chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
. شما الفبا رو چه جوری یاد گرفتین؟ ما در ادبستان شهید چمران با ردپای نارنجی، یاد می گیریم. وقت هایی که میخواهیم حرف جدید یادبگیریم در کلاسمان یک مهمان داریم. اسم او نارنجی است😃 . نارنجی خیلی دوست دارد حروف مختلف را به بچه ها یاد دهد؛ برای همین هم هربار با یک غافلگیری از راه میرسد. . مثلا هرحرفی را که میخواهد یاد بدهد، روی وسایلی که آن صدا را دارد راه میرود و یک ردپا روی آنها به جا میگذارد. . یک روز نارنجی ردپاهایی در جاهای مختلف مدرسه به جا گذاشته بود، بچه ها هم شروع به جست و جو کردند. رد پاها را پیدا کردند و به کلاس آوردند. یک نفر روی یخچال، دیگری روی یخ، یک نفرهم روی چای پیداکرده بود. خلاصه با دخترها اسم وسایل را نوشتیم و از آن ها خواستیم حرف مشترک کلمات را پیداکنند. آن ها وقتی خوب نگاه کردند فهمیدند که "ی" حرف مشترک همه ی کلمات است! دخترهای چمرانی بعد از کشف حرف نارنجی، با صدای "ی" وشکل نوشتن آن آشنا شدند😊 . ردپای نارنجی از آن بازی هاییست که به راحتی میتوانید در خانه و فقط با یک مداد و کاغذ رنگی انجام دهید🤗 این بازی درعین سادگی، روحیه ی اکتشاف را در بچه ها تقویت و آن ها را با شکل نوشتن حروف آشنا می کند. . #درس_فارسی #بازی_فارسی #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران
21 مرداد 1399 16:44:07
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت دوم . تابستان اول/ در جستوجوی یخچالهای ایسلند . یکی از رؤیاهای بزرگم، نوشتن یک رمان بلند بود. 11سالم بود، چند تا برگه کوچک A6 در کمد پیدا کردم، همه را باهم منگنه و یک دفترچه درست کردم. یک نقاشی روی جلدش کشیدم و یک عنوان دهانپُرکن برایش گذاشتم. «در جستوجوی یخچالهای ایسلند». حالا یکی نبود بگوید: چرا این اسم رو گذاشتی؟! یخچال به درد کی میخوره که بره دنبالش. ولی من در همان عالم نوجوانی فکر میکردم کلاً جستوجو جالبترین کار دنیاست، حالا جستوجوی چیزهای عجیبتر، جالبتر هم هست. اسمهای خارجی برای شخصیتهای داستانم گذاشته بودم که رمانم جذابتر بشود. اسمهایی مانند تام، جیم، سام و .... خواهرم دست به نوشتنش خیلی بهتر از من بود. سرعتش هم بیشتر بود. یک روز قصهای که در ذهنم بود را برایش تعریف کردم و او هم نوشت. 16صفحه شد. به همه پز میدادم که «من یه داستان 16صفحهای نوشتم، تازه هنوزم تموم نشده.» . بعد از این تجربه خوب، به خاطر علاقهای که به داستان داشتم، کتاب داستانهای خواهر و خالهام که خیلی کتابخوان بودند را میگرفتم و میخواندم. کلاً معروف شده بودم به اینکه در هر حالتی کتاب میخوانم، حتی در خیابان. سالها بعد که دانشجو شدم استاد دانشگاهمان چند بار به من گفت که در خیابان مرا در حال کتاب خواندن دیده و هرچه برایم دست تکان داده و سلام کرده، من متوجه نشدم. خواندنم خیلی کند بود، ولی در همان تابستانهای کودکی، تعداد زیادی کتاب و فیلمنامه از نویسندههای مختلف را خواندم. کتابی خواندم که در آن چند نوجوان، یک انجمن مخفی درست کرده و اشعارشان را برای هم میخواندند و این کار برایم همیشه یک آرزو بود. در دانشگاه از همان سال اول سعی کردم نمایشنامه و داستان بنویسم. الآن چند تا کتاب داستان و شعر کودک نوشتم. نوشتن برایم دوستداشتنی است. همین مهارت نوشتن، در پایاننامه، نامهنگاریهای اداری، ارائه گزارش کار، تدریس و تدوین کتابهای علمی پژوهشی کلی کارم را راه انداخته و باعث شده محتاج کسی نباشم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها
26 تیر 1399 18:26:32
1 بازدید
chamran_kids
✅ ❓کودک شما یک عالمه اسباب بازی داره ولی بازم حوصلش سر میره؟ ❓دوست دارید با کودکتون بازی کنید ولی نمی دونید چه جوری، بازی رو پیش ببرید؟ 📚 کتاب های الکترونیک چمرانی ۱. معرفی ۲۰ مدل بازی (دست ورزی، هیجانی، آب بازی و بازی های فارسی کلاس اول دبستان) ۲. بازی هایی با ابزارهای خیلی ساده و در دسترس. ۳. بازی هایی در قالب یک قصه ی کوتاه و از زبان کودک. ۴. بیان نحوه ی مشارکت پدر و مادر و یا مربی 🖥 کارگاه های مجازی چمرانی ها (کاچی) مدل صحیح تربیت دینی کودک، استقلال کودک آزادی کودک و... به زبان ساده و در قالب یک فیلم یک ساعت و نیمه. برای خرید و دانلود به سایت #چمرانی_ها مراجعه کنید: chamraniha.com/shop #سایت #کتاب_بازی #کتاب_الکترونیکی #تربیت #کارگاه_مادران #کارگاه_آموزشی #کارگاه_مجازی #رشد #کودک #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
26 دی 1398 17:29:08
0 بازدید
chamran_kids
چهل چراغ: چراغ دوم هیئت کودک #هیئت_دانشگاه_شریف . چند روزی به محرم مانده بود و خیلی دلمان میخواست برای بچه ها کاری در این دهه انجام دهیم. چند جا هم برای کار با کودک، کنار هیاتهای مختلف رایزنی کردیم که به نتیجه نرسید. تقریبا داشتیم ناامید میشدیم که به واسطه یکی از دوستان از هیات دانشگاه شریف، با ما تماس گرفتند. صحبتهای اولیه انجام شد و قرار بر این شد ما ۱۳ شب، کنار هیات، برای بچه ها فعالیتهای مختلف داشته باشیم. یکی دو شب مانده به شروع هیات هم تصمیم گرفتیم قسمت پسرانه را از دخترانه جدا کنیم. و به سختی تعدادی خاله و عمو جور کردیم که هر سیزده شب نیرو داشته باشیم. قرار شد با دانشجویان دانشگاه شریف هم تعامل داشته باشیم. طراحی اصلی و عمده ی اجرا با ما باشد و آنها هم در آماده کردن فضا و کار با کودکان به ما کمک کنند. خیلی فشرده برنامه ریزی کردیم، ابزار خریدیم و رسیدیم به اولین شب برای برگزاری هیات کودک. قبل از آمدن بچه ها، با چند تا از دانشجوهای شریف جلسه توجیهی گذاشتیم. دوستان ما که از قبل باهم همکاری کرده بودیم و قرار بود در این کار هم همراهمان باشند اکثرا فارغ التحصیل رشته های هنر بودند. دور هم نشستیم و به اصطلاح جلسه معارفه ای گذاشتیم برای آشنایی بیشتر. شریفیها از سر تواضع گفتند شما اول خودتان را معرفی کنید و دوستان ما شروع کردند به گفتنِ رشته های تحصیلیشان: طراحی لباس، طراحی پارچه، گرافیک، نمایش، نگارگری و ... قیافه بچه های شریف دیدنی بود. با خجالت پرسیدند: مگه اینارو هم تو دانشگاه میخونن؟؟؟؟ و وقتی نوبت به معرفی خودشان رسید فهمیدیم بنده های خدا برای چه اینقدر تعجب کردند. دوستانی که متواضعانه و بی صدا محل هیات کودک را با ماتمیز کرده بودند، با دقتی عجیب رول های کاغذ به دیوار زده بودند و به صورت مهندسی شده گلوله های گِلیِ کاملا یکسان در قطرهای مشابه برایمان درست کرده بودند دانشجوهای عمران، برق، هوافضا، مکانیک و ... بودند. همکاری دو گروه هنری و فنی در سیزده شب برای خود ما تجربه بسیار جالبی بود. از آن زمان به بعد هر وقت اسم دانشگاه یا دانشجویان دانشگاه شریف می آید در ذهنم تصویر دانشجویانی کاری، کم حرف و کم ادعا مرور میشود که تمام شبها، خالصانه و با علاقه بدون اینکه چیزی از کودک و علاقه هایش بدانند پابه پای ما فعالیت کردند و سعی کردند افکار مهندسی شان را در برخورد با بچه ها کنار بگذارند. ما درسهای بزرگی در این شبها از آنها گرفتیم از بچه های کاملا شریفِ دانشگاه شریف.... . ادامه دارد... . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران #حسینیه_کودک #حسینیه_کودک_شهید_چمران
26 خرداد 1399 17:22:02
0 بازدید
chamran_kids
ما هرگز فراموش نمیکنیم...❤ . سلام به کسانی که صدایمان را می شنوند ✋ . امروز سالگرد شهادت یکی از عزیزترین آدم های زندگی ما چمرانی هاست 😔🖤 . انگار همین دیروز بود که خبر شهادت مردی که پناه ما در برابر آدم های بد بود را شنیدیم.🏴. یک سال از شهادت حاج ق اس م مهربانمان گذشته اَست ... . اما ما چمرانی ها به هیچ عنوان شجاعت ها ، رشادت ها ، از خود گذشتگی ها و ... آدم های خوب را فراموش نمیکنیم . . دشمنان، خوب بدانند که ما بیداریم ...😠✊ . شاید قد هایمان کوچک باشد ... . شاید هنوز دستانمان خیلی قوی نباشد ...🙌 هنوز کامل سواد یاد نگرفتیم ...📝 . بله ... ما هنوز کلاس اولی هستیم ...🙋♂️ ولی قلب هایمان اندازه ی یک دریاست و با تمام قدرت برای رهبرمان و کشورمان میتَپَد ... ❤🖤🇮🇷🇮🇷🇮🇷 تقدیم به شهید حاج ق اس م س ل ی م ان ی و تمام دوستان فداکارشان . ❤🤲😍 . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #شهادت#شهید#مدافعان_حرم#کلاس_اولی_ها #سربازان_کوچک_امام_زمان #سرباز_حسینم #سرباز_وطن #پسران_چمرانی #سرودخوانی
13 دی 1399 13:52:36
0 بازدید
chamran_kids
✒ مسئولیت پذیری، ویژگی ای نیست که یک روزه و دو روزه به دست بیاید. نیاز است سال ها کار شود تا یک انسان مسئولیت پذیر باشد. چیزی که جای خالی اش، این روزها حسابی احساس می شود. پسرهای کلاس دومی، هر شنبه، مسئولیت های کلاسشان را تقسیم می کنند و هر کس انجام یک وظیفه را به عهده می گیرد. تمیز کردن کلاس، دستیار مربی شدن، مسئول فعالیت های انتخابی و ... بعد از انجام مسئولیت ها و فعالیت هایشان، خودشان را ارزیابی می کنند. بعضی ها کارهایی که انجام دادند را با لبخند و برخی هم با مداد سبز مشخص می کنند. و بعد قرار گذاشتند، از ستون های سبزشان یک ساختمان بکشند و ببینند کدام ساختمانشان نیمه کاره است که بتواننددر هفته ی بعد آن را تکمیل کنند. #مسئولیت_پذیری #طرح_درس #کلاس_دومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
19 آذر 1397 06:50:08
1 بازدید
ادمین چمران
0
0
🌊 ما هم اگه برنامه ی آب بازی نذاریم، چمرانی ها خودشون میذارن😊 #آب_بازی #اردو #پنج_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران