پست های مشابه

kermaninarges_psych

سر جلسه مادران از سبک تدریس معلمان صحبت هایی بیان میشد که من روحم خبر نداشت، من فقط حواسم به قطع و وصل شدن اینترنت بود و این که وسایلی که لازم داره دم دست باشه و برگه مربوط به تکالیف هفتگی که کجا را باید امروز حل کنند! این که بین او و معلمان و بقیه بچه ها چی میگذره در حیطه دخالت من نیستند! برای من فقط زمانی که بعد از کلاس از اتاق بیرون میاد و چشم هاش برق میزنه کفایت میکنه! بعد از دو هفته بازگشت از سفر و شلوغی و مریضی توانستیم اتاقش را کامل زیر و رو کنیم، برای اسباب بازی هایی که رفتند بالای کمد گریه کرد. ولی بعدش دید کشو ها برای کتاب و دفتر و لوازم تحریر خالیه آرامش را احساس کرد. حالا که جای دفتر و مداد رنگی ها معلومه هم من دیگه وظیفه ای ندارم. خودشون در زمان لازم میرند سرجاشون. مشق و تکالیف تا ساعت ۷ قراره تموم بشه چون بعدش تایم بازیه، استفاده از ساعت شنی برای سرمشق نوشتن هم پیشنهاد خودش بود. و در استفاده کردن و نکردن از آن من دخالتی ندارم. دارم سعی میکنم مسیر را از بین کنترل گری، بیش حمایتی و غفلت‌ و بی توجهی پیدا کنم. تجربه شما چیه از قدم برداشتن در این میانه راه؟ #والدین_آگاه #کودک_شاد #کودک_موفق #نیاز_روانی #حمایت #کنترل گری #درمانگر #درمانگر_روانپویشی #روابط_والدین_فرزندان

27 مهر 1400 20:04:48

0 بازدید

kermaninarges_psych

نتیجه تحقیقات بدست آمده درباره تاب آوری را می‌توان در فرزند پروری استفاده کرد. در واقع دانستن این حقیقت به ما کمک می‌کند که پس از مواجه با حادثه ناراحت کننده و شوک آور بدانیم که تاب آوری مورد نیاز آن به همراه آن رخ خواهد داد و لازم نیست کار فوق العاده ای برای آن انجام دهیم. نکته قابل توجه این است که تاب آوری بچه ها در موارد زیادی نادیده گرفته می‌شود. تا جایی که حتی شک میکنیم چنین نیرویی هم وجود دارد! روی سخن من با والدین سخت گیر نیست. که گاهی حتی احساسات کودکان را نادیده می‌گیرند. روی سخنم با والدین بیشتر نگران است که گاهی اضطراب ها بیش از حد وارد فضای تعاملی آنان می‌شوند. ما گاهی اون قدر نگران میشیم و فکر میکنیم که فرزند ما چه طور خواهد توانست با مسئله کنار بیاد. که شاید یک از شیر گرفتن یا تولد نوزاد جدید تبدیل به تروما در خانواده میشود! طوری که خود کودک هم باورش میشه فاجعه ای رخ داده نابخشودنی و نمیشه به این راحتی ها فراموشش کرد. در واقع ما تاب آوری را بسیار کمتر از آنی است که می‌پنداریم! به دلیل نگرانی که داریم آن قدر به بچه ها می‌چسبید که کودک دچار اضطراب جدایی می‌شود. در مسائل مربوط به سلامتی ، گاهی یک عارضه پزشکی کوچک تبدیل به ترومایی ادامه دار در خانواده می‌شود.کاش کمی بیشتر اعتماد میکردیم به توانایی های عمیق درونی خود و نزدیکانمان. حتما و بدون شک مسائلی چون از دست دادن والدین و یا جدایی آنها، تاثیرات عمیقی روی کودکان می‌گذارد. ولی هیچ کدام دلیل نمی‌شود که برچسب همیشگی برای این کودکان باز باشد و یا ما یقین داشته باشیم که اتفاق حل نشدنی برای آنها رخ داده است. که این دقیقا نادیده گرفتن نیروی عظیم دورنی انسان است. #تابآوری #تاب_آوری #کودکان_شاد #والدگری #والدین_سمی #استرس_پس_از_سانحه #ptsd #از_شیر_گرفتن #تروما #اضطراب #از_پوشک_گرفتن #جراحی #شکستن_دست #فرزندپروری_آگاهانه #والدین_موفق #اضطراب_جدایی #اعتماد_به_نفس #اعتماد_به_کودک

05 دی 1400 17:02:08

8 بازدید

kermaninarges_psych

در این دوره از دریچه ای به مدرسه رفتن بچه ها نگاه می‌کنیم که به جای استرس و نگرانی از سال‌های اولیه تحصیل فرزندمان تجربه ای پر از انگیزه و استقلال و لذت یادگیری داشته باشیم. و مقدمه ای شود برای موفقیت و بالندگی سال‌های پیش رو. خوشحال میشم اگه این پوستر را برای افرادی فکر می‌کنید براشون مفیده بفرستید و در چرخه آگاهی سهیم باشید.

26 آبان 1400 16:56:06

1 بازدید

kermaninarges_psych

در زمان اجرای این لایو تب داشتم، و علائم تازه داشت شروع می‌شد. خدا را شکر قرار قبلی به هم نخورد وهمه چیز خوب پیش رفت.

13 اسفند 1400 06:48:51

22 بازدید

kermaninarges_psych

شاید عجیب به نظر برسه که بخوایم بگیم اضطرابی که بچه ها تجربه می‌کنند سر منشا بسیاری از بد رفتارهایی است که ما مایلیم بر طرفشون کنیم! ولی خیلی وقتها به دندون خراب توجهی نداریم! روی صورت را کرم میزنیم تا سرخی صورت را پنهان کنیم! و ریشه اضطراب برمیگرده به احساس گناهی که کودک ما تجربه میکنه! #مادرانه #والدین #والدین_موفق #کودک_پرخاشگر #کودک_بدغذا #کودک_لجباز #مشاوره_خانواده #فرزند_پروری #احساس_تنهایی #احساس_گناه #اضطراب #اضطراب_کودک

19 اسفند 1400 22:12:53

17 بازدید

kermaninarges_psych

وسایل و امکانات فراهم شده در روزگار کنونی باعث شده، به محض دیدن هر مشکل و علامتی شروع کنیم به سرچ در گوگل ، اینستاگرام یا وسایلی از این دست ، و ببینیم برای لجبازی، بد غذایی، شب ادراری، ناخن جویدن و هزاران مشکل دیگه چه باید کرد؟ اگر در این میانه از برچسب های به ظاهر علمی که فرزند ما خواهد خورد در امان باشیم! راه را بیراهه رفته ایم. چون مسیر اصلی کنجکاوی در درون کودک ماست و پیدا کردن لایه های پنهانی که نمود بیرونی دردش اینگونه به ما نمودار شده! #والدین #والدین_موفق #سلامت_روان

21 اسفند 1400 19:49:30

11 بازدید

نرگس کرمانی

0

0

حالم سرجا نبود. روز سختی را از لحاظ ارتباطات شغلی گذرونده بودم. سرم داشت می‌ترکید. رفتم براش قصه بگم. دراز کشید و گفت کاشکی الان تو طبیعت بودیم و ستاره ها رو تماشا میکردیم. گفتم آره، خیلی خوب بود. ولی این که آدم تو خونه خودش تو آرامش بخوابه هم خیلی عالیه. حس خوبم را گرفت و زیر پتو جابجا شد. دلم میخواست براش از دلتنگی های امروزم بگم. ولی آب دهنم را قورت دادم و از درخت های آلبالو گیلاس بچگی ام گفتم. همین موقع ها که همسن تو بودم، ۵ یا ۶ ساله. همین موقع های سال که می‌شد تو حیاط خونه آلبالو ها می‌رسید. و آماده چیدن میشد . باهاشون گوشواره درست میکردیم. خنکی آلبالو های پشت گوشم را هنوز حس میکنم. خندید، ‏مامان چه قدر شاد بودی! شاد بودم؟ مطمئن نیستم! خوشحال شدم که خیلی چیزهای دیگه را نگفتم. خیلی از دلتنگی ها از مادر بودن توی جامعه بزرگسال. با ادعاهای فمینیستی! و واقعیت های محدود کننده و بی اعتبار کننده. خوشحال بود. خوابید. واقعیت مثل شمشیر دو لبه میمونه. من مادر حق ندارم فشارها و استرس های زندگی بزرگسالانه خودم را به کودکم نشون بدم. ولی مجبور هم نیستم تمام مدت خوشحال ترین مادر دنیا باشم و اون هیج وقت یاد نگیره که با غم یا بقیه نگرانی ها در این دنیا چی کار باید کرد! #درد_دل_برای_کودک_ممنوع #حق_تو_شاد_بودنه #حق_من_شادی_از_شادی_تو

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

kermaninarges_psych

نرگس کرمانی

0

0

حالم سرجا نبود. روز سختی را از لحاظ ارتباطات شغلی گذرونده بودم. سرم داشت می‌ترکید. رفتم براش قصه بگم. دراز کشید و گفت کاشکی الان تو طبیعت بودیم و ستاره ها رو تماشا میکردیم. گفتم آره، خیلی خوب بود. ولی این که آدم تو خونه خودش تو آرامش بخوابه هم خیلی عالیه. حس خوبم را گرفت و زیر پتو جابجا شد. دلم میخواست براش از دلتنگی های امروزم بگم. ولی آب دهنم را قورت دادم و از درخت های آلبالو گیلاس بچگی ام گفتم. همین موقع ها که همسن تو بودم، ۵ یا ۶ ساله. همین موقع های سال که می‌شد تو حیاط خونه آلبالو ها می‌رسید. و آماده چیدن میشد . باهاشون گوشواره درست میکردیم. خنکی آلبالو های پشت گوشم را هنوز حس میکنم. خندید، ‏مامان چه قدر شاد بودی! شاد بودم؟ مطمئن نیستم! خوشحال شدم که خیلی چیزهای دیگه را نگفتم. خیلی از دلتنگی ها از مادر بودن توی جامعه بزرگسال. با ادعاهای فمینیستی! و واقعیت های محدود کننده و بی اعتبار کننده. خوشحال بود. خوابید. واقعیت مثل شمشیر دو لبه میمونه. من مادر حق ندارم فشارها و استرس های زندگی بزرگسالانه خودم را به کودکم نشون بدم. ولی مجبور هم نیستم تمام مدت خوشحال ترین مادر دنیا باشم و اون هیج وقت یاد نگیره که با غم یا بقیه نگرانی ها در این دنیا چی کار باید کرد! #درد_دل_برای_کودک_ممنوع #حق_تو_شاد_بودنه #حق_من_شادی_از_شادی_تو

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن