پست های مشابه

chamran_kids

🍜 همینکه به تو اعتماد شود، حوصله کنند تا تو چند بار آزمون و خطا کنی، شکست هایت را بپذیرند و با پیروزی ات خوشحال شوند، برای عزت نفس و اعتماد به نفست کافی است... پسرهای پیش دبستانی، چندین بار ترشی درست کردند. هر بار یک تجربه ی بیشتر کسب کردند و حالا به جایی رسیدند که سفارش ترشی می گیرند. شما چقدر به فرزندتان فرصت می دهید تا خودش به یک نتیجه برسد؟ #پیش_دبستانی_ها #پروژه #آشپزی_برای_کودکان #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

18 دی 1397 09:37:18

0 بازدید

chamran_kids

🏴 دهه ی دوم که از راه می رسد، قرار مان می شود هر شب ساعت ۲۰... به وقت بازی و ساخت پرچم و کاردستی در هیئت کودک به وقت لقمه های نذری که با دستان کوچک شان درست می شود. به وقت قصه های عمو و سلام بر حسین شهید خواندن به وقت هیئت کودک دانشگاه هنر و لبخند کودکانه ‌ #سرباز_حسینم #هیئت_کودک #هیئت_هنر #محرم #کودک #تربیت #هیئت

26 شهریور 1398 16:13:06

0 بازدید

chamran_kids

. با بازی فارسی هم میشه هیجان و انرژی بچه ها رو تخلیه کرد؟🤔 . تو ادبستان دخترانه یه بازی فارسی هیجانی داریم:👇 . 🔷️جدول کلمه: برای این بازی فقط به چسب کاغذی و ۶ متر موکت یا فرش نیاز داریم! روی زمین با چسب، جدولی با خونه های بزرگ کشیدیم و توی هر خونه کلمات و حروف مختلف رو نوشتیم. یه نفر، راه رو نشون میده، مثلا میگه: سه تا خونه برو بالا. وقتی به خونه سوم رسید، اگه کلمه بود باید اونو بخونه یا باهاش جمله بسازه. ‌. 🔹️اگه حرف بود باید سه کلمه بگه که اون حرف توش باشه. . 🔹️اگه جواب سوال رو درست گفت، نوبت اون میشه که راه رو به دوست بعدیش بگه که کجا بره. . 🔹️اگرم اشتباه گفت، برمیگرده سر جای قبلیش. بازی رو یاد گرفتین؟ همین الان بلند شین و این بازی رو با بچه ها انجام بدین.🤗 برای دوستاتونم بفرستین🙃 #بازی_فارسی #درس_فارسی #چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

23 مرداد 1399 15:55:25

0 بازدید

chamran_kids

. مجله اختصاصی به قلم دختران چمرانی! . پروژه ی نویسندگی گاها تو کتابخونه انجام میشد، چون بچه ها میتونستن کلی مجله ببینن و مطالبی که می خواستند رو از کتاب ها و مجلات پیدا کنند. . داستان، لطیفه، چیستان، معرفی کتاب هایی که خونده بودن، دانشمند ها و مشاغل خاص، دستور پخت غذاها و کیک ها و حتی بازی فارسی و ریاضی که خودشون طراحی کردند، مطالب مجله رو تشکیل میداد. . کم کم وقتی حرفه ای تر شدن، گروه صفحه آرایی و ویرایش مطلب هم تشکیل دادن تا مطالبشون اصلاح بشه و جذاب تر باشه. . رونمایی از شماره های مختلف مجله هاشون، تو مناسبت های خاص و در حضور خاله ها و خانواده ها، جزو جذاب ترین قسمت ها بود. . حتی تو نماچه (نمایشگاه دست سازه های دخترهای چمرانی) دخترهای کلاس سومی مجله هاشون رو به بازدید کننده ها ارائه می دادند. . مجله درست کردن میتونه یه پیشنهاد فعالیت برای این روزها که تو خونه هستین، باشه. یادتون نره عکس مجله هاتون رو برامون بفرستین!🤗 . فیلم نوشت: این پروژه انقدر جذاب بود که حتی تو دوران کرونا هم تعطیل نشد و دخترهای با انگیزه ی چمرانی فیلم مجله هاشون رو برای خاله فرستادن:) . #مجله#مجله_کودک #دختران_چمرانی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها#پروژه_نویسندگی #نویسندگان_کوچک#پروژه_درسی

11 شهریور 1399 19:30:09

1 بازدید

chamran_kids

جشن تکلیف؛ مراسمی که برای همه‌ی ما دخترها آشناست. ‌ ‌ ‌خصوصا ما دهه شصتی‌ها که چند اتفاق جذابِ محدود در مدرسه‌های‌مان داشتیم و یکی‌ از آن‌ها جشن تکلیف بود. آن روز همه را در نمازخانه‌ی مدرسه جمع می‌کردند. با چادرهای سفید جلوی یک دکور ساده می‌نشستیم، روی سرمان تاج گل مصنوعی می‌گذاشتند و با لوح تقدیر یک عکس یادگاری می‌گرفتیم‌. غیر از این صحنه‌ای که یادم هست، خاطره‌ی ویژه‌ی دیگری از این جشن ندارم.‌ ‌ اما امسال که همراه دخترانم به کلاس دوم رفتیم، از اول سال فکر می‌کردم چه برنامه‌های ویژه‌ای برایشان داشته باشیم و چه کارهایی بکنیم که بیشتر در یادشان بماند. ‌ برای غافلگیرکردن‌شان پارک برویم یا شهربازی؟ جشن را در پارک برگزار کنیم یا ببریم‌شان رستوران. خلاصه تمام ایده‌های جذابی را که به ذهن‌مان می‌رسید، لیست کرده بودیم. ‌ ‌ولی کرونا ما را حسابی غافلگیر کرد... ما ماندیم و یک مدرسه و کلاس مجازی!‌ ‌‌ ‌قرار گذاشتیم روز تولد امام حسن(ع) قبل از اذان مغرب، کاپ کیک‌های جذاب و کاملا دخترانه به همراه یادداشت مربی و یک هدیه‌ی کوچک به دست دختران کلاس دومی برسد. ‌ ‌اگرچه با ایده‌آل‌هایمان فاصله داشت ولی همین کار هم همه‌ی بچه‌ها و خانواده‌ها را غافلگیر کرد. ‌ ✨دعا می‌کنم این خاطره‌ی خوب نوری بشود و مسیر بندگی‌شان را برایشان روشن‌تر کند.‌ ‌ سرکار خانم امامی: مربی کلاس دوم @m.s.hoseini.emami ‌ ‌#ادبستان_دخترانه #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #جشن_تکلیف #جشن_عبادت #جشن_مذهبی #ولادت_امام_حسن #رمضان_كريم

20 اردیبهشت 1399 11:26:35

2 بازدید

chamran_kids

کتابخون ها کپشن رو بخونید😎⬇️ . قراره باهم ادامه کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر رو جمع خوانی کنیم 📚 . ☑️این هفته نکات بخش ۳۳ تا ۴۰رو باهم خوندیم، شما هم تو خونه حتما بخش های بعدی رو بخونید! . ✅ویدیو رو تا انتها ببینید چون نکته های کاربردی گفتیم که نباید از دست بدید.... 😊 . ‼️‼️ پست رو ذخیره کنید تا یادتون نره کتاب رو بخونید و تمرینات رو انجام بدید! . ⁉️شما این کتاب رو خوندین؟ چطوره؟ نظرتون رو برامون کامنت کنید👇🏻 ☘️ راستی معلم های کتابخون رو به جمع ما دعوت کنید که جانمونند🤗 #معرفی_کتاب #کتاب_خوب #کتاب_نوجوان #کتابخوانی#معلم_خوب#مشاور_مدرسه #ته_کلاس_ردیف_آخر_صندلی_آخر

06 مرداد 1401 14:25:45

2 بازدید

ادمین چمران

0

0

🇮🇷 برای #جشن_تولد_انقلاب چی کار می تونیم انجام بدیم: ⚀ داستان هایی از زندگی قهرمانان انقلاب بگیم: داستانی از کودکی شهید مرتضی مطهری👇 ‌ 🐱گربه ی گرسنه ‌‌ 🔸 یکی بود، یکی نبود. 👦یک روز یک پسر کوچولوی مهربان و شیرین زبان به نام آقا مرتضی، تصمیم گرفت برای بازی به پارک برود. همین طور که مشغول بازی بود، یک گربه ای را دید که میو میو می کرد. ولی چشمهایش بسته بود. آقا مرتضی رو به گربه کوچولو گفت: من که زبون گربه ها رو نمیدونم، نمیفهمم چی میخوای. بعد کمی با خودش فکر و گفت: شاید گرسنه باشه. بعد سریع به سمت خانه دوید و مقداری 🍗گوشت آورد. گربه را صدا کرد و گوشت را جلوی گربه گذاشت‌. گربه کوچولو کمی چشم هایش را بازد کرد و گوشت را دید. خیلی خوشحال شد و سریع جلو آمد و گوشت را خورد. وقتی غذا خوردنش تمام شد به آقا مرتضی نگاه کرد و دمش را تکان داد. آقا مرتضی خندید و گفت: پس تو گشنت بود. از این به بعد قول میدم هر وقت پارک اومدم، برات گوشت بیارم. ‌ #قهرمان_انقلاب #من_یار_انقلابم #دهه_فجر #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🇮🇷 برای #جشن_تولد_انقلاب چی کار می تونیم انجام بدیم: ⚀ داستان هایی از زندگی قهرمانان انقلاب بگیم: داستانی از کودکی شهید مرتضی مطهری👇 ‌ 🐱گربه ی گرسنه ‌‌ 🔸 یکی بود، یکی نبود. 👦یک روز یک پسر کوچولوی مهربان و شیرین زبان به نام آقا مرتضی، تصمیم گرفت برای بازی به پارک برود. همین طور که مشغول بازی بود، یک گربه ای را دید که میو میو می کرد. ولی چشمهایش بسته بود. آقا مرتضی رو به گربه کوچولو گفت: من که زبون گربه ها رو نمیدونم، نمیفهمم چی میخوای. بعد کمی با خودش فکر و گفت: شاید گرسنه باشه. بعد سریع به سمت خانه دوید و مقداری 🍗گوشت آورد. گربه را صدا کرد و گوشت را جلوی گربه گذاشت‌. گربه کوچولو کمی چشم هایش را بازد کرد و گوشت را دید. خیلی خوشحال شد و سریع جلو آمد و گوشت را خورد. وقتی غذا خوردنش تمام شد به آقا مرتضی نگاه کرد و دمش را تکان داد. آقا مرتضی خندید و گفت: پس تو گشنت بود. از این به بعد قول میدم هر وقت پارک اومدم، برات گوشت بیارم. ‌ #قهرمان_انقلاب #من_یار_انقلابم #دهه_فجر #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن