chamran_kids
دنبال کننده
10
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🌟 بازی و قصه همیشه لذت بخش ترین کار دنیا برای بچه هاست. پس می تونیم خیلی مسائل رو با بازی و قصه برای بچه ها لذت بخش کنیم. بچه های ادبستان یک ساعت در هفته، تدبر در قرآن دارند. باهم قرآن می خونند. عمو برای بچه ها یک قصه می گوید و بعد باهم بازی می کنند... مثل قصه ی اجازه ی گرفتن و بازی اجازه گرفتن... ... یک سری موجودات از تاریکی استفاده کردند و خورشید را دزدیدند. اما آدم ها تصمیم گرفتند مبارزه کنند و زمین را روشن کنند. اما دوباره همه جا تاریک شد. این بار یک اتفاقی افتاد. یک آدم خیلی خوبی گفت: ما می تونیم برای جبران کارهای اشتباه مان، یک جمله ی سحر آمیز بگیم: ببخشید. شما هاهم اگه این جمله رو بگین این دشمنا یواش یواش ضعیف میشن. همه خوشحال شدند. جوری شده بود که وقتی بچه ها باهم دعوا می کردن، سریع میگفتند ببخشید و همه چیز حل می شد. گذشت و گذشت تا اینکه اون موجودات متوجه این جمله ی سحر آمیز شدند. هی بچه ها باهم دعواشون می شد دیگه کسی ببخشید نمی گفت. موجودات تاریکی خیلی خوشحال بودن، که نقششون گرفته. و ... #قرآن #طرح_درس #کلاس_دومی_ها #قرآن_برای_کودکان #هفت_سال_دوم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران
25 دی 1397 10:13:43
0 بازدید
chamran_kids
🎉 💡 پیشنهاد شماره پنج برای کوچکتر ها 🎊 پیشنهادی برای خوشمزه تر کردن عید 🍩 تا حالا تجربه ی آشپزی با بچه ها رو داشتین؟ حتما ذوق و هیجان رو تا چشم هاشون، موقع ترکیب کردن مواد با هم دیدین؟ 🎂 حالا برای عید غدیر هم می تونیم کیک درست کنیم. اونم با بچه ها! 🍰 کیک های ساده که حتما خودتون بلدین و اگه بلد نیستین، با یه سرچ ساده می تونید دستور العملش رو پیدا کنید. 🥧 بعد از درست شدن کیک، می تونید خودتون با چیزهای ساده مثل خامه، اسمارتیز، بیسکوییت و ... تزیینش کنید. ✅ بچه ها از پس درست کردن کیک برمیان، پس بهشون اجازه بدیم تجربه کنند و ماهم در کنارشون باشیم. ✨قبول باشه ازتون✨ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
21 مرداد 1398 17:37:44
0 بازدید
chamran_kids
. هفت سال دوم سنِ خیلی عجیبی برای همه بچه هاست، به خصوص دخترها! در این هفت سال بچه ها تجربه های زیادی کسب میکنن؛ با مفهوم خوب و بد آشنا میشن و مهم تر از همه دخترها در همین دوره به سن تکلیف میرسن. . برای ما چمرانی ها خیلی مهمه که از هفت سالگی به بعد ارزش گذاری در بچه ها کم کم شکل بگیره، آشنایی با مفاهیم دینی با توجه به سنشون براشون جابیفته و متوجه مناسبت ها و آداب و رسوم بشن، برای همین؛ مناسبت ها در مدرسه مون پر رنگه. مناسبت ها و تمام اتفاق های ریز و درشت مذهبی که بشه برای بچه ها برنامه ای براش داشت. از یک وعده اذانی که بچه ها در مدرسه هستند گرفته تا تولدها و شهادت ها تا دهه های مهمی مثل محرم و فاطمیه. . سعی کردیم همه چیز از خود بچه ها بجوشه، خودشون براش برنامه ریزی کنن و ماهم کمک کنیم خاطره ها تو ذهنشون خوب ثبت بشه. مثل هفت سال اول نیست که اشاره مستقیم یا مداخله ای نداشته باشیم ولی سعی می کنیم مرز کارهامون با تصمیم های بچه ها باهم قاتی نشه. . الان خود بچه ها به مرور زمان و با بالا رفتن پایه تحصیلیشون، به یه مدل برنامه ریزی برای مناسبتها رسیدن. ماهم هر سال گوشه ای از کارو میگیریم چون معتقدیم صاحب مناسبت ها، خودش خوب هوای بچه ها و کاراشون رو داره😊 . به نظرشما هفت سال اول و دوم چه فرق هایی باهم دارند؟ کامنت کنید. . #تربیت_دینی #دختران_چمرانی #چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مناسبت_های_مذهبی #محرم#فاطمیه
01 شهریور 1399 19:01:33
0 بازدید
chamran_kids
☀ از آسمان ها روی زمین آمدیم، جایمان شد آغوش مادرهایمان... بزرگ شدیم کم کم راه افتادیم، دویدن یاد گرفتیم و پریدن. پنج ساله شدیم وارد حسینیه کودک شهید چمران شدیم و باز هم بازی کردیم... پیش دبستانی رفتیم.... یک سال دیگر هم گذشت شدیم کلاس اولی، دیگر فقط بازی نمی کردیم کارهای مهم دیگری هم بود که باید انجام میدادیم کتابهای زیادی را باید میخواندیم حتی کتابهای زیادی را هم باید می نوشتیم. بزرگتر شدیم... و شدیم همین جمع هشت نفره بچه های کلاس دوم، بزرگترین بچه های ادبستان دخترانه حمزه دوران... چمیار شدیم گاهی به آشپزخانه رفتیم، گاهی خدمات و کتابخانه... بعضی از روزها هم باید با بچه های کوچکتر بازی می کردیم. یک شب که همه خوابیدیم خواب دیدیم بزرگتر شده ایم ولی هنوز در چمران درس میخوانیم، کارهایمان هم بزرگتر شده بود، یک روز در هفته مسئول پختن ناهار کل مدرسه بودیم، خرید مواد غذایی هم با خودمان بود. یک چرخ خیاطی بزرگ در کلاس داشتیم و برای بچه هایی که از ما کوچکتر بودند خیاطی می کردیم و لباس می دوختیم، کتابخانه بزرگی در کلاسمان بود که گاهی وقتها بعد از ظهر ها که همه رفته بودند در مدرسه می ماندیم و کتاب می خواندیم. شده بودیم معلم کوچکتر بچه های محله، بعضی از روزها را به پارک می رفتیم و به بچه ها درس می دادیم. کارهای هنری مان روز به روز بهتر می شد، کلاس ما شده بود شبیه کلاس هنرمندان انقدر که از سفال و مجسمه و نقاشی و کلاژهای مختلف در شده بود... باز هم بزرگتر شدیم انقدر که در آغوش همه ما بچه هایمان بود..... تصمیم گرفتیم مدرسه ای بسازیم مثل ادبستان حمزه دوران تا بچه هایمان آنجا به اندازه ما کودکی کنند و به وقت بزرگ شدن آنقدر بزرگ شوند که از پس هر کاری بر بیایند... پ.ن: بخشی از نمایش نامه ی کلاس دومی ها در #جشن_تکلیف و بندگی شان #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #نماز
08 اردیبهشت 1398 10:59:40
0 بازدید
chamran_kids
من معلم نیستم ولی این سالها این نعمت به من داده شد که کنار بچهها و معلمها باشم و ارتباطشان را ببینم. معلمهایی که غذای بچههای ۴و۵ ساله را با مهربانی برایشان جمعوجور میکردند. معلمهایی که بدون هیچ ابراز ناراحتی، لباسهای بچههای کوچک و بزرگ را عوض کرده و در شخصیترین کارهایشان به آنها کمک میکردند. معلمهایی را دیدم که با تب و مریضی شدید به مدرسه آمدند. معلمهایی که نوبت گذاشتند برای سفر اربعین و از علاقه بسیار باارزششان گذشتند. معلمهایی را دیدم که پابهپای بچهها میدوند، از بلندیها بالا میروند و بچگی میکنند تا بچهها نشاط پیدا کنند. معلمهایی را دیدم که به عیادت بچهها میروند، پابهپای مشکلات خانوادگی بچهها اشک میریزند، از هزینه خودشان برای بچهها هدیه میخرند و با ذوق تمام کادوهایشان را تقدیم بچهها میکنند. معلمهایی را دیدم که از راههای دور و نزدیک، بچه به بغل، با سختی و با نیتهای خوب و پاک به مدرسه آمدند و هروقت لازم شد اضافهتر ماندند تا کار بچهها زمین نماند. معلمهایی که به مدرسه کمک کردند، کلاس آنلاین برگزار کردند، تمام کارهایی را که سختشان بود و بلد نبودند یاد گرفتند تا ذرهای در رشد بچهها وقفه نیفتد. من این فرصت را داشتم کسانی را در این سالها ببینم که از خودشان گذشتند تا بچهها بهتر بزرگ شوند. کسانی که از وابسته بودن بچهها به خودشان ناراحت نبودند و سعی کردند کمک کنند بچهها با کمال آرامش ذره ذره قد بکشند. خدارا شکر میکنم که در این مدت معلمهای زیادی دیدم و معلمهای زیادتری داشتم! معلمهای چمران، دختران و پسران شهید چمران، خواهران و برادران من، با هیچ واژهای و با هیچ هدیهای هیچوقت نخواهم توانست ذرهای از چیزهایی که به من یاد دادید را جبران کنم چه برسد به عمر و جوانی که پای بزرگشدن تک تک بچهها گذاشتید دعا میکنم عمرتان پربرکت باشد و این نعمت تا مادامی که هستید بر سرتان مثل باران بهاری تند و باحرارت ببارد.
12 اردیبهشت 1399 17:59:12
0 بازدید
chamran_kids
📚 📖 مجموعه داستان های #گِل_آباد قسمت هفتم 👈 در جستجوی تار موی پادشاه هم چنان ادامه داره... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #قصه #کودک
13 خرداد 1398 06:44:40
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🥗 چند وقتی می شود که رستورانی در کلاس پیش دبستانی ها راه افتاده. این رستوران هفته ای یکبار فعال می شود و میزبان سایر پسرهای چمرانی است. این هفته، غذای رستوران، سیخ میوه بود. #شش_ساله_ها #پیش_دبستانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران