chamran_kids
دنبال کننده
10
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
📣 ❗️مدرسه ها ناگهانی تعطیل شد، بچه ها همش خونه هستن، همسرم هم کارش خیلی کم شده و بیشتر خونه است. کلافه کننده شده همه چیز! اون وقت بازم میگید بچه ها رو آزاد بذارم؟ خب حداقل بگید چه جوری این کار رو بکنم؟ 🔷 مشاوره گروهی آنلاین با محوریت کارگاه حد و مرز آزادی 💻 این مشاوره گروهی به صورت لایو در اینستاگرام برگزار میشه. 🔶 با حضور زهرا شاه حسینی، مشاور و مدرس کارگاه های تربیت کودک. 📆 ۲۴ اسفند 🕰 ۹:۳۰ تا ۱۱ 📍برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام با این شماره تماس بگیرید: ۰۹۰۱۳۴۳۰۴۴۳ #راهچه #مشاوره_کودک #مشاوره_گروهی #مشاوره_آنلاین_کودک #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها
16 اسفند 1398 09:01:33
0 بازدید
chamran_kids
🧱 آموزش سنتی به ما می گوید پشت نیمکت بشین، درس بخوان، مشق بنویس، تا بزرگ شوی و در کنکور قبول شوی. افتخار آموزش سنتی، خوراندن یک سری آموزش و تئوری در ذهن کودک است. کودکی که دوست نداشته باشد بشیند، بخواهد تجربه کند، آزمون و خطا کند و به دنبال مهارتی غیر از آنچه در کتاب های درسی گفته شده باشد، کودک مطلوبی نیست! خروجی این مدل آموزشی می شود کودکی پر از اطلاعات که با زور نمره و رقابت یاد گرفته، بدون هیچگونه مهارت و انگیزه و اعتماد به نفس... #پرورش در چمران، مهم تر از #آموزش است. لزومی ندارد همه ی کودکان دکتر و مهندس شوند تا ما افتخار کنیم، کودک می تواند یک نقاش باشد، نانوا باشد، معلم باشد اما انسان باشد!! یکی از فعّالیتهای اصلی کلاس چهارمی ها، پروژهی چمیاری( شاگردیکردن ) بود. شاگردیکردن خوبیهای زیادی دارد. یکی از فایدههایش این است: روحیهی تواضع و افتادگی ایجاد میکند؛ یعنی باعث میشود نخواهیم از اوّل یک کار، رئیس باشیم؛ بلکه پلّهپلّه کارها را یاد بگیریم و بالا رویم. خوبی دیگرش هم مهارتآموزی و دانشآموزی است؛ مثلاً آقا سیّد محمّدحسین با چیدن کاهوها روی هم، نسبت به شکل هندسی کره( کاهوها تقریباً کروی بودند. ) و ویژگیهای آن دیدی پیدا کرد. آقا محمّدحسین با کار پشت دخل نانوایی، گرفتن اسکناسهای گوناگون و پس دادن بقیهی پول، در زمینهای قرار گرفت، که مهارتهای ریاضیاش تقویت شود و بتواند خوب حسابکتاب کند. آقا متین و آقا هادی هم علاوه بر تقویت مسئولیتپذیری اجتماعی و نظافت بخشی از شهر( قسمتی از پیادهرو ) مهارت نظافتکردن را تمرین کردند. فقط باید مواظب باشند آب هدر نرود.. #کلاس_چهارمی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها #مهارت #رویکرد_آموزشی
03 مهر 1398 16:44:33
0 بازدید
chamran_kids
🎊 ❓ کسی رو میشناسین که جشن و جشن گرفتن رو دوست نداشته باشه؟ مخصوصا اگه جشن تولد باشه و بدونید جشن تولد مهربون ترین بابای دنیا، و میلاد پیامبر ص باشه... 🤔برای این جشن بزرگ چه کارهایی می تونیم همراه بچه ها انجام بدیم؟ 🎊خونه هامون رو تزیین کنیم. 🍲نذری بدیم. 🎁عیدی بدیم. 🎢پارک بریم و برای بچه ها وقت بذاریم. می دونستین با همین کارهای به ظاهر ساده، میشه گرایش های دینی رو تو بچه ها تقویت کرد و به دیندار شدن شون کمک کرد؟ دختر های کلاس دومی،از امروز شروع کردند و ادبستان رو برای جشن میلاد پبامبر ص تزیین کردند. مربی: منیره سادات امامی دوست دارید بازم در مورد راهکار های دیندار شدن بچه ها بدونید؟ #تربیت_دینی #هفده_ربیع #میلاد_پیامبر #کلاس_دومی_ها #چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
20 آبان 1398 16:51:14
0 بازدید
chamran_kids
🤲 راه های زیادی برای آشنایی با قرآن وجود دارد. اما باید هر راهی را در سن مناسب آن استفاده کرد. مثلا برای کودکان، می توان از زبان قصه و بازی وارد شد. عمو اعلایی در کلاس تدبر در قرآن، ادب دیگری درباره سخن گفتن را به دخترها آموخت. اینکه قبل از صحبت کردن، خوب فکر کنیم. بعد داستانی در همین رابطه گفتند: چگونه از شر گرگ خلاص شویم؟ بچهها هم راهحلهای خود را روی کاغذ تصویرسازی کردند. و یک آیه دیگر به کتاب قرآن دستنویسشان اضافه شد. مربی: زهرا عامری شما چه راهی برای آشنایی کودکان با قرآن پیشنهاد می دهید؟ #کلاس_اولی_ها #قرآن #آموزش_قرآن #انس_با_قرآن #تدبر_در_قرآن #تربیت_دینی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران
05 بهمن 1398 18:29:55
0 بازدید
chamran_kids
🎉 💡 پیشنهاد شماره هفت برای کوچکتر ها 🌸 * نذری عید غدیر، باید متفاوت باشه* 🎁 می تونیم برای عید غدیر، نذری بدیم اما نه شکلات و شربت که ممکنه تکراری باشه! 🍟می تونیم چیز های هیجان انگیز که بچه ها دوست دارند نذری بدیم. 🍿مثل ژله، بستنی، پف فیل، چیپس، شیرکاکائو، سیب زمینی سرخ کرده حتی!! ✅ البته که خودمون درست کنیم تو خونه، با همکاری و مشارکت بچه ها. 🍨می تونیم مثلا شربت آبلیمو درست کنیم بعد بریزیم تو لیوان های پلاستیکی و یه چوب بستنی هم داخلش بذاریم. بعد تو فریزر بذاریم. بعد چند ساعت بستنی مون آمادست. 😉بقیه رو هم که حتما بلدید، نه؟ ✨قبول باشه ازتون✨ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
24 مرداد 1398 17:45:09
0 بازدید
chamran_kids
🍀 ظلمی که زندگی شهری و در ظاهر مدرن داره به بچه های این نسل میکنه، اجبار به زندگی و بازی در آپارتمان های کوچک و دوری از طبیعته. خونه هایی که اگه یکم فضا هم داشته باشه با مبل های بزرگ و بوفه و مجسمه و هزارتا چیز دیگه پر شده. خیلی از پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها از شیطنت بچه ها شکایت می کنند و میگن مگه ما بچه بزرگ نکردیم؟ اینجوری نبودن که. اما یادمون میره که زمان بچگی ما بیشتر خونه ها حیاط داشت. اگرم حیاط نبود فضای کوچه امنیت داشت تا بچه ها با خیال راحت توش بازی کنند. اما خب ما نباید تسلیم این نوع زندگی جدید بشیم که و بچه ها رو از لذت بازی تو طبیعت و گشت و گذار محروم کنیم. ما تو حسینیه کودک سعی کردیم با اردو های هفتگی این خلا رو جبران کنیم. اولویت هم با پارک و فضای طبیعته. شما برای جبران این نیاز بچه ها چیکار می کنین؟ #اردو #حسینیه_کودک_شهید_چمران #پنج_ساله_ها #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
21 مهر 1398 16:17:32
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🖋 🖊 تو دوران سرخوش مجردی وقتی محرم میشد، برایم فرقی نمیکرد هیئتی که میخوام برم چقدر از خونمون دوره. همین که میشنیدم فلان سخنران یا فلان مداح مورد علاقم یک جا برنامه دارن، ازین سر شهر میرفتم اون کله ی شهر. خیلی شیک و مرتب نوت برمیداشتم و بعدم موقع مداحی مثل خانوما، چادرم مینداختم رو صورتمو اشک میریختم. ازدواج که کردم از خدا پنهون نیست از شمام پنهون نباشه، درسته که هنوز سخنران و مداح برام تو اولویت بودن، ولی دادن یا ندادن شام نذری هم برام مهم شده بود. چون هنوز دانشجو بودم و بلد نبودم هم درس بخونم غذا بپزم هم برم هیئت کلی گریه کنم. 💡از روزی که مامان شدم، هیئت برای من یا جایی برای گریه های از ته حلق و دل پیچه های شدید نوزاد یک ماهه ام بود یا تاتی رفتن های نوپای یک ساله ای که با کشف همه سوراخ سمبه های فضای هیئت، فکر میکنه داره دنیا رو مال خودش میکنه. این دومین محرمیه که نمیتونم هیئت های دلخواهمو برم و سرجام بشینم و چادرمو بندازم رو صورتمو گریه کنم. پارسال موقعی که آدم ها سرجایشان نشسته بودند و گریه میکردند، من با نی نی یک ماهه هی مسیر هیئت را چرخ میزدم و مستاصل گاهی بلند میشدم و گاهی مینشتم بلکه این شیرخوره آروم بشه. اما نمی شد... مثل خیلی از شیرخوره های دیگر. نمی دانم حال رباب را و شیرخواره اش را هرسال محرم اما. امسال دارم پا به پای این کوچولوی تاتی رو، راه میرم و هی لباس مشکیش را و هی قدش را و هی زمین خوردنش را برانداز میکنم. دست خودم نیست. هی ذهنم مقایسه میکند زمین خوردنش را با زمین خوردن هایشان... محرم، بچه که جلوی چشمت باشد، انگار نوار فقط روی روضه ی باز گیر میکند. حالا جوان رعنا که جای خود دارد. @good_mood_mom 🖋شما چه خاطراتی از مادرانگی هایتان در روضه ها دارید؟ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #هیئت #هیئت_کودک