پست های مشابه

chamran_kids

این فرصت استثنائی رو نباید از دست بدید❗❗ . شما هم از اون مامان و باباهایی هستید که دلتون میخواد تو مسیر والدگری تون حالتون خوب باشه⁉️🤔 از روش های سنتی خسته اید و دوست دارید آگاهانه رویکرد علمی، مذهبی و تجربی رو در تربیت فرزندتون تجربه کنید⁉️😇 ✔اگر جوابتون بله هست ادامه مطلب رو بخونید👇🏻 مجموعه شهید چمران برای شما والدین دغدغه مند یه برنامه ویژه داره: 🤩⬇️ ✅یک دوره ۸ هفته ای ✅کارگاه های آفلاین و آنلاین تربیتی ✅اردوهای مادرو کودک ✅اردوهای پدر و کودک ✅به همراه بسته ابزار . ✔شروع دوره از آذر ماه . ⭕برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام دایرکت بدید یا به سایت چمرانی ها سربزنید👇🏻 Chamraniha.com ❗این پست رو ذخیره کنید و برای والدین آگاه بفرستید که از این دوره ی تکرارنشدنی جا نمونند🤗 . #والدین #والدین_آگاه#والدگری #والدگری_آگاهانه #تربیت_کودک #تربیت_فرزند #دوره_والدگری_چمرانی #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

16 آبان 1400 17:33:19

0 بازدید

chamran_kids

📝🖤 امام نشانه‌ها ‌‌‌. ‌ 📝 هر حرفی شأن و جای‌گاهی دارد، که کم‌تر به آن توجه می‌کنیم. اگر حروف را صداهای بی‌اثری قلم‌داد کنیم، که جز نحوه‌ی گفتنشان تفاوتی ندارند، در ظاهرشان باقی می‌مانیم و خوب آن‌ها را نمی‌شناسیم. این ظلم در حق حروف است. ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌.‌‌‌ ‌‌‌📝 حروف *" ا "* ، *" م "* و *" م "* از صداهای اصلی کلمه‌ی مادر در بسیاری از زبان‌های زنده‌ی دنیا است؛ زیرا نوزادی که بلد نیست، حرف بزند، برای جلب توجه مادرش این صداها را از دهانش بیرون می‌دهد؛ البته نه به‌شکل آگاهانه؛ بلکه به‌صورت طبیعی و فطری. ‌‌ ‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌ 📝پ.نوشت: تلاش های یک معلم کلاس چهارمی برای طراحی پروژه ای مرتبط با مفهوم امام . استفاده از حروف و ترکیب آن با نقاشی یکی از بستر های خوب برای طراحی است، و داشتن موضوعی مهم و بزرگ این بستر را تاثیرگذار تر می کند. .‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌#امام_نشانه_ها #پروژه #امام #صدا #نشانه #حرف #نقاشی #نقاشی_با_حروف #یک_معلم_چمرانی #کلاس_چهارمی_های_هنرمند

15 خرداد 1399 20:37:40

0 بازدید

chamran_kids

قصه‌ی #چمران از اونجا شروع شد که...👇😇 تصمیم گرفتیم یه کاری انجام بدیم! . #سفرهای_جهادی شاید برامون بهترین گزینه بود. بچه هایی که دغدغه ی رشد داشتن اما توانش رو نه... خراسان جنوبی، دره شهر ایلام، پهون فارس و ... مقصد سفر‌های جهادی ما بود با گروه های مختلف. بعد ترها در کنار حسینیه کودک و ادبستان در محله هایی مثل اتابک و دروازه غار و با بچه های پاکستانی هم فعالیت کردیم. نتیجه فعالیت های جهادی مون، راه افتادن گروه همراهی مثل چهل دیگچه است که هنوز هم تو مناسبت های مختلف برای اطعام و کمک به محرومین تلاش میکنند. . بعد از سفر لبنان و بازدید از #مدرسه_جبل_عامل، تصمیم گرفتیم یه #مدرسه بزنیم. مشورت با افراد مختلف تو این حوزه، ما رو به این نتیجه رسوند که با هفت سال اول یعنی مهد کودک شروع کنیم. ما دلمون میخواست سبک #آموزشی متفاوتی داشته باشیم، آموزشی که در قالب بازی، #پروژه و فعالیت های جالب، #درس و #یادگیری رو برای بچه ها شیرین و دوست داشتنی کنه. کار با کودک‌مون با هیئت دانشگاه شریف شروع شد و بعد هم #حسینیه_کودک_شهید_چمران کارخودش رو شروع کرد. . سعی کردیم از #مهدکودک و مدارس معروف بازدید کنیم. کارگاه های تربیتی مختلف شرکت کردیم. مهدکودک ها و مدل های آموزشی خارجی رو بررسی کردیم و سیر مطالعاتی در موضوعات روانشناسی، #تربیت_دینی و قرآنی رو آغاز کردیم. . ما تو حسینیه کودک با بچه ها بازی می کردیم! بازی و بازی... چون مهم ترین راه ارتباطی با بچه ها #بازی هست.🙃 بعد چندسال کار حسینیه کودک و برگزاری یه دوره آموزشی برای بچه های دبستانی، به لطف خدا ادبستان پسرانه و یک سال بعد هم ادبستان دخترانه شروع به کار کرد‌. گروه مستندسازی، فضای مجازی، تیم تربیت مربی، مشاوره و تولید محتوا هم قدم قدم شکل گرفتند. . برای تهرانی ها و شهرستانی ها همایش های مشاوره ای جهت تاسیس مهد و دبستان و در موسسه های مختلف مثل مدرسه ی سراج، ولایت مطهر، دانشگاه امام صادق(ع) و شهرهای شیراز، دزفول و تهرانسر و ... دوره های تربیت مربی برگزار کردیم. . خلاصه که بعد ۱۰ سال تجربه و فعالیت به همراه عزیزانی که کنار ما بودند، با نگاه و لطف بی اندازه ی شهید چمران عزیزمون، با #مجموعه_شهید_چمران درخدمت شما هستیم😊 . #تاریخچه_چمرانی_ها#تاریخچه_چمران#چمرانی_ها #ما_که_هستیم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #آموزش_غیر_مستقیم #آموزش_پروژه_محور#مجموعه_آموزشی #هیئت_دانشگاه_شریف #هیئت_کودک

06 آذر 1399 18:16:01

0 بازدید

chamran_kids

نمایش قاشقی؟🙄مگه داریم⁉️🤨🤔 . ماجرا از اینجا قراره که... امروز سرو کله ی قاشق قصه گو تو کلاس پنج ساله ها پیدا شد و براشون داستان گفت🤩 . بعدش خاله ها به بچه ها یه سری وسیله دادند و تصمیم گرفتند برای قاشقک، کلی دوست درست کنند که تنها نباشه😁 . و اما داستان به اینجا ختم نشد و آدمک های قاشقی باهم جلسه برگزار کردند، درباره احساساتشون باهم حرف زدند، بعدش هم یه نمایش حسابی اجرا کردند😎😊 . پ. ن: تو این فیلم چندثانیه از فعالیت قاشقی بچه ها رو تماشا کردید. میتونید از این روش ساده و کاربردی برای تقویت تعاملات اجتماعی و شناخت هیجانات بچه ها استفاده کنید✅ . ⭕این پست رو ذخیره کنید و برای مربی هایی که میشناسید بفرستید☘️ . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #شناخت_هیجانات #نمایش #کاردستی #بازی_کودک #آموزش_بازی_محور

22 اسفند 1400 18:20:29

0 بازدید

chamran_kids

🌈 تابستانه ی چهارساله های چمرانی شروع شد. آن هم با یک اردو... بچه ها بعد از آشنایی باهم، در پارک بازی کردند. بعد سراغ یک آب بازی حسابی رفتند. در آخر هم روی یک کاغذ بزرگ نقاشی کشیدند. ‌‌ روزهای اول، میزبان مامان های چمرانی هم هستیم تا بچه ها با محیط جدید و دوستان جدید آشنا شوند. ‌ #چهار_ساله_ها #مهد_کودک #اردو #پارک #آب_بازی #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

15 تیر 1398 10:53:51

0 بازدید

chamran_kids

. برای علاقه مند شدن بچه ها به نماز چیکارکنیم؟ . ما راهکارهایی رو برای ایجاد علاقه مندی و حس خوب نسبت به نماز تجربه کردیم؛ . چیزی که همیشه سعی کردیم حسابی بهش پایبند باشیم، برگزاری نماز به صورت مستمر از پایه ی اول هست، البته بدون هیچ اجباری! فقط همینکه از همون اول زمان و ساعت خاصی برای این کار درنظر گرفته بشه، توذهن بچه ها میمونه و بزرگتر که بشن برای انجام اون آماده تر هستند. . تو ساعت نماز، بچه ها هرکدوم مسئولیت های مختلفی مثل جمع کردن میزها برای نماز، گفتن اذان، پهن کردن جانماز ها و مکبری و ... رو به عهده میگرفتند. . دخترها دوستانشون رو با کارت دعوت های دست ساخته خودشون که با جمله و حدیثی تزئین شده بود به کلاس دعوت می کردند. برای نماز نوبتی مهمون کلاس های هم میشدیم.😊 . بعضی روزها عمواعلایی در ساعت نمازجماعت حضور پیدا میکردن، برای بچه ها قصه میگفتند یا خاله ها میومدن و درباره خاطرات سن تکلیفشون برای بچه ها حرف میزدند. . اصولا بین دونماز برنامه داشتیم؛ مثلا ۲۰ سوالی بازی میکردیم، کتاب قصه میخوندیم، خاله از احکام مختلف برای دخترها میگفتن. بعد مدتی عروسک گل پنبه هم به جمعمون اضافه شد که با اجرای نمایش،شنیدن احکام از زبون عروسک برای بچه ها شیرین میشد. یه روزهایی هم ساعت نماز با خورا‌کی هایی که خود بچه ها تو پروژه ی آشپزی درست میکردند خوشمزه تر میشد. . پای ثابت برنامه های نماز این بود که هفته ای یکبار باهم به مسجدهای محل بریم و تو نماز جماعت شرکت کنیم. حتی یه بار بچه ها برای خادم مسجد که بهشون تذکر میداد، هدیه درست کردن و این اتفاق قشنگی رو رقم زد تا از رفتن به مسجد خاطره ی بدی پیدانکنند و علاقه شون حفظ بشه.🙃 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #نماز_و_کودکان#تربیت_دینی #نماز_جماعت#مسجد

03 مهر 1399 15:46:56

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

سلام بر طیب حاجی رضایی! مردی که هشت سال ما را مهمان خانه اش کرد. اولین روزی که آقای بنگاه دار کلید را داخل قفل کوچکی چرخاند، ما وارد دالان تنگ و تاریکی شدیم. چند ثانیه بعد تاریکی رفته بود و حیاطی باصفا جلوی ما ظاهر شده بود. انگار دالان ما را انداخته بود داخل یک بهشت کوچک. وسط حیاط حوض داشت و گوشه کنارش درختهایی قد کشیده بودند. خیلی از خانه خوشمان آمد ولی گفتند شاید صاحبخانه با راه اندازی کار در خانه اش موافقت نکند که نکرد.همان اول کار یک نه آمده بود. آقای اعلایی با صاحبخانه صحبت کردند، از شهید چمران گفتند و از مدرسه شان در لبنان و اینکه ما آنجا را دیدیم و دوست داریم مدرسه راه بندازیم. صاحبخانه راضی شد.‌ همان اول بسم الله فهمیدیم خانه مال طیب حاجی رضایی بوده که فروخته به پدر صاحبخانه ی فعلی‌. اصلا شاید خود شما ما را برای این خانه انتخاب کرده بودید. ما را که نه بچه هایی پاک و شیطان را. ما این سالها از تمام سوراخ سنبه های خانه تا جایی که توان داشتیم استفاده کردیم. بچه ها از درختها بالا رفتند، در راه پله ها دویدند، باهم بازی کردند، غذا خوردند، درس یاد گرفتند و خلاصه هر کاری از دستشان برمیامد کردند.شما کدام گوشه از حسینیه کودک می ایستادید و بچه ها را نگاه می کردید؟ راستی دیدید دخترهایمان همانها که خیلی بازیگوش بودند و پسرهایی که از در و دیوار بالا میرفتند دبستانی شدند؟ حواستان هست پسرها رفتند خانه ی بغلی که صاحبخانه اش کس دیگری بود و آنجا هم تا توانستند بازی کردند و درس خواندند و باز هم از درختها بالا رفتند؟ آقای طیب روزی که دخترها به سن تکلیف رسیدند شما کجای ساختمان داشتید بزرگ شدنشان را می دیدید؟ راستی وقتهایی که خیلی تحت فشار بودیم و آمدیم حرم حضرت عبدالعظیم سرقبرتان و حسابی گریه کردیم شما همان طرفها بودید یا داشتید با بچه های حسینیه کودک سر و کله میزدید؟ راستی دیدید ما پنج نفر از تیم دخترانه باهم بچه هایمان به دنیا آمدند؟ بالاخره شما نوزادها را هم با مهربانی در خانه تان جا دادید. من امروز میخواستم از شما تشکر کنم. شنیده بودم روایتی است که میگوید زمینها هم مثل آدمها سرنوشت دارند. شما آدم خوبی بودید هم خودتان عاقبت بخیر شدید و هم زمینتان. هشت سال زمینتان میزبان بچه های کوچکی بود و حتما خودتان هم حواستان به تک تک بچه ها بوده.. ما بابت مهمان نوازیتان از شما ممنونیم. بابت تمام لحظه های خوش و ناخوشی که کنار شما داشتیم.. دعایمان کن و همین نزدیکیها خودت یک میزبان مهربان دیگر برایمان پیدا کن... #خانه_با_صفا#خانه_حیاط_دار #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور#مدرسه

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

سلام بر طیب حاجی رضایی! مردی که هشت سال ما را مهمان خانه اش کرد. اولین روزی که آقای بنگاه دار کلید را داخل قفل کوچکی چرخاند، ما وارد دالان تنگ و تاریکی شدیم. چند ثانیه بعد تاریکی رفته بود و حیاطی باصفا جلوی ما ظاهر شده بود. انگار دالان ما را انداخته بود داخل یک بهشت کوچک. وسط حیاط حوض داشت و گوشه کنارش درختهایی قد کشیده بودند. خیلی از خانه خوشمان آمد ولی گفتند شاید صاحبخانه با راه اندازی کار در خانه اش موافقت نکند که نکرد.همان اول کار یک نه آمده بود. آقای اعلایی با صاحبخانه صحبت کردند، از شهید چمران گفتند و از مدرسه شان در لبنان و اینکه ما آنجا را دیدیم و دوست داریم مدرسه راه بندازیم. صاحبخانه راضی شد.‌ همان اول بسم الله فهمیدیم خانه مال طیب حاجی رضایی بوده که فروخته به پدر صاحبخانه ی فعلی‌. اصلا شاید خود شما ما را برای این خانه انتخاب کرده بودید. ما را که نه بچه هایی پاک و شیطان را. ما این سالها از تمام سوراخ سنبه های خانه تا جایی که توان داشتیم استفاده کردیم. بچه ها از درختها بالا رفتند، در راه پله ها دویدند، باهم بازی کردند، غذا خوردند، درس یاد گرفتند و خلاصه هر کاری از دستشان برمیامد کردند.شما کدام گوشه از حسینیه کودک می ایستادید و بچه ها را نگاه می کردید؟ راستی دیدید دخترهایمان همانها که خیلی بازیگوش بودند و پسرهایی که از در و دیوار بالا میرفتند دبستانی شدند؟ حواستان هست پسرها رفتند خانه ی بغلی که صاحبخانه اش کس دیگری بود و آنجا هم تا توانستند بازی کردند و درس خواندند و باز هم از درختها بالا رفتند؟ آقای طیب روزی که دخترها به سن تکلیف رسیدند شما کجای ساختمان داشتید بزرگ شدنشان را می دیدید؟ راستی وقتهایی که خیلی تحت فشار بودیم و آمدیم حرم حضرت عبدالعظیم سرقبرتان و حسابی گریه کردیم شما همان طرفها بودید یا داشتید با بچه های حسینیه کودک سر و کله میزدید؟ راستی دیدید ما پنج نفر از تیم دخترانه باهم بچه هایمان به دنیا آمدند؟ بالاخره شما نوزادها را هم با مهربانی در خانه تان جا دادید. من امروز میخواستم از شما تشکر کنم. شنیده بودم روایتی است که میگوید زمینها هم مثل آدمها سرنوشت دارند. شما آدم خوبی بودید هم خودتان عاقبت بخیر شدید و هم زمینتان. هشت سال زمینتان میزبان بچه های کوچکی بود و حتما خودتان هم حواستان به تک تک بچه ها بوده.. ما بابت مهمان نوازیتان از شما ممنونیم. بابت تمام لحظه های خوش و ناخوشی که کنار شما داشتیم.. دعایمان کن و همین نزدیکیها خودت یک میزبان مهربان دیگر برایمان پیدا کن... #خانه_با_صفا#خانه_حیاط_دار #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور#مدرسه

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن