پست های مشابه

chamran_kids

☀️ حتما در مورد توصیه های زیاد دین در رابطه با صله رحم شنیده اید. یکی از راه هایی که می شود کودک را دیندار کرد، عمل به همین توصیه هاست. ‌ دخترهای حسینیه کودک، ماهی یکبار، مهمانِ خانه ی یکی از دوستانشان می شوند. کودک در این رفت و آمد ها یاد می گیرد با سایر دوستانش تعامل کند، اسباب بازی هایش را با آنها شریک شود و در محیط خانه با آنها بازی کند. ‌ مربیان: حدیثه ملکی، الهام قدمیاری ‌ کارگاه تربیت دینی، برای پرورش یک کودک دیندار... به زودی!! ‌ #پنج_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #تربیت_دینی #کودک_دیندار #دین #کودک #آموزش #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

03 آذر 1398 08:57:27

0 بازدید

chamran_kids

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت دوم . تابستان اول/ در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند . یکی از رؤیاهای بزرگم، نوشتن یک رمان بلند بود. 11سالم بود، چند تا برگه کوچک A6 در کمد پیدا کردم، همه را باهم منگنه و یک دفترچه درست کردم. یک نقاشی روی جلدش کشیدم و یک عنوان دهان‌پُرکن برایش گذاشتم. «در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند». حالا یکی نبود بگوید: چرا این اسم رو گذاشتی؟! یخچال به درد کی می‌خوره که بره دنبالش. ولی من در همان عالم نوجوانی فکر می‌کردم کلاً جست‌وجو جالب‌ترین کار دنیاست، حالا جست‌وجوی چیزهای عجیب‌تر، جالب‌تر هم هست. اسم‌های خارجی برای شخصیت‌های داستانم گذاشته بودم که رمانم جذاب‌تر بشود. اسم‌هایی مانند تام، جیم، سام و .... خواهرم دست به نوشتنش خیلی بهتر از من بود. سرعتش هم بیشتر بود. یک روز قصه‌ای که در ذهنم بود را برایش تعریف کردم و او هم نوشت. 16صفحه شد. به همه پز می‌دادم که «من یه داستان 16صفحه‌ای نوشتم، تازه هنوزم تموم نشده.»  . بعد از این تجربه خوب، به خاطر علاقه‌ای که به داستان داشتم، کتاب داستان‌های خواهر و خاله‌ام که خیلی کتاب‌خوان بودند را می‌گرفتم و می‌خواندم. کلاً معروف شده بودم به اینکه در هر حالتی کتاب می‌خوانم، حتی در خیابان. سال‌ها بعد که دانشجو شدم استاد دانشگاهمان چند بار به من گفت که در خیابان مرا در حال کتاب خواندن دیده و هرچه برایم دست تکان داده و سلام کرده، من متوجه نشدم. خواندنم خیلی کند بود، ولی در همان تابستان‌های کودکی، تعداد زیادی کتاب و فیلم‌نامه از نویسنده‌های مختلف را خواندم. کتابی خواندم که در آن چند نوجوان، یک انجمن مخفی درست کرده و اشعارشان را برای هم می‌خواندند و این کار برایم همیشه یک آرزو بود. در دانشگاه از همان سال اول سعی کردم نمایشنامه و داستان بنویسم. الآن چند تا کتاب داستان و شعر کودک نوشتم. نوشتن برایم دوست‌داشتنی است. همین مهارت نوشتن، در پایان‌نامه، نامه‌نگاری‌های اداری، ارائه گزارش کار، تدریس و تدوین کتاب‌های علمی پژوهشی کلی کارم را راه انداخته و باعث شده محتاج کسی نباشم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

26 تیر 1399 18:26:32

1 بازدید

chamran_kids

🖋 🖊‌‌‌‌ ‌تو دوران سرخوش مجردی وقتی محرم میشد، برایم فرقی نمیکرد هیئتی که میخوام برم چقدر از خونمون دوره. همین که میشنیدم فلان سخنران یا فلان مداح مورد علاقم یک جا برنامه دارن، ازین سر شهر میرفتم اون کله ی شهر. ‌ خیلی شیک و مرتب نوت برمیداشتم و بعدم موقع مداحی مثل خانوما، چادرم مینداختم رو صورتمو اشک میریختم. ‌ ازدواج که کردم از خدا پنهون نیست از شمام پنهون نباشه، درسته که هنوز سخنران و مداح برام تو اولویت بودن، ولی دادن یا ندادن شام نذری هم برام مهم شده بود. چون هنوز دانشجو بودم و بلد نبودم هم درس بخونم غذا بپزم هم برم هیئت کلی گریه کنم. ‌ 💡از روزی که مامان شدم، هیئت برای من یا جایی برای گریه های از ته حلق و دل پیچه های شدید نوزاد یک ماهه ام بود یا تاتی رفتن های نوپای یک ساله ای که با کشف همه سوراخ سمبه های فضای هیئت، فکر میکنه داره دنیا رو مال خودش میکنه. این دومین محرمیه که نمیتونم هیئت های دلخواهمو برم و سرجام بشینم و چادرمو بندازم رو صورتمو گریه کنم. پارسال موقعی که آدم ها سرجایشان نشسته بودند و گریه میکردند، من با نی نی یک ماهه هی مسیر هیئت را چرخ میزدم و مستاصل گاهی بلند میشدم و گاهی مینشتم بلکه این شیرخوره آروم بشه. اما نمی شد... مثل خیلی از شیرخوره های دیگر. نمی دانم حال رباب را و شیرخواره اش را هرسال محرم اما. ‌ امسال دارم پا به پای این کوچولوی تاتی رو، راه میرم و هی لباس مشکیش را و هی قدش را و هی زمین خوردنش را برانداز میکنم. دست خودم نیست. هی ذهنم مقایسه میکند زمین خوردنش را با زمین خوردن هایشان... ‌ محرم، بچه که جلوی چشمت باشد، انگار نوار فقط روی روضه ی باز گیر میکند. حالا جوان رعنا که جای خود دارد. @good_mood_mom ‌ 🖋شما چه خاطراتی از مادرانگی هایتان در روضه ها دارید؟ ‌ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #هیئت #هیئت_کودک

07 شهریور 1398 16:56:05

1 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 بچه های مدرسه شهیدچمران دو هفته ای است مشغول پروژه های دهه فجر هستند. تمام تلاششان را کردن تا این ایام هم به خودشان هم به بقیه خوش بگذره. صادقانه تعداد زیادی لقمه نذری و کاسه آش بین همسایه ها پخش کردن، تمام مدرسه را تزیین کردند و به مکانهای انقلابی که در توانشان بود سر زدند. امروز یکی مانده به آخرین تلاششان را کردند، درست کردن پرچم های دست ساز و رنگی و فردا آخرین کارشان را خواهند کرد- رفتن به راهپیمایی در این مدت سرخوش و پاک بدون توجه به کم و کاستی های جامعه کار کردند آنقدری که وسعشان می رسید اینها نسل نمیدانم چندم بعد از انقلاب هستن. خودشان که هیچ، پدر و مادرهایشان هم انقلاب و برخی حتی جنگ راهم درک نکرده اند و همچنان امیدوارند و وفادار... کاش از بچه ها امیدواری را یاد بگیریم و البته تلاش را... تلاشی هر چند کوچک ولی ماندگار... ‌‌‌ #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها

21 بهمن 1397 14:56:24

0 بازدید

chamran_kids

⏳ #روز_شمار_غدیر ‌‌ 🎊 بزرگترین عید ما بچه شیعه ها، داره از راه میرسه... برای جشن غدیر چی کار کنیم؟ ‌ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان

26 مرداد 1398 08:11:08

0 بازدید

chamran_kids

. دیروز که خبر رو شنیدم، پرت شدم تو ۹ سالگی و دوباره شیرینی خاطراتی که آقای راستگو برام ساخته بودند، مرور شد. ‌. برای جشن عبادت تو مدرسه مون حسابی ذوق و شوق داشتم. چادرهامون رو سر کردیم و تو نماز خونه نشستیم. یهو دیدیم عمو راستگو اومد تو. خیلی خوشحال شدیم.🙃 . عه این همونه که تو تلویزیونه! همون که با بچه‌ها مهربونه! همون که با دوتا دستش بسم الله مینویسه! . آخه چندبار تو تلویزیون دیده بودیمش. برامون حرف زد، بازی کرد، معما گفت... کلی خندیدیم و یه خاطره‌ی خوب از جشن عبادت تو ذهنم موند. ‌‌. با خودم فکر کردم چقدر بازی کردن و ارتباط با بچه ها اونم به زبون خودشون میتونه تو نگاه مون به دین موثر باشه که حتی بعد بیست سال، حس خوبش برام موندگار شده.😇 ‌. خدا رحمتت کند عموی مهربان بچه های دهه شصت و هفتاد...🖤 . #عمو_راستگوی_تلویزیون #حاج_آقا_راستگو #عمو_راستگوی_بچه_ها #عمو_راستگو #خاطرات_کودکی #بچه_های_دهه_شصت#دختران_دهه_شصتی

03 آذر 1399 10:31:40

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🌈 بچه های شما با بقیه فرق دارند، بعدا که بخوان برن مدارس دیگه، با مشکل مواجه میشن. تقریبا از همان سال های اول کار، با این قضاوت رو به رو بودیم. اگر بخواهیم مفصل تر به آن پاسخ دهیم: طبیعی است که ما نمی توانیم آینده را پیش بینی کنیم و قسم و آیه بخوریم که نه هیچ کدام از بچه ها ی ما دچار مشکل نمی شوند. چون به عوامل زیادی بستگی دارد و چه بسا همین پیش بینی را نمی توان در مورد بچه ها در مدارس دیگر کرد‌. ‌‌ چیزی که واضح است نیاز های کودک در دو رده ی سنی زیر هفت سال و بالای هفت است و خروجی های مدل آموزشی است که ما خودمان در آن درس خواندیم. ‌‌ اگر به تربیت هفت سال اسلام هم معتقد نباشید، نظریات روان شناسانی چون پیاژه راهم که بررسی کنید، معتقد است هر دوره ی کودکی نیازهایی دارد که اگر پاسخ داده شود به خوبی به مرحله ی بعد می رود و اگر پاسخ داده نشود می شود بحران مرحله ی بعدی. پس نمی توانیم بگوییم اگر در هفت سال اول به کودک آزادی دهیم، عادت می کند و می خواهد تا آخر عمر آن آزادی ها را تجربه کند. یا در سنین دبستان اگر مدل های یادگیری مان، بازی و پروژه باشد، تا آخر دبیرستان بخواهد این گونه عمل کند. ‌ کاری که ما سعی داریم انجام دهیم، شناخت نیاز های هر سن و آموزش متناسب با آن است. همان طور که در هفت سال دوم، قوانین و آداب دانی داریم. ‌ اما همه ی این ها به شرطی است که نخواسته باشیم در سال هایی که نیاز کودک نیست، به زور آداب به خوردش دهیم تا شاهد قانون گریزی اش در سال های بعدی باشیم. ‌ #چالش #آداب_دانی #نیاز_کودک #هفت_سال_اول #هفت_سال_دوم #دبستان #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🌈 بچه های شما با بقیه فرق دارند، بعدا که بخوان برن مدارس دیگه، با مشکل مواجه میشن. تقریبا از همان سال های اول کار، با این قضاوت رو به رو بودیم. اگر بخواهیم مفصل تر به آن پاسخ دهیم: طبیعی است که ما نمی توانیم آینده را پیش بینی کنیم و قسم و آیه بخوریم که نه هیچ کدام از بچه ها ی ما دچار مشکل نمی شوند. چون به عوامل زیادی بستگی دارد و چه بسا همین پیش بینی را نمی توان در مورد بچه ها در مدارس دیگر کرد‌. ‌‌ چیزی که واضح است نیاز های کودک در دو رده ی سنی زیر هفت سال و بالای هفت است و خروجی های مدل آموزشی است که ما خودمان در آن درس خواندیم. ‌‌ اگر به تربیت هفت سال اسلام هم معتقد نباشید، نظریات روان شناسانی چون پیاژه راهم که بررسی کنید، معتقد است هر دوره ی کودکی نیازهایی دارد که اگر پاسخ داده شود به خوبی به مرحله ی بعد می رود و اگر پاسخ داده نشود می شود بحران مرحله ی بعدی. پس نمی توانیم بگوییم اگر در هفت سال اول به کودک آزادی دهیم، عادت می کند و می خواهد تا آخر عمر آن آزادی ها را تجربه کند. یا در سنین دبستان اگر مدل های یادگیری مان، بازی و پروژه باشد، تا آخر دبیرستان بخواهد این گونه عمل کند. ‌ کاری که ما سعی داریم انجام دهیم، شناخت نیاز های هر سن و آموزش متناسب با آن است. همان طور که در هفت سال دوم، قوانین و آداب دانی داریم. ‌ اما همه ی این ها به شرطی است که نخواسته باشیم در سال هایی که نیاز کودک نیست، به زور آداب به خوردش دهیم تا شاهد قانون گریزی اش در سال های بعدی باشیم. ‌ #چالش #آداب_دانی #نیاز_کودک #هفت_سال_اول #هفت_سال_دوم #دبستان #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن