پست های مشابه

زیر گنبد کبود

@ziregonbad @narges.mirfeizi سه‌شنبه ۱۸ مرداد ساعت ۱۸ در لایو اینستاگرام مشتاق دیدارتان هستیم. . . از وقتی یادمان آمده، محبت حسین را چشیده‌ایم‌ ولو با سر گذاشتن روی شانه‌ی مادر و پدر، گوشه‌ی مجلس روضه، ولو با نوشیدن یک لیوان شربت خنک و "یا حسین"ِ بعدش، ولو با بدو بدو توی کوچه‌ای که دسته‌ی عزا از آن رد می‌شده. و این محبت عزیز با قصه‌ها و آیین‌ها به گوش‌مان دمیده شده. قصه‌هایی که مادرها برایمان از گوشه‌گوشه‌ی صحرای کربلا تعریف کرده‌اند: از رقیه، علی‌اصغر و علی‌اکبر و دیگر کودکان و نوجوانان کربلا آغاز کرده‌اند، و کم‌کم رسیده‌اند به بزرگ‌ترهای کربلا، مثل زینب و حسین و عباس. حالا که خودمان بزرگ شده‌ایم و قرار است برای فرزندان‌مان قصه بگوییم، حالا که بیشتر از قبل به تربیت کودک‌مان اهمیت می‌دهیم، برایمان سوال شده چطور از کربلا برای کودکان قصه بگوییم؟ چطور روایت کنیم که مناسبِ ذهن و روان دست‌نخورده‌ی کودک باشد و او را آهسته آهسته با معارف بلند عاشورا عجین کند؟ حالا قرار است در دومین هم‌نشینی مادران قصه‌گو، درباره این دغدغه گفت‌وگو کنیم. مهمان عزیزمان خانم #زینب_ایمان‌طلب، مدیر مجموعه‌ی زیر گنبد کبود، قصه‌گوی باسابقه و کارشناس کتاب کودک هستند؛ و قرار است در این گفت‌وگو به رده‌بندی سنی خردسالان و کودکان در مواجهه با قصه‌های کربلا بپردازند و کتاب‌های خوبی به ما معرفی کنند؛ و کمک‌مان کنند تا قصه‌های خوبی برای فرزندان‌مان تعریف کنیم. میزبان گفت‌وگو هم #نرگس_میرفیضی، دبیر جلسه رویارو و نویسنده‌ی کودک و نوجوان است؛ و قرار است از جهان دل‌نشین قصه‌های کودکانه با خانم ایمان‌طلب به گفت‌وگو بنشیند. پس سوال‌هایتان را بردارید و بیاورید. برای پیوستن به این گفتگوی زنده، سه‌شنبه ۱۸ مرداد، ساعت ۱۸ در صفحه‌‌های Narges.Mirfeizi@ یا Ziregonbad@ منتظرتان هستیم. دغدغه‌ها و سوالات‌تان را در کامنت‌ها برایمان بنویسید تا در لایو فردا درباره‌شان صحبت کنیم. مشتاق دیدار. 🌱 مهم‌ترین چالشی که در قصه گفتن از کربلا برای کودکان داشته‌اید چه بوده؟ #قصه_کودکانه #قصه_گو #مادران_قصه_گو #قصه_گویی #قصه_کربلا #قصه_عاشورا #قصه_کودک #کودکانه #مادرانه #قصه_مادرانه #مادر_قصه_گو #قصه_گویی_خلاق #کتاب_کودک #هنری #لایو

17 مرداد 1401 18:21:55

8 بازدید

زیر گنبد کبود

کتابخوانی مهارتیست که ناگهانی به وجود نمی‌آید. صد البته با زور و تبلیغ هم نمیشود کتاب دست کودک داد. کودک باید با کتاب انس بگیرد و خواندن جزئی از وجود و نیازهای اصلی‌ش شود. دوسالگی سن مناسبی برای توجه به مسئله خواندن است. ورق بزنید و نکاتی که زیر گنبد کبود به آن رسیده است را مشاهده کنید. شما چه راهکار دیگری به ذهنتان میرسد؟ چه راهکاری را تجربه کرده‌اید؟ #زیر_گنبد_کبود #زیرگنبدکبود #داستان #ادبیات_کودکان #مهارت_خواندن #داستان #قصه_گویی #قصه #کتاب_باز #دوسالگی

12 آذر 1399 07:35:00

3 بازدید

زیر گنبد کبود

چندین سال است که فاطمیه پررنگتر از بچگی ما برگزار می‌شود. تلویزیون چندین روز به پخش انواع مختلف عزاداری و سخنرانی می‌پردازد. به طبع بچه‌های امروز بیشتر از بچگی ما درباره فاطمیه اطلاعات کسب میکنند و سوال میپرسند. نگارنده تا بیست سالگی از نحوه دقیق شهادت آن بانوی شهیده مظلومه بی‌اطلاع بودم و وقتی فهمیدم مدتها در شوک و بهت فرو رفتم اما از کودکی به برکت کتاب‌هایی که بابا می‌آورد و مادربزرگ قصه‌گو داستانهای زیادی از زندگی خودشان بلد بودم، محبتشان در دلم شکل گرفته بود. در رفتار و عمل سعی میکردم شبیه‌شان شوم. مثلا شنیده بودم آنقدر به نماز می‌ایستاد که پاهای مبارکش ورم میکرد و ده ساله بودم که میرفتم نماز استغاثه به حضرت زهرا می‌خواندم که پاهایم ورم کند🤦. القصه اینها را از زندگی خودم ذکر کردم که بگویم اگر نحوه شهادت دلخراش بانو را نگویید و فقط داستانهای زندگیشان را تعریف کنید میتوانید محبت حضرت فاطمه سلام الله علیها را در دل کودکتان بالنده کنید. آیا ماجرای سقیفه و غصب فدک را هم نگوییم؟ برای بچه‌های بالای هفت سال میتوانیم بگوییم ولی مراقب باشیم کینه اهل سنت را در دلشان نکاریم و با هدف آشنایی با تاریخ و محبت اهل بیت، بر خلاف سیره آن بزرگواران عمل نکنیم. من در کودکی ماجرای غصب خلافت را می‌دانستم اما نقش خلفا و جزییات سقیفه را در نوجوانی پدرم برایم کامل شرح داد.همان بیست سالگی که تازه جزییات شهادت را فهمیدم بسیار کتاب درباره تفاوتها و شباهتهای اهل سنت و تشیع خواندم و بعد به این نتیجه رسیدم که ماجرای حضرت زهرا نه تنها عامل تفرقه مذاهب اسلامی نیست که عامل وحدت هم میتواند باشد. مفصل است شرحش... خب حالا ماجرای شهادت و کوچه و چادر خاکی و غصب فدک را نگفتیم چه بگوییم؟ داستان مسابقه خطاطی امام حسن و امام حسین علیهماالسلام که نزد مادرشان رفتند و گفتند برنده کدام است؟ ماجرای ام ابیها نامیده شدن بانو ماجرای گردنبند ایشان که برده‌ای را آزاد کرد گرسنه‌ای را سیر کرد و مسکینی را پوشاند و آخر به صاحبش رسید. ماجرای بخشیدن لباس نوی‌شان در شب عروسی داستان تسبیحات حضرت زهرا بازی‌هایی که با بچه‌هایشان میکردند مثل گذاشتن چهارپایه مثلا به جای منبر و از حسین می‌خواستند خطبه‌های پیامبر در مسجد را بازگو کنند ماجرای خطبه شجاعانه و عالمانه‌ی فدک برای بچه‌های بالای ده سال تصویرهایی که از زندگی‌شان موجود است مانند کارهای خانه را خودشان انجام می‌دادند، بازی با بچه‌ها،شعرهایی که برای بچه‌هایشان می‌خواندند. . شما چه پیشنهاداتی دارید؟

09 بهمن 1398 20:02:09

0 بازدید

زیر گنبد کبود

شعبان و رمضان و این همه مناسبت مذهبی با این کرونابازار چطور جشن بگیریم؟ قصه ای راجع به آن مناسبت پیدا کنید و برای کودکتان بخوانید. خانه را آذین بندی کنید با هر چه که دارید. کیک بپزید اگر امکاناتش را ندارید هر خوارکی جات خوشمزه ای که دارید را رو کنید و نوش جان کنید. ایستگاه صلواتی بازی کنید. پارچ شربت درست کنید روی میز بگذارید اعضای خانواده را رهگذر کنید رد بشوید و شربت بخورید. یک بار نقش پاکبان بازی کنید یک بار پیرزن یک بار پسربچه یکبار خانم باردار و... اگر امکانش را دارید با یک موتوری یا اسنپ باکس برای کسانی که دوستشان دارید و با شما در یک شهر زندگی می کنند هدیه عیدانه بفرستید. و البته هم خودتان نکات بهداشتی را رعایت کنید هم به انها بسپرید آن را ضدعفونی کنند. ( کتاب و کاردستی را با سشوار ضدعفونی کنید) از روزهای بچگی تان و کارهایی که در اینمناسبت انجام می داده اید بنویسید. نذری بدهید. بله می دانم امکانش نیست ولی مثلا به کودکتان بگویید نذر خوشحالی مثلا امام حسین (ع) من میروم آسانسور را ضدعفونی کنم. با کمک هم گیاه بکارید. نامه‌ای به شخصیتی که میلادش است بنویسید. بازی های هیجانی انجام بدهید و تاکید کنید به خاطر این عید زیبا این کار را انجام می دهید. اگر پرچم دارید جلوی در آپارتمان یا در خانه ویلایی‌تان ( ای مرفهین بی‌درد😉) با کمک فرزندتان نصبش کنید اگر ندارید خودتان پرچم یا ریسه درست کنید. . #زیر_گنبد_کبود #زیرگنبدکبود #شعبان #رمضان #ولادت_امام_حسین #نیمه_شعبان #کتاب #قصه #کتاب_کودک #کتاب_باز #ادبیات_کودکان #والدگری #تربیت_فرزند

10 فروردین 1399 10:51:01

33 بازدید

زیر گنبد کبود

آخرین باری که چنین صحنه‌ای دیدید کی بود؟ کی دیدید چندین بچه روی یک کتاب کُپ کنند و داستانش را بخوانند و درباره تصاویرش کنجکاوی به خرج دهند؟ من سوم دبستان بودم. کتاب #سارا_کرو را برده بودم زنگ تفریح بخوانیم. هفت هشت تا دختر ریخته بودند سرم و کتاب بین دخترها دست به دست می‌شد. خیلی لحظه باشکوهی بود. یکی از دخترها گفت ببرم خانه بخوانم؟ گفتم نه! از همان کودکی در مورد کتاب قرض دادن خسیس بودم. 😁 بلند بلند شروع کرد خواندن. تعداد دخترهای سراپا گوش زیاد شد. و همه فهمیدند بر سر سارا، دخترک شیک‌پوش که ناگهان به یتیم‌خانه سپرده می‌شود چه آمده است. من هم انگار که نویسنده کتاب بودم با غرور پشت سر کسی که کتاب میخواند نشسته بودم و غلط های خواندنش را تصحیح می‌کردم. شما دیدید این صحنه را؟؟چه کتابی می‌خواندند بچه‌ها؟؟؟ #قصه #قصه_گویی #داستان #داستان_کودک #کتاب_خوب #ادبیات_کودکان #کتابخوانی #والدگری #والدین_قصه_گو

10 آذر 1398 14:50:35

0 بازدید

زیر گنبد کبود

👶آیا از نوزادی میشود برای بچه کتاب خواند؟ بله 👶خب چی بخوانیم؟ هر چی! 👶یعنی هر چی دستمان رسید؟ خیر. هر چی دستتان رسید را برای خودتان نباید بخوانید چه رسد به آن نوزاد طفل معصوم. نوزاد که نمی‌فهمد شما کتاب می‌خوانید. نوزاد فقط لحن را تشخیص میدهد. وقتی کتاب خوب، فاخر، با محتوای ارزشمند، دارای ساختار ادبی قوی میخوانید هم خودتان #لذتش را میبرید و با ادبیات غنی و #محتوای متعالی آشنا می‌شوید. هم نوزاد معصوم‌تان با آن روح پاک و لطیف هر چیزی به #گوشش نمی‌خورد. با لحن و #ساختار_صحیح زبان مادریش آشنا می‌شود و با صدای گرم والدینش #مأنوس می‌شود. و مهم آن است که خودتون از خواندن آن کتاب لذت ببرید. پس مته به خشخاش نگذارید شروع کنید. کتابهایی مانند قرآن، ادعیه، کلیله دمنه، شاهنامه، بوستان و گلستان سعدی، دیوان حافظ و... و بقیه‌اش را شما پیشنهاد بدهید. #زینب_ایمان_طلب #کتاب_کودک #کتابخوانی #قصه #داستان #ادبیات_کودکان #نوزاد #کتابخوارها #قرآن #شاهنامه #قصه_گویی

23 آبان 1398 11:16:25

1 بازدید

زیر گنبد کبود

0

0

با قصه‌ها زندگی کنیم «وقتی هشت ساله بودم رویای من داشتن یک ساعت‌مچی بود. روزی که ساعت مادرم از کار افتاد و به من گفت بیا این ساعت برای تو! باید من را در حال تکان‌دادن دستم و نشان‌دادن ساعت به خواهر و برادرم می‌دیدید. این تا زمانی بود که متوجه شدم عقربه‌های ساعت حرکت نمی‌کند. به مادرم گفتم این ساعت که کار نمی‌کند. او تظاهر کرد که متعجب شده است. گفتم همیشه ساعت یک را نشان می‌دهد. مادرم به من آموخت که می توانم زمان را از روی ساعت بگویم و می توانم زمان خودم را بسازم. پس از آن بود که فهمیدم رویاها می‌توانند به واقعیت بدل شوند. او از من پرسید بگذار ببینم دوست داری ساعت چند باشد؟ راه‌رفتن در خانه و نشان‌دادن ساعتم من را گرسنه کرده بود. گفتم: ساعت عصرانه! مادرم پیچ را چرخاند تا عقربه‌ها روی ساعت پنج قرار بگیرند و من پشت میز آشپزخانه با یک بشقاب جلویم نشستم. این جادوی تخیل همان قصه گفتن است. قصه گفتن چیست جز رویاپردازی در بیداری؟» برشی از کتاب رازهای قصه‌گویی، نویسنده بآتریس مونته رو. ترجمه فرزانه فخریان. ناشر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همانطور که خواندید مادر بآتریس مونته رو در مواجهه با غصه دخترش، هوشمندانه شهرزاد قصه‌گوی درونش را بیدار کرد با رویاپردازی قصه‌ای خلق کرد که هم رویای دخترش را تحقق و توسعه بخشید هم قوه خیال دخترش را هول داد تا پرورش یابد و هم به او ساعت‌خواندن آموخت. از این تجربه‌ها دارید با ما به اشتراک بگذارید؟؟ #با_داستانها_زندگی_کنیم #خیال_پردازی_و_نقش_آن_در_فرزندپروری #والدگری_مبتنی_برارزش #والدگری_با_ابزار_خیال #جانبخشی_به_رویاها #زیر_گنبد_کبود #ادبیات_کودکان #قصه_کودکانه #والدین_قصه_گو #قصه_درمانی

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

زیر گنبد کبود

زیر گنبد کبود

0

0

با قصه‌ها زندگی کنیم «وقتی هشت ساله بودم رویای من داشتن یک ساعت‌مچی بود. روزی که ساعت مادرم از کار افتاد و به من گفت بیا این ساعت برای تو! باید من را در حال تکان‌دادن دستم و نشان‌دادن ساعت به خواهر و برادرم می‌دیدید. این تا زمانی بود که متوجه شدم عقربه‌های ساعت حرکت نمی‌کند. به مادرم گفتم این ساعت که کار نمی‌کند. او تظاهر کرد که متعجب شده است. گفتم همیشه ساعت یک را نشان می‌دهد. مادرم به من آموخت که می توانم زمان را از روی ساعت بگویم و می توانم زمان خودم را بسازم. پس از آن بود که فهمیدم رویاها می‌توانند به واقعیت بدل شوند. او از من پرسید بگذار ببینم دوست داری ساعت چند باشد؟ راه‌رفتن در خانه و نشان‌دادن ساعتم من را گرسنه کرده بود. گفتم: ساعت عصرانه! مادرم پیچ را چرخاند تا عقربه‌ها روی ساعت پنج قرار بگیرند و من پشت میز آشپزخانه با یک بشقاب جلویم نشستم. این جادوی تخیل همان قصه گفتن است. قصه گفتن چیست جز رویاپردازی در بیداری؟» برشی از کتاب رازهای قصه‌گویی، نویسنده بآتریس مونته رو. ترجمه فرزانه فخریان. ناشر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همانطور که خواندید مادر بآتریس مونته رو در مواجهه با غصه دخترش، هوشمندانه شهرزاد قصه‌گوی درونش را بیدار کرد با رویاپردازی قصه‌ای خلق کرد که هم رویای دخترش را تحقق و توسعه بخشید هم قوه خیال دخترش را هول داد تا پرورش یابد و هم به او ساعت‌خواندن آموخت. از این تجربه‌ها دارید با ما به اشتراک بگذارید؟؟ #با_داستانها_زندگی_کنیم #خیال_پردازی_و_نقش_آن_در_فرزندپروری #والدگری_مبتنی_برارزش #والدگری_با_ابزار_خیال #جانبخشی_به_رویاها #زیر_گنبد_کبود #ادبیات_کودکان #قصه_کودکانه #والدین_قصه_گو #قصه_درمانی

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن