پست های مشابه

kermaninarges_psych

🎒سنین پیش دبستانی و سال‌های اولیه دبستان مقدمه و تجربیات اولیه یادگیری در بچه ها است. سبکی که شروع می‌کنند به برخورد با درس و بحث و مدرسه، میتواند زیر بنای مسیر تحصیلی و آینده آنان باشد. با شروع مدارس اتفاقهای ناهشیاری هم در ذهن‌ ما والدین رخ می‌دهد، از آرزوهایی که برای فرزندمان داریم ، از تجربیاتی که خودمان در زندگی و در ارتباط با تحصیل داشته ایم، توقعاتمان. و یا این که چه قدر به توانایی‌هاشون ایمان یا شک داریم؟!دراین کارگاه به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد: 🔹کدام روش فرزند پروری، منجر به موفقیت تحصیلی کودکان می‌شود؟ 🔹چگونه فرزندم در درس و مشق مستقل شود؟ 🔹چگونه الگو های مخرب مانع موفقیت کودکان هستند؟ بیش حمایت گری، کنترلگری، غفلت و... 🔹چگونه فاکتور های موفقیت را در فرزندم نهادینه کنم؟ عزت نفس، استقلال، انگیزه و خود مختاری،... 👨‍👩‍👧‍👦شرکت کنندگان: والدین کودکان ۵ تا ۹ سال 💻 برگزاری در نرم افزار Zoom و به صورت تعاملی با والدین 📣 به دلیل شیوه تعاملی کارگاه ظرفیت محدود 📅 شروع دوره: ۷ آذرماه ۱۴۰۰؛ یکشنبه‌ها از ساعت ۱۷.۳۰ الی ۱۹ ⌚ مدت زمان کارگاه: ۴.۵ ساعت ✅ ثبت‌نام از طریق واتس‌اپ و دایرک: 📱 09356979791 📸 instagram: @mehravan_home

29 آبان 1400 18:30:46

2 بازدید

kermaninarges_psych

حالم سرجا نبود. روز سختی را از لحاظ ارتباطات شغلی گذرونده بودم. سرم داشت می‌ترکید. رفتم براش قصه بگم. دراز کشید و گفت کاشکی الان تو طبیعت بودیم و ستاره ها رو تماشا میکردیم. گفتم آره، خیلی خوب بود. ولی این که آدم تو خونه خودش تو آرامش بخوابه هم خیلی عالیه. حس خوبم را گرفت و زیر پتو جابجا شد. دلم میخواست براش از دلتنگی های امروزم بگم. ولی آب دهنم را قورت دادم و از درخت های آلبالو گیلاس بچگی ام گفتم. همین موقع ها که همسن تو بودم، ۵ یا ۶ ساله. همین موقع های سال که می‌شد تو حیاط خونه آلبالو ها می‌رسید. و آماده چیدن میشد . باهاشون گوشواره درست میکردیم. خنکی آلبالو های پشت گوشم را هنوز حس میکنم. خندید، ‏مامان چه قدر شاد بودی! شاد بودم؟ مطمئن نیستم! خوشحال شدم که خیلی چیزهای دیگه را نگفتم. خیلی از دلتنگی ها از مادر بودن توی جامعه بزرگسال. با ادعاهای فمینیستی! و واقعیت های محدود کننده و بی اعتبار کننده. خوشحال بود. خوابید. واقعیت مثل شمشیر دو لبه میمونه. من مادر حق ندارم فشارها و استرس های زندگی بزرگسالانه خودم را به کودکم نشون بدم. ولی مجبور هم نیستم تمام مدت خوشحال ترین مادر دنیا باشم و اون هیج وقت یاد نگیره که با غم یا بقیه نگرانی ها در این دنیا چی کار باید کرد! #درد_دل_برای_کودک_ممنوع #حق_تو_شاد_بودنه #حق_من_شادی_از_شادی_تو

25 خرداد 1400 06:26:24

2 بازدید

kermaninarges_psych

سر جلسه مادران از سبک تدریس معلمان صحبت هایی بیان میشد که من روحم خبر نداشت، من فقط حواسم به قطع و وصل شدن اینترنت بود و این که وسایلی که لازم داره دم دست باشه و برگه مربوط به تکالیف هفتگی که کجا را باید امروز حل کنند! این که بین او و معلمان و بقیه بچه ها چی میگذره در حیطه دخالت من نیستند! برای من فقط زمانی که بعد از کلاس از اتاق بیرون میاد و چشم هاش برق میزنه کفایت میکنه! بعد از دو هفته بازگشت از سفر و شلوغی و مریضی توانستیم اتاقش را کامل زیر و رو کنیم، برای اسباب بازی هایی که رفتند بالای کمد گریه کرد. ولی بعدش دید کشو ها برای کتاب و دفتر و لوازم تحریر خالیه آرامش را احساس کرد. حالا که جای دفتر و مداد رنگی ها معلومه هم من دیگه وظیفه ای ندارم. خودشون در زمان لازم میرند سرجاشون. مشق و تکالیف تا ساعت ۷ قراره تموم بشه چون بعدش تایم بازیه، استفاده از ساعت شنی برای سرمشق نوشتن هم پیشنهاد خودش بود. و در استفاده کردن و نکردن از آن من دخالتی ندارم. دارم سعی میکنم مسیر را از بین کنترل گری، بیش حمایتی و غفلت‌ و بی توجهی پیدا کنم. تجربه شما چیه از قدم برداشتن در این میانه راه؟ #والدین_آگاه #کودک_شاد #کودک_موفق #نیاز_روانی #حمایت #کنترل گری #درمانگر #درمانگر_روانپویشی #روابط_والدین_فرزندان

27 مهر 1400 20:04:48

0 بازدید

kermaninarges_psych

من یادمه از وقتی شروع کردم به مدرسه رفتن، بابام میگفت تو ریاضی ات خیلی خوبه! ریاضی تو خون ما است! دبستان و راهنمایی ریاضی مثل بقیه درس ها جالب بود، ولی هر چی پیش تر رفت، حس کردم من اون عشقی که بابا میگه را به ریاضی ندارم! برعکس سر کلاس ادبیات به وجد میام! و اون موقع هایی که معلم فیزیک حرف های جامعه شناسی میزنه، منو به فکر فرو میبره! ولی خانواده ما اصلا نمی‌توانستند هضم کنند که کسی با معدل خوب بره رشته انسانی! من سال کنکور کودتا کردم، گفتم که دیپلم ریاضی را گرفتم، ولی به هیچ کدوم از رشته های فنی در دانشگاه علاقه ندارم، من آدم ها را دوست دارم، خبر از راه رسم زندگی و ذهن و روح زندگی حال من را خوب میکنه! یادمه برای مقابله با میراث عشق به ریاضی که در من وجود نداشت، با عموم بحث میکردم که چه طور ادبیات سرنوشت جوامع را تغییر میده، به فرض با تکنولوژی سرعت همه چیز بالا رفت، و کلی زمان خالی پیدا کردیم ، به فرض که با پزشکی از مرگ و بیماری نجات پیدا کردیم، اون رشته ای که میگه حالا با زندگی کردن چه کنیم را من دوست دارم، هدفم تبلیغ روانشناسی نیست، قطعا همه زمینه‌ها برای بهبود زندگی بشر لازم و ضروری هستند، ولی من تو خانواده خودمون خیلی جنگیدم تا ارزش مسیری که انتخاب کردم را ثابت کنم. بد نیست، یک لحظه‌ متوقف بشیم، و فکر کنیم، آیا ما اونها را پرورش میدیم که جانشین ما بشند؟ این چه حسی در آنها به وجود مياره؟ چه قدر دلمون میخواد، همون مسیر ما و یا آرزوهای دست نیافته ما را برای زندگی انتخاب کنند ! #استقلال #خودمختاری #والدین #کودک #هویت #هدیه #انگیزه #شادی #روانشناسی #فرزند_پروری #عشق #آرامش #موفقیت #کنکور #آرزو

06 تیر 1401 11:42:07

20 بازدید

kermaninarges_psych

عمیق ترین دریافتی که از نظریه وینیکات (روانکاو مشهور در کار با نوزادان) داشتم این بود که در دوره های فرزند پروری به مادران نگید کی بچه را شیر بده. از شیر بگیر . غذا بده. از پوشک بگیر و... ماهیت نوزاد را به مادر نشون بدید و بعد نوزاد و مادر را در آرامش بگذارید تا خودشان با هم آشنا بشند و درون همدیگر را کشف کنند. و از نیرویی به نام عشق برای این جستجو کمک بگیرند.

10 شهریور 1399 21:46:52

1 بازدید

kermaninarges_psych

شاید اولین چیزی که بعد از شنیدن این جمله به ذهنمون برسه اینه که خب، من که به بچم اعتماد دارم، پس این شامل حال من نمیشه! حالا سوال اینجا است که آیا این قدر اعتماد داری که اگه تا آخر بشقابش را نخورد تصور نکنی نمی‌فهمه واقفا گرسنه هست یا نه! آیا اون قدر اعتماد داری که لازم نباشه تایم دستشویی رفتن را مرتب بهش گوش زد کنی؟ آیا اون قدر اعتماد داری که خودش میفهمه کی باید بره بخوابه! دائما فکر نکنی آیا امروز، میوه خورد، گوشت خورد؟ گروه‌های مختلف غذایی بهش رسیده؟ اون قدر به نوجوانتان اطمینان داری که بتونی بهش اجازه بدی بره با دوستاش بیرون، و بتونه از خودش مراقبت کنه؟ اصلا اون قدر اطمینان داری که صبح که از خواب بیدار شد و گفت صبحانه نمیخوام، بهش اعتماد کنی که اگه گشنه باشه خودش میره یه املت درست میکنه و نوش جان میکنه؟ تخم مرغ درست کردن فکر کنم حداقل از ۵ سالگی دیگه امکان پذیر باشه، یا نه از اون والدینی هستیم که تا چهل سالگی هم باید زنگ بزنیم و جزئیات روزانه اش را سوال کنیم، انگار نه انگار که خودش میتونه مدیریت کنه! تو کامنت برام بنویسید که کجاها بوده که اعتماد کردن به بچه ها سخت بوده، خیلی سخت! #والدین_موفق #روانشناسی #روانشناسی_کودک #اعتماد #ارزش #انگیزشی #شاد #آرامش #موفقیت

17 تیر 1401 14:02:11

28 بازدید

نرگس کرمانی

0

1

آخر اسفند زمان خیلی خوبیه برای بررسی آنچه گذشت و برنامه ریزی برای آنچه در پیش روست! چیزی که بیشتر از همه جالب و تعجب آوره اینه که چه قدر ما در مورد روزهایی که گذشت فراموش کاریم! مسیر زندگی برای ما بهترین راهنما است، به‌خصوص روزهای پر چالش و نگاه دوباره به وقتهایی که به‌ شدت با هيجانات منفی درگیر بودیم آگاهی بهش هستند، در حالی که ما بدون توجه به درس هایی که گرفتیم باز اشتباهات را تکرار میکنیم! در روزهای پایانی سال، مرور روزهایی که گذشت، و پاسخ به سولات ساده ای شبیه این میتونه خیلی کمک کننده باشه، به یک ورق کاغذ هم بیشتر نیاز نیست. فقط توصیه میکنم فرزندانتان را هم در این کار سهیم کنید. پاسخ به ۵ سوال بالا میتونه یک نقشه راه جالبی در پیش رو شما بگذاره! تصمیم گیری در مورد مدل رابطه یا شناخت دلایلی که با بعضی فضاها یا افراد احساسات منفی تجربه می‌کنید. همراهی بیشتر با فضاها و افرادی که احساسات مثبت را در شما رشد میدهند. شاید از نو گرفتن ارتباط با افراد همه زندگی مون که حتی قلبا به ما نزدیک هستند ولی خیلی وقته ازشون دور موندیم! انرژی های ما معمولا به ما راست میگند ، و پاسخ به این سوالات میتونه مسیر پیش رو را روشن تر کنه! اگر فکر می‌کنید بعدا ممکنه یادتون بره سیوش کنید که گه گاهی سر بزنید و باز به این سوالات برای خودتون جواب بدید: امیدوارم که این سولات بتونه به شما کمک کنه یکی از بهترین سال های عمرتون را پیش رو داشته باشید. #سال_نو #برنامه_ ریزی #نوروز ۱۴۰۱ #بهار

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

kermaninarges_psych

نرگس کرمانی

0

1

آخر اسفند زمان خیلی خوبیه برای بررسی آنچه گذشت و برنامه ریزی برای آنچه در پیش روست! چیزی که بیشتر از همه جالب و تعجب آوره اینه که چه قدر ما در مورد روزهایی که گذشت فراموش کاریم! مسیر زندگی برای ما بهترین راهنما است، به‌خصوص روزهای پر چالش و نگاه دوباره به وقتهایی که به‌ شدت با هيجانات منفی درگیر بودیم آگاهی بهش هستند، در حالی که ما بدون توجه به درس هایی که گرفتیم باز اشتباهات را تکرار میکنیم! در روزهای پایانی سال، مرور روزهایی که گذشت، و پاسخ به سولات ساده ای شبیه این میتونه خیلی کمک کننده باشه، به یک ورق کاغذ هم بیشتر نیاز نیست. فقط توصیه میکنم فرزندانتان را هم در این کار سهیم کنید. پاسخ به ۵ سوال بالا میتونه یک نقشه راه جالبی در پیش رو شما بگذاره! تصمیم گیری در مورد مدل رابطه یا شناخت دلایلی که با بعضی فضاها یا افراد احساسات منفی تجربه می‌کنید. همراهی بیشتر با فضاها و افرادی که احساسات مثبت را در شما رشد میدهند. شاید از نو گرفتن ارتباط با افراد همه زندگی مون که حتی قلبا به ما نزدیک هستند ولی خیلی وقته ازشون دور موندیم! انرژی های ما معمولا به ما راست میگند ، و پاسخ به این سوالات میتونه مسیر پیش رو را روشن تر کنه! اگر فکر می‌کنید بعدا ممکنه یادتون بره سیوش کنید که گه گاهی سر بزنید و باز به این سوالات برای خودتون جواب بدید: امیدوارم که این سولات بتونه به شما کمک کنه یکی از بهترین سال های عمرتون را پیش رو داشته باشید. #سال_نو #برنامه_ ریزی #نوروز ۱۴۰۱ #بهار

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن