پست های مشابه

chamran_kids

تاحالا به سایت چمرانی ها سرزدید؟😇 . امشب اومدیم تا به شما فروشگاه چمرانی هارو معرفی کنیم، جایی که پر از کارگاه های درسی، تربیتی و کتاب های الکترونیکی برای والدین و مربی هاست. 👆🏻😊 . ⭕پس همین الان میتونید از لینک در بیو یا جست و جو در گوگل، به سایت ما سربزنید🤗 . 🔸️این پست رو برای دوستانتون بفرستید و به دیدن کارگاه ها دعوتشون کنید. . #سایت_چمرانی_ها #مجموعه_شهید_چمران #کارگاه_های_کتاب_درسی#کتاب_الکترونیکی #کارگاه_تربیت_کودک #والدگری #چمرانی_ها

26 آذر 1399 18:47:50

0 بازدید

chamran_kids

. مگه میشه مباحث ریاضی،فارسی و علوم رو با پروژه ی آشپزی یاد گرفت؟🤔 . یکی از پروژه های آشپزی دخترهای کلاس سومی، درست کردن کیک هست. . دخترها کیک پزی رو با پخت کیک های ساده و با کمترین موادشروع کردن، مواد جدید کم کم اضافه میشد و بچه ها مرحله به مرحله شاهد تغییرات و پیشرفت کارشون بودند. مباحث ریاضی مثل وزن،اندازه گیری، کسر و حتی ضرب، تبدیل واحد ها از گرم به پیمانه و بالعکس هم واردپروژه های آشپزی شد‌. بعد اینکه کیک پختن بچه ها به مرحله ی خوبی رسید، آشپزی تو بحران رو تجربه کردیم. . یعنی باهم همفکری میکردیم که؛اگه یه ماده ی مهم رو نداشتیم چیکارکنیم؟ . مثلا یه بار شیر نداشتیم، یه بار وانیل، یه بار فر... . بچه ها تصمیم گرفتن به جای شیر از آب پرتقال استفاده کنن و کیک پرتقالی درست کنن یا حتی یه بار کیک ماستی رو تجربه کردن، از قابلمه به جای فر استفاده کردن و کلی ایده ی جالب داشتن. . ما تو پروژه ی کیک، خواص مواد مختلف و حتی طبع اون ها رو بررسی میکردیم و میگفتیم برای چه کسایی خوبه. این فعالیت تاحدی مباحث علوم بچه ها رو هم پوشش میداد. . دخترها، گاهی کیک هارو به عنوان پذیرایی سرنماز جماعت میبردن و به کلاس های دیگه میدادن، تازه خواص اون روهم روی بسته های کیک مینوشتن و نصب میکردن. . به طور کلی دخترهای چمرانی درقالب پروژه ی آشپزی نه تنها یه سری از مباحث درسی رو یاد میگیرن و براشون تثبیت میشه بلکه در حین انجام پروژه نظم، جمع آوری وسایل بعد کار و کارگروهی رو تمرین میکنن. آخرش هم متوجه میشن هر گروهی که تعامل، همکاری و هماهنگی بیشتری داشتن نتیجه کارشون بهترشده! . حتی از یه جایی به بعد، تولد بچه ها یا خاله ها به جای کیک آماده، با کیک دستپخت دخترها برگزارمیشد. . این پروژه ها تو دوران کرونا هم ادامه پیدا کرده. هنوز هم دخترهای خوش ذوق چمرانی تجربیاتشون رو وارد دفتر پروژه میکنن و روز به روز حرفه ای تر میشن🤗 . . شماهم این روش رو برای بچه هاتون امتحان کنید و برای معلم ها و مادر،پدرها بفرستید😇🙏 . #پروژه_درسی #پروژه_آشپزی #آشپزی#کیک #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #آموزش_غیر_مستقیم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ریاضی #فارسی #علوم

17 شهریور 1399 19:54:15

0 بازدید

chamran_kids

📚 📣📣 بالاخره قسمت آخر گل آباد رسید... ‌ 📖 مجموعه داستان های #گِل_آباد قسمت نهم 👈 فرار سنگستونی ها 👌پایان قصه رو می تونید تو کانال چمرانی ها در آپارات مشاهده کنید. ‌ #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #قصه #کودک

03 تیر 1398 04:48:03

0 بازدید

chamran_kids

💡 💡دغدغه تربیت دینی در هفت سال دوم، پررنگ تر می شود. چه برای دختران و چه برای پسران چون به سن تکلیف نزدیک می شوند. ‌ وجود یک الگوی خوب می تواند یک راه حل باشد. پس اول باید روی خودمان به عنوان، پدر، مادر و یا مربی کار کنیم تا بتوانیم الگوی خوبی برایشان باشیم. ‌ سربازان کلاس اولی، آمادگی شان برای فرمانبرداری از فرمانده شان، اعلام کردند. فرمانده یک الگو برای پسران است. اين گردان قراره در آينده خيلي كار هاي بزرگي بكند. شرط اصلی انجام این کارها، اطاعت از فرمانده است. و پسرها برای فرمانبرداری از خداوند، آماده می شوند. ‌ مربی: علی قطبی ‌‌ اگر دوست دارید در مورد تربیت دینی بیشتر بدانید، منتظر باشید...کارگاه مجازی تربیت دینی تا چند روز دیگر... ‌ #کلاس_اولی_ها #تربیت_دینی #کودک_دیندار #چمرانی_ها #آداب_دانی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #کارگاه #کارگاه_مجازی

02 آذر 1398 13:10:33

0 بازدید

chamran_kids

. یکی از چالشهای ما مربی ها یا پدر و مادرها در سال های اول ابتدایی #درس_فارسی است. . تمام سالهای کمی که مدرسه داشتیم و سالهای زیادی که #مدرسه نداشتیم، دغدغه این درس را داشته و همیشه با نگرانیهای زیاد #والدین روبه رو بودیم که چه کنیم بچه ها یاد بگیرند و با علاقه هم یاد بگیرند؟! . بالاخره بعد از فکر کردن های زیاد بازی ها و فعالیت هایی را پیدا کردیم که در علاقه مند کردن بچه ها به فارسی موثر بود. . امشب با یکی از این فعالیتها آشنا میشویم👇 . 🔶️مزرعه کلمات: از این روش در ادبستان دخترانه از کلاس دوم تا پایه های بالاتر استفاده میشود. مزرعه ی کلماتِ ما،توسط خود بچه ها درست میشود. وقتی درس جدیدی به بچه ها داده میشود به هر کدامشان چند برگه داده و از آنها میخواهیم چند کلمه از آن درس را که به نظرشان مهم است بنویسند.‌آن برگه ها در مزرعه کلمات نصب میشود! یکی از خوبی های مزرعه کلمات این است که همیشه کلمه های فارسی جلوی چشم بچه ها قراردارد. ما هر چند وقت یکبار با مزرعه ی کلمات بازی های جالبی انجام می دهیم،برای مثال به بچه ها میگوییم: "کدام کلمه است که پنج حرفی و با حرف ح آغاز میشود؟" یا هر کس بگردد و با پنج شماره یک کلمه ی سه حرفی پیدا کند...! آن ها هم با هیجان در بین کلمات میگردند و کلمه ی مورد نظر را پیدا می کنند.😊 به مرور هم بچه ها دایره لغاتشان اضافه میشود و هم خودشان بازیهای جدیدی با مزرعه کلمات کشف می کنند. . وقتی بچه ها کلمه های بیشتری یاد میگیرند، بستر جدیدی به نام باران کلمات به کلاسشان اضافه میشود. هر بار کلمات درس قبل، روی باران کلمات و کلمه های درس جدید، روی مزرعه قرار میگیرد. . الان که به خاطر شرایط، مدرسه ها مجازی شده از بچه ها خواستیم خودشان در خانه، مزرعه کلمات درست کنند و روی دیوار بچسبانند تا همچنان کلمات درس های جدید همیشه جلوی چشمشان باشد. . منتظر بازیها و فعالیتهای فارسیِ بعدیِ ما باشید....🤗 و خوشحال میشویم اگر این فعالیت را در خانه انجام دادید، ما را از نتیجه اش با خبر کنید...😇 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #دختران_چمرانی #چمرانی_ها #بازی_فارسی #آموزش_بازی_محور

19 مرداد 1399 18:03:43

0 بازدید

chamran_kids

🍀 در اولین روز مدرسه، تیستو با جیب هایی پر از نمره صفر، به خانه برگشت. روز دوم تنبیه شد و مجبور شد دوساعت بیشتر از دیگران در مدرسه بماند. یعنی دو ساعت بیشتر از دیروز در کلاس بخوابد! در پایان سومین روز، معلم نامه ای به تیستو داد تا به پدرش بدهد. در آن نامه، آقای پدر با ناراحتی فراوان، این جملات را خواند: آقا فرزند شما مثل دیگران نیست. نگهداری او برای ما غیر ممکن است. ‌‌‌‌‌‌‌ اسم تیستو سبز انگشتی را شنیدید یا کتابش رو خوندید؟ تیستو یک کودک بود. کودکی که نمیخواست مثل بزرگترا پیرو یک سری قالب و عادت باشه. تیستو رو از مدرسه اخراج کردن، وقتی اخراجش کردن، پدرش تصمیم گرفت او را به طبیعت ببرد تا آنجا هرچه نیاز است بیاموزد. تیستو در کنار آقای باغبان، متوجه شد که به هرچه دست بزند، سبز می شود و گل می دهد. او تصمیم گرفت همه ی بدی ها و ناراحتی ها را به گل تبدیل کند، و دنیا را جای بهتری برای زندگی کند. شما برای بهتر کردن دنیا، چه کارهایی انجام دادین؟ ‌ #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #دهه_فجر #انقلاب #انقلاب_اسلامی #والعاقبه_للمتقین #اندکی_صبر_سحر_نزدیک_است #ایران #هویت_ملی #من_یار_انقلابم #امید #غرور_ملی #چمرانی_ها

17 بهمن 1398 18:13:48

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🏴 ✍🏼 شنیدید که خیلی از روضه‌خون‌ها و مداح‌ها میگن که مادرمون ما رو با اشک روضه شیر داده و ما با صدای گریه‌های مادرمون در روضه رشد کردیم و از این‌جور شعرها؟ راستش منم همیشه تصورم از وجه مذهبی و آرمانی مادرانگی‌کردن‌هام این بود که با چنین شرایطی بچه‌هام بزرگ میشن و یه‌جورهایی برام خوشایند بود. پسرم شش ماهه بود و روضه‌ علی‌اصغر گوش می‌کردم. خب طبیعتا گریه امانم نمیداد و پسرم هم کنارم بود. یک لحظه ترس و وحشت رو از چشم‌هاش گرفتم. پسرک من با اون روحیه حساس و لطیفش هنوز هم که هنوزه طاقت گریه‌ منو نداره و از هرچی که بخواد منو ناراحت کنه، یه نفرتی در دلش پیدا می‌کنه. از همون موقع بود که شروع کردم به تغییر آرمان‌هام. از سال بعد، مربی یکی از مهدکودک‌های هیات شدم و تمام دهه محرم را می‌دویدیم و شعر می‌خوندیم و نقاشی می‌کردیم. نه بچه‌ها تو فضای تاریک هیات و وسط روضه‌های قتلگاهی بودند و نه ترس و ناراحتی از محرم و امام حسین تو دلشون اومد. ما شرایط هیات رفتن و روضه‌خوانی‌هامونو براساس معیارها و الگوهای تربیتی خونه‌مون تنظیم کردیم و حالا خیلی راضی‌تریم. و مهم‌تر از ما، رضایت بچه‌هاست که دیشب وقتی لباس‌های مشکی‌شونو دیدند برقی به چشماشون اومد که آخ‌جون بازم هیات! ‌ @hzeinabb شما هم از این خاطرات ناب حسینی دارید؟ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #کودک #هیئت

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🏴 ✍🏼 شنیدید که خیلی از روضه‌خون‌ها و مداح‌ها میگن که مادرمون ما رو با اشک روضه شیر داده و ما با صدای گریه‌های مادرمون در روضه رشد کردیم و از این‌جور شعرها؟ راستش منم همیشه تصورم از وجه مذهبی و آرمانی مادرانگی‌کردن‌هام این بود که با چنین شرایطی بچه‌هام بزرگ میشن و یه‌جورهایی برام خوشایند بود. پسرم شش ماهه بود و روضه‌ علی‌اصغر گوش می‌کردم. خب طبیعتا گریه امانم نمیداد و پسرم هم کنارم بود. یک لحظه ترس و وحشت رو از چشم‌هاش گرفتم. پسرک من با اون روحیه حساس و لطیفش هنوز هم که هنوزه طاقت گریه‌ منو نداره و از هرچی که بخواد منو ناراحت کنه، یه نفرتی در دلش پیدا می‌کنه. از همون موقع بود که شروع کردم به تغییر آرمان‌هام. از سال بعد، مربی یکی از مهدکودک‌های هیات شدم و تمام دهه محرم را می‌دویدیم و شعر می‌خوندیم و نقاشی می‌کردیم. نه بچه‌ها تو فضای تاریک هیات و وسط روضه‌های قتلگاهی بودند و نه ترس و ناراحتی از محرم و امام حسین تو دلشون اومد. ما شرایط هیات رفتن و روضه‌خوانی‌هامونو براساس معیارها و الگوهای تربیتی خونه‌مون تنظیم کردیم و حالا خیلی راضی‌تریم. و مهم‌تر از ما، رضایت بچه‌هاست که دیشب وقتی لباس‌های مشکی‌شونو دیدند برقی به چشماشون اومد که آخ‌جون بازم هیات! ‌ @hzeinabb شما هم از این خاطرات ناب حسینی دارید؟ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #کودک #هیئت

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن