chamran_kids
دنبال کننده
10
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
. ۳ آسیب وحشتناک امتحان روی بچه ها😱😳 . لطفا لطفا لطفا‼️ از این نکات و آسیب ها و راه حل هاشون غافل نشید! ورق بزنید و بخونید ⬆️😇 . ✅این پست رو ذخیره کنید و برای معلم ها و مسئولین مدرسه ای که میشناسید بفرستید! #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #امتحانات_ترم #امتحان #آموزش_پرورش #آزمون #آموزش_کودک#یادگیری
20 اردیبهشت 1401 11:12:22
0 بازدید
chamran_kids
. چهل چراغ: چراغ سوم #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران . . ❓چه شد تصمیم گرفتیم مدرسه پسرانه تاسیس کنیم؟ . چند سالی از فعالیتمان در #حسینیه_کودک، می گذشت. بچه ها بعد از دوره فعالیتشان در کنار ما، برای پیش دبستانی و دبستان وارد مدارس دیگری می شدند. خیلی دلمان میخواست آینده ی بچه ها را که آن همه کنارشان خاطره داشتیم از نزدیک ببینیم. البته دورادور روند بچه ها را بررسی می کردیم ولی خب خیلی فایده نداشت. از طرفی تعدادی از خانواده ها هم اصرار داشتند مدرسه داشته باشیم و بچه ها را در این مدرسه ثبت نام کنند. با پیگیری و حسن نیت یکی از خانواده ها، با اینکه مجوزمان هنوز آماده نشده بود و در حال پیدا کردن فضای مناسب بودیم تصمیمان برای تاسیس مدرسه جدی تر شد. روند گرفتن مجوز را طی کردیم. مراحلی سخت، پیچیده و بعضا طاقت فرسا، به خصوص جلسه های عجیب گزینش. هنوز راجع به نماز جمعه، مدل هیات رفتن، مدل پوششمان که با جلسه آمدنمان متفاوت است یا نه سوال می پرسیدند. و من تمام مدت گزینش، داشتم به این قضیه فکر می کردم چطور مدارسی کاملا غیر مذهبی و با مدلهای بسیار متفاوت با فرهنگمان داریم اگر همه مدیران این مراحل سفت و سخت را پشت سر می گذرانند. گزینشی که چند ماه طول میکشد و به قول خودشان تمام ابعاد شخصیتی فرد را زیر و رو می کردند.... بالاخره جواب گزینشمان آمد. باید اسمی برای مدرسه انتخاب می کردیم. مصر بودیم اسم شهیدچمران را انتخاب کنیم. قانونهای خاص و دست و پاگیری دراین باره وجود داشت. اسم شهیدخاص را اجازه نمیدادند انتخاب کنیم و در موارد خاص تر، اگر اجازه خانواده شهید را می گرفتیم بعد از طی مراحلی، شاید این اجازه صادر میشد. خلاصه یک سری قانون هایی وضع شدند که تمام تلاششان را بکنند تا آدم از خیرِ اسم شهدا، امامان و ... بگذرد و بعد به صحبتی از امام خمینی برخوردیم که در ماجرای پاوه به شهیدچمران لقب"#حمزه_دوران" را داده بودند. بالاخره ما از مرحله طاقت فرسای راضی کردن آدمها، برای اسم مدرسه مان نجات پیدا کردیم. اسم شناسنامه ایِ مدرسه مان شد حمزه دوران و اسمی که همه ما صدایش می کنیم همان " #شهید_چمران" . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران
27 خرداد 1399 17:33:42
0 بازدید
chamran_kids
📖 📖 مجموعه داستان های #گِل_آباد قسمت ششم👈 فکر بکر چراگو هم چنان ادامه داره... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #قصه #کودک
13 فروردین 1398 09:41:23
0 بازدید
chamran_kids
💡 کلاس سومی ها بعد از این که سورهی بیّنه را خواندند، فعّالیت مغز متفکّر را انجام دادند. چگونگی فعّالیت مغز متفکّر: یکی از بچّهها کاری را بیان میکند؛ مثلاً میگوید: باید چلوکباب بخوریم. بقیه دو گروه میشوند. گروهی که موافق است، سمت راست و گروهی که مخالف است، سمت چپ، مقابل گروه اوّل میایستد. اعضای هر گروه باید دلیل موافق یا مخالفبودن خود را بیان کنند. محمّدصالح گفت: باید چلوکباب بخوریم. محمّدحسن مخالفت خود را ابراز کرد و گفت: اگر هر روز چلوکباب بخوریم، مریض میشویم. محمّدصالح با تعجّب گفت: منظور من ماهی یک بار بود! در این لحظه فهمیدند، مشخّصکردن قیدِ ماهی یک بار یا هر روز چهقدر روی فکرهایمان اثر میگذارد. گاهی بعد از بیانکردن دلیل کسی از صف مخالفان به صف موافقان میپیوست؛ یا برعکس. بیّنه یعنی دلیل روشن. فعّالیت مغز متفکّر به کلمهی بیّنه ربط دارد. این فعّالیت قدرت فکرکردن را زیاد میکند. #کلاس_سومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #قرآن_برای_کودکان #تدبر_در_قرآن #حمزه_دوران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
21 فروردین 1398 05:51:55
0 بازدید
chamran_kids
یادگیری لذبخش؟چه جوری؟😃 . خیلی از معلم ها فکر میکنند که باید تمام فعالیت ها و آزمایش های درسی و کتاب رو انجام بدند تا بچه ها سریع مطالب رو یادبگیرند و درس براشون جا بیوفته اما چیزی که مهم تره و اکثرا ازش غافل میشیم اینه که دانش آموز باید تو این مسیر یادگیری، فرصت آزمون و خطا داشته باشه، شور و هیجان رو تجربه کنه و لذت آموختن رو با تمام وجود بچشه😍 . پ.ن ۱: تو این فیلم خاله و دخترهای کلاس سومی باهم یه آزمایش علوم هیجان انگیز انجام میدن که حسابی بچه ها رو شگفت زده میکنه🤩 . پ.ن ۲: خداروشکر که دوباره میتونیم به صورت حضوری و ملموس تر مباحث و فعالیت ها رو با وجود قشنگ بچه ها تجربه کنیم🙃 . ⁉️شما به بچه ها فرصت یادگیری لذت بخش رو میوید؟؟؟🤔 #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #دختران_چمرانی #آزمایش_علمی#علوم_دبستان#آموزش_پروژه_محور #علوم#علوم_سوم_دبستان#آموزش_علوم #درس#کلاس_سوم#یادگیری #لذت_یادگیری
10 آذر 1400 14:56:53
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت دوم . تابستان اول/ در جستوجوی یخچالهای ایسلند . یکی از رؤیاهای بزرگم، نوشتن یک رمان بلند بود. 11سالم بود، چند تا برگه کوچک A6 در کمد پیدا کردم، همه را باهم منگنه و یک دفترچه درست کردم. یک نقاشی روی جلدش کشیدم و یک عنوان دهانپُرکن برایش گذاشتم. «در جستوجوی یخچالهای ایسلند». حالا یکی نبود بگوید: چرا این اسم رو گذاشتی؟! یخچال به درد کی میخوره که بره دنبالش. ولی من در همان عالم نوجوانی فکر میکردم کلاً جستوجو جالبترین کار دنیاست، حالا جستوجوی چیزهای عجیبتر، جالبتر هم هست. اسمهای خارجی برای شخصیتهای داستانم گذاشته بودم که رمانم جذابتر بشود. اسمهایی مانند تام، جیم، سام و .... خواهرم دست به نوشتنش خیلی بهتر از من بود. سرعتش هم بیشتر بود. یک روز قصهای که در ذهنم بود را برایش تعریف کردم و او هم نوشت. 16صفحه شد. به همه پز میدادم که «من یه داستان 16صفحهای نوشتم، تازه هنوزم تموم نشده.» . بعد از این تجربه خوب، به خاطر علاقهای که به داستان داشتم، کتاب داستانهای خواهر و خالهام که خیلی کتابخوان بودند را میگرفتم و میخواندم. کلاً معروف شده بودم به اینکه در هر حالتی کتاب میخوانم، حتی در خیابان. سالها بعد که دانشجو شدم استاد دانشگاهمان چند بار به من گفت که در خیابان مرا در حال کتاب خواندن دیده و هرچه برایم دست تکان داده و سلام کرده، من متوجه نشدم. خواندنم خیلی کند بود، ولی در همان تابستانهای کودکی، تعداد زیادی کتاب و فیلمنامه از نویسندههای مختلف را خواندم. کتابی خواندم که در آن چند نوجوان، یک انجمن مخفی درست کرده و اشعارشان را برای هم میخواندند و این کار برایم همیشه یک آرزو بود. در دانشگاه از همان سال اول سعی کردم نمایشنامه و داستان بنویسم. الآن چند تا کتاب داستان و شعر کودک نوشتم. نوشتن برایم دوستداشتنی است. همین مهارت نوشتن، در پایاننامه، نامهنگاریهای اداری، ارائه گزارش کار، تدریس و تدوین کتابهای علمی پژوهشی کلی کارم را راه انداخته و باعث شده محتاج کسی نباشم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها
26 تیر 1399 18:26:32
1 بازدید
ادمین چمران
0
0
مدرسه ی مذهبی یا مدرسه ی گلخانه ای؟ کدام⁉️🤔 . 🔴اول کپشن رو بخون بعد عکس ها رو ورق بزن👆🏻🤗 . تا جایی که یادمه، خانواده ام دغدغه این را داشتند که به یک مدرسه مذهبی بروم. کلی ساعت در راه رفت و برگشت به مدرسه بودم چون اطرافمان مدرسه ی خوب و مذهبی نبود. . در همان مدرسه مثل خیلی از مدرسه های آن موقع، سخت گیری های زیادی نسبت به حجاب، نماز و خیلی چیزهای دیگر بود. به نظرم آن موقع این چیزها طبیعی تر بود یعنی نه اینکه رفتارهای چَکُشی به چشم ما نیامده باشد ولی حداقل در جامعه چیزهای خیلی متفاوت نمی دیدیم، چون نه مدرسه دوست داشت و نه خانواده این امکان را برایمان فراهم می کردند. . الان هم مدرسه ی قدیممان و خیلی از مدرسه های دیگر هنوز با همان سخت گیری ها هستند ولی انگار همه باور دارند که سخت گیریها یک پوسته ی خیلی نازک و در حال ترک خوردن است و کم مانده به گوشت برسد، بر خلاف زمان ما. ولی اهالی مدرسه ها و حتی خانواده ها دوست ندارند تغییری در روششان بدهند یا کمی پوسته را ترمیم کنند. . برای خودم هیچ وقت این ماجرا حل نشد که چرا الان وقتی بچه ی من یک قدم بعد از درِ مدرسه چیزهایی می بیند که مو بر تن آدمیزاد سیخ می کند، هنوز ما اصرار داریم همه ی مادرهای بچه ها ولو صوری، چادری باشند یا وقتی موبایل و تبلت و اصلا چرا راه دور برویم همین تلویزیون خودمان همه چیز را صاف و پوست کنده کف دست بچه ها میگذارد، هنوز ما در مصاحبه ها از خانواده ها می پرسیم شما ماهواره دارید؟😑 مهمانی هایتان چطور است؟ 😒 روابطتتان با نامحرم و از این دست سوالات که رسما انگار خودمان داریم به طرف مقابل میگوییم باباجان بگو ما کاملا اهل رعایت هستیم حداقل جلوی شما رعایت می کنیم نگران نباشین.😅 چرا باید جوری جلوی هم باشیم که بچه ها یکی از مهمترین نکته های دین یعنی صادق بودن را ببوسند و کنار بگذارند؟🤔 . هیچ وقت یادم نمیرود روزی را که دوستم - در همان مدرسه ی خیلی معروف و مذهبی- که هم خودش هم مادرش خیلی خوب با چادر رو می گرفتند، بهم گفت: میخوام یه رازی بهت بگم، من چادری نیستم. من در حالیکه چشم هایم گرد شده بود، جواب دادم: داری الکی میگی،تو هیچ وقت اینطوری نیستی. او خندید و گفت: آفرین که اینقدر به دوستت اطمینان داری.😅 . و چند سال بعد عکس بی حجاب همان دوستم را در فضای مجازی دیدم....و دنیا برای چند لحظه، برایم متفاوت شد .....!🙃 . ادامه متن رو در عکس ها بخونید😊⬆️ #مدرسه #کودک #مذهبی #کلاس #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #تربیت #جشن