chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
👩👧 زمانی را گذاشته ایم برای بازی کردن و دوستی با طبیعت...آن هم از نوع مادر دختری... دخترها یک قرار چمرانی دارند. در این روزهای تعطیل، یک روز در هفته دور هم جمع می شوند. برای دوستی با کتاب. کتاب می خوانند، کتاب امانت می گیرند و خودشان هم کتاب می نویسند. در آخر هم یک بازی دسته جمعی با مامان ها و مربیان چمرانی ... #اوقات_فراغت #تابستان #کتاب #کتابخوانی #چگونه_کودکان_را_به_کتاب_خواندن_علاقه_مند_کنیم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #مدرسه_طبیعت
08 تیر 1398 18:33:54
0 بازدید
chamran_kids
🎉 💡 پیشنهادی برای کوچکتر ها 🛣 * کوچه هاتون برای روز عید آماده شدن؟ 💦 می تونیم کوچه هامونم آب و جارو کنیم. 🗑می تونیم با یکی دوتا سطل آب و یه جارو، سراغ کوچه بریم. 🏘هم جلوی خونه ی خودمون و هم جلوی خونه ی همسایه هارو آب و جارو کنیم. ✅ می تونیم تو کوچه یه برگه بزنیم و توش بنویسیم که بقیه ی همسایه ها هم می تونن بیان و تو این شادی شریک بشن. ✨قبول باشه ازتون✨ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #به_عشق_علی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
27 مرداد 1398 18:14:03
0 بازدید
chamran_kids
📽 ✒خیرین گرامی مجموعه شهید چمران این پیام، چهارمین پیام از طرف ادبستان شهید چمران می باشد. خوشحال میشویم چند دقیقه ای را به خواندن این پیام اختصاص دهید. درست از زمانی که به فکر راه اندازی کار افتادیم، مسئله ای مهم ذهن ما رادرگیر کرد. "ساختمان" اینکه چه طور یک فضایی را تهیه کنیم و ان مکان در کدام نقطه از تهران باشد کار ما را خیلی پیچیده و سخت کرد. مدتها به طور سیار کار می کردیم در حیاط مدرسه ای در تابستان، کنار هیاتها، در حسینیه ها ولی باز مشکل اصلی حل نمیشد، برای متمرکز کردن کار احتیاج به "ساختمان" داشتیم. منطقه ای در جنوب شرق تهران را انتخاب کردیم که دسترسی خانواده های متفاوت از لحاظ مالی به آن راحت باشد. بعد از مشخص کردن منطقه، تازه کار اصلی شروع شد. بنگاه به بنگاه دنبال یک فضای مناسب و حیاط دار گشتیم. رقم های متفاوتی از رهن و اجاره شنیدیم. و باز گشتن و گشتن و گشتن.... یکی از بنگاهها خانه ای را معرفی کرد. وقتی به در خانه رسیدیم ناامید شدیم. دری خیلی کوچک و بعد از آن یک راهروی تنگ و تاریک.....ولی بعد از راهرو... حیاطی مثل بهشت با درختانی سبز... و این بهشت کوچک را اجاره کردیم از آقایی مهربان که هیچ جوره نمیخولست خانه اش را به کار اجاره دهد و ما اینقدر آسمان ریسمان به هم بافتیم تا قبول کرد و آخر سر هم به خاطر " شهید چمران" چند وقت بعد فهمیدیم خانه در اصل متعلق بوده به " طیب" آدم نااهل و بامعرفتی که جزء اولین شهدای انقلاب بوده. حدیثی هست با این مضمون که : زمینها هم سرنوشتی دارند مثل آدمها. و چه خوب سرنوشتی برای طیب رقم خورد. سالها بعد از شهادتش، بچه های کوچکی به خانه اش پا گذاشتند، بازی کردند، خندیدند، هیات گرفتند و هزار کار خوب دیگر به پاکی خودشان... این روزها جایمان تنگ شده و اجاره ها هم.... ولی دلمان نمی آید از خانه طیب اسباب کشی کنیم از "حسینیه کودک و ادبستان دخترانه شهید چمران" خدارو شکر می کنیم بابت ساختمان باصفایی که سرراهمان قرار داد. از صاحبان مهربانش که مراقب بچه ها هستند، از حال و هوای خوبی که در تک تک آجرهایش حس می کنیم.... بابت تمام حمایتهایتان، دعاهایتان و پشتیبانی هایی که از کار یک سری جوان تازه کار انجام دادین، از شما ممنونیم. قطعا اگر حمایتهای شما نبود، امروز دو مدرسه کنار هم با ۱۲۰ دانش آموز نبود. و خانه ای باصفا که میشد هر سال مستاجر پشت مستاجر عوض کند بدون هیاهو و سرو صدا... خدا را شکر می کنیم بابت نیتهای خوب شما و دغدغه ای که بابت فرزندان این کشور دارین. #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #نذر_فرهنگی #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران
22 دی 1397 07:06:52
0 بازدید
chamran_kids
#مدرسه_آرزوها (قسمت دومِ تیمی فیلر) . تیمی کم و بیش به شغل کاراگاهی اش مشغول بود و معلم هم همچنان با او درگیر. تیمی به پرونده هایش میرسید و با جدیت در حال جذب نیرو بود.😎 معلم هر روز از او ناامیدتر میشد تا اتفاق ویژه ای افتاد... . مشاور مدرسه، تیمی را خواست. تیمی بدون علاقه رو به روی مشاور نشست. هر سوال ساده ای که مشاور میپرسید با جواب های خاصِ تیمی که: مثبته یا منفیه مواجه میشد. تیمی چند بار از مشاور سوال کرد: وقت تموم نشده؟ و آقای مشاور با آرامش هر بار پاسخ میداد :پانزده دقیقه مونده،دوازده دقیقه مونده.... بالاخره تیمی مجبور شد چند تا سوال بپرسد: دفترتون رو چند اجاره کردین؟ من میخوام یه دفتر مرکز شهر بگیرم! دفعه های بعد روابط تیمی و مشاور بهتر شد.مشاور مدت زیادی سکوت می کرد و سوال های خیلی کمی میپرسید. او یک ماموریت ویژه به پسرک کاراگاه میدهد، اینکه دقیق تکلیف های هر روز را ارزیابی کند. . روابط تیمی و مشاور بهتر میشود تا جایی که وقتی تیمی ناامید شده و میخواهد شغلش را کنار بگذارد این مشاور است که او را تشویق می کند به کارش ادامه دهدو ناامید نشود....😇 . پ.ن: متاسفانه به دلیل محدودیت های اینستاگرام امکان گذاشتن بخشی از فیلم رو نداشتیم ولی پیشنهاد میکنیم حتما این فیلم رو با عنوان" تیمی فیلر" جست و جو و تماشا کنید😉😊 . ⭕تا حالا با چند تیمی فیلیر و چند مشاورِ صبور و حمایت کننده از کودک روبه رو شدین؟🤔 . #تیمی_فیلر#فیلم_سینمایی_خوب#مشاور_سبز#مشاور_خوب #تربیت_کودک #آموزش_کودکان#کار_با_کودک
22 دی 1399 17:42:48
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت دوم . تابستان اول/ در جستوجوی یخچالهای ایسلند . یکی از رؤیاهای بزرگم، نوشتن یک رمان بلند بود. 11سالم بود، چند تا برگه کوچک A6 در کمد پیدا کردم، همه را باهم منگنه و یک دفترچه درست کردم. یک نقاشی روی جلدش کشیدم و یک عنوان دهانپُرکن برایش گذاشتم. «در جستوجوی یخچالهای ایسلند». حالا یکی نبود بگوید: چرا این اسم رو گذاشتی؟! یخچال به درد کی میخوره که بره دنبالش. ولی من در همان عالم نوجوانی فکر میکردم کلاً جستوجو جالبترین کار دنیاست، حالا جستوجوی چیزهای عجیبتر، جالبتر هم هست. اسمهای خارجی برای شخصیتهای داستانم گذاشته بودم که رمانم جذابتر بشود. اسمهایی مانند تام، جیم، سام و .... خواهرم دست به نوشتنش خیلی بهتر از من بود. سرعتش هم بیشتر بود. یک روز قصهای که در ذهنم بود را برایش تعریف کردم و او هم نوشت. 16صفحه شد. به همه پز میدادم که «من یه داستان 16صفحهای نوشتم، تازه هنوزم تموم نشده.» . بعد از این تجربه خوب، به خاطر علاقهای که به داستان داشتم، کتاب داستانهای خواهر و خالهام که خیلی کتابخوان بودند را میگرفتم و میخواندم. کلاً معروف شده بودم به اینکه در هر حالتی کتاب میخوانم، حتی در خیابان. سالها بعد که دانشجو شدم استاد دانشگاهمان چند بار به من گفت که در خیابان مرا در حال کتاب خواندن دیده و هرچه برایم دست تکان داده و سلام کرده، من متوجه نشدم. خواندنم خیلی کند بود، ولی در همان تابستانهای کودکی، تعداد زیادی کتاب و فیلمنامه از نویسندههای مختلف را خواندم. کتابی خواندم که در آن چند نوجوان، یک انجمن مخفی درست کرده و اشعارشان را برای هم میخواندند و این کار برایم همیشه یک آرزو بود. در دانشگاه از همان سال اول سعی کردم نمایشنامه و داستان بنویسم. الآن چند تا کتاب داستان و شعر کودک نوشتم. نوشتن برایم دوستداشتنی است. همین مهارت نوشتن، در پایاننامه، نامهنگاریهای اداری، ارائه گزارش کار، تدریس و تدوین کتابهای علمی پژوهشی کلی کارم را راه انداخته و باعث شده محتاج کسی نباشم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها
26 تیر 1399 18:26:32
1 بازدید
chamran_kids
🍎 😷 با این هوای ناسالمی که ما تنفس می کنیم، اگه غذامون هم سالم نباشه، که دیگه هیچی!! 🍎 یکی از این نیازهای این روزهای ما و بچه ها، تغذیه ی سالم است. ❗️حالا از کجا میشه مواد غذایی سالم و طبیعی پیدا کنیم؟! غاچ یا همان غذای اصیل چمرانی، سعی دارد این نیاز خانواده ها را تامین کند. مواد غذایی ارگانیک و سالم که جایش در سفره های امروزمان، خالی است. برای آشنایی بیشتر با #غاچ ، و سفارش محصولات می توانید وارد کانال غاچ در پیام رسان بله شوید: عبارت ghaach را با @ در پیام رسان بله در فضای شخصی خود ارسال کنید و بعد آن را لمس کنید. #غذای_سالم #تغذیه #تغذیه_سالم #تغذیه_کودک #کودک #مواد_غذایی #ارگانیک #چمرانی_ها #خانواده #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
08 دی 1398 17:07:37
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
. "زیارت باطعم دوستی" . تو مدرسه ی ما، پای ثابت مناسبت های مذهبی، رفتن به اردوهای زیارتی هست. مثلاً پارسال در ایام محرم و صفر،به امامزاده سیده ملک خاتون رفتیم. اون روز بعد زیارت، با دخترها تصمیم گرفتیم یه هیئت راه بندازیم و نذری درست کنیم، پس گروه گروه به صورت کلاسی نشستیم و برچسب های رنگی برای لقمه هامون آماده کردیم که روی اونها یا زینب و یا حسین و...نقش بسته بود. . بعد تهیه ی نون پنیر سبزی های ساده و خوشمزه، اونها رو بین افراد داخل امام زاده و در اطراف اون پخش کردیم.😊 . یه فعالیت دیگه هم این بود که تو محوطه امامزاده نشستیم با خرده های کاغذرنگی و مقوای مشکی پرچم ساختیم. . بعدشم با یه دسته ی کوچیک عزاداری از دخترهای چمرانی به سمت سرویس راه افتادیم. . این امامزاده به خاطر محوطه ی بزرگش خیلی برای بچه ها دوست داشتنی هست چون نه تنها در اون کلی فعالیت قشنگ و بازی هیجانی انجام میدن، بلکه همین که به یه امام زاده ی خانم سر میزنند، براشون جالبه و براشون خاطره ی خوشی رو رقم میزنه🤗 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #اردو_های_چمرانی #امام_زاده_سیده_ملک_خاتون #زیارت#اردوی_زیارتی