پست های مشابه

madaran_sharif

. #ز_منظمی (مامان #علی آقای ۴ساله و #فاطمه خانم ۳ ساله) #قسمت_اول دو سال بود که بچه‌ها چشمشون دنبال قرآن من بود.😅  هروقت می‌خواستیم قرآن بخونیم دوست داشتند قرآن من رو بردارن. (قرآنم ظاهر بچه پسندتری داره😁) امسال اولین سالی بود که عید ایران بودیم و بچه‌ها عیدی نقدی گرفتن رو تجربه کردن. بعد از تعطیلات با کلی ذوق و شوق با بچه‌ها رفتیم کتاب‌فروشی تا با عیدی هاشون خرید کنن.  هر کدوم کنار کتابی که خریدن یه قرآن هم برداشتند.  علی آقا قرآن سبز و فاطمه خانم قرآن صورتی.🤩  هدف من از تهیه‌ی قرآن برای بچه ها این بود که احساس انس و تعلق با قرآن در وجودشون شکل بگیره. حالا قراره شب قدر هم با قرآن‌های خودشون قرآن به سر بگیرند. متأسفانه سال‌های پیش توفیق زیاد قرآن خوندن رو در ماه مبارک نداشتم. امسال تصمیم گرفتم تلاش کنم کنار بچه‌ها بیشتر از سال‌های قبل قرآن بخونم.  حالا یه وقت‌هایی در روز سه‌تایی کنار هم می‌شینیم. من قرآن می‌خونم و بچه‌ها هم به قرآن‌های خودشون نگاه می‌کنن. البته که وسطش سراغ بازی هم می‌رن، بپربپر هم می‌کنند، کشتی هم می‌گیرند🤪 اما همین‌که گاهی کنارم می‌شینن و کتاب‌های قرآن شون رو دست می‌گیرند قشنگ و کافیه.😍 روز اول وسط قرائت جزء اول قرآن، به ذهنم رسید بعضی از آیات رو که برای بچه‌ها قابل‌فهمه یا داستان جذابی داره براشون توضیح بدم. و همین باعث شد زمان تلاوت من رو با ذوق و شوق رسیدن به یه داستان جدید بگذرونند. چند شب پیش وقتی داشتم آیات آخر سوره‌ی بقره رو می‌خوندم به داستان جالوت و طالوت رسیدم و احساس کردم این داستان برای علی آقا و فاطمه خانم خیلی جذابه. صداشون کردم و شروع کردم به تعریف داستان… گاهی هم چند کلمه از متن عربی رو براشون می‌خوندم. از قضا خیلی داستان رو دوست داشتند و جالب‌تر اینکه دیدم چه قشنگ می‌شه داستان رو به ماه مبارک و فلسفه‌ی روزه ربط داد. تو پست بعد داستانی که برای بچه‌ها گفتم رو براتون میذارم. تا شما هم ایده بگیرید و از این داستان‌ها برای بچه‌ها بگین. ان‌شاءالله که باعث انس بیشترشون با قرآن بشه شما هم ما رو تو این ماه عزیز از دعای خیرتون محروم نکنید.😍 راستی آقای عباسی ولدی (فکر کنم مخاطب‌های اینجا دیگه ایشون رو به خوبی می‌شناسن😁) یه کانال دارن به اسم لالایی خدا که اونجا قرآن رو به زبان ساده برای بچه‌ها ترجمه می‌کنن و همراهش قصه تعریف می‌کنن. یه نگاهی به محتواهاشون بندازید.😍 آدرس کانال ایتا : لالایی خدا https://eitaa.com/lalaiekhoda #روزنوشت_های_مادری #مادران_شریف_ایران_زمین

27 فروردین 1401 19:40:04

1 بازدید

madaran_sharif

. #ز_زینی‌وند (مامان #معصومه ۵سال و ۹ماهه و #امیرحسن ۱۰ماهه) مامان ببین می‌شه باهاش بازی کرد! دیگه به دوستام می‌گم من داداش دارم و هم‌بازیمه.😍 اینو معصومه با همممه‌ی ذوقش گفت و مهر باطلی زد به نگرانی یک‌سال و نیمه‌ی من. از همون موقع که فهمیدم تو راهی داریم، ترسم این بود با وجود اختلاف سنی حدود پنج ساله، مگه می‌شه اینا هم‌بازی هم بشن و آی چقدر حرص می‌خوردم که دخترم عطش هم‌بازی داره و به بچه‌های همسایه رو می‌زنه برای چند دقیقه بازی. اما حالا با سینه‌خیز رفتن امیرحسن و شیرین کاری‌هاش، معصومه عین یه عقاب 🦅 مراقبشه و توی همین مراقبت باهم کلی کلی کیف می‌کنن و می‌خندن. حتی اشتیاق امیرحسن ۹.۵ ماهه به حضور توی جمع دوستای معصومه، هم برام جالبه که چطور با ذوق و هن‌هن خودشو می‌رسونه به بچه‌ها و اون‌ها رو به آدم بزرگا ترجیح می‌ده.😅 حقیقتا تجربه‌ی بچه‌ی دوم با وجود وقت کمتر برای استراحت، شیرین‌تر و صلح‌آمیزتر از چیزی بود که فکرشو می‌کردم.😉 چون توی بارداری در مورد جزئیات این روزا گاهی با معصومه حرف می‌زدم: آره این‌قدرش بشه می‌شه باهاش دالی بازی کرد. این‌قدر بشه می‌شه براش شکلک درآورد. این‌قدری می‌شه قایم موشک و... بازی کرد. یعنی منتظر نموندیم که امیرحسن از آب و گل دربیاد و بعد معصومه اونو به عنوان هم‌بازی به رسمیت بشناسه.😉 اجازه دادیم خودش قلق داداش رو دربیاره بالأخره امیرحسن هم انسانه و درد حالیشه! اگر از حرکتی اذیت باشه بلده اعتراضشو نشون بده و اگه ذهنیت من این باشه که قراره بچه‌ی بزرگتر به کوچیک‌تر آسیب بزنه، قضاوت‌هام و نوع نگاهم دقیقاً منو به این نتیجه می‌رسونه. اما اگه باور کنم که بچه‌ی بزرگتر داره راه‌های مختلف رو برای برقراری ارتباط امتحان می‌کنه، اون وقت از حساسیت و نگرانی و ترس‌هام کمتر می‌شه. و بچه‌ی کوچیک‌تر مسیری نیست که عبور از همه طرفش ممنوعه😅 پ.ن: البته که توی خونه‌ی ما هم استارت دعواهای خواهر برادری خورده😁 و در طول روز این صداها زیاد به گوش می‌رسه: ماااااماااان بیا ببرش داره بازیمو خراب می‌کنه. ماااامااان چنگ زد تو غذام. آخ مووووهااام جیغ و مقادیری اشک و البته زد و خوردهایی که در اکثر موارد می‌گیم ان‌شالله گربه است و با نگاه به افق خودمونو به اون راه می‌زنیم.😁 #سبک_مادری #مادران_شریف_ایران_زمین

25 دی 1400 17:43:50

3 بازدید

madaran_sharif

. یه کم مستقل شده بود و کمتر بغل می‌خواست.😉 هر کتابی جلوش باز می‌شد، انگار براش حکم یه خوراکی خوشمزه رو داشت.📖🍪 . عاقل‌تر که شد متوجه شد کتابای من خوردنی نیستن؛ بلکه دفتر نقاشین و باید تمام صفحاتش پر بشن.😐😂🖍 . خلاصه که نمی‌شد خیلی در حضور حسین آقا مطالعه عمیق کرد.😅 باید دنبال یه جایگزین می‌گشتم.🤔👌🏻 . بهترین راهکار این بود که یکی بچه رو سرگرم کنه تا به درس و کارم برسم😍 که همیشه عملی نبود😂 مهدکودک هم نمی‌پسندیدم. . پس دفتر برنامه‌ریزی رو برداشتم📝 و تمام درس‌ها و تحقیقایی که باید انجام می‌دادم رو از سیر تا پیاز نوشتم. زمان‌های خالیم شامل دو ساعت خواب روز حسین بود⏰ و خواب شبش.😴 . تصمیم گرفتم کارهای خونه رو توی بیداریش انجام بدم که وقتی می‌خوابید کاری غیر از درس برام نمونه.😏😁 . بعضیا ممکنه فکر کنن این راهکار، یعنی مادر تمام حواسش به کارش باشه و بچه رو فراموش کنه! که باید بگم سخت در اشتباهن.😆 . و اما طرز اعجاب‌آور ترکیب کارِ خونه با بیداری و بازی بچه: . ✅ ابتدا طفل را سیر می‌کنم،😋 ✅ از وضع پوشک وی اطمینان حاصل می‌کنم،😜 ✅ سپس با آوردن یه بازی سرگرم‌کننده به آشپزخونه، بازی رو شروع می‌کنیم.🚙⚾🎎 . وقتی سرگرم بازی شد، ازش جدا می‌شم و هم‌زمان با #توجه کردن بهش، حرف زدن و شعر خوندن باهاش، به آشپزی، ظرف شستن و بقیه کارهای آشپزخونه می‌پردازم.😄 . اگر وسط کارها دوباره خواست تا باهاش بازی کنم، برحسب کاری که دارم انجام می‌دم، اونو هم #شریک می‌کنم؛😲 . مثلا موقع آشپزی، چند تا سبد، قابلمه و قاشق پلاستیکی در اختیارش می‌ذارم تا تو آشپزی کمک کنه. (توی خیالش البته😄) . یا توی کابینت‌های پایین، ظرف پلاستیکی و اسباب‌بازی می‌چینم تا باهاشون بازی کنه. . بهش طی و دستمال می‌دم تا کف آشپزخونه رو مثل من طی بکشه.😉 . یا مثلا در ماشین لباسشویی رو باز میذارم و اونم که عشق ماشین لباسشوییه، می‌ره هرچی براش جالبه می‌ندازه توش.🐰🥎🧥🥿 . ✔ و البته توجه کردن بهش، حرف زدن و مواظبت از دور، رو فراموش نمی‌کنم.👌🏻 حتی گاهی کارو رها می‌کنم و بی‌توجه به اینکه چقدر وقفه وسط کار بیفته، بازیش رو دنبال می‌کنم.😄 . تا اینکه خودش خسته می‌شه و وقت طلایی خواب او و مطالعه‌ی من از راه می‌رسه.😍😎 نوش جوون😋📚 . پ.ن: البته دلیل اصلیم، برای عدم مطالعه در حضور بچه، اینه که بچه توجه مادر رو می‌خواد و اگه مادر مدام حواسش جای دیگه باشه براش ناراحت کننده ست. چه سرگرم گوشی باشه📱 چه مطالعه و پژوهش علمی🙇🏻‍♀ . #ف_مصلحت‌جو #ارشدکلام۹۶_دانشگاه_قم #تجربه_مخاطبین #سبک_مادری #مرتب_کردن_خانه_با_بچه #مادران_شریف

17 اسفند 1398 16:13:31

0 بازدید

madaran_sharif

. #ط_اکبری . عزیزای دلم لباس بپوشید بریم پارک😍😃 . ناظر اول: «خودشون؟؟؟😏» - بله!😍 . رضا لباسش رو برعکس پوشید⁦🤦🏻‍♀️⁩🆘 ناظر دوم: «خب وقتی وظیفه‌ی خودتو محول می‌کنی به بچه‌ی سه، چهار ساله همین می‌شه دیگه!» . - نفرمایید☺️ بزرگ شدن ماشاءالله! کم کم یاد می‌گیرن😉 و می‌رم رضا رو راهنمایی می‌کنم، کمکش می‌کنم درست بپوشه...⁦👌🏻⁩ . طاها تیشرت👚 تابستانی پوشیده،⁦🤦🏻‍♀️⁩ هنوزم جورابش رو پیدا نکرده!🙃 ای واااای! الان ناظر اول مسلسل رو برمی‌داره!😱😂 _طاها جونم مگه وقتی درآوردی سرجاش نذاشتی؟! ⁦👦🏻⁩:نمی‌دونم یادم نمیاد⁦🤷🏻‍♂️⁩ بیا باهم بگردیم پیداش کنیم🔍 این دفعه حواست باشه مامانی😚 اگه دیرمون بشه ممکنه نتونیم بریم پارک!😯 . ناظر اول: «مگه خودت لباساشونو مرتب سرجاش نمی‌ذاری؟!😕» - نه!🙂 خودشون می‌ذارن. اول راهن! کم‌کم رو ریل می‌افتن☺️ می‌خوای یه لباس گرم بپوشی؟ سردت بشه باید سریع برگردیما!! ⁦👦🏻⁩: نه! من اینو دوست دارم😃 . ناظر دوم: « این جوری بچه‌داری می‌کنی که هی بچه میاری دیگه!😒 بچه‌داری که این‌جور نیست! بچه رو سرما می‌دی!😠 - براش لباس برمی‌دارم حواسم هست☺️ (البته قیافه‌ی درونم این شکلیه:😒😤) . چندماه بعد... . عزیزای دلم لباس بپوشید بریم پارک😍 ناظر اول: «هنوز مادری یاد نگرفتی؟! هربار باید کلی معطل لباس پوشیدن بچه‌ها بشی؟؟ چقدر بهشون فشار میاری!!!»🙄 - فشار؟! بچه‌ها این رو پذیرفتن که خودشون بپوشن.🧦👟👕👖 و احساس فشار نمی‌کنن!😌 فقط گاااهی خسته‌ن می‌رم کمکشون🤗 . سرم رو برمی‌گردونم می‌بینم گل پسرا مرتب لباسای مناسب پارک پوشیدن⁦👌🏻⁩ و داداش یه سال و نیمه‌شون هم به تقلید ازشون، به سختی داره تلاش می‌کنه خودش لباس بپوشه.😆 . به‌به! چه پسرایی😍 چه مرتب! ماشاءالله😘 توی دلم #استقلال و اعتماد به نفسشون رو هم تحسین می‌کنم😌 و بابت #فراغت نسبی خودم خوشحالم😜 برید داداشتونم کمک کنید😝👏👏 ناظر اول:😏 ناظر دوم:😕 حین بیرون رفتن از خونه، کودک ۴ ساله‌ی همسایه رو می‌بینیم در حالیکه در انتظار مادره برای پوشیدن کفش... . . پ.ن۱: لازم نیست دائم با اطرافیان مجادله کنیم! جملات کوتاه و مؤدبانه کافیه😊 قرار نیست کتاب گویا باشیم😂 زمان همه چیز رو حل می‌کنه😃 . پ.ن۲: بچه‌ها معمولا از دو سالگی همراه مادر و به مرور، تنهایی لباس می‌پوشن. لباس‌های بیرون کمی سخت‌تره🤪 نکته‌ی مهم صبوری و فرصت تجربه دادنه.⁦👌🏻⁩ فراموش نکنیم بالأخره همه یاد می‌گیرن خودشون لباساشونو بپوشن😅 . پ.ن۳: این خاطرات مربوط به قبل شیوع کروناست😉 . . #ط_اکبری #روزنوشت_های_مادری #استقلال_کودک #مادران_شریف_ایران_زمین

25 تیر 1399 16:51:52

0 بازدید

madaran_sharif

. #م_شیخ‌حسنی (مامان #یاسین ۲۰ماهه) . دلم مي‌خواست حالا که بخاطر تولد پسرم و شرایط کرونا، کلاس حضوری تدبر رو نمي‌تونم شرکت کنم، لااقل بتونم صوت‌های کلاس رو گوش کنم. . تدبر تنها چيزيه ک واقعا "حال خوب کن" و "زندگی خوب کن" بوده برای من💚 اما حالا مدتي بود که بی‌نصیب شده بودم😔 وقت‌هایی ک پسرم می‌خوابید برای ارشد درس می‌خوندم، چون نیاز به نت برداری و تمرکز داشتم.🤓 ديگه وقتی برای گوش کردن صوت‌های تدبر نبود! چون اونا هم باید با تمرکز و در سکوت گوش می‌دادم تا درست بهره ببرم! . از اونجا که به شدت موافقم که وقتی بچه مياد برکت وقت و فهم هم با خودش مياره، تصمیم گرفتم کاری کنم که هم خودم رشد کنم هم بچه‌ام.😎 . صوت‌ها رو ریختم روی فلش و زدم به تلوزيون. برای یاسین هم بازی‌هايي رو انتخاب کردم که تو اون 60 دقیقه بدون سر‌و‌صدا و تحرک باشه تا بتونم خوب گوش بدم.☺️ با آرد و آب و یکم رنگ خمیر درست کردم و خداروشکر همونطور که مي‌خواستم پیش رفت.😍 . گوش و فکرم جای ديگه بود( که البته اولش سخته یکم)، دست و چشم و زبونم یه جای دیگه.( آخه خیلی زود اگه بهش توجه نمی‌کردم و ذوق نمی‌کردم، می‌فهمید حواسم جای ديگه است.)😊 . یه مقدار از وقت هم به نقاشی گذشت. تند تند یه نقاشی می‌کشیدم و مي‌گفتم حالا رنگش کن و تو اون مدت با دقت بیشتری گوش می‌دادم و با یه خودکار گوشه دفتر نقاشی نکات مهم رو می‌نوشتم که بعدا منتقل کنم به کتاب.💪🏻 . گاهی هم وسطش مي‌گفت برام مداحی یا آهنگ بذار که قطع می‌کردم و براش می‌گذاشتم و تو این فاصله یا به کارهای آشپزخونه می‌رسیدم یا گوشیمو چک می‌کردم یا....☺️ . علاوه بر برکت وقت و فهم، به این نتیجه رسیدم ک اگه واقعا یه چیزی رو بخوای يه جوري خدا راهشو بهتر نشون ميده.😇 . . #تدبر_در_قرآن #سبک_مادری #مادران_شریف_ایران_زمین

18 مرداد 1399 16:10:50

0 بازدید

madaran_sharif

. #س_دینی (مامان #علی ۱۲.۵، #ریحانه ۹، #علیرضا ۷.۵، #معصومه ۴.۵) #قسمت_نهم طبیعتاً وقتی آدم از خانواده‌ش دور می‌شه و توی شهر دیگه‌ای زندگی می‌کنه، ممکنه کمتر بتونه برای نقش دختری‌ش زمان بذاره. با این وجود خدا رو شکر می‌کنم که تونستیم ارتباطمون رو با خانواده‌ها حفظ کنیم و کوتاهی نکردیم. حتی توی دوران بارداری سختی‌ش رو به جون می‌خریدم که بریم تهران و به خانواده‌هامون سر بزنیم.😍 رابطه‌ی من و همسرم هم خداروشکر یه رابطه‌ی صمیمانه ست.☺️ بالاخره هر زن و شوهری اختلاف نظرهایی باهم دارن. اما وقتی دید مشترک وجود داشته باشه، از همدیگه فاصله نمی‌گیرن و به مرور همین اختلاف نظرها و سازش‌ها باعث رشد دوطرف می‌شه.👌🏻 اما خداروشکر هیچ کدوم اهل جدل و کشمکش نیستیم. اگر یه مساله‌ای مهم باشه یا مثلاً روی تربیت بچه‌ها اثر داشته باشه، با منطق صحبت می‌کنیم. اگر هم موضوع جدی نباشه زیاد اهل پرداختن به مسائل حاشیه‌ای نیستیم و به راحتی ازش می‌گذریم.😊 معمولاً وقتی توی مسائل تربیتی اختلاف نظر داریم اجازه می‌دم ایشون نظر خودشون رو اجرا کنن. معتقدم همه‌ی گزاره‌های تربیتی که ما از قبل می‌خونیم و می‌دونیم، لزوما صد در صد درست نیستن که بخوایم روش پا فشاری بیش از حد کنیم.🤪 خیلی وقتا ما باید با شرایط و بچه‌های خودمون با آزمون و خطا جلو بریم و از همدیگه توقع رفتار طبق یک گزاره‌ی خاص رو نداشته باشیم. گذر زمان، هم خیلی از روحیات نامطلوب بچه‌ها رو تغییر می‌ده و هم به ما نشون می‌ده که چطور باید پیش بریم. در کل رابطه‌ی ما با همدیگه، با صبر و مدارا و گذشت جلو می‌ره.☺️ اگر یه زمانی من اشتباه کنم ایشون به راحتی می‌بخشن. من هم تلاش می‌کنم همینطور باشم. هیچ وقت هم نمی‌ذاریم ناراحتی توی دلمون لونه کنه.😉 ما قبل از کرونا با بچه‌ها رفتیم سفر اربعین. با چهار تا بچه و کالسکه‌های سنگین! هرکی ما رو می‌دید می‌پرسید چطوری اومدید؟!🤨 همراهی همسرم و همکاری ما با همدیگه بود که سختی‌ها رو شیرین کرد و می‌کنه.👌🏻 خداروشکر رابطه‌ی ایشون هم با بچه‌ها خوبه. با وجود مشغله‌ی زیادی که دارن، خیلی صبور و با حوصله اند.😍 برای بچه‌ها وقت می‌ذارن، گاهی می‌برنشون پارک، گاهی جمعه‌ها با هم کشتی می‌گیرن، والیبال بازی می‌کنن، دوز و بازی‌های کارتی انجام می‌دن. حتی برای بچه‌ها وقت می‌ذارن تا با هم گپ بزنن.😃 یه وقتایی بچه‌ها با پدرشون درد و دل می‌کنن و چیزهایی می‌گن که شاید حتی به من نگن.💛 #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

19 اردیبهشت 1401 17:54:31

3 بازدید

مادران شريف

0

0

. به لطف خدا کارهام، روزبه‌روز تمیزتر و قشنگ‌تر می‌شد.😊 . اولویت اولم رو همسر⁦👨🏻⁩ و دخترم⁦👶🏻⁩ قرار داده بودم. بعدش کارهای خونه🥣🍲🧹🧽 و بعد عروسک‌ها🎀 که با علاقه، یکی‌یکی سر و سامون می‌دادم.😉 . اوایل که گل دختر کوچیک بود⁦👶🏻⁩، می‌ذاشتمش روی بالشت و کارای خونه و عروسکا رو انجام می‌دادم و اون فقط نگاه می‌کرد.😃 . اما بعد که راه افتاد، من هم همه‌ی کارها رو به سطوح بالا منتقل کردم!😁 . وقتی دخترم یک‌ساله شد، فهمیدم که باردارم.💗 چندان ناراحت نشدم؛😌 فقط نگران دختر اولم بودم؛😥 نگران شیر دادنش. خیلی سخت گذشت.😖 وقتی از شیر گرفتمش، خیلی بد اخلاق شد.😭 . این بار، برخلاف اولی، بارداری سختی داشتم.😩 استراحت مطلق بودم و دائم درد داشتم.😵 . ولی بالاخره همین روزها هم سپری شد و گل دختر دوممون آذر ۹۸ به دنیا اومد🥰 . بعد از زایمان دوم هم دست از کارم نکشیدم و با قوت ادامه دادم.⁦💪🏻⁩ البته اوضاع کمی سخت‌تر شد، قبلا به راحتی تو بیداری⁦ ⁦👧🏻⁩دخترم می‌تونستم، عروسک‌ها رو بسازم؛ و تو زمان‌های خوابش، من هم بلافاصله می‌خوابیدم.😴 . ولی الان دیگه اوضاع متفاوته⁦🤷🏻‍♀️⁩ تقریبا کل روز رو باهاشون مشغول بازی ام🥣🤸🏐🧩🧸 برای همین لازمه از وقت خوابم بزنم.😬 خیلی خسته می‌شم،😒 ولی برای روحیه‌ی خودم این‌کارو می‌کنم.💕☺️⁦💪🏻⁩ چون واقعا تجربه کردم که هنر روحم رو صیقل می‌ده💖 . با این حال، هیچ وقت هم حس نکردم بچه ها برام محدودیت ایجاد کرد، و به اهدافم نرسیدم. سختی داره، ولی این منم که باید خودمو باهاش وفق بدم.🤗 . خداروشکر زندگی داره میگذره⁦🤲🏻⁩ . الان دیگه دختر اولم دو سالشه و دومی ۳ ماهه⁦👶🏻⁩⁦👧🏻⁩ دختر بزرگم همش لیوان🥛 و وسایل آشپزیِ اسباب‌بازیشو🥄🍽 میاره کنارِ آبجیش هی بهش چایی🍵 می‌ده... اونم مثلا می‌خوره😂😂😂 . . وقتی به گذشته‌ی خودم نگاه می‌کنم، از این که جرئت و جسارت این تغییر رو به خودم دادم، احساس رضایت و خوشحالی می‌کنم.⁦💪🏻⁩⁦✊🏻⁩ . پ.ن: ارشدم رو آموزش محور کردم. باید برم طی سال‌های آینده دو تا درس بردارم و تمومش کنم😁 می‌خوام عروسک‌سازی رو ادامه بدم و به یاری خدا گسترشش بدم.😍 و ان‌شالله به خواست خدا فرزندان بیشتری داشته باشم.😉 . . #ح_حیدری #تجربیات_تخصصی #قسمت_پایانی #مادران_شریف_ایران_زمین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

madaran_sharif

مادران شريف

0

0

. به لطف خدا کارهام، روزبه‌روز تمیزتر و قشنگ‌تر می‌شد.😊 . اولویت اولم رو همسر⁦👨🏻⁩ و دخترم⁦👶🏻⁩ قرار داده بودم. بعدش کارهای خونه🥣🍲🧹🧽 و بعد عروسک‌ها🎀 که با علاقه، یکی‌یکی سر و سامون می‌دادم.😉 . اوایل که گل دختر کوچیک بود⁦👶🏻⁩، می‌ذاشتمش روی بالشت و کارای خونه و عروسکا رو انجام می‌دادم و اون فقط نگاه می‌کرد.😃 . اما بعد که راه افتاد، من هم همه‌ی کارها رو به سطوح بالا منتقل کردم!😁 . وقتی دخترم یک‌ساله شد، فهمیدم که باردارم.💗 چندان ناراحت نشدم؛😌 فقط نگران دختر اولم بودم؛😥 نگران شیر دادنش. خیلی سخت گذشت.😖 وقتی از شیر گرفتمش، خیلی بد اخلاق شد.😭 . این بار، برخلاف اولی، بارداری سختی داشتم.😩 استراحت مطلق بودم و دائم درد داشتم.😵 . ولی بالاخره همین روزها هم سپری شد و گل دختر دوممون آذر ۹۸ به دنیا اومد🥰 . بعد از زایمان دوم هم دست از کارم نکشیدم و با قوت ادامه دادم.⁦💪🏻⁩ البته اوضاع کمی سخت‌تر شد، قبلا به راحتی تو بیداری⁦ ⁦👧🏻⁩دخترم می‌تونستم، عروسک‌ها رو بسازم؛ و تو زمان‌های خوابش، من هم بلافاصله می‌خوابیدم.😴 . ولی الان دیگه اوضاع متفاوته⁦🤷🏻‍♀️⁩ تقریبا کل روز رو باهاشون مشغول بازی ام🥣🤸🏐🧩🧸 برای همین لازمه از وقت خوابم بزنم.😬 خیلی خسته می‌شم،😒 ولی برای روحیه‌ی خودم این‌کارو می‌کنم.💕☺️⁦💪🏻⁩ چون واقعا تجربه کردم که هنر روحم رو صیقل می‌ده💖 . با این حال، هیچ وقت هم حس نکردم بچه ها برام محدودیت ایجاد کرد، و به اهدافم نرسیدم. سختی داره، ولی این منم که باید خودمو باهاش وفق بدم.🤗 . خداروشکر زندگی داره میگذره⁦🤲🏻⁩ . الان دیگه دختر اولم دو سالشه و دومی ۳ ماهه⁦👶🏻⁩⁦👧🏻⁩ دختر بزرگم همش لیوان🥛 و وسایل آشپزیِ اسباب‌بازیشو🥄🍽 میاره کنارِ آبجیش هی بهش چایی🍵 می‌ده... اونم مثلا می‌خوره😂😂😂 . . وقتی به گذشته‌ی خودم نگاه می‌کنم، از این که جرئت و جسارت این تغییر رو به خودم دادم، احساس رضایت و خوشحالی می‌کنم.⁦💪🏻⁩⁦✊🏻⁩ . پ.ن: ارشدم رو آموزش محور کردم. باید برم طی سال‌های آینده دو تا درس بردارم و تمومش کنم😁 می‌خوام عروسک‌سازی رو ادامه بدم و به یاری خدا گسترشش بدم.😍 و ان‌شالله به خواست خدا فرزندان بیشتری داشته باشم.😉 . . #ح_حیدری #تجربیات_تخصصی #قسمت_پایانی #مادران_شریف_ایران_زمین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن