chamran_kids
دنبال کننده
10
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
عموهای پنج ساله😎👇 . تو مهدتعاملی پنج ساله ها، یه سری عمو داریم که به نوبت معلم میشن بعد با ابزاری مثل بطری، چسب، کاموا،کاغذ رنگی، چوب بستنی و دکمه چیزهای مختلف درست میکنند و به خاله و دوستاشون یاد میدن🤗 . اینجا عموهای خیلی جدی داریم مثلا به خاله میگن: حواسم هست گوشای کرمو رو نذاشتی! 😏 یا باید بادبادک خندون رو دقیقا عین من درست کنی! 😅 . بعدم به خاله و دوستاشون میگن: از کاراتون عکس بگیرید، توی گروه بذارید!😁 بعدش هم خیلی دقیق اون هارو بررسی میکنند🧐 . پ.ن: خانم ملیکا صادقی در حال حاضر مربی بچه های چهار تا شش ساله ی مهد تعاملی (حسینیه کودک مجازی)هستند. تحصیلات ایشون در حوزه ی مدیریت خانواده هست و بیش از سه سال تجربه ی کار با کودک رو دارند. . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مهد_تعاملی #مهد_مجازی #آموزش_مجازی#معلمان_کوچک #پسران_چمرانی #چمرانی_ها #کودکانه #کودک#معلم_های_چمرانی
11 آذر 1399 18:34:49
0 بازدید
chamran_kids
دیگه وقتشه فوت و فنش رو یاد بگیری❗😇 ما از ۱ تیر ماه برای شما معلم ها کارگاه درس پژوهی چمرانی داریم و به شما کمک میکنیم که کتاب های درسی رو با روش های جالب و خلاقانه آموزش بدید، تازه با تکنیک های مدیریت کلاس و مربی گری به سبک چمرانی هم آشنا بشید🤩 اینم اطلاعات دقیق تر کارگاه ها:🤗⬇️ 🔹️کارگاه های تک جلسه ای : ۹۸۰۰۰ تومان 🔹️کارگاه های دو جلسه ای: ۱۹۶۰۰۰ تومان ❗❗❗ حالا اگه تا ۲۹ خرداد ثبت نام کنید ۱۰٪تخفیف ویژه بهتون تعلق میگیره❗❗❗ 🔸️تمامی کارگاه ها در بستر اسکای روم برگزار میشه. 🔸️میتونید برای هر درس و پایه موردنظرتون به تفکیک ثبت نام کنید. 🔷ساعت برگزاری تمامی کارگاه ها، ساعت ۱۴ تا ۱۶ تاریخ های اعلام شده در جدول زمان بندی پست قبل و سایت هست. (کارگاه های تک جلسه ای، بین دو تا دوساعت و نیم زمان خواهد برد.) ⭕علاوه بر تخفیف ویژه همگانی تا ۲۹ خرداد، برای ثبت نام های گروهی(۵ نفر به بالا) و خانواده های چمرانی کد تخفیف تعلق میگیره که برای دریافت کد باید دایرکت بدید! 🔳برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به لینک در استوری یا سایت چمرانی ها سربزنید😊👇🏻 Chamraniha.com . 🟩این پست رو سیو کنید و برای معلم ها بفرستید که جا نمونند❗❗❗ . #آموزش_پروژه_محور #کارگاه_آموزشی #آموزش_بازی_محور#درس_پژوهی #کارگاه_کتاب_درسی #معلم_خلاق
25 خرداد 1400 17:09:37
0 بازدید
chamran_kids
🍀 🌱 داستان تولد راهچه 🖊 بعد از راه افتادن حسینیه کودک، و تجربه ی سه ساله کار با کودک با درخواست های زیادی برای مشاوره کودک مواجه شدیم. مشاوره چمران، با مشاوره های حضوری و محدود شروع شد. در حیطه ی کسانی که با مجموعه آشنایی داشتند. اما بعد از مدتی، درخواست های مشاوره زیادتر شد. این درخواست ها همزمان بود با شروع به کار ادبستان ها. کار اجرایی ادبستان ها و حسینیه کودک، فرصت مشاوره ی حضوری را از ما گرفت. مشاوره تلفنی و یا همان راهچه نتیجه ی همان محدودیت ها بود. 💡راهچه را می توان نتیجه ی تلاش یک تیم دانست. ✅ راهنمایی و مشاوره چمرانی یک مشاوره در دسترس با رویکرد دینی و بومی 📞 آشنایی بیشتر با راهچه و استفاده از خدمات آن، در سایت #چمرانی_ها chamraniha.com/consultation #راهچه #مشاوره #راهنمایی #تربیت #مشاوره_تلفنی #کودک #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
05 آذر 1398 08:31:55
0 بازدید
chamran_kids
اگر معلم هستید یا میخواید هیئت کودک راه بندازید و دغدغه این فعالیت هارو دارید حتما این پست رو تماشا کنید‼️ . ما چه کارهایی میتونیم انجام بدیم که این حس خوب نسبت به امام حسین و هیئت ها به بچه ها منتقل بشه🧐 شما چه کارهایی پیشنهاد میدین؟ #محرم #امام_حسین #مذهبی #مدرسه #معلم #تربیت #کودک #نوجوان #اسلام #کلاس #هیئت #هیئت_کودک #imamhussain #islam #teacher #children
12 مرداد 1401 07:25:00
39 بازدید
chamran_kids
🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران
04 خرداد 1399 22:04:31
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلمهای پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود منتا مدت ها سردرگم بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلمهای پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇
12 تیر 1399 18:45:39
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
. #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت چهارم . تابستان سوم/ مرد رایانهای . یکی از اقواممان شرکت کامپیوتری راه انداخته بود. آن موقع خفنترین سیستم، پنتیوم تو(2) بود. تابستان، یک دوره آموزشی شبکهسازی و طراحی سایت گذاشت. من هم خیلی دوست داشتم شرکت کنم ولی شرکت #کامپیوتری از خانهمان دور بود. به خاطر حضور در آن دوره، یک مدت طولانی از تابستان را خانه مادربزرگم زندگی کردم تا نزدیک شرکت باشم. همهکسانی که در کارگاه شرکت کرده بودند، حداقل 10سال از من بزرگتر بودند. همان اول کار رفتم 2 تا کتاب 1000 صفحهای در مورد شبکهسازی و طراحی سایت با html خریدم. خیلی تلاش کردم مطالب کتاب را بفهمم ولی واقعاً سنگین بودند. واقعیتش را بخواهید آن تابستان تنبلی کردم و دوره را تمام نکردم. سالهای بعد که نرمافزارهای بیسیک و پاسکال را یاد گرفتم، یک بازی طراحی کردم. یک دورهای هم آموزش مایا (نرمافزار #انیمیشن سهبعدی) رفتم. کلیه نرمافزارهای تدوین را یاد گرفتم. همین دمخور بودن با کامپیوتر و نرمافزارهای متنوع باعث شد حدود 10سال حرفهای تدوین کنم و فیلم بسازم. از مستندهای اجتماعی گرفته تا سریالهای تلویزیونی و پشتصحنه فیلمهای سینمایی. همین الآن هم که تدریس میکنم و یا کسبوکار راه میاندازم، خیلی وقتها خودم فیلمهای کارهایم را میسازم. بعضی مواقع هم آموزش #تدوین میدهم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها