پست های مشابه

madaran_sharif

. آدم ازدواجی ای بودم🙋🏻‍♀ . معتقد بودم زندگی بعد از #ازدواج خیلی جدی‌تر از زندگی مجردیه. یه جورایی انگار بیشتر با زندگی دست و پنجه نرم می‌کنی. و یه مرحله‌ی مهم رو جلو می‌افتی.📉 . تو مشهد خیلی دعا کرده بودم. (بعدا فهمیدم همسرم هم خدمت حضرت معصومه دعا کرده بودند.🤲🏻 واقعا ما زندگیمونو از این خواهر و برادر داریم.💑) . همسرم دانشجوی دکترای #دانشگاه_امیرکبیر بودن👨🏻‍🔧 و پاره وقت هم کار می‌کردن و اهل کرمانشاه بودن. . منم که اهل لرستان بودم، معرف ما اهل قم؛ و در تبریز با همسرم آشنا شده بودن.😁 . در نهایت ما در تهران به هم معرفی شدیم.😅😂 . خلاصه، همه‌ی ایران زمین، دست در دست هم دادن، تا این وصلت سر بگیره.😂 . با اینکه از شهر، فرهنگ و زبان متفاوت بودیم، ولی حرف دل همو خوب می‌فهمیدیم💗💑 . . آخرین سوالی که جلسه‌ی اول خواستگاری پرسیدم: چندتا بچه👶🏻👶🏻👶🏻👶🏻 دوست دارید داشته باشید؟!😂 نه اینکه خیلی بچه دوست باشما...! نه...! کتاب #ایران_جوان_بمان رو خونده بودم و در مورد #پیری_جمعیت👵🏻👴🏻 تحقیق کرده بودم. می‌خواستم ببینم چقدر خط فکریمون هم جهته. . تو جلسات #خواستگاری حرف فرصت مطالعاتی رفتن همسرم هم بود. از به اصطلاح خارج رفتن ✈خوشم نمی‌اومد ولی گفتم نهایتش شش ماه یا یک ساله دیگه. . کل خرید عقد یه کفش👠 و حلقه طلا💍برای من و حلقه‌ی نقره برای جناب همسر بود. . برای خرید عروسی👰🏻هم فقط لوازم آرایش رو گرفتم. کفش هم همون کفش عقدم که نو بود.😉 . سعی کردم تو همه چیز ساده باشم. بعضی‌هاشونم اصلا سعی نکردما، کلا خبر نداشتم.🙈 هنوز که هنوزه دقیق نمی‌دونم بله برون، شیرینی‌خورون، حنابندون، جهازبرون و... یعنی چی؟😅 . 🎉🎊هفت ماه بعد عقد هم رفتیم سرخونه زندگی خودمون با یه #جهیزیه‌ی نسبتا ساده ولی #ایرانی 🇮🇷🛋🖥 . . زندگی ما توی خوابگاه متاهلی دانشگاه با درس و تحقیق و #پایان_نامه آقای همسر😱 شروع شد. . با اصرار ما خوابگاه رو قبل از آماده شدن بهمون تحویل دادن (فقط یه اتاقش موکت شده بود و حتی سینک 🚰ظرفشویی هم نداشت) . و آغاز زندگی ما در یک اتاق با حداقل امکانات بود. (هنوز جهیزیه هم نخریده بودیم)😑 . گاهی به شوخی می‌گم وقتی بچه‌هام بزرگ بشن بهشون می‌گم توقع زیادی نداشته باشین، چرا که ما زندگیمونو توی یه اتاق و با دو تا کاسه و بشقاب🍽🥣 شروع کردیم.😜 . پ.ن۱: خانواده‌هامون روی سنت‌ها سختگیر نبودن. از دوتا شهر و فرهنگ متفاوت هم بودیم، در نتیجه خیلی به خودمون سخت نگرفتیم.🤪 . . #ز_م #فقه_حقوق_امام_صادق #تجربیات_مخاطبین #تجربیات_تخصصی #قسمت_دوم #مادران_شریف

03 فروردین 1399 16:57:58

0 بازدید

madaran_sharif

#قسمت_چهارم . #ز_فرقانی . (مامان چهار فرزند ۱۲ساله، ۷.۵ساله، ۵ساله و ۳ساله) . بعد از ازدواج به خاطر درس و کار همسرم اومدیم تهران. یه فامیلی داشتیم که کمک کردند و طبقه‌ی بالای خونه‌ی خودشون رو برامون با قیمت مناسب اجازه کردن.🌷 . سه چهار ماه قبل از بارداری برنامه‌م خونه‌داری بود و استفاده از دوران فراغت پس از تحصیل نسبتا طولانی.😅 . سه چهار ماه نگذشته بود که باردار شدم. همون اوایل که تازه متوجه بارداری شده بودم، رفتیم ماه عسل، اونم چه ماه عسلی! خودمون یه کاروان ۱۷ ۱۸ نفره از خانواده‌ها راه انداختیم و رفتیم کربلا.😍 همون سال یعنی اواخر سال ۸۷ علی آقای ما به دنیا اومد. . از تجربه‌ی افرادی از فامیل که بارداری‌شون رو عقب انداخته بودن و بعدها برای بچه‌دار شدن مجبور به درمان شده بودند می‌ترسیدم و زمان باردار شدنم رو سپردم به خدا 😇 با این حال وقتی باردار شدم تا مدتی از نظر روحی ضعیف شده بودم. اما من و همسرم که هر دو خاطرات خوبی از کودکی توی خانواده پرجمعیت داشتیم زود با بارداریم کنار اومدیم. . به خاطر همون روحیات خاصم، خاطرات منفی خیلی توی ذهنم می‌موند و روی تصمیماتم اثر می‌ذاشت. مثلا خواهرم یه تجربه‌ی سخت سقط رو جلوی چشم من داشتن که من همون‌جا از ترس از حال رفتم و برای همین هم سر پسرم خیلی از زایمان می‌ترسیدم و نگاه منفی داشتم و همین باعث شد نتونم طبیعی زایمان کنم و سزارین شدم و بعد سر بقیه بچه‌ها هم سزارین شدم. . اواخر بارداری مادر همسرم از مشهد اومدن پیشم که تنها نمونم توی خونه. وقتی هم که پسرم به دنیا اومد، خانواده‌ی خودم به جمعمون اضافه شدن و حدود دو هفته پیش ما بودند و بعدش با هم رفتیم گنبد، اونجا براش عقیقه کردیم و ولیمه گرفتیم. تا اینکه نزدیک ۴۰ روزگی علی برگشتیم به خونه.😊 . دیگه توی خونه روزهای دو نفره رو با علی آقا می‌گذروندیم. البته همون همسایه‌مون خیلی مهربون بودن و تو غربت هوامون رو داشتن. همسرشون هم که خانم مسنی بودن و چندسال پیش به رحمت خدا رفتن، توی تربیت علی و کمک تو آموزش نکات مادری و خانه‌داری خیلی نقش داشتند. . سر بچه‌ی اول حساس و ترسو بودم. یه حس ترس از دست دادن عزیزانم رو داشتم که ریشه در کودکی داشت. برای همین هم وابستگی شدید و غیر عادی به بچه داشتم و بقیه هم معترض می‌شدن، حتی تا مدت‌ها بچه رو با پدرش هم تنها نمی‌ذاشتم.🥺 . . #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

25 آذر 1399 16:39:01

0 بازدید

madaran_sharif

. همیشه یه سری کتاب و اسباب‌بازی و لباس پخش و پلا ریخته بود کف خونه‌مون😨 . به این باور رسیده بودم که وضعیت خونه‌ی بچه‌دار همینه. نباید الکی سخت بگیرم به خودم و بچه‌ها⁦🤷🏻‍♀️⁩ تلاش خاصی برای تغییر شرایط نمی‌کردم😅 . . یه بار توی یه پیج خارجی😅 مربوط به یه خانواده ۱۰ نفره یه چیز جالب دیدم! یه سری فیلم از بخشای مختلف کمدها و انباری‌هاشون گرفته بود🎥 و نشون می‌داد که چطور همه وسایل، لباسا، اسباب‌بازیا و... رو منظم دسته‌بندی کرده بودن طوری که دست بچه‌ها بهش نرسه😅 . از اونجا با Organization آشنا شدم😁 . فهمیدم یه بخش زیادی از نامرتبی خونه‌مون به خاطر اینه که وسایل دسته‌بندی نشدن و در دسترس بچه‌ها هستن. و همین باعث می‌شه توی نصف روز چند تا کشو لباس، دو طبقه کتابخونه و چند تا کیسه اسباب‌بازی پخش بشه کف خونه😱 . . بعد یه مدت طولانی بالاخره تونستیم این کارو انجام بدیم😅 . یه تعداد ظرف‌های دردار پلاستیکی گرفتیم، اسباب‌بازی🧩 های شبیه به هم رو توی یه ظرف گذاشتیم، لگو ها، کاسه بشقاب‌ها، عروسکا، ماشین‌ها، جورچین‌ها و...😁 . کتابای📚 دو طبقه پایین کتابخونه‌هامون رو خالی کردیم تا دیگه همه‌ش نگران نابود شدن کتابا و نامرتب شدن خونه نباشیم 😅 . . برای لباسامون هم👚 چون کمدهامون جا نداشت، باید یه دراور می‌خریدیم. . یه گزینه‌ی باحال پیدا کردیم😁 دراور بدون دستگیره😆 دیگه بچه‌های زیر دو سال نمی‌تونن بازش کنن. و خداروشکر دیگه لباسامون همه‌ش پخش نمی‌شه کف اتاق😂 قفل کودک هم بد نیست برای کشو و کمد. ولی برا ما جواب نداد خیلی، بچه ها کندنش😆 . البته الانم خونمون خیلی مرتب نیستا😅 بالاخره خونه‌ی بچه کوچیک دار خیلی فرق داره با خونه‌ای که بچه کوچیک نداره. ولی خب از اون وضع بحرانی سابق خارج شدیم خداروشکر. . پ.ن۱: گاهی یه ظرف اسباب بازی رو می‌ذاریم انباری و بعد یکی دو هفته میاریم برای بچه‌ها... اینجوری براشون جذابتر می‌شه اون اسباب بازیا و بیشتر باهاش بازی می‌کنن چون جدیده😆😉 . پ.ن۲: یه سری تکنیک‌های ساده هست واسه دسته بندی خونه⁦👌🏻⁩ یه سری وسایل هم هست به اسم ارگانایزر. البته با وسایل ساده (جعبه میوه، کارتن و...) هم می‌شه همون کارو کرد. فقط یه خورده سلیقه و وقت می‌خواد. . شما وسایلتون رو چطوری از دسترس بچه‌ها در امان نگه می‌دارید؟😅 اگه از تکنیک‌های دسته‌بندی وسایل استفاده می‌کنید به ما و بقیه مامانا هم بگید.🌷 . #پ_شکوری #روزنوشت_های_مادری #مادران_شریف_ایران_زمین

08 تیر 1399 16:36:56

0 بازدید

madaran_sharif

. . . #قسمت_اول . #ام‌البنین (مامان سه پسر ۹ساله، ۷ساله و ۵ساله) . سال ۶۸ در تبریز به دنیا اومدم. پدرم سپاهی بودن و مامانم حوزوی. یه خواهر داشتم که ۵ سال ازم بزرگتر بود. اما چون فاصله سنی‌مون خیلی نزدیک نبود، تا قبل از نوجوانی با هم صمیمی نبودیم. البته دعوا هم نمی‌کردیم! . هیچ‌وقت ناراحت نبودم که چرا خواهر و برادر بیشتری ندارم.😏 از اول بچه دوست نداشتم😁 حتی گاهی به مامانم می‌گفتم من چرا به دنیا اومدم😅 زیاد شدیم که...😂 . از اونایی بودم که می‌گفتم بچه یکیشم به زور باید بیاری😅 و نمی دونستم که خودم یه روزی می‌شم مشوق بچه‌داری اونم با اعمال شاقه!😁 . ابتدایی به یه مدرسه دولتی رفتم که بیشتر خانواده‌ها مذهبی بودن و مدیر خیلی خوبی داشت. . اما راهنمایی و دبیرستانم، نمونه دولتی بود و با اینکه از لحاظ علمی خوب بود، ولی از لحاظ مذهبی تعریفی نداشت.😑 حتی نمازخونه، هم نداشت!! ما هم گاهی تا نزدیک غروب، برای درسای فوق برنامه، مدرسه می‌موندیم و با پنج شش نفر از دوستان، یه موکت می‌گرفتیم و تو سالن پهن می‌کردیم و نماز می‌خوندیم!!🤦🏻 . . خواهرم ۱۸ سالگی ازدواج کرد و رفت شهر دیگه و من از ۱۳ سالگی دیگه تک فرزند شدم.😍 همون طوری که دوست داشتم.💪🏻 اولین باری که تونستم با یه بچه‌ی کوچیک ارتباط برقرار کنم، سال کنکور بود. اون سال نزدیک عید بچه‌ی خواهرم به دنیا اومد و یک ماهی اومدن تبریز، پیش ما. اون مدت کلی باهاش بازی کردم. بچه‌ی خواهر هم که شییییرین😍 . . البته کنکور رو دیگه نگم براتون🙈 من یه دوست داشتم که همیشه نتایج آزمونای سنجشمون نزدیک هم می‌شد و بعد عید بین رتبه‌هامون، صدتا صدتا فاصله افتاد.😅😂 . با این حال، خداروشکر، تونستم به رشته‌ای که علاقه داشتم، برسم💪🏻 و فیزیک شریف قبول شدم.😊 دوران خاطره‌انگیز دانشجویی من از سال ۸۶ شروع شد. فکر کنم کاری که کمتر از همه انجام می‌دادم، درس خوندن بود.😅 با جمع دوستان، تو گروه‌های دانشگاه، حسابی فعال بودیم. . سال ۸۸ تو بیست سالگی، ازدواج کردم.👰🏻 جالبه که با همسرم هم‌ورودی و هم‌رشته بودیم ولی به روش کاملاً سنتی و از طریق بستگان به هم معرفی شدیم.😏 . . یادمه تو دوران دبیرستان، کتاب‌های خاطرات شهدا رو زیاد می‌خوندم. نه اینکه خیلی برم دنبالشون ولی به خاطر شغل پدرم از این کتابا زیاد تو دست و بالمون بود. از اون موقع این ذهنیت برام ایجاد شد که منم می‌خوام ازدواج ساده‌ای داشته باشم.🙂 و همین کار رو هم کردم.😊👌🏻 . . #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

28 فروردین 1400 16:14:17

0 بازدید

madaran_sharif

. من یه کارایی رو همیشه دوست داشتم انجام بدم و هیچ وقت نتونسته بودم...😒😓 و این طولانی شد😫 و باعث شد حالم بد بشه😞 و لازم دیدم برای اینکه بتونم مادر پویایی باشم💖 اون‌ها رو جدی بگیرم✨ . علت این که تصمیم گرفتم برم دانشگاه، همین نیازم بود⁦👌🏻⁩ . اون اول با اینکه می‌تونستم بلافاصله بعد کارشناسی بدون کنکور، ارشد رو ادامه بدم⁦👩🏻‍🏫⁩، ولی انصراف دادم. . علت اصلیشم بچه‌دار⁦👶🏻⁩ شدنم بود. الان هم اصلا ناراحت نیستم که این کارو کردم😉 اون موقع اون نیازو داشتم⁦👌🏻⁩ ولی الان نیازم متفاوته😌 . الان دانشگاه رفتن، اون بازه‌ایه که احساس می‌کنم حالم خوب می‌شه. و انرژی می‌گیرم برای بچه‌داریم.💖 . من برای خودم راه‌ حل دانشگاه رو پیدا کردم، با توجه به شرایط دور و برم😌 واقعا همه‌ی شرایط⁦👌🏻⁩ حال خودم، شرایط خانوادگیم، شرایط اقتصادی و فرهنگی. همه‌شون تاثیر داشتن🧐 . و برای همین، برای بقیه نه توصیه می‌کنم نه رد😶 لازمه هرکی برای خودش، راه حلشو پیدا کنه📋 . البته دلایل دیگه ‌ای هم برای این انتخابم داشتم. مثلا این که فکر می‌کنم در تربیت طولانی مدت بچه‌ها⁦👶🏻⁩ موثره🤔 یعنی بچه‌ها از مادری که آگاه، اهل علم و به روز باشه، بیشتر الگو و اثر می‌گیرن. . . الان در این روزها، من به جز دانشگاه کارهای دیگه‌ای هم انجام می‌دم. انگار بچه‌ها که بیشتر می‌شن، به برکت حضورشون، منم می‌تونم فعالیت‌هامو بیشتر کنم😅 . ⁦👈🏻⁩ یک کلاس برای تدریس، توی حوزه، برداشتم.👩🏻‍🏫⁩ . ⁦👈🏻⁩ یه کار پژوهشی، در مورد فلسفه و تاریخ و ادبیات، هم با یه استادی (که تو #قسمت_شش توضیح دادم)، انجام می‌دم...📚 . و حتی کلاس ورزشی که هیچ وقت نمیرفتم، بعد بچه سومم، شروع کردم⁦🏃🏻‍♀️⁩😂 (کلاس پیلاتس، که بچه‌ها رو هم با خودم می‌بردم. جایی نزدیک دانشگاه شریفه. یه مربی دارن که میاد و بچه‌ها⁦👶🏻⁩ رو ساعتی نگه می‌داره. هروقت هم بچه‌ها بخوان می‌تونن بیان پیش مادر) . و البته قطعا که مهم‌ترین کارم مادریه. ولی همه‌ی این‌ کارهای دیگه هم بهم خیلی انرژی می‌دن. . (در مورد ورزش، یه مدت هم، توی تابستون (بعد دوره‌ی کولیک‌های محمدمهدی😣) کلاس می‌رفتم و همسرم⁦🧔🏻⁩ بچه‌ها رو نگه می‌داشتن، البته آسون نبود اینکه همسرم راضی بشن بچه‌ها رو نگه دارن😄 یعنی دیدن که دیگه به حالت اضطرار رسیدم😰 و یه جورایی دیگه نمی‌کشم، و لازمه حتما این کلاس رو برم تا حالم بهتر بشه، و بعد راضی شدن) . . پ.ن: برای درس خوندن توی خونه هم، مفصلا توضیح دادم که چیکار می‌کردم و می‌کنم📖 (#قسمت_هفتم و #قسمت_هشتم)😉 . . #پ_ت #تجربیات_تخصصی #قسمت_سیزدهم #مادران_شریف_ایران_زمین

04 خرداد 1399 16:08:52

0 بازدید

madaran_sharif

. گفته بودم من تو خونه بند نمی‌شم؟!🤔 گل دخترمون ۳ روزه بود که در اقدامی کاملا انقلابی⁦✌🏻⁩، در اعتراض به ۳ روز خانه‌نشینی از خونه زدیم بیرون... . حالا کجا؟! جلسه قرآن😉 مگه هلند جلسه قرآن داره؟😳 چرا نداره؟! پرچم مسلمونا همیشه بالاست🇮🇷 . . دلفت (شهری که ما ساکنیم) یکی از شهرهای دانشگاهی هلنده. . ایرانی های مذهبی اینجا، که اکثرا تو دانشگاه کار می‌کنن یا دانشجو هستن، یه هیئت جمع و جور دارن، که در مناسبت‌های مذهبی مراسم دارن و هر هفته هم برای جلسه‌ی قرآن، دور هم جمع می‌شن. . تمام کارها و هزینه‌های جلسات و هیئت🍵💵 هم با خود بچه‌هاست، و هر هفته در منزل یکی از بچه‌های داوطلب، برگزار می‌شه.🏠 جلسات هیئت همه باهم حدود ۸۰ نفر می‌شیم. ولی جلسات قرآن، دورهمی و دوستانه‌ست و خانم‌ها جدا و آقایون جدا. هر هفته خونه‌ی یه نفر، با یه شام خیلی ساده در حد تخم‌مرغ🍳 و سیب‌زمینی پخته🥔، یا نون🍞 و پنیر🧀 (البته هرکی بخواد مفصل ترش🍲 کنه هم منعی نداره😜) . جلسات مذهبی، در شهرهای بزرگتر هلند، که به ماهم نزدیکه، کم نیستن. (کلا فاصله‌ی خیلی از شهرها از هم، نیم ساعته🕧) . بانی و مسئول بیشترشون هم، دوستان افغان 🇦🇫 هستن، که پرچم شیعه رو در اینجا بلند کردن. . . دخترم که ۱۰ روزه شد، پرستارمون رفت😰 جناب همسر👨🏻⁩ رو هم راهی دانشگاه کردیم.🏫 و من موندم و بچه‌ها⁦👩🏻⁩⁦👦🏻⁩⁦👶🏻⁩ . چند روز اول خیلی سخت گذشت😫 گل دختر همش بغل می‌خواست و گل پسر هم توجه😒 . بعد از مشورت با دوستان صاحب نظر😎😎😎 و تحقیقات علمی📑، به این نتیجه رسیدم که از یک ترفند قدیمی استفاده کنم... . ❗❗قنداق❗❗ . از اینترنت فیلم‌های آموزشی رو نگاه کردم و تمرین کردم... (ورق بزنید فیلمش رو گذاشتیم براتون) نتیجه❓ فوق العاده بود!😉⁦✌🏻⁩ . جالبه مدتی هم که پرستار خونه‌مون بود، وقتی می‌خواست دختر رو آروم کنه، اونو توی ملحفه می‌پیچید و می‌ذاشت روی سینه‌ی خودش. . نمیدونم قدیما چه‌جوری بود؛ ولی تو این مدل، پای بچه خیلی سفت پیچیده نمی‌شه. . خلاصه که گل دختر ما با قنداق و پستونک به خودکفایی رسید⁦💪🏻⁩ . شیرشو که می‌خورد می‌ذاشتمش رو تخت و خودش می‌خوابید.🛌 . حالا می‌تونستم تو وقت‌هایی که خانم گل خوابه، هم با پسری بازی⚽ کنم و هم کمی به کارای خونه برسم.🧹🧽🍲 . وقتایی هم که به گل دخترمون می‌رسیدم، هم‌زمان برای پسری کتاب📚 می‌خوندم. . پ.ن: پسر من عاشق کتاب‌هاشه😍😍😍 البته همه‌ی اینا مال اون موقع نیست و توی این مدت کم‌کم خریدیم. . . #ز_م #تجربیات_مخاطبین #تجربیات_تخصصی #قسمت_دوازدهم #مادران_شریف_ایران_زمین

13 فروردین 1399 17:05:35

0 بازدید

مادران شريف

0

0

. داشتم یه مقاله‌ی انگلیسی می‌خوندم؛ راجع‌به عواملی که مادران هلندی به کار می‌گیرن تا فرزندآوری رو براشون راحت‌تر کنه.✔️ نکات جالبی داشت:👌🏻 . ❇️ زنان می‌تونن #محل_زایمانشون رو خودشون انتخاب کنند؛ 👈🏻در خونه‌ی خودشون، و با نظارت یک پزشک،🏡 👈🏻یا در محیط بیمارستان، با حضور تعدادی کادر درمانی.🏨 . ❇️ مادران می‌تونن به صورت #پاره‌وقت کار کنن.👜 براساس آخرین آمار رسمی، یک نفر از هر سه زن هلندی، بعد از تولد فرزند اول، دست از کار می‌کشه یا کمتر کار می‌کنه، و فقط ۱۲٪ از افراد دارای فرزند زیر ۱۸ سال، #تمام‌وقت کار می‌کنند. . ❇️ اگه زنان کار نیمه‌وقت دارند (حتی در سطوح بالا)، می‌تونن #ساعت_کاری_انعطاف‌پذیر داشته باشن،⌚ مثلا یک روز در هفته با بچه‌های خودشون باشن و یا هر روز ساعت 3 بعد از ظهر اون‌ها رو از مدرسه به خونه برگردونن. . ❇️ به #برنامه‌ی سفت و سختی در شبانه روز پایبندند.📋 مثلا بعد از ساعت ۶ عصر، هیچ بچه‌ای در خیابون بازی نمی‌کنه و مادراشون تا این زمان، بچه‌ها رو تغذیه کرده و برای خواب آماده کردند.🛌 . ❇️ #پدران هم به طور فعال در امر فرزندپروری شرکت می‌کنن و یک هفته کار کاهش یافته دارند.👨‍🦰 ٪۱۵ از کل پدران هلندی تصمیم می‌گیرن که بعد از تولد فرزندشون کمتر کار کنند. . ❇️ #مادربزرگ و #پدربزرگ‌ها، نقش مهمی در مراقبت از کودکان دارند👵🏻👴🏻 خیلی از مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها، یک روز ثابت در هر هفته به دنبال نوه‌های خود می‌روند. . ❇️ مادران جدید می‌تونن، تا ۸ روز پس از زایمان، یک پرستار زایمان در منزلشون داشته باشند،👩‍🦱 تا ضمن مراقبت از مادر و کودک، در کارهای خونه و مشاوره بهشون کمک کنه. . ❇️ به فرزندانشون، #استقلال_عمل می‌دن و براشون آزادی قائلند. . ❇️ والدین مثل #هلیکوپتر، دائم دور فرزندشون نمی‌چرخن. نگرانی مداوم و محافظت بیش‌ازحد خوب نیست!🚁 . ❇️ مادران هلندی، تلاش می‌کنند خوب بخوابند که عنصر مهمیه.🛌 . 🤔 جالب بود. مقاله عواملی رو بیان کرد، که یه سریشون #سخت‌افزارین؛ مثل زایمان در منزل، کار پاره‌وقت و ساعات کار انعطاف‌پذیر، که نیازمند زیرساخت‌هاییه که در بعضی کشورها به وجود اومده، و در کشور ما، ان‌شاءالله به دست خود ما مامانا، راهش باز می‌شه.😉🙂 . یه سری هم عوامل #نرم‌افزارین؛ که از اون‌ها هم نباید غافل شد.👌🏻 مثل برنامه‌های منظم، کم کردن سخت‌گیری‌ها، دادن استقلال عمل به بچه، حساس نبودن، کمک گرفتن از اطرافیان و تلاش برای خواب خوب☺️ . #ف_محرم‌زاده #مواد۹۰ #وب_گردی_مامانی #مادران_شریف

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

madaran_sharif

مادران شريف

0

0

. داشتم یه مقاله‌ی انگلیسی می‌خوندم؛ راجع‌به عواملی که مادران هلندی به کار می‌گیرن تا فرزندآوری رو براشون راحت‌تر کنه.✔️ نکات جالبی داشت:👌🏻 . ❇️ زنان می‌تونن #محل_زایمانشون رو خودشون انتخاب کنند؛ 👈🏻در خونه‌ی خودشون، و با نظارت یک پزشک،🏡 👈🏻یا در محیط بیمارستان، با حضور تعدادی کادر درمانی.🏨 . ❇️ مادران می‌تونن به صورت #پاره‌وقت کار کنن.👜 براساس آخرین آمار رسمی، یک نفر از هر سه زن هلندی، بعد از تولد فرزند اول، دست از کار می‌کشه یا کمتر کار می‌کنه، و فقط ۱۲٪ از افراد دارای فرزند زیر ۱۸ سال، #تمام‌وقت کار می‌کنند. . ❇️ اگه زنان کار نیمه‌وقت دارند (حتی در سطوح بالا)، می‌تونن #ساعت_کاری_انعطاف‌پذیر داشته باشن،⌚ مثلا یک روز در هفته با بچه‌های خودشون باشن و یا هر روز ساعت 3 بعد از ظهر اون‌ها رو از مدرسه به خونه برگردونن. . ❇️ به #برنامه‌ی سفت و سختی در شبانه روز پایبندند.📋 مثلا بعد از ساعت ۶ عصر، هیچ بچه‌ای در خیابون بازی نمی‌کنه و مادراشون تا این زمان، بچه‌ها رو تغذیه کرده و برای خواب آماده کردند.🛌 . ❇️ #پدران هم به طور فعال در امر فرزندپروری شرکت می‌کنن و یک هفته کار کاهش یافته دارند.👨‍🦰 ٪۱۵ از کل پدران هلندی تصمیم می‌گیرن که بعد از تولد فرزندشون کمتر کار کنند. . ❇️ #مادربزرگ و #پدربزرگ‌ها، نقش مهمی در مراقبت از کودکان دارند👵🏻👴🏻 خیلی از مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها، یک روز ثابت در هر هفته به دنبال نوه‌های خود می‌روند. . ❇️ مادران جدید می‌تونن، تا ۸ روز پس از زایمان، یک پرستار زایمان در منزلشون داشته باشند،👩‍🦱 تا ضمن مراقبت از مادر و کودک، در کارهای خونه و مشاوره بهشون کمک کنه. . ❇️ به فرزندانشون، #استقلال_عمل می‌دن و براشون آزادی قائلند. . ❇️ والدین مثل #هلیکوپتر، دائم دور فرزندشون نمی‌چرخن. نگرانی مداوم و محافظت بیش‌ازحد خوب نیست!🚁 . ❇️ مادران هلندی، تلاش می‌کنند خوب بخوابند که عنصر مهمیه.🛌 . 🤔 جالب بود. مقاله عواملی رو بیان کرد، که یه سریشون #سخت‌افزارین؛ مثل زایمان در منزل، کار پاره‌وقت و ساعات کار انعطاف‌پذیر، که نیازمند زیرساخت‌هاییه که در بعضی کشورها به وجود اومده، و در کشور ما، ان‌شاءالله به دست خود ما مامانا، راهش باز می‌شه.😉🙂 . یه سری هم عوامل #نرم‌افزارین؛ که از اون‌ها هم نباید غافل شد.👌🏻 مثل برنامه‌های منظم، کم کردن سخت‌گیری‌ها، دادن استقلال عمل به بچه، حساس نبودن، کمک گرفتن از اطرافیان و تلاش برای خواب خوب☺️ . #ف_محرم‌زاده #مواد۹۰ #وب_گردی_مامانی #مادران_شریف

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن