پست های مشابه

madaran_sharif

. #ف_ایرانی (مامان #فاطمه ۱.۵ساله) . دخترم از همون هفته‌های اول تولدش بد خواب بود. و هنوز هم ادامه داره... ما بهش می‌گیم شب‌کاری😅 . چند وقتی بود که الحمدلله خواب دخملی بهتر شده بود ولی دیری نپایید که...😞 دوباره #بدخوابی‌های دخترم زیاد شده بود. حتی تا ۵ صبح و من هم باید بیدار می‌موندم. تقریبا کل روزم (از صبح تا ظهر) به خواب با دخترم می گذشت😣😅 و هروقت باخانواده‌م تماس می‌گرفتم از بدخوابی شکـــایت می‌کردم و اون‌ها هم خیلی خیلی ناراحت می‌شدن.😣 . دیگه صبرم تموم شده بود. چند شب پیش با ناراحتی به همراه التماس، دعواش می‌کردم که تورو خدا بخواب!😰 خیلی از این بابت غر می‌زدم و کلافه بودم👿 تا اینکه امروز اتفاقی افتاد که خدا خواست تا من حواسم به نعمت بزرگ وجود دخترم باشه. یه لحظه از اتاق بیرون رفت و ظاهرا یک قطعه سیب‌زمینی درشت رو گذاشته بود توی دهنش🤭 . متوجه شدیم که صدای خفگی و سرفه‌ی بچه میاد! دویدم بیرون و دیدم رنگش سیاه شده. سریع به روش کمک‌های اولیه خوابوندیمش روی دستمونو ضربه می‌زدیم ولی بچه‌م داشت از دستم می‌رفت.😭 سیاه شد و یک‌دفعه بی‌حال افتار روی دستم. احساس می‌کردم بچه‌م داره از دست می‌ره😞 همسرم ناگهان گرفتشو باضربه‌ای خاص که خودشون آموزش دیده بودن، نفسش رو باز کردن تا آمبولانس رسید. الحمدلله نفس بچه برگشته بود ولی... من مردم...😭 . و پشیمون بودم از اون همه ناراحتی و گله‌ای که کردم. خدا رو شکــر کردم که دوباره دخترم رو بهم بخشید... 💞 . گاهی وجود بعضی از نعمات برام خیلی عادی و یا حتی خسته کننده می‌شه و خدا با یک تلنگر بهم یاد آوری می‌کنه. اما متأسفانه کمی که می‌گذره و مسائل و سختی‌ها هجوم میارن، شکر نعمات زندگیم، می‌ره در دورافتاده‌ترین نقطه‌ی سرزمین افکارم.😞 سعی می‌کنم یادم باشه همیشه قدردان نعمت‌های خداوند باشم، مخصوصا دراوج سختی‌ها.😇 . . پ.ن۱: پرستارها کامل چکاپ انجام دادن و الحمدلله مشکل رفع شده بود. پ.ن۲: اون ضربه‌ای که همسرم زدن (هایملیخ) نام داره که برای همین مساله خفگی ناگهانی استفاده می‌شه. البته در کودکان و زنان باردار روشش متفاوته. . . #سبک_مادری #شکر_نعمت #مادران_شریف_ایران_زمین

17 دی 1399 17:03:22

0 بازدید

madaran_sharif

. #پ_عارفی (مامان فاطمه ۷ماهه) داشتم با موبایلم کار می‌کردم. یه لحظه که گذاشتمش زمین و نظر فاطمه به صفحه‌ی روشنش جلب شد، افتاد دنبالش. گاهی از دستش پرت می‌شد دورتر و دوباره تلاش می‌کرد و خودشو بهش می‌رسوند. پیگیریش برام جالب بود. گفتم بذار با کنترل تلویزیون هم امتحان کنم ببینم دنبالش می‌ره؟!😁 دوتایی داشتیم تماشاش می‌کردیم. خودمون هم هراز گاهی کنترل رو از دم دستش دور می‌کردیم که بازم تلاش کنه و نوپا کوچولومون خودشو بهش برسونه.😍 یه جایی وسط ذوق کردنامون همسرم گفت ببین گاهی کار خدا هم همینطوریه ها... یه وقت‌ها خواسته‌مونو از ما دور می‌کنه چون می‌دونه اگه نرسیم، بیشتر رشد می‌کنیم. همین‌طور که ما کنترل تلویزیونو از دم دستش دور کنیم تا بیشتر تلاش کنه بهش برسه. من و توی مامان و بابا می‌دونیم این تلاش چقدر براش خوبه ولی خودش شاید بگه اینا چقدر اذیتم می‌کنن نمی‌ذارن به خواسته‌م برسم!😏 #سبک_مادری #مادرانه #عارفانه #مادران_شریف_ایران_زمین

21 مرداد 1400 10:26:36

0 بازدید

madaran_sharif

#قسمت_سوم من هم داشتم #مادر می‌شدم😇 . روزای پر از خاطره و پر از تجربه‌ی دانشجوی فیزیک بودن🎓 داشت تموم می‌شد و من با کوله‌باری که توش یه چیزایی از تجربه 👓 و رفاقت 👥 ریخته بودم، وارد مراحل جدید زندگیم می‌شدم... . تصمیمم رو برای آینده تا حدی گرفته بودم و نقشه‌های کوتاه مدت و بلند مدتی رو توی ذهنم کشیده بودم👍✍ . اولین قدم مادری بود 👶❤️ . امتحانات پایان ترمِ ترم آخر رو در حالی دادم که حالا دیگه یه مادر بودم 💖 . از همون دوران دانشجویی، توی فعالیت‌های غیر درسیم به موضوعات خاصی از مسائل فرهنگی گرایش داشتم . حالا دیگه می‌دونستم باید از فیزیک دل بکنم و برم جایی که باید باشم 😌 . کم نبود... ۳ سال طول کشید تا بفهمم کجا باید باشم 🔍 . این تصمیمی بود که با شناخت از خودم و جامعه‌م و شرایط خانوادگیم بهش رسیده بودم💡 . مادر بودن برای بچه‌ای که تو راه بود، فقط از عهده من برمیومد؛ نه هیچکس دیگه😏 . فقط از عهده من برمیومد؛ پس اولین و اصلی‌ترین بود اما تنها کاری نبود که بر عهده من بود...☺ . از همون اواخر دانشجویی به خاطر #فعالیت‌های_فرهنگی‌ که داشتم کم و بیش #موقعیت‌های_شغلی بهم پیشنهاد می‌شد🏫🎓💼 . اما تا اواسط بارداری به خاطر استراحت مطلقی که دکتر تجویز کرده بود، بدون تردید دست رد به سینه‌شون زدم 😌 . بعد از تصمیمم برای تغییر رشته شاید این اولین باری بود که خیلی جدی خودم رو، زندگیم رو، آینده‌م رو تحت تاثیر نقش جدیدم، یعنی #مادری می‌دیدم 😌 . زهرا دختر یکدانه و دردانه فامیل 💝 قرار بود آخرای شهریور به دنیا بیاد 👼 که من از اردیبهشت شروع به کار کردم 💼 . دیگه کار کردن من مشکلی برای دخترم که وجودش به وجود من وابسته بود💗 ایجاد نمی‌کرد؛ از طرفی موقعیت شغلی‌ای برام پیش اومد که به ایده‌آل‌ها 🌟 و نقشه‌هایی که توی ذهنم کشیده بودم نزدیک بود...✨ کاری بود که من رو با همه ابعاد وجودیم به رسمیت می‌شناخت 👑 . ادامه دارد... . پ ن ۱: در مورد تصمیمم برای ادامه ندادن فیزیک اینو میتونم بگم؛ #مسیری که من باید توی زندگیم میرفتم تا به #هدفم برسم از دانشگاه شریف رد میشد! 🚶‍من، با همه روحیاتی که تا ۱۸ سالگی و بدو ورود به دانشگاه داشتم، باید دانشجوی فیزیک شریف میشدم تا بتونم الان اینجایی باشم که هستم!! 😎 یه کم پیچیده شد😁🙈 . پ ن ۲: وقتی کارم رو شروع کردم به خاطر شرایط #بارداریم اصطلاحا با #دورکاری پروژه‌هام رو انجام می‌دادم 💻 و این، اولین نمونه از #به_رسمیت_شناختن_من بود❣ . پ ن ۳: تصویر، کارت فارغ التحصیلیم در دست زهرا . #ف_جباری #فیزیک۹۲ #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف

06 آذر 1398 15:44:42

0 بازدید

madaran_sharif

. . . #قسمت_اول . #بنت‌الهدی (مامان سه دختر) . . ۵ تا بچه‌ی قدونیم‌قد روی تخت بالاپایین می‌پریدن و می‌گفتن: ما اعتراض داریم! خواهر نیاز داریم!😁 . دیری نپایید که من شدم ششمینِ آن پنج نفر و البته تنها دختر خانواده! سال ۷۱ و در خانواده‌ای پرجمعیت و پرمشغله در تهران دیده به جهان گشودم!⁦👶🏻⁩ . مادرم چهل‌ساله بودن، اون‌موقع ایشون پزشک و هیئت علمی دانشگاه تهران بودن؛ ولی قبل از تولد من پیشنهاد ریاست دانشگاهی در قم بهشون داده‌شده‌بود. با توجه به شرایط زمان و ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد اون دانشگاه، مادرم تشخیص دادن که به‌عهده‌گرفتن ریاست دانشگاه فاطمیه‌ی قم وظیفه‌ای هست که خدا ازشون می‌خواد انجام بدن.🥰 . پدرم مهندس برق بودن. از اول ازدواجشون با هم شرط کرده‌بودن که تا پایان عمر، خودشون رو وقف ظهور امام عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف بکنن و تو این مسیر وظیفشون رو پیدا کنن و انجام بدن.💓 . این همون مسئولیتی بود که اون زمان رو دوششون اومد و با پدرم تصمیم گرفتن که کار رو شروع کنن و یقین داشتند به این اصل که: اگر کسی به خاطر خدا وظیفه‌اش رو انجام بده، خدا جابره و جبران می‌کنه. خدا بهترین مصلحت رو برای کسی رقم می‌زنه که عبادتش رو خالصاله تقدیم خدا کنه.🌺 عبادت هم فقط نماز و روزه نیست، سرباز امام عصر بودن افضل عباداته. و موقعی می‌شه سرباز ایشون بود که وظیفه رو درست تشخیص بدیم و بهش عمل کنیم. . خلاصه این‌که سه روز بعد از تولدم با مادرم و برادر دوساله‌ام راهی قم شدیم. . دوران شیرخوارگی من این‌طور بود که پشت در اتاق جلسات مادرم، پیش منشی ایشون بودم و هروقت لازم بود مادرم خودشون می‌اومدن و شیر می‌دادن به من.🤗 علی‌رغم مشغله‌شون حتی‌المقدور می‌خواستن از نعمت آغوش مادر و شیر مادر محروم نباشم. . چهار سال این‌طور گذشت که من و کوچکترین برادرم، قم پیش مادرم بودیم، و بقیه‌ی پسرها و پدرم تهران بودند، مدرسه می‌رفتند و در طول روز پرستار مطمئنی، کارهای بچه‌ها رو مدیریت می‌کرد. هر هفته پنج‌شنبه و جمعه‌ها می‌اومدن قم و دور هم جمع می‌شدیم.😊 . اون‌موقع بعضی‌ها به پدرم می‌گفتند چه حوصله‌ای داری!!!🙄 هر هفته دو ساعت راه با چهارتا پسر که تو سروکله‌ی هم می‌زنن میری قم و برمی‌گردی! ایشون می‌گفتن من احساس می‌کنم یه خونه‌ دارم که حیاطش از تهران تا قمه! خدا به من یه خونه‌ی بهشتی داده تو همین دنیا.😍 نوع نگاه زیبای ایشون تحمل سختی‌های زندگی رو آسون می‌کرد براشون. . . #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

18 اسفند 1399 18:02:00

0 بازدید

madaran_sharif

. #قسمت_ششم #ش_رهبر (مامان سه پسر ۹، ۶ و ۳ ساله) . پسر سومم که یه مقدار بزرگ شد و از آب و گل در اومد، تصمیم گرفتم یه سری کارها برای تقویت روحی و جسمی خودم انجام بدم.🤩 . یه کاری که خیلی بهش علاقه داشتم، پختن کیک و شیرینی بود. پسر سومم یک ساله بود که جدی‌تر رفتم سراغ این کار. البته از قبل هم علاقه داشتم و گاهی کیک یا قطّاب درست می‌کردم.😋 از طریق صفحات مجازی، کیک و شیرینی‌پزی حرفه‌ای رو یاد گرفتم و کیک‌های خوبی هم درست کردم. حتی چند باری هم دوستام سفارش دادن و براشون پختم. البته خیلی واسه سفارش گرفتن و کار جدی وقت نداشتم.☺️ . به فکر کلاس ورزشی هم بودم.🏃🏻‍♀ چون زیاد پشت لپ‌تاپ می‌نشستم، کمردرد و گردن‌درد داشتم و دنبال ورزش‌های اصلاحی بودم. وقتی شنیدم محل کارمون کلاس پیلاتس گذاشته، با اشتیاق ثبت‌نام و شرکت کردم.🙃 صبح زود تا بچه‌ها خواب بودن، می‌رفتم و بعد از یکی دو ساعت برمی‌گشتم. چند وقت بعد چون راهش دور بود، ترجیح دادم یه کلاس ورزشی نزدیک خونمون برم که شهرداری برگزار می‌کرد و بعدازظهرها بود. باز هم تا بچه‌ها خواب بودن، می‌رفتم و ۲ ساعته میومدم. . در غیاب من اگرم بیدار می‌شدن، مسئولیتشون‌ با داداش بزرگه بود و می‌دونستن باید به حرفش گوش بدن.👦🏻 البته متاسفانه از اسفند پارسال به خاطر کرونا تعطیل شد و خیلی حیف شد که نتونستم ادامه‌ش بدم. . حدوداً از یک سال پیش، یه کار پروژه‌ای مرتبط با صنایع رو هم شروع کردم. از اینکه کاری مرتبط با رشته‌م انجام می‌دادم، حس خوبی داشتم. این کار رو هم توی خونه انجام می‌دادم و جلسات حضوری‌ش کم بود.☺️ کار پژوهشی قبلیم رو هم تا حدی انجام می‌دادم و پیش می‌بردم.💪🏻 . همسرم که دیگه خودشون از دکترا فارغ‌التحصیل شده بودن، بهم پیشنهاد دادن که واسه کنکور دکترا ثبت‌نام کنم و بخونم.😍 . دوست داشتم رشته‌ی مدیریت آموزش عالی بخونم و چون رشته خودم نبود، باید بیشتر وقت می‌ذاشتم ‌و تلاش می‌کردم. اکثراً می‌رفتم توی اتاق و درس می‌خوندم، بچه‌ها هم بیرون با همدیگه بازی می‌کردن. از پرستار یا مهد کمک نگرفتم، فقط یه مدت کوتاهی مامانم اومدن پیشمون و کمکم کردن. تا قبل از اسفند منظم و با برنامه درس می‌خوندم اما بعدش که کنکور عقب افتاد، یه مدت درس رو رها کردم. یکی دوماه مونده به کنکور که قرار بود مرداد برگزار بشه، دوباره شروع کردم و نهایتاً رتبه‌م ۱۴ شد.🤩😍 . فکر می‌کنم به برکت حضور بچه‌ها بود که خدا کمکم کرد. چون رتبه‌م با میزان درس خوندنم، ‌جور در نمیومد.🤷🏻‍♀ . . #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

26 دی 1399 14:54:32

0 بازدید

madaran_sharif

. سلام ✋ یه مستند جالب براتون داریم. خانم فهیمه سایر مامان چهار فرزند هستن و چند ساله با همسرشون یه فروشگاه راه انداختن.🙂 محصولات با کیفیتی که متناسب با فرهنگ ایرانی و اسلامی هست رو جمع‌آوری و گاهی هم خودشون طراحی و تولید میکنن.👌 علاوه بر کارآفرینی و مدیریت فروشگاه، حواسشون به بچه‌ها و تربیت و سلامتیشون هم هست و براش وقت می‌ذارن. توی محیط کارشون تاب و سرسره گذاشتن تا بچه‌ها و مامان‌ها راحت باشن و جلسات بحث و گفتگو هم برای مامان‌ها برگزار می‌کنن همونجا.😇 اولش کارشون رو با یه سرمایه‌ی خیلی محدود و از توی خونه‌ی خودشون شروع کردن و با تلاش و خلاقیت کارو پیش بردن و به مرور تونستن سرمایه‌های بیشتری رو جذب کنن و کارشون رو گسترش بدن.💪 این مستند جالب و دوست داشتنی رو از دست ندید.🌹 پ.ن : این مستند خوب از شبکه‌ی تهران پخش شده چند وقت پیش تحت عنوان مهربانو. تهیه کننده‌ش خانم زینب پور ابراهیم هستن. @mehrbanootv5 فروشگاه خانم سایر هم اسمش ایرانیکاست. @iranikaa_ir #مستند_مهربانو #فهیمه_سایر #مامان_چهار_فرزند #بانوی_کارآفرین #مادران_شریف_ایران_زمین

17 آذر 1400 18:20:31

1 بازدید

مادران شريف

0

0

. #ط_اکبری (مامان رضا ۷.۵ساله، طاها ۶ساله، محمد ۳.۵ساله، زهرا ۸ماهه) - نمی‌دونم چیکار کنم بچه‌ها بعد کارشون دستشویی رو یه آب بگیرن! دستشویی همیشه بو می‌ده.😞 یه روز در میون پروژه‌ی بشور بساب دارم. - من که چهار تا پسر بزرگ کردم بهت می‌گم پسرا همینن. اصلا جوش نخور کاری نمی‌شه کرد. - آره عزیزم ما که دختر داریم ولی مردای ما هم همینن از بچگی همین بودن عوض بشو هم نیستن. کلا مذکر جماعت همینه! من: 😭 واقعا نمی‌شه کاریش کرد؟ نمی‌تونستم بپذیرم. دعوا و ریخت و پاش و جیغ و هوار رو پذیرفتم. وای خدایا یعنی چیا مونده که باید بپذیرم؟؟ بارها اینکارا رو کرده بودم.👇🏻 بچه‌ها! بیایید ببینید چقدر سرویس بهداشتی بوی خوب می‌ده برق می‌زنه.🤩 ببینید مامان چیکار می‌کنه! اینجوری (اجرای عملیات.. 😁) بیایید قصه بگم!😍😅 نه بابا!! انگار تاثیر ماثیر اصلا تو کارشون نیست.😒 جایزه که نتیجه‌ی کوتاه مدت می‌ده. تنبیه و محرومیت هم که باید روز به روز آپدیت کنی ورژن جدیدتر! منتظر ایجاد انگیزه درونی هم نمی‌شه وایساد.😐 گشتم و گشتم و گشتم... باهاشون قرار گذاشتم اگه ۴۰ روز هر بار که از سرویس بهداشتی استفاده می‌کنن، خوب تمیز کنن و به من بگن براشون ✅ بزنم آخر این ۴۰ روز یه جایزه دارن. بهشون هم نگفتم جایزه چیه ولی خودم می‌دونستم چیه.😊 خلاصه یه نسخه‌ی سطح پایین بهشت رو شبیه سازی کردم براشون.😄 الان که در خدمت شما هستم ۷۵ روز از اون قرار می‌گذره! و خداروشکر دیگه بوی بدی به مشاممون نرسیده.😂 و دیگه عادتشون شده.👌🏻 چند روز پیش خاله‌م اومده بود خونه‌مون روضه داشتیم. بچه‌ها هی چای می‌خوردن و می‌رفتن دستشویی.😅 مامانی! تیک منو بزن.😁✅ تیک قبلی رو زدی؟ تیک منم بزن! ... بنده خدا خاله جان آخر طاقت نیاورد و پرسید: این بچه‌ها گزارش کار می‌دن؟😂 پ.ن: نسخه‌ی سطح پایین بهشت همون دادن جایزه در زمان دور هست و یه جورایی همون حس خوف و رجا. جایزه خیلی هیجان انگیزه! اما اگه فوری باشه به تنهایی هدف می‌شه و اون کار چون از انگیزه درونی نجوشیده، ملکه‌ی ذهن نمی‌شه. #عادت_سازی #روزنوشت_های_مادری #مادران_شریف_ایران_زمین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

madaran_sharif

مادران شريف

0

0

. #ط_اکبری (مامان رضا ۷.۵ساله، طاها ۶ساله، محمد ۳.۵ساله، زهرا ۸ماهه) - نمی‌دونم چیکار کنم بچه‌ها بعد کارشون دستشویی رو یه آب بگیرن! دستشویی همیشه بو می‌ده.😞 یه روز در میون پروژه‌ی بشور بساب دارم. - من که چهار تا پسر بزرگ کردم بهت می‌گم پسرا همینن. اصلا جوش نخور کاری نمی‌شه کرد. - آره عزیزم ما که دختر داریم ولی مردای ما هم همینن از بچگی همین بودن عوض بشو هم نیستن. کلا مذکر جماعت همینه! من: 😭 واقعا نمی‌شه کاریش کرد؟ نمی‌تونستم بپذیرم. دعوا و ریخت و پاش و جیغ و هوار رو پذیرفتم. وای خدایا یعنی چیا مونده که باید بپذیرم؟؟ بارها اینکارا رو کرده بودم.👇🏻 بچه‌ها! بیایید ببینید چقدر سرویس بهداشتی بوی خوب می‌ده برق می‌زنه.🤩 ببینید مامان چیکار می‌کنه! اینجوری (اجرای عملیات.. 😁) بیایید قصه بگم!😍😅 نه بابا!! انگار تاثیر ماثیر اصلا تو کارشون نیست.😒 جایزه که نتیجه‌ی کوتاه مدت می‌ده. تنبیه و محرومیت هم که باید روز به روز آپدیت کنی ورژن جدیدتر! منتظر ایجاد انگیزه درونی هم نمی‌شه وایساد.😐 گشتم و گشتم و گشتم... باهاشون قرار گذاشتم اگه ۴۰ روز هر بار که از سرویس بهداشتی استفاده می‌کنن، خوب تمیز کنن و به من بگن براشون ✅ بزنم آخر این ۴۰ روز یه جایزه دارن. بهشون هم نگفتم جایزه چیه ولی خودم می‌دونستم چیه.😊 خلاصه یه نسخه‌ی سطح پایین بهشت رو شبیه سازی کردم براشون.😄 الان که در خدمت شما هستم ۷۵ روز از اون قرار می‌گذره! و خداروشکر دیگه بوی بدی به مشاممون نرسیده.😂 و دیگه عادتشون شده.👌🏻 چند روز پیش خاله‌م اومده بود خونه‌مون روضه داشتیم. بچه‌ها هی چای می‌خوردن و می‌رفتن دستشویی.😅 مامانی! تیک منو بزن.😁✅ تیک قبلی رو زدی؟ تیک منم بزن! ... بنده خدا خاله جان آخر طاقت نیاورد و پرسید: این بچه‌ها گزارش کار می‌دن؟😂 پ.ن: نسخه‌ی سطح پایین بهشت همون دادن جایزه در زمان دور هست و یه جورایی همون حس خوف و رجا. جایزه خیلی هیجان انگیزه! اما اگه فوری باشه به تنهایی هدف می‌شه و اون کار چون از انگیزه درونی نجوشیده، ملکه‌ی ذهن نمی‌شه. #عادت_سازی #روزنوشت_های_مادری #مادران_شریف_ایران_زمین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن