chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
جشن عبادت چمرانی ها چه شکلیه⁉️🤔😇 . جشن عبادت و بندگی، یعنی زمانی که خدا بنده اش را برای عبادت آماده دیده، این اتفاق بزرگ ترین و با شکوه ترین اتفاق زندگی هفت سال دوم بچه هاست. . ما هم در ادبستان میخواستیم این جشن با شکوه هرچه تمام تر برای دخترهای ۹ ساله و پسرهای ۱۱ ساله اتفاق بیفتد. تا یک خاطره ی خوب و به یادماندنی در ذهنشان به یادگار بماند. . سال های پیش، جشن عبادت دخترهای کلاس دومی در پارک برگزار شد. مامان ها مهمان ویژه ی این جشن بودند. پارک را تزیین کردیم، همراه مامان ها کلی بازی کردیم. نمایش اجرا کردیم و عکس یادگاری انداختیم. نماز جماعت خواندیم و دخترها هدیه هایشان که چادر و جا نماز بود را از عمو اعلایی هدیه گرفتند. بعد هم در جشن مان مهمان سفره ای بودیم که مامان ها و دخترها غذاهایش را درست کرده بودند. پسرها هم در کلاس پنجم برنامه ی مشابهی دارند. عمو برایشان از بزرگ شدن و کارهایی که باید انجام دهند می گوید و هدیه شان عبایی است که با آن نماز جماعت می خوانند. . امیدواریم این تلاش مان مورد رضایت معبود قرار گیرد. . #جشن_تکلیف #جشن_عبادت #سن_تکلیف #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #نذر_فرهنگى #جشن_بندگی #تربیت_دینی #تربیت_کودک
25 اردیبهشت 1401 16:34:07
0 بازدید
chamran_kids
📖 مجموعه داستان های #گِل_آباد قسمت سوم 👈 پادشاه مجسمه ها هم چنان ادامه داره... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #قصه #کودک
24 بهمن 1397 08:10:16
0 بازدید
chamran_kids
✏ کارت ها رو پیدا کن می خوایم خودمون بازی بسازیم و با شکل کلمات آشنا بشیم. ✂️ابزار:مقوا ماژیک قیچی 💡چیکار کنیم: ❇️برای بازی تعدادی کارت نیاز داریم. همراه فرزندتان هر شکلی که دوست دارید را روی مقوا بکشید و ببرید. فقط همه ی کارت ها باید شبیه هم باشد. ❇️بعد، چند شکل انتخاب کنید. مثلا توپ، در، گل و ... ❇️از هر شکل دوتا روی کارت ها بکشید و اسم آن را زیر شکل بنویسید. ❇️حالا کارت ها رو بر بزنید. و به مشت روی زمین بگذارید. ❇️به نوبت هرکس می تواند دو کارت را از روی زمین بردارد و نگاه کند. اگر شبیه هم بود، کارت ها برای او می شود و اگر شبیه نبود، کارت ها را روی زمین می گذارد. ❇️بازی ادامه پیدا می کند تا اینکه کارتی روی زمین نماند. #بازی_فارسی #باقچه #کلاس_اولی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
17 دی 1397 06:31:45
0 بازدید
chamran_kids
عموهای پنج ساله😎👇 . تو مهدتعاملی پنج ساله ها، یه سری عمو داریم که به نوبت معلم میشن بعد با ابزاری مثل بطری، چسب، کاموا،کاغذ رنگی، چوب بستنی و دکمه چیزهای مختلف درست میکنند و به خاله و دوستاشون یاد میدن🤗 . اینجا عموهای خیلی جدی داریم مثلا به خاله میگن: حواسم هست گوشای کرمو رو نذاشتی! 😏 یا باید بادبادک خندون رو دقیقا عین من درست کنی! 😅 . بعدم به خاله و دوستاشون میگن: از کاراتون عکس بگیرید، توی گروه بذارید!😁 بعدش هم خیلی دقیق اون هارو بررسی میکنند🧐 . پ.ن: خانم ملیکا صادقی در حال حاضر مربی بچه های چهار تا شش ساله ی مهد تعاملی (حسینیه کودک مجازی)هستند. تحصیلات ایشون در حوزه ی مدیریت خانواده هست و بیش از سه سال تجربه ی کار با کودک رو دارند. . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مهد_تعاملی #مهد_مجازی #آموزش_مجازی#معلمان_کوچک #پسران_چمرانی #چمرانی_ها #کودکانه #کودک#معلم_های_چمرانی
11 آذر 1399 18:34:49
0 بازدید
chamran_kids
چهل چراغ: چراغ دوم هیئت کودک #هیئت_دانشگاه_شریف . چند روزی به محرم مانده بود و خیلی دلمان میخواست برای بچه ها کاری در این دهه انجام دهیم. چند جا هم برای کار با کودک، کنار هیاتهای مختلف رایزنی کردیم که به نتیجه نرسید. تقریبا داشتیم ناامید میشدیم که به واسطه یکی از دوستان از هیات دانشگاه شریف، با ما تماس گرفتند. صحبتهای اولیه انجام شد و قرار بر این شد ما ۱۳ شب، کنار هیات، برای بچه ها فعالیتهای مختلف داشته باشیم. یکی دو شب مانده به شروع هیات هم تصمیم گرفتیم قسمت پسرانه را از دخترانه جدا کنیم. و به سختی تعدادی خاله و عمو جور کردیم که هر سیزده شب نیرو داشته باشیم. قرار شد با دانشجویان دانشگاه شریف هم تعامل داشته باشیم. طراحی اصلی و عمده ی اجرا با ما باشد و آنها هم در آماده کردن فضا و کار با کودکان به ما کمک کنند. خیلی فشرده برنامه ریزی کردیم، ابزار خریدیم و رسیدیم به اولین شب برای برگزاری هیات کودک. قبل از آمدن بچه ها، با چند تا از دانشجوهای شریف جلسه توجیهی گذاشتیم. دوستان ما که از قبل باهم همکاری کرده بودیم و قرار بود در این کار هم همراهمان باشند اکثرا فارغ التحصیل رشته های هنر بودند. دور هم نشستیم و به اصطلاح جلسه معارفه ای گذاشتیم برای آشنایی بیشتر. شریفیها از سر تواضع گفتند شما اول خودتان را معرفی کنید و دوستان ما شروع کردند به گفتنِ رشته های تحصیلیشان: طراحی لباس، طراحی پارچه، گرافیک، نمایش، نگارگری و ... قیافه بچه های شریف دیدنی بود. با خجالت پرسیدند: مگه اینارو هم تو دانشگاه میخونن؟؟؟؟ و وقتی نوبت به معرفی خودشان رسید فهمیدیم بنده های خدا برای چه اینقدر تعجب کردند. دوستانی که متواضعانه و بی صدا محل هیات کودک را با ماتمیز کرده بودند، با دقتی عجیب رول های کاغذ به دیوار زده بودند و به صورت مهندسی شده گلوله های گِلیِ کاملا یکسان در قطرهای مشابه برایمان درست کرده بودند دانشجوهای عمران، برق، هوافضا، مکانیک و ... بودند. همکاری دو گروه هنری و فنی در سیزده شب برای خود ما تجربه بسیار جالبی بود. از آن زمان به بعد هر وقت اسم دانشگاه یا دانشجویان دانشگاه شریف می آید در ذهنم تصویر دانشجویانی کاری، کم حرف و کم ادعا مرور میشود که تمام شبها، خالصانه و با علاقه بدون اینکه چیزی از کودک و علاقه هایش بدانند پابه پای ما فعالیت کردند و سعی کردند افکار مهندسی شان را در برخورد با بچه ها کنار بگذارند. ما درسهای بزرگی در این شبها از آنها گرفتیم از بچه های کاملا شریفِ دانشگاه شریف.... . ادامه دارد... . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران #حسینیه_کودک #حسینیه_کودک_شهید_چمران
26 خرداد 1399 17:22:02
0 بازدید
chamran_kids
👖 یک سری لباس در کلاس داریم که ظاهراً صاحب خودشونو گم کردن. از هرکسی که صاحب این لباس ها هست خواهش می کنیم سریع بیان لباس ها رو از نگرانی خارج کنن. شالگردنی که با چشمان پر از اشک خودش رو پاک می کرد می گفت : فکر کنم صاحبم منو دیگه دوست نداره، چون چند وقتیه حتی دنبال من هم نگشته... کلاه مهربانی که با چشمانی اشکبار به دنبال صاحب خود می گردد. و پیراهنی زیبا که از همه غمگین تر بود. چون از همه زودتر صاحب خوش رو گم کرده ، بیشتر از یکماه هست که تنها مونده . لطفاً صاحبش بیاد دنبالش... این پیام معلم کلاس اولی ها بود برای پسرهایش تا دنبال وسایل جا مانده در ادبستان بیایند... گاهی با خلاقیت های کوچک، می توان راحت مسائل را حل کرد. #کلاس_اولی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
16 دی 1397 06:44:51
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
#ورق_بزنید #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت ششم . تابستان پنجم/کاوه آهنگر . پدربزرگم، خدا رحمتش کند، یک مغازه چراغسازی داشت. چند سال تابستان برای شاگردی به مغازهاش رفتیم. ساعت 6صبح میرفتیم شوش و 6 عصر برمیگشتیم. اوایل که بچه بودیم، کار کردن برایمان بیشتر بازی بود. ولی بزرگتر که شدیم، کارمان سنگین شد. یادم است اولین املت زندگیام را در مغازه بابا حاجی پختم. تا مدتها در خانه برای بقیه املت میپختم. اره کردن آهن، جوشکاری، تراشکاری و کار با دریل میزی را هم در نوجوانی تجربه کردم. بعد از کنکور، یک مدت رفتم مغازه پدربزرگم. همان روزهای اول مرا با شاگردش به یک بلورفروشی فرستاد و گفت کل این مغازه را ویترین بزنید. از بس اره کردم، تمام دستم تاولزده بود. بدتر از آن جوشکاری بدون ماسک بود که باعث شد تمام شب از چشمدرد نخوابم. چند سال بعد که در دانشگاه تهران دانشجو شده بودم، به بچههای رشته مکانیک تئاتر درس میدادم. یک مسابقه ماشینهای فنری در دانشگاه برگزار شد و بچههای مکانیک سخت مشغولش بودند. کارشان خوب پیش میرفت ولی برای کامل کردن ماشینها جوشکاری بلد نبودند. کل کارهای جوشکاریشان را برایشان انجام دادم. خیلی از من تشکر کردند. من هم خیلی خوشحال شدم کاری بلدم که بقیه شاگرداولها هم بلد نیستند. البته بازهم چون بدون ماسک جوش دادم، چشمانم را برق زد. این تجربهها بخشی از تابستانهای زندگی من بود. بخشی که با حمایت پدر و مادرم، خانواده، همسایهها و انسانهای مهربان برایم ایجاد شد و توانستم از آن استفاده کنم. دوست دارم رازهایی را به شما بگویم تا شما هم بتوانید تابستانهای درخشانی را تجربه کنید. قسمت بعدی تابستانهای مرد هزارچهره را بخوانید. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها