پست های مشابه

chamran_kids

💡 یکی از دوستانم می گفت که برای بچه ها باید همه چیز را آماده خرید. آن هم بهترینش را. با همین تفکر هم پیش رفت تا جاییکه وقتی دخترش فقط پنج سال داشت اتاقش پر بود از انواع و اقسام اسباب بازی و لوازم التحریر و چیزهای دیگر. چیزی نبود که نداشته باشد. اما این مادر گله و شکایت می کرد که دخترم به هیچ چیزی علاقه ندارد. و هیچ کاری نمی کند. می ترسم افسرده شود!! ‌ وقتی لقمه ی حاضر و آماده برای کودک فراهم شود، دیگر تلاش کردن، خواستن و حتی شکست خوردن رو تجربه نمی کنه. بهتره بذاریم بچه ها با کمبود ها مواجه شوند و خودشون برای رفعش، راه حل بدن. ‌‌ دخترهای کلاس اولی، وقتی میزهای جدید شون رو تحویل گرفتند، کمی با ماژیک روی آن نقاشی کردند. اما دیدند که تخته پاک کن ندارند. برای همین، خودشون دست به کار شدند و با ابر و نمد، تخته پاک ساختن. ‌ #کلاس_اولی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #خودساختگی

02 مرداد 1398 10:39:48

0 بازدید

chamran_kids

. چهل چراغ: چراغ سوم #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران . . ❓چه شد تصمیم گرفتیم مدرسه پسرانه تاسیس کنیم؟ . چند سالی از فعالیتمان در #حسینیه_کودک، می گذشت. بچه ها بعد از دوره فعالیتشان در کنار ما، برای پیش دبستانی و دبستان وارد مدارس دیگری می شدند. خیلی دلمان میخواست آینده ی بچه ها را که آن همه کنارشان خاطره داشتیم از نزدیک ببینیم. البته دورادور روند بچه ها را بررسی می کردیم ولی خب خیلی فایده نداشت. از طرفی تعدادی از خانواده ها هم اصرار داشتند مدرسه داشته باشیم و بچه ها را در این مدرسه ثبت نام کنند. با پیگیری و حسن نیت یکی از خانواده ها، با اینکه مجوزمان هنوز آماده نشده بود و در حال پیدا کردن فضای مناسب بودیم تصمیمان برای تاسیس مدرسه جدی تر شد. روند گرفتن مجوز را طی کردیم. مراحلی سخت، پیچیده و بعضا طاقت فرسا، به خصوص جلسه های عجیب گزینش. هنوز راجع به نماز جمعه، مدل هیات رفتن، مدل پوششمان که با جلسه آمدنمان متفاوت است یا نه سوال می پرسیدند. و من تمام مدت گزینش، داشتم به این قضیه فکر می کردم چطور مدارسی کاملا غیر مذهبی و با مدلهای بسیار متفاوت با فرهنگمان داریم اگر همه مدیران این مراحل سفت و سخت را پشت سر می گذرانند. گزینشی که چند ماه طول میکشد و به قول خودشان تمام ابعاد شخصیتی فرد را زیر و رو می کردند.... بالاخره جواب گزینشمان آمد. باید اسمی برای مدرسه انتخاب می کردیم. مصر بودیم اسم شهیدچمران را انتخاب کنیم. قانونهای خاص و دست و پاگیری دراین باره وجود داشت. اسم شهیدخاص را اجازه نمیدادند انتخاب کنیم و در موارد خاص تر، اگر اجازه خانواده شهید را می گرفتیم بعد از طی مراحلی، شاید این اجازه صادر میشد. خلاصه یک سری قانون هایی وضع شدند که تمام تلاششان را بکنند تا آدم از خیرِ اسم شهدا، امامان و ... بگذرد و بعد به صحبتی از امام خمینی برخوردیم که در ماجرای پاوه به شهیدچمران لقب"#حمزه_دوران" را داده بودند. بالاخره ما از مرحله طاقت فرسای راضی کردن آدمها، برای اسم مدرسه مان نجات پیدا کردیم. اسم شناسنامه ایِ مدرسه مان شد حمزه دوران و اسمی که همه ما صدایش می کنیم همان " #شهید_چمران" . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران

27 خرداد 1399 17:33:42

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 خانواده دکتر ارنست رو یادتونه؟ توی دریا با طوفان رو به رو میشن، کشتی شون غرق میشه، بعد میخوان کلک بسازن و اون هم غرق میشه... تو جزیره ای که میرن هم با کلی مشکل و چالش رو به رو میشن. اما خونه میسازن و زندگی شون رو شروع می کنند... ‌ چی میشه که آخر سر میتونن برگردن خونه؟ ‌ #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #امید_هویت_می_دهد #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #والعاقبه_للمتقین #اندکی_صبر_سحر_نزدیک_است #ایران #هویت_ملی #من_یار_انقلابم #امید #غرور_ملی #چمرانی_ها

14 بهمن 1398 16:18:18

0 بازدید

chamran_kids

📏 روزهای اولی که کتاب هایشان را تحویل گرفتند، نمی دانستند چه کتابی است. خواندن هم که بلد نبودند‌. کمی نگاهش کردند و تصمیم گرفتند اسمش را کتاب زنبوری بگذارند. کتاب زنبوری همیشه همراه با یک بازی بود. یک بار کتاب زنبوری و نمک رنگی، یک بار کتاب زنبوری و خمیر... بازی می کردند و جواب سوال های کتاب زنبوری شان را می دادند. این روزها دکمه های رنگی رنگی همراه کتاب زنبوری شده تا باهم پاسخ سوال هایش را بدهند. #کلاس_اولی_ها #ریاضی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها #حمزه_دوران

17 اردیبهشت 1398 09:05:38

0 بازدید

chamran_kids

#ورق_بزنید #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت ششم . تابستان پنجم/کاوه آهنگر . پدربزرگم، خدا رحمتش کند، یک مغازه چراغ‌سازی داشت. چند سال تابستان برای شاگردی به مغازه‌اش رفتیم. ساعت 6صبح می‌رفتیم شوش و 6 عصر برمی‌گشتیم. اوایل که بچه بودیم، کار کردن برایمان بیشتر بازی بود. ولی بزرگ‌تر که شدیم، کارمان سنگین شد. یادم است اولین املت زندگی‌ام را در مغازه بابا حاجی پختم. تا مدت‌ها در خانه برای بقیه املت می‌پختم. اره کردن آهن، جوشکاری، تراشکاری و کار با دریل میزی را هم در نوجوانی تجربه کردم. بعد از کنکور، یک مدت رفتم مغازه پدربزرگم. همان روزهای اول مرا با شاگردش به یک بلورفروشی فرستاد و گفت کل این مغازه را ویترین بزنید. از بس اره کردم، تمام دستم تاول‌زده بود. بدتر از آن جوشکاری بدون ماسک بود که باعث شد تمام شب از چشم‌درد نخوابم. چند سال بعد که در دانشگاه تهران دانشجو شده بودم، به بچه‌های رشته مکانیک تئاتر درس می‌دادم. یک مسابقه ماشین‌های فنری در دانشگاه برگزار شد و بچه‌های مکانیک سخت مشغولش بودند. کارشان خوب پیش می‌رفت ولی برای کامل کردن ماشین‌ها جوشکاری بلد نبودند. کل کارهای جوشکاری‌شان را برایشان انجام دادم. خیلی از من تشکر کردند. من هم خیلی خوشحال شدم کاری بلدم که بقیه شاگرداول‌ها هم بلد نیستند. البته بازهم چون بدون ماسک جوش دادم، چشمانم را برق زد.    این تجربه‌ها بخشی از تابستان‌های زندگی من بود. بخشی که با حمایت پدر و مادرم، خانواده، همسایه‌ها و انسان‌های مهربان برایم ایجاد شد و توانستم از آن استفاده کنم. دوست دارم رازهایی را به شما بگویم تا شما هم بتوانید تابستان‌های درخشانی را تجربه کنید. قسمت بعدی تابستان‌های مرد هزارچهره را بخوانید. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

31 تیر 1399 17:40:38

0 بازدید

chamran_kids

💡 همیشه دوست داریم بچه ها از همون دو سالگی تمام آداب اجتماعی رو بلد باشند. سلام کنند، مودب باشند، تو مهمونی بدونن چه رفتاری انجام بدن، با هیچ کس دعواشون نشه و هزار تا توقع دیگه... گاهی یادمون میره اون ها فقط کودک هستند و چند سال بیشتر ندارد. ‌‌ خیلی رک و واضح بگم براتون که آداب دانی برای هفت سال دومه!! پس انقدر بچه ها رو اذیت نکنیم و به جاش الگوی خوبی براشون باشیم. ‌‌ حالا اگه فرزندی دارید که تو هفت سال دومه، می تونید آداب مختلف رو با روش هایی به بچه ها یاد بدین: ‌ یکی از این آداب، عیادت از بیماران است. معلم کلاس چهارم، در یکی از روزهای تعطیل، تصمیم گرفت به عیادت پدربزرگ یکی از بچه ها برود. اول آداب عیادت را برای بچه ها گفت و از بچه ها خواست اگر دوست دارند، همراه او بیایند. ‌‌ آداب عیادت ✅ عیادت پس از تثبیت بیماری ✅ هر بیماری نیاز به عیادت ندارد. ✅ توقّف طولانی هنگام عیادت ممنوع ✅ فاصله‌گذاری بین روزهای عیادت ✅ کمک به رفع نیازهای بیمار ✅ نخوردن چیزی نزد بیمار ✅ عیادت کامل ✅ هدیه‌دادن به بیمار ✅ دعا بر بالین بیمار ✅ امیددادن به بیمار ✅ تحکیم روابط ‌ یکی از کلاس چهارمی ها، معلمش را همراهی کرد و یکی از آداب عیادت را انجام داد و برای بیمار یک هدیه ی دست ساز خودش را آورده بود. ‌ #یک_معلم_چمرانی #چمرانی_ها #آداب_دانی #هفت_سال_دوم #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

10 مرداد 1398 16:44:10

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🌊 ما هم اگه برنامه ی آب بازی نذاریم، چمرانی ها خودشون میذارن😊 ‌ #آب_بازی #اردو #پنج_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🌊 ما هم اگه برنامه ی آب بازی نذاریم، چمرانی ها خودشون میذارن😊 ‌ #آب_بازی #اردو #پنج_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن