پست های مشابه

chamran_kids

این یه فرصت ویژه برای معلم هاست🤯 🤩❗❗ . کارگاه های کتاب درسی یا درس پژوهی چمرانی مخصوص شما معلم هایی هست که دلتون میخواد سبک آموزشی تون رو تغییر بدین، متفاوت و خلاق باشید😊 . تو مدرسه ی شهید چمران زمان نسبتا زیادی برای طراحی آموزشی صرف میشه، پس طرح درس ها، بازی های درسی و ... متفاوت تر از سیستم آموزشی مرسوم با دانش آموز کار میشه و حالا قراره شما هم تو کشف این تفاوت شریک بشید!🙃 . ✅این کارگاه ها از ۱ تیرماه شروع میشه و به صورت آنلاین برگزار میشه. شما میتونید به تفکیک پایه و کتاب ها تو هر کارگاهی دوست دارید شرکت کنید🤗 ❗❗❗خبر خوب اینکه چهارشنبه ۲۶ خرداد، ساعت ۱۴:۳۰ الی ۱۵:۳۰ برنامه ی افتتاحیه داریم که رایگان هست و همه میتونید شرکت کنید، بعد اگه دوست داشتید کارگاه ها رو ثبت نام کنید😇 ⭕این پست رو سیو کنید و برای معلم های دغدغه مند بفرستید چون به زودی ثبت نام شروع میشه و اطلاعات دقیق و جزئیات برنامه رو براتون استوری میکنیم😉 . #آموزش#آموزش_پروژه_محور #آموزش_بازی_محور #کتاب_درسی #کارگاه_کتاب_درسی #درس_پژوهی #چمرانی_ها #کارگاه_آموزشی

23 خرداد 1400 17:04:51

0 بازدید

chamran_kids

🌱 🤔 در #تعطیلات_نوروزی چه کارهایی می توانیم انجام دهیم؟ ‌ 📖 یکی از کارهایی که می توانیم انجام دهیم 👈 درست کردن یک دفتر خاطرات است. ‌ 🖊بچه های بزرگتر می توانند خاطرات شان از سفرها، مهمانی ها، بازی و کارهایی که کردند را بنویسند. ‌ 🖍 بچه های کوچکتر هم می توانند خاطرات شان را نقاشی کنند. #تعطیلات_نوروز #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

10 فروردین 1398 13:25:32

2 بازدید

chamran_kids

. بعد انتخاب خاله های عزیز و مهربان چمرانی وقت آن شد که از #روش_های_آموزشی متفاوتمان برایتان بگوییم:) . خیلی از بچه ها علاقه ی خاصی به #درس_فارسی نداشتند اما دخترهای ما عاشق سرو صدا و #بازی بودند پس تصمیم گرفتیم درخلال بازی های متناسب با هرپایه ی ادبستان درس فارسی را با روش های جدید به بچه ها #آموزش دهیم. . چند مورد از بازی ها را باهم بخوانیم:😇 . 🔸ردپای نارنجی: در کلاس اول زمان هایی که میخواستیم حرف جدیدی یاد بگیریم یک مهمان داشتیم، اسمش نارنجی بود. او هربار با غافلگیری های مختلف حروف را به بچه ها یاد میداد. روی وسایلی که صدای حرف موردنظر را داشت ردپا به جا میگذاشت و بچه ها باید ردپاها را دنبال میکردند و حرف جدید را حدس میزدند! . 🔸صداسازی: تولید صدا و آهنگ ساختن با حروف مختلف همراه با تق تق مدادها روی میز،از روش هایی بود که به شدت آن ها را به وجد می آورد. بازی هایی مثل شکارچی کلمات،کارت بازی، برج هیجان و ...هم از موارد دیگر است! . 🔸مزرعه کلمات: از کلاس دوم در کلاس ما بستر ثابتی به نام مزرعه ی کلمات وجود داشت. این مزرعه ی کلمات توسط خود بچه ها درست شده بود. وقتی به سراغ درس جدید فارسی می رفتیم دخترها کلماتی که به نظرشان مهم بود و ارزش املایی داشت را در مزرعه می نوشتند. خوبیِ مزرعه ی کلمات این بود که همیشه کلمات جلوی چشم بچه ها بود🤗 . این ها گوشه ای از روش های تقویت و آموزش فارسی به بچه ها بود که اگر بخواهیم همه را برایتان بگوییم یک کتاب میشود( اتفاقا درسایت چمرانی ها یک کتاب بازی فارسی برای کلاس اولی ها داریم 😊) اما به طور خلاصه میتوانیم برای همراهی بیشتر و یادگیری بهتر بچه ها از پروژه های نویسندگی، درست کردن کارت دعوت، کتاب و قصه و کلی #بازی_خلاقانه استفاده کنیم. . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #دختران_چمرانی #چمرانی_ها

13 مرداد 1399 17:45:01

0 بازدید

chamran_kids

معلم ها!مامان باباها! این فرصت رو از دست ندید😱 . . فقط ۵ روز دیگر تا پایان این تخفیف ویژه فرصت باقی هست☺️ تخفیف های ۵۰ تا ۷۰ درصدی بسته های 🔴بازی درسی و طرح درس نویسی به سبک چمرانی🔴 چیزی هست که هم معلم ها در کلاس و هم مامان باباها در منزل میتوانند استفاده کنند و از فعالیت در کنار بچه ها لذت ببرید🌹 این بسته ها رو از سایت چمرانی ها تهیه کنید⬇️ kachi.chamraniha.com . #بازی #هیجان #سرگرمی #تربیت #کودک #مدرسه #کلاس #معلم #ایران #تهران #فیلم #عکس

13 شهریور 1401 08:01:22

3 بازدید

chamran_kids

. از مناسبت هایی که تو شکل گیری هویت ملی بچه ها تاثیر گذاره، آشنایی اون ها با اتفاق های گذشته ی کشورهست. . یکی از اون اتفاق ها که چون با جشن و سرود همراهه خیلی برای اونها جذابه، دهه ی فجر هست؛ برای همین خیلی خوبه با برنامه های جالب، از این ایام خاطرات خوشی تو ذهن بچه ها باقی بمونه... . . یادش بخیر ... سال های قبل برای دهه ی فجر با بچه ها کلی برنامه داشتیم، مدرسه و کلاس ها رو تزئین میکردیم، سرود میخوندیم، نذری انقلاب درست میکردیم، میرفتیم از بزرگتر ها و کسبه ی محل مصاحبه می گرفتیم. رنگ کردن پرچم رولی تا کارهای هنری مثل پرچم خمیری، سفالی و پیکسل هم که پای ثابت فعالیت ها بود...😍 . درسته الان کلاس هامون مجازی شده اما بچه ها همچنان کلی برنامه و فعالیت دارن، سرودخوانی مجازی، مصاحبه های صوتی و تصویری و... بله ! کارهای هنری و جشن خونگی هم پابرجاست🤗❤️ پ.ن: ما ممکنه از کشور یا مسئولین به هر دلیلی ناراحتی داشته باشیم ولی انتقال ناراحتی به بچه ها جز اینکه ذهنشون رو به هم بریزه فایده ای نداره! یادمون باشه بچه ها با یک گذشته روشن، میتونن به سمت یک آینده ی روشن تر حرکت کنن😇 . ⭕شما برای ۲۲ بهمن و دهه فجر چه برنامه ای دارید؟ . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #جشن_انقلاب #۲۲بهمن#دهه_فجر_مبارک🇮🇷 #دهه_فجر#دبستانی_ها #نذری_انقلاب

19 بهمن 1399 16:59:10

0 بازدید

chamran_kids

چهل چراغ: چراغ دوم هیئت کودک #هیئت_دانشگاه_شریف . چند روزی به محرم مانده بود و خیلی دلمان میخواست برای بچه ها کاری در این دهه انجام دهیم. چند جا هم برای کار با کودک، کنار هیاتهای مختلف رایزنی کردیم که به نتیجه نرسید. تقریبا داشتیم ناامید میشدیم که به واسطه یکی از دوستان از هیات دانشگاه شریف، با ما تماس گرفتند. صحبتهای اولیه انجام شد و قرار بر این شد ما ۱۳ شب، کنار هیات، برای بچه ها فعالیتهای مختلف داشته باشیم. یکی دو شب مانده به شروع هیات هم تصمیم گرفتیم قسمت پسرانه را از دخترانه جدا کنیم. و به سختی تعدادی خاله و عمو جور کردیم که هر سیزده شب نیرو داشته باشیم. قرار شد با دانشجویان دانشگاه شریف هم تعامل داشته باشیم. طراحی اصلی و عمده ی اجرا با ما باشد و آنها هم در آماده کردن فضا و کار با کودکان به ما کمک کنند. خیلی فشرده برنامه ریزی کردیم، ابزار خریدیم و رسیدیم به اولین شب برای برگزاری هیات کودک. قبل از آمدن بچه ها، با چند تا از دانشجوهای شریف جلسه توجیهی گذاشتیم. دوستان ما که از قبل باهم همکاری کرده بودیم و قرار بود در این کار هم همراهمان باشند اکثرا فارغ التحصیل رشته های هنر بودند. دور هم نشستیم و به اصطلاح جلسه معارفه ای گذاشتیم برای آشنایی بیشتر. شریفیها از سر تواضع گفتند شما اول خودتان را معرفی کنید و دوستان ما شروع کردند به گفتنِ رشته های تحصیلیشان: طراحی لباس، طراحی پارچه، گرافیک، نمایش، نگارگری و ... قیافه بچه های شریف دیدنی بود. با خجالت پرسیدند: مگه اینارو هم تو دانشگاه میخونن؟؟؟؟ و وقتی نوبت به معرفی خودشان رسید فهمیدیم بنده های خدا برای چه اینقدر تعجب کردند. دوستانی که متواضعانه و بی صدا محل هیات کودک را با ماتمیز کرده بودند، با دقتی عجیب رول های کاغذ به دیوار زده بودند و به صورت مهندسی شده گلوله های گِلیِ کاملا یکسان در قطرهای مشابه برایمان درست کرده بودند دانشجوهای عمران، برق، هوافضا، مکانیک و ... بودند. همکاری دو گروه هنری و فنی در سیزده شب برای خود ما تجربه بسیار جالبی بود. از آن زمان به بعد هر وقت اسم دانشگاه یا دانشجویان دانشگاه شریف می آید در ذهنم تصویر دانشجویانی کاری، کم حرف و کم ادعا مرور میشود که تمام شبها، خالصانه و با علاقه بدون اینکه چیزی از کودک و علاقه هایش بدانند پابه پای ما فعالیت کردند و سعی کردند افکار مهندسی شان را در برخورد با بچه ها کنار بگذارند. ما درسهای بزرگی در این شبها از آنها گرفتیم از بچه های کاملا شریفِ دانشگاه شریف.... . ادامه دارد... . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران #حسینیه_کودک #حسینیه_کودک_شهید_چمران

26 خرداد 1399 17:22:02

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن