chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
حال و هوای کلاستو محرمی کن‼️ . . در این پست قراره باهم یه بیرق قشنگ درست کنیم تا بتونیم با اون فضای کلاس هامون رو آماده ی محرم و عزاداری امام حسین(ع)کنیم🙏🏻🍃 . . شما از چه راههایی برای فضاسازی و آشنایی بچه ها با حال و هوای محرم استفاده میکنید؟😊 . . پ ن: این فیلم توسط تیم کاربلد و خوب آقا بزرگ آماده شده🌹 #محرم #امام_حسین #پرچم #کلاس #بیرق #کتیبه #اسلام #معلم #islam #imamhussain #ashura #teacher
08 مرداد 1401 11:42:33
2 بازدید
chamran_kids
این فرصت استثنائی رو نباید از دست بدید❗❗ . شما هم از اون مامان و باباهایی هستید که دلتون میخواد تو مسیر والدگری تون حالتون خوب باشه⁉️🤔 از روش های سنتی خسته اید و دوست دارید آگاهانه رویکرد علمی، مذهبی و تجربی رو در تربیت فرزندتون تجربه کنید⁉️😇 ✔اگر جوابتون بله هست ادامه مطلب رو بخونید👇🏻 مجموعه شهید چمران برای شما والدین دغدغه مند یه برنامه ویژه داره: 🤩⬇️ ✅یک دوره ۸ هفته ای ✅کارگاه های آفلاین و آنلاین تربیتی ✅اردوهای مادرو کودک ✅اردوهای پدر و کودک ✅به همراه بسته ابزار . ✔شروع دوره از آذر ماه . ⭕برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام دایرکت بدید یا به سایت چمرانی ها سربزنید👇🏻 Chamraniha.com ❗این پست رو ذخیره کنید و برای والدین آگاه بفرستید که از این دوره ی تکرارنشدنی جا نمونند🤗 . #والدین #والدین_آگاه#والدگری #والدگری_آگاهانه #تربیت_کودک #تربیت_فرزند #دوره_والدگری_چمرانی #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
16 آبان 1400 17:33:19
0 بازدید
chamran_kids
📖 📿 تسبیح حضرت زهرا طهورا دوست داشت مثل مادرش یک جانماز با مهر گلی داشته باشد. مادر و طهورا یک جا نماز دوختند و یک مهر خیلی قشنگ هم که پدرش از کربلا سوغاتی آورده بود، در آن گذاشتند. اما طهورا دوست داشت در جانمازش یک تسبیح هم باشد. مادرش یک تسبیح که از مشهد سوغاتی آورده بودند را به او داد. طهورا خوشحال شد و گفت: حالا چی باید بشمرم؟ مادر خندید و گفت: چیزی نباید بشمری. باید تسبیحات حضرت زهرا (س) را بگی. طهورا با تعجب گفت: تسبیحات حضرت زهرا چیه؟ مادر گفت: بشین تا برایت یک داستان تعریف کنم. اون قدیما، یک مامانی بود که چهار تا بچه کوچولو داشت. باید براشون غذا درست می کرد، نان می پخت. لباسشون رو می شست. خلاصه خیلی کار می کرد. مادر مهربان یک روز به پدرش گفت: میشه شما یه نفر رو یه من معرفی کنین که روزها، تو کار خونه به من کمک کنه؟ پدر مهربانش گفت: من یه راهی بهت یادمی دم که تنهایی کارهات رو انجام بدی و خسته هم نشی. با خاک و آب، گل درست کن ک اون رو به شکل دونه های ریز در بیار. بعد با یک نخ، دونه ها رو به هم وصل کن. هر روز، صبح و شب و بعد از هر نماز با استفاده از دونه ها، ۳۴ بار الله اکبر، ۳۳ بار الحمدالله و ۳۳ بار سبحان الله بگو. مادر طهورا گفت: آن مادر مهربان، حضرت زهرا (س) بود که از امام حسن، امام حسین، حضرت زینب و ام کلثوم مراقبت می کرد. پدر مهربان آن مادر هم، حضرت محمد (ص) بودند که دخترشان را راهنمایی کردند تا تسبیح درست کنند. 💡شما هم می تونید همراه بچه با کمی گل، نخ و سوزن پلاستیکی یه تسبیح درست کنید. #قهرمان_سازی #حضرت_زهرا
20 بهمن 1397 06:58:19
1 بازدید
chamran_kids
✅ بدترین انتخاب، انتخاب نکردن است وقتی بچه بودم کلی آرزو داشتم. خلبان بشم. فضانورد بشم. رزمنده بشم. وقتی وارد مدرسه شدم، یواش یواش یاد گرفتم آرزو نکنم، دوست نداشته باشم، انتخاب نکنم. زمانی که به دانشگاه رفتم، یواش یواش همه رفتن کنار و دیگه کسی برام نبود انتخاب کنه. خواستم رشته ام را تغییر بدهم، ولی خیلی دیر شده بود، خواستم دوستانم را تغییر بدهم، خیلی آسیب دیده بودم، حتی خواستم جامعه ام را تغییر بدهم، خیلی احساس ناتوانی کردم. با خودم گفتم ای کاش همیشه خودم انتخاب می کردم تا بتوانم پای انتخاب هایم بایستم. همین انتخابها در جامعه و کشور ما فرصت غنیمتیست برای اینکه به بچه هایمان انتخاب کردن را بیاموزیم تا افسوس انتخاب نکردنهاش را در آینده نخورد. اَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ يَعَضُّ الظّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتِنىِ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً و از تو امان خواهم در آن روزى كه بگزد شخص ستمكار هر دو دست خود را و گويد اى كاش گرفته بودم با پيامبر راهى. #انتخابات #انتخابات_مجلس #آینده_کودکان #ایران #ایرانی #چمرانی_ها
01 اسفند 1398 15:41:36
0 بازدید
chamran_kids
📚 وقتی با کودک سروکار دارید، حتما تجربه ی همبازی شدن با آنها راهم داشته اید. وقتی کودک می خواهد با لگو یک برج بسازد، چه می کنید؟ اجازه می دهید خودش آنقدر لگو ها را بالا و پایین کند تا راه چفت کردنش را یاد بگیرد یا همان اول، سریع لگو ها را از او گرفته و طریقه ی چفت کردن را یادش می دهید؟ در فعالیت های آشپزی و کاردستی چطور؟ پای کتاب خواندن و قصه گفتنش می نشینید؟ فرصت آزمون و خطا و تجربه کردن را به بچه ها می دهید؟ کودکان به فرصت نیاز دارند. هیچ عجله ای هم در تربیت شان نداریم. اجازه دهید خودشان کشف کنند و خودشان یادبگیرند و ما فقط درکنارشان باشیم. در حسینیه کودک، سعیمان بر این است که این فرصت را به کودکان بدهیم. پنج ساله های چمرانی، هر روز فعالیت قصه گویی دارند. یکی از بچه ها که دوست داشت قصه بگوید، با همراهی خالهها برای همه ی دوستانش قصه گفت. مربی: حدیثه ملکی، الهام قدمیاری #پنج_ساله_ها #قصه #قصه_گویی #مهارت #اعتماد_به_نفس #فرصت #کودک #تربیت #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
09 آذر 1398 16:41:34
0 بازدید
chamran_kids
تابستون تو مدرسه چیکار میکنن؟🤯 . اول کپشن رو بخونید⬇️ برنامه ریزی و طراحی برای پایگاه تابستانه یکی از اتفاقات مهم فصله که برخلاف تصور خیلی ها قرار نیست فقط پر از درس باشه و بعد هم کلی خستگی برای بچه ها بمونه🤔 . درسته که پایگاه تابستانی یه فرصت عالی برای معلم هاست که بتونند تا حدی به بودجه بندی مباحث درسی برسن؛ اما هدف از پایگاه اینه که علاوه بر یک روز آنلاین، با دو روز برنامه حضوری تو پارک و فضای باز، خستگی آموزش مجازی کم بشه و نشاط به روح بچه ها برگرده. حالا چطور؟؟؟ . حالا ورق بزنید و بخونید🤗⬆️ . ⭕این پست رو سیو کنید و برای معلم هایی که میشناسید بفرستید، منتظر پست های بعدی باشید😉 . ⁉️به نظرتون برای طراحی پایگاه تابستانه معلم ها باید به چه نکته هایی توجه کنند؟؟؟ . #پایگاه_تابستانی#تابستان#کلاس_تابستانه #پروژه#مهارت_آموزی#بازی#فعالیت #فعالیت حی_پایگاه_تابستانی#معلم_خلاق #دبستان#دبستانی_ها #ادبستان
21 تیر 1400 05:54:25
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
👨🔧👨🏭👨🌾 وقتی می خواستم انتخاب رشته کنم، نهایت کاری که مدرسه برای ما انجام داد این بود که چند نفر از مشاغل و رشته های تحصیلی مختلف رو برای ما آوردن تا برامون در مورد اون رشته صحبت کنند. اما در حد حرف...من هیچ وقت فرصت تجربه کردن مشاغل مختلف رو نداشتم تا بتونم توانایی هامو کشف کنم. اما دوست دارم این فرصت رو برای فرزندم فراهم کنم. مثل کاری که معلم کلاس چهارمی ها کرد👇 کلاس چهارمی ها تصمیم گرفتند هر هفته به یک مغازه نزدیک مدرسه سر بزنند و آنجا شاگردی کنند. برای انجام شاگردی باید قراردای مینوشتیم که با استفاده از آن بتوانیم در مغازه ای استخدام شویم . پس از نوشتن قرار داد، به مغازه های مختلف که می رسیدیم عمو در مورد شاگردی کردن با صاحب مغازه گفتگو می کردند مثلا : (( دانش آموزان کلاس چهارم برای کمک به محله و آموختن مهارت های مختلف تصمیم به شاگردی در مغازه شما را دارند )) سپس اگر مغازه دار موافق نبود به مغازه بعدی می رفتیم ولی اگر موافق بود ....قرارداد رو به ایشان نشان میدادیم و هر دوطرف ، قرارداد رو امضا می کردند و ما هم موظف می شدیم که از هفته بعد، سه شنبه ها یک ساعت در مغازه شاگردی کنیم. یک نفر در نانوایی تافتون مشغول شد و در آخر کارش دوتا نان شیرمال به عنوان هدیه گرفت که با دوستان و همکلاسی هایش تقسیم کرد. یک نفر در گل فروشی، یک نفر در نانوایی بربری، دو نفر در لبنیاتی و یک نفر هم در میوه فروشی مشغول به کار شد. #شاگردی #مهارت_آموزی #آشنایی_با_مشاغل #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران