پست های مشابه

chamran_kids

حالا وقت بازیه!!! 😇 چی بازی؟ 🤔 . دست ورزی اونم به همراه قندی🤩👆🏻 . آرد بازی یکی از انواع دست ورزی هست که حسابی حواس بچه هارو تقویت میکنه، باعث میشه هیجانات شون تخلیه بشه و حسابی سرگرم بشن!🙃 . آرد میتونه با ابزار های مختلف مثل ماشین ترکیب بشه، بچه ها با قابلمه و...باهاش آشپزی کنند و برای عروسک ها یا مامان، بابا یه ناهار خوشمزه درست کنند😉 . ⭕یادتون باشه همراهی و تخیل کردن کنار بچه ها چیزیه که این بازی هارو لذت بخش، شیرین وتاثیر گذارتر میکنه🤗 . ❗این پست رو سیو کنید و برای مامان ها و مربی ها بفرستید🙃 . #مهد_تعاملی #مهد_مجازی #مهدکودک #دست_ورزی #آرد_بازی #بازی_کودک

16 اسفند 1399 12:32:37

0 بازدید

chamran_kids

اگه انسان نبودی چی میشد؟🤯 . خیلی وقت ها نعمت هایی داریم که به چشم مون نمیاد و حتی اون هارو نعمت نمیدونیم اما ماه رمضون فرصت خوبیه کنار بچه ها، با تخیل و داستان های جالب، درباره شون فکر کنیم...🙃 . مثلا فکر کنیم اگه ما آدم نبودیم چی میشد...؟ اونوقت تازه میفهمیم خدا چه مهربونی بزرگی بهمون کرده که انسان آفریده شدیم:) . اونوقت متوجه میشیم کوچک ترین چیزهایی که لحظه لحظه با داشتنشون نفس میکشیم، بزرگ ترین هدیه هایی هستن که میتونیم از طرف بهترین خالق عالم دریافت کنیم....😍🙏 . ⭕این پست رو سیو کنید! راستی همین الان برامون بنویسید چه نعمت هایی هست که حواسمون بهشون نیست؟؟؟🤔 . #نعمت #خدای_رحمان#خدای_مهربان #مهربانی #انسان #چمرانی_ها #دعاهای_کودکانه #شکرگزاری

01 اردیبهشت 1400 16:32:15

0 بازدید

chamran_kids

🔍 یک خانه‌ی همیشه تمیز و مرتب یا آزاد گذاشتن کودک برای بازی؟ ‌‌ همه می دانیم بازی بچه ها همیشه با قدری ریخت و پاش همراه است. در مقابل بازی بچه ها و بهم ریختگی، دو رفتار می توان داشت: ۱. مدام به کودک غر بزنیم، خودمان مرتب در حال جمع کردن و تمیز کردن باشیم و جلوی خیلی از بازی های کودک را بگیریم. ۲. هم بازی کودک شویم و از بازی کردن لذت ببریم. و بپذیریم خانه ای که در آن یک یا چند کودک هستند، همیشه قدری نامرتب است و این نشانه‌ی رشد طبیعی فرزندانمان است. ‌ انتخاب با شماست! ‌ چهار ساله های چمرانی برای بازی شان، خودشان دست به کار شدند. با کمک هم فرش را جمع می کنند، ماشین بازی می کنند و باز با کمک هم، فرش حسینیه کودک را پهن می کنند. گاهی هم جمع نمی کنند😊 ‌ مربی: مائده جهانگیری، مریم صادق پور، زهرا صحتی، فاطمه فیض آبادی ‌ #چهار_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #نظم #کودک #مادر #تربیت #چمرانی_ها #مهد_کودک

02 دی 1398 17:25:15

0 بازدید

chamran_kids

. #بازى_رياضى_ابزار_ساده . #دخترهاى_كلاس_دومى

07 آبان 1397 12:11:47

0 بازدید

chamran_kids

💡 چمران بدون مرز، یعنی هر جای ایران باشی می تونی تو حسینیه کودک شهید چمران بیای و بازی کنی. ‌ یه مهد کودک تعاملی مجازی برای این روزهای کرونایی. ‌ سه روز در هفته، روزی یک ساعت با چندتا هم بازی مهمون خونه هاتون می شیم با اسکایپ. ‌ برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام، یه سر به سایت مون بزنید. ‌chamraniha.com ‌ اگه سوالی در مورد مهد تعاملی دارین، زیر همین پست کامنت کنید:👇 ‌ #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مهد_کودک_مجازی #بازی #چمرانی_ها #در_خانه_بمانیم

20 شهریور 1399 15:10:31

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 صفحه های مجازی رو که ورق بزنی، پر شده از گله و شکایت و ناله. تو مهمونی، مترو، اتوبوس...فقط کافیه که یه بحث کوچیک پیش بیاد... ‌‌ چرا ایران اینجوری؟ چرا ما پیشرفتی نداشتیم؟ اروپا که بری همه چی عالیه، هواشون تمیزه، آب و غذای خوب‌. آمریکا همه حقوقا بالاست، امکانات عالی. اینجا ولی چی؟ آلودگی، مرگ و میر، دعوا و تنش، حتی بلایای طبیعی هم فقط مختص ایرانه. ‌ چرا؟ چون تقصیر اینه... تقصیر اونه... ‌ خلاصه که یه ایران سیاهِ سیاه داریم. حتی خاکستری هم نیست. ‌ اما تا حالا فکر کردین این حجم از غر زدن و ابراز نارضایتی چه فایده‌ای میتونه داشته باشه؟ ‌‌ از همه مهم تر اینکه خیلی هامون حواسمون نیست همین طور که داریم ناله و شکایت می کنیم، بچه ها هم دارن می شنوند. ‌‌ خب حالا سوال اصلی: انتقال این نارضایتی ها به بچه ها چه تاثیری روشون میذاره؟ ‌ میخوایم این چند روز، یکم روش فکر کنیم. #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #امید_هویت_می_دهد #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #والعاقبه_للمتقین #اندکی_صبر_سحر_نزدیک_است #ایران #هویت_ملی #من_یار_انقلابم #امید #غرور_ملی #چمرانی_ها

13 بهمن 1398 17:58:58

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن