chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
شغل آینده بچه ها چیه؟ 😃 اول کپشن روبخونید⬇️ . این فیلم بخش کوتاهی از کلاس اجتماعی پسرهای کلاس چهارم چمرانی هست😊 . ماجرا از این قراره که.. عمو و بچه ها اول حسابی درباره ماهیت شغل گفت و گو کردند،گفتند که اصلا شغل چیه؟ چه مزایایی داره؟ اما بعد... 🤔 . کلی موشک های رنگی آماده کردند و روی بال هر موشک، شغل های مختلف رو نوشتند و از دوستاشون درباره اینکه شغلشون مفید هست یا نه پرسیدند🤩 . موشک ها، به سمت بچه ها ارسال میشد و هرکدوم جواب دوستشون رو روی بال دیگه موشک مینوشتند و راهنماییش میکردند که این شغل، چه خوبی ها و بدی هایی ممکنه برای جامعه داشته باشهــ.. 😊 . ✅این پست رو ذخیره کنید و برای معلم ها بفرستید تا کلاس اجتماعی رو برای بچه ها شیرین کنند😉 . #شغل_آینده #شغل#جامعه #اجتماعی #اجتماعی_چهارم_دبستان#آینده_شغلی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور #آموزش_بازی_محور #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
02 اسفند 1400 09:59:47
0 بازدید
chamran_kids
. يك نمايش عروسكى با حضور كلاس دومى ها و عروسك هايي كه خودشان براى نمايش درست كرده اند. . #نمايش_عروسكي_دخترهاى_چمرانى #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
22 آبان 1397 10:53:11
0 بازدید
chamran_kids
🖼 نداشتن اعتماد به نفس! مشکلی که تو بزرگسالی خیلی هامون درگیرش هستیم و ریشه در کودکی داره... وقتی می خواهی تو دبیرستان سوالت رو سر کلاس بپرسی و نمی تونی. وقتی میخوای تو دانشگاه ارائه بدی ... وقتی میخوای یه تصمیم مهم زندگیت رو بگیری. چه جوری میشه این اعتماد به نفس رو در بچه ها تقویت کرد؟ با دیده شدن کارهاشون و مقایسه نشدن! ما تو ادبستان دخترانه، یک نمایشگاه برگزار کردیم: نماچه! میز های ادبستان پر شد از دست سازه های بچه ها. هر کدام از دخترها برای مادرانی که به نمایشگاه آمده بودند کارشان را توضیح دادند. عکس گوشه ای از نماچه دخترهای پیش دبستانی است. #نماچه #پیش_دبستانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #اعتماد_به_نفس #نمایشگاه #چمرانی_ها
31 تیر 1398 11:30:58
0 بازدید
chamran_kids
🔍 قرار گذاشتیم در روزهای تعطیل، دور هم جمع شویم و یک مدرسه طبیعت داشته باشیم. با هم صحبت کنیم. کتاب بخوانیم. بازی کنیم و در طبیعت به اکتشافات جدید بپردازیم. مدرسه طبیعت فرصتی است برای گفتگو های دوستانه، برای مرور خاطرات مدرسه، برای صحبت در مورد کارهایی که در تابستان انجام می دهیم. پ.ن: یکی از روزهای مدرسه طبیعت پسرهای چمرانی شما چه کارهایی در روزهای تعطیل انجام می دهید؟ #مدرسه_طبیعت #طبیعت #پارک #اوقات_فراغت #تابستان #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
02 تیر 1398 10:09:15
0 بازدید
chamran_kids
✏ چند روز پیش، در مدرسهی چمران، مشاوره گروهی داشتیم. موضوع جلسه دیدن ویژگیهای مثبت بچه هایمان بود. کلی لبخند داشتیم مبنی بر اینکه اصلا به ویژگیهای مثبت بچه ها، فکر نکرده بودیم. بعد از فکر کردنهای زیاد، بالاخره داوطلب پیدا شد برای گفتن مثبتها. و لابه لای ویژگیهای مثبت، مرتب گریز زده میشد به ویژگیهای منفی بچه ها و همه بابت اینکه انگار ویژگی مثبت بدون گفتن منفی، حلال نمیشود می خندیدیم. و نتیجه فکرها، کلی حرفهای خوب بود که هیچ وقت به چشم ویژگیهای مثبت و نعمت به آن نگاه نمی کردیم. پسر من خوب غذا میخورد. پسر من به میوه خوردن علاقه دارد. دختر من مهمان را دوست دارد. پسر من دوست دارد آواز بخواند. دختر من زود شعرها را حفظ می کند. پسر من خیلی خوب از خودش دفاع می کند. دختر من به جزئیات توجه می کند و متوجه تغییرات کوچک منزل هم میشود. پسر من کتاب دوست دارد. شما چه ویژگی مثبت در کودکتان می بینید؟ و چه کار می کنید که این ویژگیهای مثبت ماندگار شود؟ #راهچه #مشاوره_گروهی #مشاوره #تربیت #کودک #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
19 آذر 1398 17:27:22
0 بازدید
chamran_kids
🏴 ⚠️ وقتی می خوایم همراه بچه ها به هیئت بریم اولین چیزی که باید برداریم ابزار بازیه. #در_هیئت_با_مادر #در_هیئت_با_پدر 💡چرا؟ چون بچه ها موقع سخنرانی حوصله شون سر میره و درکی هم از مداحی و روضه ندارند. پس بهتره براشون برنامه داشته باشیم. ❌ یکی از ابزار هایی که می تونیم همراه خودمون ببریم، *چسب کاغذی* هست. هم سبکه، هم جا نمیگیره هم میشه باهاش کلی بازی کرد. مثلا؛ روی زمین یه بازی بکشیم؛ مثل دوز. باهاش کاردستی درست کنیم. جاده درست کنیم و ماشین بازی کنیم. باهاش نقاشی بکشیم. ✅ وقتی برای بچه ها برنامه ی بازی داشته باشیم، به بچه ها خوش میگذره و روزهای بعد با اشتیاق بیشتری میان. #سرباز_حسینم #هیئت #محرم #کودک #چمرانی_ها
12 شهریور 1398 16:09:45
15 بازدید
ادمین چمران
0
0
🖋 🖊 تو دوران سرخوش مجردی وقتی محرم میشد، برایم فرقی نمیکرد هیئتی که میخوام برم چقدر از خونمون دوره. همین که میشنیدم فلان سخنران یا فلان مداح مورد علاقم یک جا برنامه دارن، ازین سر شهر میرفتم اون کله ی شهر. خیلی شیک و مرتب نوت برمیداشتم و بعدم موقع مداحی مثل خانوما، چادرم مینداختم رو صورتمو اشک میریختم. ازدواج که کردم از خدا پنهون نیست از شمام پنهون نباشه، درسته که هنوز سخنران و مداح برام تو اولویت بودن، ولی دادن یا ندادن شام نذری هم برام مهم شده بود. چون هنوز دانشجو بودم و بلد نبودم هم درس بخونم غذا بپزم هم برم هیئت کلی گریه کنم. 💡از روزی که مامان شدم، هیئت برای من یا جایی برای گریه های از ته حلق و دل پیچه های شدید نوزاد یک ماهه ام بود یا تاتی رفتن های نوپای یک ساله ای که با کشف همه سوراخ سمبه های فضای هیئت، فکر میکنه داره دنیا رو مال خودش میکنه. این دومین محرمیه که نمیتونم هیئت های دلخواهمو برم و سرجام بشینم و چادرمو بندازم رو صورتمو گریه کنم. پارسال موقعی که آدم ها سرجایشان نشسته بودند و گریه میکردند، من با نی نی یک ماهه هی مسیر هیئت را چرخ میزدم و مستاصل گاهی بلند میشدم و گاهی مینشتم بلکه این شیرخوره آروم بشه. اما نمی شد... مثل خیلی از شیرخوره های دیگر. نمی دانم حال رباب را و شیرخواره اش را هرسال محرم اما. امسال دارم پا به پای این کوچولوی تاتی رو، راه میرم و هی لباس مشکیش را و هی قدش را و هی زمین خوردنش را برانداز میکنم. دست خودم نیست. هی ذهنم مقایسه میکند زمین خوردنش را با زمین خوردن هایشان... محرم، بچه که جلوی چشمت باشد، انگار نوار فقط روی روضه ی باز گیر میکند. حالا جوان رعنا که جای خود دارد. @good_mood_mom 🖋شما چه خاطراتی از مادرانگی هایتان در روضه ها دارید؟ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #هیئت #هیئت_کودک