زیر گنبد کبود
دنبال کننده
40
پست
190
آموزش تحلیل و انتخاب کتاب کودک توانمندسازی والدین و مربیان در فعالیت های کتابخوانی ارتباط موثر با کودک از راه کتاب، داستان و قصه
پست های مشابه
زیر گنبد کبود
یکی من یکی تو قصه امدادی مسابقه امدادی نوعی رقابت ورزشی است که در آن اعضای یک تیم هر کدام بخشی از مسیر را طی میکنند و پس از به پایان رساندن مسیر خود، ادامه مسیر توسط دیگر همتیمی انجام می شود." چه خوب است بعضی اوقات به هنگام قصهگویی با کودک از این روش بهره ببریم. به این ترتیب که ابتدا یک نفر (تفاوتی ندارد که آن یک نفر ما باشیم یا کودکمان!) شروع میکند در حد چند جمله، داستانی را بازگو کردن و از نقطهای در داستان به فرد دیگری واگذار میشود و از اینجا به بعد فرد باید خودش سرنوشت و ماجراهای عناصر داستان را به پیش ببرد. (این رفت و برگشت ممکن است چندبار تکرار شود) با این روش افزایش اعتماد به نفس، قدرت سخنوری، تقویت خلاقیت و بصورت غیر مستقیم تقویت حل مساله را در کودک پرورش میدهیم. علاوه بر این که در این نوع داستانپردازیها فرصتی بیپیرایه و بدون قضاوت برای کودک فراهم میآوریم تا گاهی واگویهها و درددلهای خودش را در قالب همان شخصیتهای داستان بیان کند. پانوشت: البته این نوع قصهگویی به دلیل اینکه برای کودک بیشتر شبیه به یک بازی است و مهمتر از همه فعالیت فکری و قدرت تخیل بیشتری نیز از کودک میطلبد؛ پیشنهاد میشود حتماً در اوقاتی از روز که سرحال است انجام شود. نکته: خوبی این بداههپردازی و قصهبازی این است که مادر یا پدر در هر حالتی میتواند آن را انجام دهد. در حال استراحت، کار منزل، آشپزی و... تجربه این فعالیت را دارید؟ امتحانش کنید و نتیجه را برای ما بنویسید. #بداهه_پردازی #قصه_بازی #قصه_گویی #قصه #داستان_کودک #ادبیات_کودکان #کتاب_کودک #کتابخوانی #مادرانه #والدگری #والدین_قصه_گو #قصه_امدادی
06 آذر 1398 08:00:09
2 بازدید
زیر گنبد کبود
از دغدغههای این روزهای والدین: بچهها سوالاتی درباره #عاشورا و #محرم میپرسند چه جوابی برایشان مناسب است. یا درباره عاشورا چه به کودک #خردسال بگوییم. چند نکته درباره پاسخ به بچههای زیر هفت سال: ۱. برای خودتان مشخص کنید که چرا میخواهید فرزندتان با واقعه عاشورا آشنا شود؟ پاسخ کلی ندهید جزیی بنویسید تا بتوانید روش جزیی هم برای رسیدن به هدف مشخص کنید. ننویسید حسینیشدن؛ بنویسید میخواهم یاور مظلوم باشد. میخواهم دینش را به دنیا نفروشد. ۲. حواستان به سن بچه و روحیات او باشد. معمولا کودکان زیر شش سال نیاز دارند جهان برایشان امن تصور شود. سنی که بچهها به این باور میرسند که در برابر خوبی و خیر، بدی و شری هم ممکن است وجود داشته باشد معمولا چهار سال به بالاست. مفهوم بدی البته با آنچه در ذهن ماست تفاوت می کند. بدیهایی چون بستن آب به روی اطفال و شهید کردن برادر و پدر و عمو و اسارت، برای زیر هفت سال مصایب عظیمی و دیرهضمی است. ۳. در توضیحاتی که به بچه میدهید #امام_حسین را در روز عاشورا محبوس نکنید. و فقط امام حسینِ روز عاشورا را معرفی نکنید. برایش توضیح دهید که امام حسین فرزند کیست. امام سوم است. امام یعنی کسی که مردم برای اینکه زندگی خوبی داشته باشند باید از دستوراتش اطاعت کنند. امام حسین کشاورز بود. انسان خیلی خوبی بود. نماز میخواند روزه می گرفت. خدا خیلی دوستش دارد او هم خدا را خیلی دوست دارد. به مردم فقیر کمک میکرد. با بچه ها بازی میکرد و به آنها احترام میگذاشت. اگر کسی مردم را اذیت میکرد او جلویشان میایستاد و از مردم دفاع میکرد. بعضی از مردم نمیخواستند کارهای خوب بکنند. بقیه مردم را هم اذیت میکردند. وسایلشان را میگرفتند. مردم که از زورگویی های یزید و آدمهایش خسته شده بودند به امام نامه نوشتند که بیا ما را نجات بده. امام هم رفت آنها را نجات بدهد ولی در راه در جایی به اسم #کربلا سربازهای یزید جلویش را گرفتند و او و خانوادهاش را اذیت کردند. نمونه مواردی از ماجرای کربلا که برای کودک ملموس است را در کامنت اول ببینید. #کودک #داستان_کودک #قصه_گویی #قصه #ادبیات_کودک تصویرگر تصویر پست: @ma_dabagh60
14 شهریور 1398 06:23:37
18 بازدید
زیر گنبد کبود
داستان میتواند راهی برای بهبود روابط خواهران و برادران و حتی رابطه دوستانه باشد. از فرزند بزرگتر بخواهید اگر سواد دارد با استفاده از کتاب برای خواهر یا برادر کوچکترش قصه بگوید. حتی اگر فرزند کوچکتر نوزادی بیست روزه است. اگر فرزند بزرگتر سواد ندارد از او بخواهید داستانهایی که بلد است را برای فرزند کوچکتر بخواند، کتاب دستش بگیرد و تصاویر را برای فرزند کوچکتر توضیح بدهد. اگر فرزند کوچکتر در سنی است که حرکت میکند و ممکن است وسط قصهگویی فرزند بزرگتر بزند به چاک، خودتان کنارشان بنشینید و فرزند کوچکتر را سرگرم کنید تا پای قصه خواهر یا برادر بزرگترش بنشیند. این کار باعث الفت و انس بین فرزندان میشود. عاطفه را در خانواده جاری میکند. فرزندان را به کتابخوانی و مطالعه علاقهمند میکند. اعتماد به نفس فرزند بزرگتر را بالا میبرد. به فرزند بزرگتر در کشاکش پذیرش خواهر یا برادر کوچکتر شخصیت میدهد و این پذیرش را آسانتر میکند. اگر این کار را امتحان کردید تصویرش را برای ما ارسال کنید. #قصه #داستان #زیرگنبدکبود #زیر_گنبد_کبود #قصه_گویی #داستان_کودک #کودک #فرزندآوری #فرزندپروری #والدین_قصه_گو #والدگری #فرزند_اول #رابطه_خواهر_برادری #فرزند_دوم #کتاب_کودک #کتاب #کتابخوانی
25 آذر 1398 08:55:12
13 بازدید
زیر گنبد کبود
در خیمه آفتابگردانها، واقعه کربلا را روایت نمیکنیم؛ بهجایش سراغ داستانهایی رفتهایم که بتوانیم مفاهیم و اندیشه عاشورایی و حسینی را منتقل کنیم. 🌻هیئت با قصه تمام نمیشود... در کنارش با کودکان گفتگو میکنیم، فعالیتهای جذابی هم در نظر گرفتیم که کودک بعد از جلسه انجام میدهد. فعالیتهای ادبی، ساخت کاردستی، تمرینهای فردی و جمعی از جمله اینهاست. 🌻در کنار جلسههای آنلاین، گروه واتساپی داریم که کودکان فعالیتها را آنجا میفرستند. 🕔زمان: ساعت 17 🗓️روزهای دوم و چهارم و ششم و هشتم و یازدهم محرم. 👇برای حضور در هیئت کافیست به گروه واتساپی خیمه آفتابگردانها بپیوندید. 🔗لینک داخل بیو هست. 📲یا به این شماره در واتساپ پیام دهید: 09028056996 پلتفرم برگزاری جلسه آنلاین را به زودی اعلام میکنیم. 🌻خبر هیئت را به گوش دیگران برسانید.🙏 @ziregonbad @ziregonbad #قصه #قصه_کربلا #قصه_گویی #خیمه_آفتابگردانها #خیمه_آفتابگردان #کودک #داستان_کودک #هیئت_کودکانه #کتاب_کودک #قصه_گویی #هیئت_مجازی #محرم #امام_حسین
16 مرداد 1400 11:31:02
2 بازدید
زیر گنبد کبود
شما چه تجربهای از مطالعه کتابهای تصویری با کودک دارید؟ منتظر پست بعدی باشید ولی تا اون موقع در استوری ها بعضی از کتابهای تصویری خوب و نویسندگاناش را معرفی خواهیم کرد. @ziregonbad @ziregonbad #کتاب_تصویری #کتاب_کودک #کودک_کتابخوان #کودک #کتاب_برای_کودکان #مشاوره_کتاب
05 مرداد 1400 15:09:38
29 بازدید
زیر گنبد کبود
آهویی در مَرغزارت میچرد قصه خواندن برای بچهها، ذهن والدین را هم فعال و خلاق میکند. برای مکالمات روزمره با کودک برای تذکر دادنها،برای حل تعارضات، برای همدلی، سرگرم کردن بچهها و غیره این ذهن خلاق و داستانی به کمک ما میآید. پدر کتابخوان من ذهن خلاق و داستانیای داشت. یک بار سر سفره نهار گفت: آهویی در مَرغْزارت میچرد . من هاج و واج نگاهش کردم. . زود لو نداد منظورش را. خواست فکر کنم. یازده دوازده ساله بودم. چیزی به ذهنم نرسید. گفت یعنی روی صورتت مقداری از غذا باقی مانده است. زود دستی به صورتم کشیدم. بابا برایم داستانی تعریف کرد از پادشاهی که سر ضیافت شام مهمی مقداری از غذا روی صورتش باقی مانده بود. وزیرش هم میخواسته تذکر بدهد ولی جلوی مهمانهای مهم نمیتوانسته برود و در گوش شاه زمزمه کند. برای همین رو به پادشاه گفته آهویی در مرغزارت میچرد. اینطور شاه را هم جلوی بقیه بالا برده. شاه هم که زبل بوده دست به صورتش کشیده و فرموده: پنج برادر را فرستادم که بیرونش کنند. پنج برادر هم که همان انگشتان دست هستند. احتمالا وزیر و پادشاه هردو کتابخوان بودهاند☺️. هیچ وقت از پدرم نپرسیدم این ماجرای جالب را از کجا بلد شده. شاید پدر این ماجرا را از توی همین کتابهایی که میخواند یاد گرفته یا از همنشینی با آدمها. . شما از این تجربیات در زندگیتان دارید؟ . #قصه_بازی #قصه_و_زندگی #قصه_و_والدگری #زیرگنبدکبود #زیر_گنبد_کبود #قصه_گویی #داستان #داستان_کودک #ادبیات_کودک #خلاقیت #والدگری #تربیت #تربیت_کودک #کتاب #کتابخوانی #کتاب_خوب #کتاب_باز
23 فروردین 1399 11:20:30
26 بازدید
زیر گنبد کبود
0
0
با قصهها زندگی کنیم «وقتی هشت ساله بودم رویای من داشتن یک ساعتمچی بود. روزی که ساعت مادرم از کار افتاد و به من گفت بیا این ساعت برای تو! باید من را در حال تکاندادن دستم و نشاندادن ساعت به خواهر و برادرم میدیدید. این تا زمانی بود که متوجه شدم عقربههای ساعت حرکت نمیکند. به مادرم گفتم این ساعت که کار نمیکند. او تظاهر کرد که متعجب شده است. گفتم همیشه ساعت یک را نشان میدهد. مادرم به من آموخت که می توانم زمان را از روی ساعت بگویم و می توانم زمان خودم را بسازم. پس از آن بود که فهمیدم رویاها میتوانند به واقعیت بدل شوند. او از من پرسید بگذار ببینم دوست داری ساعت چند باشد؟ راهرفتن در خانه و نشاندادن ساعتم من را گرسنه کرده بود. گفتم: ساعت عصرانه! مادرم پیچ را چرخاند تا عقربهها روی ساعت پنج قرار بگیرند و من پشت میز آشپزخانه با یک بشقاب جلویم نشستم. این جادوی تخیل همان قصه گفتن است. قصه گفتن چیست جز رویاپردازی در بیداری؟» برشی از کتاب رازهای قصهگویی، نویسنده بآتریس مونته رو. ترجمه فرزانه فخریان. ناشر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همانطور که خواندید مادر بآتریس مونته رو در مواجهه با غصه دخترش، هوشمندانه شهرزاد قصهگوی درونش را بیدار کرد با رویاپردازی قصهای خلق کرد که هم رویای دخترش را تحقق و توسعه بخشید هم قوه خیال دخترش را هول داد تا پرورش یابد و هم به او ساعتخواندن آموخت. از این تجربهها دارید با ما به اشتراک بگذارید؟؟ #با_داستانها_زندگی_کنیم #خیال_پردازی_و_نقش_آن_در_فرزندپروری #والدگری_مبتنی_برارزش #والدگری_با_ابزار_خیال #جانبخشی_به_رویاها #زیر_گنبد_کبود #ادبیات_کودکان #قصه_کودکانه #والدین_قصه_گو #قصه_درمانی