پست های مشابه

bonyadsafineh

چه قدر آماده ایم؟🧐🧐 #سرگرم_آموزی #بنیادسفینه #بنیاد_سفینه #امام_زمان_عج #منتظر_واقعی #انتظار #شناخت_امام_زمان_عج #bonyadsafineh @bonyadsafineh @bonyadsafineh.fan

27 فروردین 1400 07:27:22

0 بازدید

bonyadsafineh

#خانه_کودک_مجازی_مشکات یه تیم مادرانه ی خلاق و روانشناس ومتخصص در حوزه کودک و نوجوان هست؛که برنامه های قصه گویی(روزهای زوج)، روانشناسی و فعالیت های خلاقانشون همه بر اساس آموزه های دینی و قرآنیه میتونید برنامه هاشون رو دنبال کنید. @meshkat.kids.house

07 تیر 1399 14:50:32

0 بازدید

bonyadsafineh

توی این روزهای قرنطینه یه کار سخت ولی واجب ورزش کردن هست، نظر شما چیه؟؟ #بنیادسفینه #بنیاد_سفینه #ورزش #نرمش #سلامتی #قرنطینه_کرونایی @bonyadsafineh #bonyadsafineh

23 آبان 1399 00:03:20

0 بازدید

bonyadsafineh

🍬🍬🍬🍬🍬🍬🍬 جشن و وقت شادی پس چرا شاد نباشیم بگو یا علی تا باشیم 🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭 میلاد با سعادت امام حسن مجتبی(ع) با نمایش کاردستی داستان حدیث و.... پنج شنبه،۱۸ اردیبهشت ۹۹،در کنارتون هستیم ان شاءالله،ساعت چند؟؟؟؟ می گیم بهتون🤣 پس سریع فالو کنید این صفحه ی "بنیاد سفینه" رو: https://www.instagram.com/p/B_dhB38Dx9n/?igshid=2khcuo11oqef #امام_حسن #میلاد_امام_حسن_مجتبی #بنیاد_سفینه

14 اردیبهشت 1399 09:25:50

0 بازدید

bonyadsafineh

اندر احوالات این روزهامون😁 #آموزش_مجازی #اموزش_آنلاین #کرونا #خنده_دار #شوخی

30 شهریور 1399 00:52:26

0 بازدید

bonyadsafineh

خواستیم بگیم دوستتون داریم، فقط همین .🌸🏵️🌹🌺🌷🌼🌻💐 #بنیادسفینه #بنیاد_سفینه #مهربانی #آرزوی_خوب #انرژی_مثبت #bonyadsafineh @bonyadsafineh

07 آذر 1399 22:33:38

0 بازدید

ادمین بنیاد سفینه

0

0

سلام بچه های دوست داشتنی فردا پنجمین سالگرد آسمانی شدن شهید محمد علی خادمی به پیش خداست. پنج سال پیش که رفت گفت از خودش برای خانواده اش نشونه می‌فرسته و اون ها را از حالش با خبر میکنه. خدا کنه دوباره مثل پنج سال پیش به قولش عمل کنه. محمد جواد(پسر شهید) :شهدا قاصدک هستند قاصدک ها هرگز نمی میرند پدرم پنج سال پیش خیلی سبک بال از باغ زندگی ما پرکشید و اکنون داره در دشتی پهناور تر از زمین ما، مثل مروارید میدرخشه و زندگی می کنه و شاهد ماست. آخرین روزی که رفت گفت برات یه کبوتر خوشگل از بهشت میفرستم مراقبش باش. دقیقا چند روز بعد که از سر مزار برگشتیم دیدیم یک کبوتر آرام کنار عکس پدرم نشسته، مامان هم خوشحال بود و هم دایی و مادر بزرگ را با خبر کرد. انگار پدرم چند روزی در قالب یک کبوتر مهمان ما بود و رفت. دوست های محمد جواد گفتند :چه مردونه به قولش عمل کرده کاش باهاش بازی میکردیم، کاش میشد مثل تو، باهاش عکس بگیریم. ما میدونیم که عطر گل زیبای پدرت، همیشه تو اون کبوتر باقیه. به نظر محمد جواد، چشم های کبوتر همه حرف های پدرش را راوی بود، او به کبوتر گفت:" به بابام بگو از اون بالا خیلی مراقبمون باشه." کبوتر هم پر کشید و رفت تو آسمون. محمد جواد همین جور که به آسمون خیره شده بود توی دلش زمزمه می کرد:" خدا کنه حالا که بابام مردونه به قولش عمل کرد منم بتونم مردونه مراقب مامانم باشم." اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. (پ.ن:کپشن نوشته:فاطمه قاسمی کلیپ:سید مسیحا حسینی) #شهید_محمدعلی_خادمی #شهید_مدافع_حرم #بنیادسفینه #بنیاد_سفینه #داستان_کوتاه @bonyadsafineh https://harimeharam.ir/news/43120

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

bonyadsafineh

ادمین بنیاد سفینه

0

0

سلام بچه های دوست داشتنی فردا پنجمین سالگرد آسمانی شدن شهید محمد علی خادمی به پیش خداست. پنج سال پیش که رفت گفت از خودش برای خانواده اش نشونه می‌فرسته و اون ها را از حالش با خبر میکنه. خدا کنه دوباره مثل پنج سال پیش به قولش عمل کنه. محمد جواد(پسر شهید) :شهدا قاصدک هستند قاصدک ها هرگز نمی میرند پدرم پنج سال پیش خیلی سبک بال از باغ زندگی ما پرکشید و اکنون داره در دشتی پهناور تر از زمین ما، مثل مروارید میدرخشه و زندگی می کنه و شاهد ماست. آخرین روزی که رفت گفت برات یه کبوتر خوشگل از بهشت میفرستم مراقبش باش. دقیقا چند روز بعد که از سر مزار برگشتیم دیدیم یک کبوتر آرام کنار عکس پدرم نشسته، مامان هم خوشحال بود و هم دایی و مادر بزرگ را با خبر کرد. انگار پدرم چند روزی در قالب یک کبوتر مهمان ما بود و رفت. دوست های محمد جواد گفتند :چه مردونه به قولش عمل کرده کاش باهاش بازی میکردیم، کاش میشد مثل تو، باهاش عکس بگیریم. ما میدونیم که عطر گل زیبای پدرت، همیشه تو اون کبوتر باقیه. به نظر محمد جواد، چشم های کبوتر همه حرف های پدرش را راوی بود، او به کبوتر گفت:" به بابام بگو از اون بالا خیلی مراقبمون باشه." کبوتر هم پر کشید و رفت تو آسمون. محمد جواد همین جور که به آسمون خیره شده بود توی دلش زمزمه می کرد:" خدا کنه حالا که بابام مردونه به قولش عمل کرد منم بتونم مردونه مراقب مامانم باشم." اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. (پ.ن:کپشن نوشته:فاطمه قاسمی کلیپ:سید مسیحا حسینی) #شهید_محمدعلی_خادمی #شهید_مدافع_حرم #بنیادسفینه #بنیاد_سفینه #داستان_کوتاه @bonyadsafineh https://harimeharam.ir/news/43120

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن