه این جمله رو بگین این دشمنا یواش یواش ضعیف میشن. همه خوشحال شدند. جوری شده بود که وقتی بچه ها باهم دعوا می کردن، سریع میگفتند ببخشید و همه چیز حل می شد. گذشت و گذشت تا اینکه اون موجودات متوجه این جمله ی سحر آمیز شدند. هی بچه ها باهم دعواشون می شد دیگه کسی ببخشید نمی گفت. موجودات تاریکی خیلی خوشحال بودن، که نقششون گرفته. و ... #قرآن #طرح_درس #کلاس_دومی_ها #قرآن_برای_کودکان #هفت_سال_دوم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران
25 دی 1397 10:13:43
0 بازدید
chamran_kids
🌙 هر سال احیاهای زیادی می رویم. شاید هیچ کدام احیای کوتاه همراه با بچه ها نمیشود. همراه پسرهای چمرانی، در ادبستان جمع شدیم. بچه ها ۵فراز از جوشن را خواندند که الغوثش را هم محکم میگفتند و هم غلط، قرآنهای کوچک را روی سرهای کوچکشان گرفته بودند و با صداهای نازکشان که از ته دلهای پاک در می آمد خدا را صدا می زدند و اسامی ائمه را. بچه ها آنقدر پاکند که چشمهایشان هم با دلهایشان هم صداست. آنقدر صادقند که آدم احساس می کند بچه ها با تمام وجود خدا را حس می کنند. محمد را... علی را... فاطمه را... و در یک کلام همه ی خوبیها و پاکیها را. خلاصه شب ۲۷ ام برای ما کوته شب قدری بود که به اندازه ی هزار شب قدر درون جانهای ما روح دمید. باشد که ما هم به برکت این جانهای پاک، پاک شده باشیم. از بانی خیر این افطار که یکی از مادرهای مهربان کلاس دومی بودند کمال سپاس را داریم.انشالله خداوند ماجور بدارد. پ.ن: افطاری که لقمه های نان و پنیر بود با کمک چمرانی ها آماده شد. بعد هم جوجه ها سیخ شدند و با آتشی که خودشان راه انداختند، کباب شد. بعد هم همراه هم دعا خواندیم و قرآن سر گرفتیم. #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #افطاری #احیا #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران #چمرانی_ها
14 خرداد 1398 11:30:50
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت دوم . تابستان اول/ در جستوجوی یخچالهای ایسلند . یکی از رؤیاهای بزرگم، نوشتن یک رمان بلند بود. 11سالم بود، چند تا برگه کوچک A6 در کمد پیدا کردم، همه را باهم منگنه و یک دفترچه درست کردم. یک نقاشی روی جلدش کشیدم و یک عنوان دهانپُرکن برایش گذاشتم. «در جستوجوی یخچالهای ایسلند». حالا یکی نبود بگوید: چرا این اسم رو گذاشتی؟! یخچال به درد کی میخوره که بره دنبالش. ولی من در همان عالم نوجوانی فکر میکردم کلاً جستوجو جالبترین کار دنیاست، حالا جستوجوی چیزهای عجیبتر، جالبتر هم هست. اسمهای خارجی برای شخصیتهای داستانم گذاشته بودم که رمانم جذابتر بشود. اسمهایی مانند تام، جیم، سام و .... خواهرم دست به نوشتنش خیلی بهتر از من بود. سرعتش هم بیشتر بود. یک روز قصهای که در ذهنم بود را برایش تعریف کردم و او هم نوشت. 16صفحه شد. به همه پز میدادم که «من یه داستان 16صفحهای نوشتم، تازه هنوزم تموم نشده.» . بعد از این تجربه خوب، به خاطر علاقهای که به داستان داشتم، کتاب داستانهای خواهر و خالهام که خیلی کتابخوان بودند را میگرفتم و میخواندم. کلاً معروف شده بودم به اینکه در هر حالتی کتاب میخوانم، حتی در خیابان. سالها بعد که دانشجو شدم استاد دانشگاهمان چند بار به من گفت که در خیابان مرا در حال کتاب خواندن دیده و هرچه برایم دست تکان داده و سلام کرده، من متوجه نشدم. خواندنم خیلی کند بود، ولی در همان تابستانهای کودکی، تعداد زیادی کتاب و فیلمنامه از نویسندههای مختلف را خواندم. کتابی خواندم که در آن چند نوجوان، یک انجمن مخفی درست کرده و اشعارشان را برای هم میخواندند و این کار برایم همیشه یک آرزو بود. در دانشگاه از همان سال اول سعی کردم نمایشنامه و داستان بنویسم. الآن چند تا کتاب داستان و شعر کودک نوشتم. نوشتن برایم دوستداشتنی است. همین مهارت نوشتن، در پایاننامه، نامهنگاریهای اداری، ارائه گزارش کار، تدریس و تدوین کتابهای علمی پژوهشی کلی کارم را راه انداخته و باعث شده محتاج کسی نباشم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها
26 تیر 1399 18:26:32
1 بازدید
chamran_kids
💡 هر بار در راه چیزهای متفاوتی را میبینیم. این بار یکی از کسانی را دیدیم که مراقب سلامت درختان شهر بود. دیدیم که درخت را رنگ میکند... پرسیدیم رنگ میکنید؟ گفت "خیر سم میزنم." پرسیدیم برای چه ؟ گفت "آفتشان سوسک های سیاه کوچک هستند." پرسیدیم چرا به همه نمیزنید ؟ ایشان گفت "فقط به درختان نارون میزنم" پس از آن در راه سعی میکردیم درختان نارون را از طریق برگ ها و شاخه ها و تنه هایشان تشخیص دهیم... #همه_جا_کلاس_درس_است #کلاس_دومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها
09 اردیبهشت 1398 08:38:57
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
ورود به کلاس پیش دبستانی ممنوع😳🚫😱 کپشن رو بخونید تا بدونید ماجرا از چه قراره👇🏻 . ماجرا از اونجایی شروع شد که پسرهای پیش دبستانی به مدرسه اومدند اما اجازه ورود به کلاس رو نداشتند! 😐 چون کنترل کولر خراب شده بود و یه گاز خطرناک سمی تو کلاس پخش شده بود (در کلاس عنبر نسارا دود کردیم که طبیعی جلوه کنه😉)، حتی یکی از عموها هم دچار گازگرفتگی شد و بچه ها براش یه داروی مخصوص اختراع کردند تا خوب بشه😊😁 . حالا خودتون فیلم رو ببینید⬆️😳 . ‼️باید بچه ها برای ورود به کلاس و خارج کردن دود از فضا، راهی پیدا میکردند اگرنه مجبور بودند تا آخر سال تو حیاط کلاس داشته باشن... 😄 پس کلی فکر کردند و دست به کار شدند و با ابزارهای مختلف، یه ماسک مخصوص درست کردند و بعدش هم وارد کلاس شدند و با میز و کارتن و صندلی اتاق اکسیژن ساختند...!😎 . پ. ن: این طرح درس هیجان انگیز و درگیرکننده، میتونه حسابی بچه ها رو به وجد بیاره و بهشون این توانایی رو بده که در شرایط سخت و بحرانی بتونند فکر وچاره اندیشی کنند، ایده های خلاقانه بدند و هم فکری و کارگروهی رو بهتر یادبگیرند😃🧐 . ✅این پست رو ذخیره کنید و برای معلم هایی که میشناسید بفرستید🤗 . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #پیش_دبستانی #آموزش_پروژه_محور #آموزش_بازی_محور #بازی#درس#پیش_دبستان #معلم_خلاق#مدرسه #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست