chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
بالاخره بهترین سن شروع امتحانات کیه⁉️🤔🧐 حالا که نزدیک فصل امتحانات هست براتون یه سری مطلب اساسی و مهم درباره آزمون گرفتن از بچه ها آماده کردیمـــ... 😇 . نکات رو ورق بزنید و بخونید⬆️😊 . ✅این پست رو ذخیره کنید و منتظر پست های بعدی مون باشید‼️ . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #امتحان#امتحانات_ترم#مدرسه #آموزش_کودک #آموزش_پرورش
19 اردیبهشت 1401 16:57:42
0 بازدید
chamran_kids
چهل چراغ: چراغ دوم هیئت کودک #هیئت_دانشگاه_شریف . چند روزی به محرم مانده بود و خیلی دلمان میخواست برای بچه ها کاری در این دهه انجام دهیم. چند جا هم برای کار با کودک، کنار هیاتهای مختلف رایزنی کردیم که به نتیجه نرسید. تقریبا داشتیم ناامید میشدیم که به واسطه یکی از دوستان از هیات دانشگاه شریف، با ما تماس گرفتند. صحبتهای اولیه انجام شد و قرار بر این شد ما ۱۳ شب، کنار هیات، برای بچه ها فعالیتهای مختلف داشته باشیم. یکی دو شب مانده به شروع هیات هم تصمیم گرفتیم قسمت پسرانه را از دخترانه جدا کنیم. و به سختی تعدادی خاله و عمو جور کردیم که هر سیزده شب نیرو داشته باشیم. قرار شد با دانشجویان دانشگاه شریف هم تعامل داشته باشیم. طراحی اصلی و عمده ی اجرا با ما باشد و آنها هم در آماده کردن فضا و کار با کودکان به ما کمک کنند. خیلی فشرده برنامه ریزی کردیم، ابزار خریدیم و رسیدیم به اولین شب برای برگزاری هیات کودک. قبل از آمدن بچه ها، با چند تا از دانشجوهای شریف جلسه توجیهی گذاشتیم. دوستان ما که از قبل باهم همکاری کرده بودیم و قرار بود در این کار هم همراهمان باشند اکثرا فارغ التحصیل رشته های هنر بودند. دور هم نشستیم و به اصطلاح جلسه معارفه ای گذاشتیم برای آشنایی بیشتر. شریفیها از سر تواضع گفتند شما اول خودتان را معرفی کنید و دوستان ما شروع کردند به گفتنِ رشته های تحصیلیشان: طراحی لباس، طراحی پارچه، گرافیک، نمایش، نگارگری و ... قیافه بچه های شریف دیدنی بود. با خجالت پرسیدند: مگه اینارو هم تو دانشگاه میخونن؟؟؟؟ و وقتی نوبت به معرفی خودشان رسید فهمیدیم بنده های خدا برای چه اینقدر تعجب کردند. دوستانی که متواضعانه و بی صدا محل هیات کودک را با ماتمیز کرده بودند، با دقتی عجیب رول های کاغذ به دیوار زده بودند و به صورت مهندسی شده گلوله های گِلیِ کاملا یکسان در قطرهای مشابه برایمان درست کرده بودند دانشجوهای عمران، برق، هوافضا، مکانیک و ... بودند. همکاری دو گروه هنری و فنی در سیزده شب برای خود ما تجربه بسیار جالبی بود. از آن زمان به بعد هر وقت اسم دانشگاه یا دانشجویان دانشگاه شریف می آید در ذهنم تصویر دانشجویانی کاری، کم حرف و کم ادعا مرور میشود که تمام شبها، خالصانه و با علاقه بدون اینکه چیزی از کودک و علاقه هایش بدانند پابه پای ما فعالیت کردند و سعی کردند افکار مهندسی شان را در برخورد با بچه ها کنار بگذارند. ما درسهای بزرگی در این شبها از آنها گرفتیم از بچه های کاملا شریفِ دانشگاه شریف.... . ادامه دارد... . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران #حسینیه_کودک #حسینیه_کودک_شهید_چمران
26 خرداد 1399 17:22:02
0 بازدید
chamran_kids
ماجرای ماموریت ویژه پنگوئن ها از این قراره که...😎👇 . پسرهای پیش دبستانی ما، هرروز بعد شنیدن یه قصه و ماجرای جالب با یه حیوون آشنا میشن و همه ی فعالیت های اون روزشون به همراه اون انجام میشه. مثلا اینجا، پسرهای چمرانی با یه پنگوئن همراه میشند. اون ها ماموریت دارندکه باهم یه گنجی رو پیدا کنند، بعدم باید خوب به اطرافشون نگاه کنند و برای کاردستی، وسایل و ابزاری که میشه باهاش یه پنگوئن خونگی بامزه درست کرد رو شناسایی کنند😊 . پ.ن: این انیمیشن توسط یکی از عموهای ادبستان پسرانه ی شهید چمران صداگذاری شده:) . 🔹️برای دیدن انیمیشن ها و آشنایی با فعالیت ها، به هایلایت کانال سربزنید و وارد چمدان های چمرانی بشید. . 🟢این پست رو سیو کنید تا تو این روزها که توخونه قرنطینه ایم،یادتون باشه با بچه ها این فعالیت رو انجام بدید🤗 #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #پسران_چمرانی #پیش_دبستان #پیش_دبستانی_ها #پیش_دبستان_پسرانه #پنگوئن #کاردستی
01 آذر 1399 17:15:01
0 بازدید
chamran_kids
💰 مهارت های اقتصادی را می توان از سنین دبستان برای بچه ها مطرح کرد. در ادبستان پسرانه، هر چندماه یکبار، بازارچه داریم. پسرها دست سازه های خودشان را به پول چمرانی به پدرها و مادرها می فروشند. با چمرانی هایی که به دست می آید چه می کنند؟ چمرانی ها را به تومان تبدیل می کنند. کلاس سومیها بخشی از پول شان که از درآمد بازارچه در صندوق کلاسشان بود را برداشتند. هر نفر ۵ هزار تومان...اما چه چیزی بخریم ؟ هر کس نظری داد. نظریه اول این بود که پول هر کس را به خودش بدهیم...اما رد شد: با ۵ هزارتومان نمیتوان چیز زیادی خرید ولی با ۷۰ هزار تومان میشود چیز مفیدی برای همه خرید! با مترو به بازار رفتند. گروه اول تصمیم گرفتند هر کس برای خودش یک دفترچه و خودکار بخرد. گروه دوم تصمیم گرفتند خرید جمعی برای کلاس کنند. پس از گذر از مغازه های مختلف لوازم التحریر، به مغازه فروش لوازم دوخت و دوز رسیدند. ۴ نمد در رنگ های مختلف، تعدادی زیپ و یک بازی فکری برای کل کلاس خریدند. مربی: صادق رضوی #کلاس_سومی_ها #طرح_درس #تربیت_اقتصادی #کودک #تربیت #مهارت #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
23 آذر 1398 17:48:06
0 بازدید
chamran_kids
. ❗اگه پست قبل رو ندیدی، حداقل این ۵ تا نکته رو بخون😎 در پست قبل و فیلم مدیریت آموزش مجازی و حضوری در خدمت سرکارخانم هاشمی؛ معاون آموزشی ادبستان دخترانه شهید چمران بودیم که فیلم کاملش رو میتونید از آپارات چمرانی ها ببینید.😊 ❗حالا در این پست ۵ تا نکته کلیدی که در لایو مطرح شده رو براتون نوشتیم پس ورق بزنید و بخونید⬆️ ✅راستی این پست رو ذخیره کنید و برای معلم ها و معاونین آموزشی بفرستید 🤗 #معلم_حرفه_ای#معاون_آموزشی #آموزش_مجازی #آموزش_بازی_محور #آموزش_حضوری#مدیریت_کلاس#تکلیف #آموزش_پروژه_محور #کلاس_آنلاین #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
18 آبان 1400 14:44:34
0 بازدید
chamran_kids
✏️سرگرمکردن بچهها کار سختی نیست؛ اگه بتونیم با ابزار ساده و دردسترس، وسایل ساده بسازیم. 🍃 سایر ایده بازیهای رو میتونید در کانال دخترهای پیشدبستانی ببینید. ⬅️برای دریافت آدرس کانال بله به ما دایرکت دهید. #چمرانی_ها #ایده_بازی #بازی_هیجانی #پیش_دبستانی
09 فروردین 1399 16:41:26
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🇮🇷 برای #جشن_تولد_انقلاب چی کار می تونیم انجام بدیم: ⚀ داستان هایی از زندگی قهرمانان انقلاب بگیم: داستانی از کودکی شهید مرتضی مطهری👇 🐱گربه ی گرسنه 🔸 یکی بود، یکی نبود. 👦یک روز یک پسر کوچولوی مهربان و شیرین زبان به نام آقا مرتضی، تصمیم گرفت برای بازی به پارک برود. همین طور که مشغول بازی بود، یک گربه ای را دید که میو میو می کرد. ولی چشمهایش بسته بود. آقا مرتضی رو به گربه کوچولو گفت: من که زبون گربه ها رو نمیدونم، نمیفهمم چی میخوای. بعد کمی با خودش فکر و گفت: شاید گرسنه باشه. بعد سریع به سمت خانه دوید و مقداری 🍗گوشت آورد. گربه را صدا کرد و گوشت را جلوی گربه گذاشت. گربه کوچولو کمی چشم هایش را بازد کرد و گوشت را دید. خیلی خوشحال شد و سریع جلو آمد و گوشت را خورد. وقتی غذا خوردنش تمام شد به آقا مرتضی نگاه کرد و دمش را تکان داد. آقا مرتضی خندید و گفت: پس تو گشنت بود. از این به بعد قول میدم هر وقت پارک اومدم، برات گوشت بیارم. #قهرمان_انقلاب #من_یار_انقلابم #دهه_فجر #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران