پست های مشابه

chamran_kids

📖 رد پای نارنجی در کلاس دوم هم طرف دار دارد. این بار برای کشف یک قانون.... پسرها اول دنبال رد پاها گشتند. بعد از پیدا کردن همه ی کارت ها، آنها را بر اساس نشانه های مشترکی که داشتند، مرتب کردند. ‌ صفحه را که برگرداندند، رد پای نارنجی از کلاس دومی ها یک درخواستی داشت! #کلاس_دومی_ها #قانون #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها

12 اسفند 1397 07:27:21

0 بازدید

chamran_kids

🏴 🏴 هر قصه ای روزی تمام می شود، جز قصه ی امام حسین ع ... ‌ #سرباز_حسینم #محرم #نمایشگاه_عطر_سیب #کودک #هیئت_کودک #نمایشگاه_عطر_سیب

19 شهریور 1398 14:23:31

0 بازدید

chamran_kids

📖 مجموعه داستان های #گِل_آباد قسمت هشتم👈 موی پادشاه هم چنان ادامه داره... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #قصه #کودک

21 خرداد 1398 09:21:17

0 بازدید

chamran_kids

👌 آیا تا به حال به شکوفایی همه جانبه ی شخصیت فرزندتان فکر کرده اید؟ برای دیدن کامل کلیپ، و آشنایی بیشتر با چمرانی ها به صفحه @chamran_kids @chamran_kids @chamran_kids سر بزنید... #چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران

16 بهمن 1397 06:22:24

0 بازدید

chamran_kids

🎙 قسمت دوم مصاحبه با مامان های چمرانی درباره ادبستان دخترانه ‌‌ هماهنگ کردن با مامان هایی که هم بتونند تو مدرسه حضور پیدا کنند و هم دوست داشته باشن ازشون تصویر بگیریم خیلی سخته😊 ‌ دوست دارین بازم از این مصاحبه‌ها داشته باشیم؟ چه سوال هایی از خانواده‌های چمرانی دارید؟ #چمرانی_ها #دبستان_دخترانه #مدرسه_دخترانه #والدین #مصاحبه #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

01 بهمن 1399 17:30:48

0 بازدید

chamran_kids

⁉️ 📝 خیلی تا حالا پیش اومده که تو خیالم آینده بچه هام رو تصور کنم.... و حتما یکی از قسمت‌های اون تخیل اینه : ❓ پسرم، آدم معتقدی میشه؟ ❓ هیئت می‌ره و اماما رو دوست داره؟ ❓ دخترم ، حجابش رو رعایت میکنه؟ ❓ بچه هام نماز میخونن؟ ❓ با خدا دوست هستن؟ ❓ به بزرگترا احترام میذارن ؟ ❓ خلاصه چه قدر اخلاق و رفتار و تفکرشون دینی هست؟ ‌ 🔷 از بس که دغدغه ام بوده ، سعی کردم درباره اش یاد بگیرم اینکه چی کار باید بکنم و چه طوری باید این نگرش دینی رو به بچه هام منتقل کنم. ‌ ⁉️ ولی هنوز یه جاهایی نتیجه اون جوری که می‌خوام نیست. ‌ 💡 اگر شما هم چالشهایی شبیه این دارید دعوتتون میکنیم به یک دورهمی فکری که مکمل کارگاه های تربیت دینی مون هم هست. ‌ 📣 رویداد چالشهای تربیت دینی ‌ 🔻 با حضور احمدرضا اعلایی ؛ مشاور و مدرس کارگاه تربیت دینی ‌ 📅 ۳۰ بهمن 🕰 ۸:۳۰ تا ۱۱:۳۰ ‌ برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر، می تونین تو دایرکت پیام بدین. ‌ #تربیت_دینی #کودک #مشاوره_کودک #راهچه #دینداری_کودک #احمدرضا_اعلایی #چمرانی_ها

24 بهمن 1398 16:16:04

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

سلام بر طیب حاجی رضایی! مردی که هشت سال ما را مهمان خانه اش کرد. اولین روزی که آقای بنگاه دار کلید را داخل قفل کوچکی چرخاند، ما وارد دالان تنگ و تاریکی شدیم. چند ثانیه بعد تاریکی رفته بود و حیاطی باصفا جلوی ما ظاهر شده بود. انگار دالان ما را انداخته بود داخل یک بهشت کوچک. وسط حیاط حوض داشت و گوشه کنارش درختهایی قد کشیده بودند. خیلی از خانه خوشمان آمد ولی گفتند شاید صاحبخانه با راه اندازی کار در خانه اش موافقت نکند که نکرد.همان اول کار یک نه آمده بود. آقای اعلایی با صاحبخانه صحبت کردند، از شهید چمران گفتند و از مدرسه شان در لبنان و اینکه ما آنجا را دیدیم و دوست داریم مدرسه راه بندازیم. صاحبخانه راضی شد.‌ همان اول بسم الله فهمیدیم خانه مال طیب حاجی رضایی بوده که فروخته به پدر صاحبخانه ی فعلی‌. اصلا شاید خود شما ما را برای این خانه انتخاب کرده بودید. ما را که نه بچه هایی پاک و شیطان را. ما این سالها از تمام سوراخ سنبه های خانه تا جایی که توان داشتیم استفاده کردیم. بچه ها از درختها بالا رفتند، در راه پله ها دویدند، باهم بازی کردند، غذا خوردند، درس یاد گرفتند و خلاصه هر کاری از دستشان برمیامد کردند.شما کدام گوشه از حسینیه کودک می ایستادید و بچه ها را نگاه می کردید؟ راستی دیدید دخترهایمان همانها که خیلی بازیگوش بودند و پسرهایی که از در و دیوار بالا میرفتند دبستانی شدند؟ حواستان هست پسرها رفتند خانه ی بغلی که صاحبخانه اش کس دیگری بود و آنجا هم تا توانستند بازی کردند و درس خواندند و باز هم از درختها بالا رفتند؟ آقای طیب روزی که دخترها به سن تکلیف رسیدند شما کجای ساختمان داشتید بزرگ شدنشان را می دیدید؟ راستی وقتهایی که خیلی تحت فشار بودیم و آمدیم حرم حضرت عبدالعظیم سرقبرتان و حسابی گریه کردیم شما همان طرفها بودید یا داشتید با بچه های حسینیه کودک سر و کله میزدید؟ راستی دیدید ما پنج نفر از تیم دخترانه باهم بچه هایمان به دنیا آمدند؟ بالاخره شما نوزادها را هم با مهربانی در خانه تان جا دادید. من امروز میخواستم از شما تشکر کنم. شنیده بودم روایتی است که میگوید زمینها هم مثل آدمها سرنوشت دارند. شما آدم خوبی بودید هم خودتان عاقبت بخیر شدید و هم زمینتان. هشت سال زمینتان میزبان بچه های کوچکی بود و حتما خودتان هم حواستان به تک تک بچه ها بوده.. ما بابت مهمان نوازیتان از شما ممنونیم. بابت تمام لحظه های خوش و ناخوشی که کنار شما داشتیم.. دعایمان کن و همین نزدیکیها خودت یک میزبان مهربان دیگر برایمان پیدا کن... #خانه_با_صفا#خانه_حیاط_دار #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور#مدرسه

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

سلام بر طیب حاجی رضایی! مردی که هشت سال ما را مهمان خانه اش کرد. اولین روزی که آقای بنگاه دار کلید را داخل قفل کوچکی چرخاند، ما وارد دالان تنگ و تاریکی شدیم. چند ثانیه بعد تاریکی رفته بود و حیاطی باصفا جلوی ما ظاهر شده بود. انگار دالان ما را انداخته بود داخل یک بهشت کوچک. وسط حیاط حوض داشت و گوشه کنارش درختهایی قد کشیده بودند. خیلی از خانه خوشمان آمد ولی گفتند شاید صاحبخانه با راه اندازی کار در خانه اش موافقت نکند که نکرد.همان اول کار یک نه آمده بود. آقای اعلایی با صاحبخانه صحبت کردند، از شهید چمران گفتند و از مدرسه شان در لبنان و اینکه ما آنجا را دیدیم و دوست داریم مدرسه راه بندازیم. صاحبخانه راضی شد.‌ همان اول بسم الله فهمیدیم خانه مال طیب حاجی رضایی بوده که فروخته به پدر صاحبخانه ی فعلی‌. اصلا شاید خود شما ما را برای این خانه انتخاب کرده بودید. ما را که نه بچه هایی پاک و شیطان را. ما این سالها از تمام سوراخ سنبه های خانه تا جایی که توان داشتیم استفاده کردیم. بچه ها از درختها بالا رفتند، در راه پله ها دویدند، باهم بازی کردند، غذا خوردند، درس یاد گرفتند و خلاصه هر کاری از دستشان برمیامد کردند.شما کدام گوشه از حسینیه کودک می ایستادید و بچه ها را نگاه می کردید؟ راستی دیدید دخترهایمان همانها که خیلی بازیگوش بودند و پسرهایی که از در و دیوار بالا میرفتند دبستانی شدند؟ حواستان هست پسرها رفتند خانه ی بغلی که صاحبخانه اش کس دیگری بود و آنجا هم تا توانستند بازی کردند و درس خواندند و باز هم از درختها بالا رفتند؟ آقای طیب روزی که دخترها به سن تکلیف رسیدند شما کجای ساختمان داشتید بزرگ شدنشان را می دیدید؟ راستی وقتهایی که خیلی تحت فشار بودیم و آمدیم حرم حضرت عبدالعظیم سرقبرتان و حسابی گریه کردیم شما همان طرفها بودید یا داشتید با بچه های حسینیه کودک سر و کله میزدید؟ راستی دیدید ما پنج نفر از تیم دخترانه باهم بچه هایمان به دنیا آمدند؟ بالاخره شما نوزادها را هم با مهربانی در خانه تان جا دادید. من امروز میخواستم از شما تشکر کنم. شنیده بودم روایتی است که میگوید زمینها هم مثل آدمها سرنوشت دارند. شما آدم خوبی بودید هم خودتان عاقبت بخیر شدید و هم زمینتان. هشت سال زمینتان میزبان بچه های کوچکی بود و حتما خودتان هم حواستان به تک تک بچه ها بوده.. ما بابت مهمان نوازیتان از شما ممنونیم. بابت تمام لحظه های خوش و ناخوشی که کنار شما داشتیم.. دعایمان کن و همین نزدیکیها خودت یک میزبان مهربان دیگر برایمان پیدا کن... #خانه_با_صفا#خانه_حیاط_دار #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور#مدرسه

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن