chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🔸با شروع روزهای قرنطینه، آموزشهای مجازی ما هم شروع شد. 📝 مربیان فعال و خلاق چمرانی برای هر پایهای کانال آموزشی متفاوتی را ایجاد کردند که برای دانشآموزان برنامههای روزانهی مشخصی دارد. ورزش صبحگاهی، قرائت قرآن، آموزش دروس جدید، مرور درسها و ارائهی تکالیف درسی، بخشی از برنامههای روزانهی این کانالها هستند. 📱 این امکان برای همه همراهان ما در فضای مجازی بهوجود آمده تا با آموزشهای ما آشنا شوند و از این آموزشها استفاده کنند. 👈 برای پیوستن به هرکدام از این کانالها در پیامرسان بله به ما پیام دهید یا استوری را دنبال کنید. #چمرانی_ها #آموزش_مجازی #حسینیه_کودک_شهید_چمران #کانال_آموزشی
18 فروردین 1399 15:59:22
0 بازدید
chamran_kids
روزهای اولی که تصمیم گرفته بودیم کاری راه بندازیم و به مدرسه فکر میکردیم، خیلی همه چیز را بالا و پایین کردیم؛ از کارهای اجرایی و پیگیری گرفته تا پیداکردن ملک و نیروی انسانی که سخت پیدا میشد و سختتر در اینچنین کاری ماندگار میشد. هرروز با شنیدن نکتهای به جلو رفتن در مسیر امیدوار میشدیم و روز بعد، با حرفی دیگر میفهمیدیم مدرسهداری جزو سختترین کارهاست و ناامید میشدیم. دوستی داشتیم که تقریبا فقط همان زمانها با ما همکاری میکرد ولی در همان مدت کوتاه حرفی زد که باعث شد ما بیشتر فکر کنیم، بیشتر امیدوار شویم و انتخاب کنیم با تمام سختیها، مسیر زندگیمان و جریان جوانیمان را در این راه عجیب و غریب و پرفراز و نشیب بگذاریم و در ادامه مسیر هر وقت ناامید شدیم، این نکته را برای خودمان مرور کنیم. و آن حرف این بود: «فکر کنیم ما بالاخره مدرسه بزنیم. بچهها بیان درس بخونن و خلاصه زندگی جدیدی رو تجربه کنن. قبوله که سختیهای زیادی داره ولی فکر کنیم یک روز امام زمان با دیدن بچهها یه لبخند بزنن و یکی از این بچهها، فقط یکی از اونها سرباز امام زمان بشن اون وقت واقعا همین برای ما بس نیست؟ برای کل زندگی ما و عمری که برای همه این بچهها گذاشتیم؟» امام زمانمان! امشب شب تولد شماست. میشود امشب یا فردا به مدرسه ما سری بزنید. البته الان خالی است... اگر شما آنجا بروید نور حضورتان در قلب تک تک بچههای چمرانی روشن میشود و مطمئنم تا آخر عمرشان خاموش نمیشود. آدرسمان را که بلدید؟ میدان خراسان..... . #چمرانی_ها #نیمه_شعبان
20 فروردین 1399 20:43:59
0 بازدید
chamran_kids
بفرست برای معلم ها تا این فرصت استثنایی رو از دست ندن‼️😳 . . . این تابستونم گذشت هیچ کاری نکردم نشه یه وقت!😳 . . اگه معلم دبستانی و دوست داری روی خودت سرمایه گذاری کنی همین الان وارد سایت شو و از تخفیف های ویژه ای که در این فرصت محدود براتون داریم استفاده کن😎 . در این بسته ها سعی شده بازی درسی ها و اصول طرح درس نویسی هایی که معلم های چمرانی طی چندین سال مطاالعه و تجربه آماده کرده اند را به شما آموزش دهیم‼️ . تا بتوانید کلاس ها و روش تدریس خود را جذاب تر و هیجان انگیز تر پیش ببرید🌹☺️ . ⬇️ kachi.chamraniha.com #آموزش #تربیت #مدرسه #معلم #مربی #معجزه #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #کودک #نوجوان #دانشگاه #کارگاه #کلاس #ایران #محرم #مذهبی #teacher #school
05 شهریور 1401 16:52:31
3 بازدید
chamran_kids
🥗 وقتی گزارشی از فعالیت های آشپزی پسرها می گذاریم، خیلی ها پیام می دهند که چرا پسرهایتان را به کارهای دخترانه وادار می کنید؟!! در پاسخ باید بگوییم چه کسی گفته آشپزی کاری زنانه یا دخترانه است؟ آشپزی یک مهارت است. آشنایی با استفاده از ابزاری مثل چاقو، تقویت مهارت های ظریف مثل پوست کندن و خرد کردن، تلفیق مزه های گوناگون و کشف یک مزه جدید را می توان از اهداف یک فعالیت آشپزی دانست. کودک با تجربه های مختلف است که می تواند در سنین بالاتر، مستقل و مسئولیت پذیر شود و استعداد هایش پرورش یابد. چه دختر باشد و چه پسر. پسرهای پنج ساله، در پروژه آشپزی شان، شور درست کردند. خرد کردن مواد و ترکیب شان، به عهده ی پسرها بود. مربی: فاطمه مزارعی، فاطمه فیض آبادی #پنج_ساله_ها #آشپزی_کودک #کودک #مهد_کودک #طرح_درس #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
21 دی 1398 16:43:52
0 بازدید
chamran_kids
با یه آشپزی دیگه و البته آخرین پست آشپزی کتاب مائده اومدیم پیشتون🤩👆🏻 . شما میتونید به انتخاب خودتون با بچه ها فرنی نشاسته یا آرد برنج رو درست کنید و برای افطار آماده کنید😇 تازه اگه تو چند تا کاسه کوچولو بریزید که بچه ها تو این روزهای آخر ماه رمضون برای همسایه ها ببرن، کلی حس خوب از این همکاری شون دریافت میکنند و ممکنه بیشتر تو آماده کردن سفره کمک تون کنند😉🤗 ⭕این پست رو سیو کنید و برای مامان، باباها و معلم ها بفرستید❗ . #آشپزی#چمرانی_ها#ماه_بندگی #سرآشپز_کوچک#سرآشپز_کوچولو #ماه_رمضان#فرنی_آرد_برنج #فرنی_نشاسته
20 اردیبهشت 1400 17:59:04
9 بازدید
chamran_kids
. 📝قسمت اول . ما دخترانی هستیم که در فاصله بین سالهای ۶۰ تا اواخر ۶۹ متولد شدیم. پس طبیعی است که به ما بگویند: دختران دهه شصتی. ما بنا بر سالی که متولد شدیم، درگیر ماجراهایی بودیم که هر کدام از آن ماجراها برای یک دهه کافیست. در سالهای کودکی ما حزب جمهوری منفجر شد، رئیس جمهور و نخست وزیر کشور ترور شدند، امام خمینی فوت کرد و اینها تازه اتفاقات درشت زمان کودکی ماست. چون در تمام این سالها جنگ و بمباران همبوده و ترور پشت ترور. پس با این تفاسیر همیشه در حال شرکت در راهپیمایی یا تظاهرات یا تشییع جنازه شهدا یا جشن بازگشت آزادگان و خلاصه یک رویداد مذهبی اجتماعی_سیاسی بودیم. فرقی نمی کرد مذهبی و انقلابی باشیم یا ضدانقلاب و غیر مذهبی، از شیری تغذیه کردیم که پر از نگرانی، اضطراب، ابهام و ناراحتی بود. البته نمیدانم کنار این غم و غصه ها، چقدر چیزهای دیگر در شیرمان مخلوط شده و رشدمان داده است؛روحیه شجاعت خانواده هایمان، ایمان و اعتقادی که به کارشان داشتند، انگیزه ای که در وجودشان حفظ کرده بودند و از همه مهمتر مقاومتشان! به هر حال ما باهر شرایطی بود بزرگ شدیم و از اواخر سال ۶۷ به بعد قرار شد دختران دهه شصتی به مدرسه بروند..... . ادامه دارد... . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #دختران_دهه_شصتی #تربیت_دخترانه #دهه_شصتی_ها_نسل_سوخته_نیستند #بالاخره_زنده_موندیم_و_بزرگ_شدیم_چه_بزرگ_شدنی #مدرسه_رفتنمان_خودش_حکایتیه #دهه_شصت #دهه_شصتیها
10 تیر 1399 18:32:25
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🎊 💡 می تونیم در شب ولادت پیامبر اکرم ص، بچه ها رو با یه قصه در مورد مهربانی ایشون خوشحال کنیم. 🍎باغ میوه و مهربانی پیامبر🍎 ✅ این داستان برای کودکان بالای پنج سال مناسب می باشد. یکی بود، یکی نبود. یه خواهر و برادر بودند که در یک خانه ی قشنگ و کوچک زندگی می کردند. خانه شان یک حیاط داشت. که بچه ها در آن بازی می کردند. یک درخت خرما از دیوار های کنار حیاط، داخل خانه شان آمده بود. بچه ها هر روز از دیوار بالا می رفتند و با خوشحالی کلی خرما از آن درخت می چیدند و می خوردند. یک روز آقای همسایه که خیلی بد اخلاق بود، به خانه ی آنها آمد. با عصبانیت به بابا گفت: بچه های تو همه ی خرماهای منو خوردن. باید کل پولش رو بدی. بابا گفت: آخه من که پول ندارم. همسایه گفت: من نمیدونم. باید پولش رو جور کنی و به من بدی. بابا خیلی ناراحت شد. پیش یک آقای مهربانی رفت که از آن کمک بخواهد. اسم آن آقای مهربان، حضرت محمد (ص) بود. بابا کل ماجرا را تعریف کرد. حضرت محمد (ص) که خیلی مهربان بود، رفت و با آقای همسایه صحبت کند تا راضی شود. ولی آقای همسایه راضی نشد. حضرت محمد (ص) گفت: من همه ی باغت رو میخرم. آقای همسایه خوشحال شد و قبول کرد. حضرت محمد (ص) هم، کل باغ را به بابا بخشید. بچه ها هم خیلی خوشحال شدند. از آن روز به بعد کلی درآن باغ بزرگ بازی کردند. #عیدتون_مبارک #قصه #قصه_کودکانه #قصه_مذهبی #پیامبر #مذهبی #کودک #هفده_ربیع #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران