پست های مشابه

chamran_kids

یادگیری لذبخش؟چه جوری؟😃 . خیلی از معلم ها فکر میکنند که باید تمام فعالیت ها و آزمایش های درسی و کتاب رو انجام بدند تا بچه ها سریع مطالب رو یادبگیرند و درس براشون جا بیوفته اما چیزی که مهم تره و اکثرا ازش غافل میشیم اینه که دانش آموز باید تو این مسیر یادگیری، فرصت آزمون و خطا داشته باشه، شور و هیجان رو تجربه کنه و لذت آموختن رو با تمام وجود بچشه😍 . پ.ن ۱: تو این فیلم خاله و دخترهای کلاس سومی باهم یه آزمایش علوم هیجان انگیز انجام میدن که حسابی بچه ها رو شگفت زده میکنه🤩 . پ.ن ۲: خداروشکر که دوباره میتونیم به صورت حضوری و ملموس تر مباحث و فعالیت ها رو با وجود قشنگ بچه ها تجربه کنیم🙃 . ⁉️شما به بچه ها فرصت یادگیری لذت بخش رو میوید؟؟؟🤔 #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #دختران_چمرانی #آزمایش_علمی#علوم_دبستان#آموزش_پروژه_محور #علوم#علوم_سوم_دبستان#آموزش_علوم #درس#کلاس_سوم#یادگیری #لذت_یادگیری

10 آذر 1400 14:56:53

0 بازدید

chamran_kids

🌱 🌱بهارتون مباررررک... سفره هفت سین به سبک دخترهای کلاس دومی... #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

01 فروردین 1398 09:36:53

0 بازدید

chamran_kids

با حروف الفبا چی بکشیم؟؟؟🤩🤔 . یکی از کارهای جالبی که از دوران مدرسه خیلی هامون بوده و همچنان هم هست؛ نقاشی با حروف الفباست که میتونه شکل نوشتاری حروف رو تو ذهن کلاس اولی ها تثبیت کنه😍 حالا چرا روش خوبیه؟؟؟ . ✅چون باعث میشه با تصاویر متنوع و تخیل، حرف ها عینی و در ذهن بچه ها نشانه گذاری بشن😊 . تازه به دنبال نقاشی های مختلف، بارش لغات هم اتفاق میوفته و بچه ها کلی کلمه و مثال جدید رو پیشنهاد میکنند😇 . پ.ن: این فیلم برش کوتاهی از فعالیت کلاسی پسرهای کلاس اولی چمران هست که با عموشون سخت مشغول تبدیل کردن حروف به اشکال مختلف هستند🤗👨‍🏫 . ⁉️شما و بچه ها حروف مختلف رو به چه اشکال دیگه ای میتونید تبدیل کنید؟؟ برامون بنویسید😁⬇️ . #کلاس_اولی_ها #کلاس_اول_دبستان #پسران_چمرانی #نقاشی#الفبا#فارسی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

10 دی 1400 11:30:29

0 بازدید

chamran_kids

🖊 کشف کردن همیشه لذت بخشه. وقتی روی یه مساله ی ریاضی ساعت ها فک می کنی و یهو با یه جرقه راه حل رو کشف می کنی...یا حتی مسیری که هر روز میری، این بار یه راه کوتاه تر رو پیدا می کنی یا حتی کشف یک مزه ی جدید از ترکیب چندتا مواد باهم، همه و همه می تونه حس خوبی به آدم بده. ‌حالا این حس خوب اگه تو مراحل یادگیری قرار بگیره، میتونه یادگیری رو موثر تر کنه. ‌ کلاس اولی های چمرانی با همین حس خوب کشف کردن، الفبا رو یاد می گیرند. اسم بازی مون رو گذاشتیم رد پای نارنجی. رد پای نارنجی هر هفته، روی برخی کلمات و وسایل توی کلاس قرار می گیره. بچه ها باید همه ی رد پاهای نارنجی رو پیدا کنند. اسم کلمات رو با کمک معلم می نویسند و بعد صدا و حرف مشترک رو کشف می کنند. ‌ به نظر شما با چه روش های دیگه میشه یادگیری رو برای بچه ها لذت بخش تر کرد؟ ‌ #کلاس_اولی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #فارسی #سواد_آموزی #آموزش_الفبا #آموزش #خلاقیت #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

22 مهر 1398 16:47:02

0 بازدید

chamran_kids

🧑پسرهای کلاس چهارمی چمرانی حالا کاوشگران کوچکی هستند که سعی می‌کنند در زمینه‌های مختلف تجربه کسب کنند و به عرصه‌های جدیدی ورود کنند. ‌ ‌ 🎥 پروژه‌ی قرآنی تولید انیمیشن سوره‌ی فیل توسط یکی از دانش‌آموزان چمرانی‌ ‌ #ادبستان_پسرانه‌ ‌ #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه #انیمیشن_کودکانه #انیمیشن_سازی #استاپ_موشن #تربیت_دینی #قرآن_بخوانیم #رمضان_كريم

16 اردیبهشت 1399 17:17:54

1 بازدید

chamran_kids

🙏 شماهم فکرتون درگیر این قضیه هست که بچه ها چطور باید نمازخون بشن؟ ماهم خیلی به این قضیه فکر کردیم و می کنیم. این قضیه خیلی چالش برانگیزه و فقط مربوط به خود نماز نیست. به خیلی چیزها ربط داره: به اینکه خودمون چقدر برای نماز اهمیت قائلیم. چه ابزارهایی برای نمازمون داریم و یه نکته مهم اینکه چقدر زمان میذاریم، خرج می کنیم و صبر می کنیم تا بچه ها به این مقوله علاقه مند بشن ما فعلا از آوردن جانماز و چادرنماز از خونه شروع کردیم و اختصاص دادن یه زمانی به مرتب کردن کلاس برای نماز. ‌ برنامه های دیگه ای هم داریم که کم کم اینجا به اشتراک میذاریم. شما برای نماز خون کردن یا احیانا نماز نخون کردن بچه هاتون چه کردین؟ ‌ #نماز #کودک #تکلیف #پیش_دبستانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران

23 دی 1397 14:56:14

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن