پست های مشابه
childrenbooks_ir
سلام صبحتوتن بخیررر 🐒🐒🐒🐒🐒 عنوان :میمون زرنگ و خرس تنبلپديدآورنده :دامغانی ، علی تصويرگر :داریوش نخعی ناشر :سازمان ترویج کتاب های کودکان و نوجوانان سال انتشار :1368 🐻🐻🐻🐻🐻 #الف_چیلدرن_بوکز #ب_چیلدرن_بوکز #چیلدرن_بوکز #کتاب_خوب #کتاب_پندآموز #کتاب_بخوانیم #کتاب_خوب_بخوانیم #قصه_خوانی #قصه_شب #قصه_گویی #داستان_شب #داستان_کودک #داستان
09 مرداد 1399 04:26:04
17 بازدید
childrenbooks_ir
پارت اول کتاب" بند انگشتی" اثر شاگاهیراتا برای گروه سنی الف و ب نشر راضیه ۱۳۷۹ ادامه در پست بعدی... این کتاب قشنگ رو یادتونه؟🥰 . . پیج بزرگسالانمون @webooks_ir . . #الف_چیلدرن_بوکز #ب_چیلدرن_بوکز #نوستالژی_چیلدرن_بوکز #نوستالژیک #کتابکودک #کتاب #بندانگشتی #قصه #شاگاهیراتا #قدیمی
09 خرداد 1400 10:06:08
0 بازدید
childrenbooks_ir
کتاب" دویدم و دویدم " از ادبیات عامیانه نشر گزارش سال نشر ۱۳۶۶ یادش بخیر بچه بودیم مامانم شعرشو میخوند برامون نمیدونستم کتابش هست تا اینکه این کتاب رو پیدا کردم 🤭😍 قبلا ورژنهای دیگشو دیده بودم شعرش متفاوت بود. شما خاطره ای دارین؟ . . . #الف_چیلدرن_بوکز #ب_چیلدرن_بوکز #نوستالژی_چیلدرن_بوکز #نوستالژیک #قدیما #دهه_شصت
21 دی 1399 12:50:37
1 بازدید
childrenbooks_ir
قصه دوم کتاب " بگو موش نگو خرگوش!" بازنویسی: مجتبی حیدرزاده نشر صدف ۱۳۷۵ . . #نوستالژی_چیلدرن_بوکز #ب_چیلدرن_بوکز
10 شهریور 1400 13:25:34
0 بازدید
childrenbooks_ir
قسمت سوم و پایان 🦁🦁🦁🦁🦁 عنوان :خر در لباس شیر پديدآورنده :مترجم: الهه متوسلی تصويرگر : ناشر :تهران: پرنده پنج قصه خواندنی 1- الاغ و بار نمک 2- گرگ و بره 3- خر در لباس شیر 4- شکم قورباغه 5 - مورچه و پروانه سال انتشار :1373 🦁🦁🦁🦁🦁 کی این کتابو داشته؟ 😍🤗 #الف_چیلدرن_بوکز #ب_چیلدرن_بوکز #چیلدرن_بوکز_نوستالژی #نوستالژی_دهه70 #نوستالژی_کودکی #کتاب_خوانی #کتابخوانی_مجازی #داستان_شب #قصه_خوانی_کتاب #قصه_نوستالژیک #داستانهای_پندآموز #کتاب_بخوانیم
17 شهریور 1399 05:15:38
0 بازدید
childrenbooks_ir
پارت پنجم کتاب" انگشت جادویی" نویسنده: رولد داهل تصویرگر: هنری گالرول موسسه چاپ آستان قدس رضوی ۱۳۷۱ . . #ب_چیلدرن_بوکز #ج_چیلدرن_بوکز #نوستالژی_چیلدرن_بوکز #نوستالژی #کتابکودک #کتابخوانی #کودک
05 اردیبهشت 1400 14:21:16
0 بازدید
باقری
0
0
کنار پنجره ی ایوان ، روی طاقچه گلدان بود درخت سیب ، بهار که میشد صدایم میکرد سایه اش را می گویم همان جایی که استکان و قوری برای چای خوردن بود مادربزرگ یادت هست ؟ دلم همیشه برای قصه های شیرینت تنگ میشد حالِ تو هم بد می شد اگر حالِ دلم بد می شد بهار که می آمد ، حوضِ ماهی ها چه خوش رنگ میشد اصلا تمام خوشبختی ها درونِ خانه ی تو جمع میشد مادربزرگ یادت هست ؟ با خندیدنت چینیِ شکسته ی دلم بند میشد دستِ خودم نبود ؛ می مردم اگر یک مو از سرت کم میشد بهار که می آمد می گفتی : دختری زیبا درونِ کوچه ها قدم می زند بهار را می گفتی … وقتی تمامِ درختان به شوقِ دیدنش شکوفه می دهند ! یادت هست ؟ . به این کلیپ میشه ساعتها خیره شد 🥺🥺 . . . . #نوستالژی_چیلدرن_بوکز #نوستالوژیک #نوستالژیک #نوستالژی #قدیما #یادش_بخیر