پست های مشابه
ghatre_group
*همخوانی بسیار زیبای سرود "من ایرانم و تو عراقی" توسط پسرای گل هیئت* 🏴🥹 کودکانمان غم فراق امام حسین(ع) را در نمایشگاه رویای بهشت فریاد زدند🌱🏴 . کاری از گروه وارثان سردار هیات کودکانه قطره @ghatre_group گروه فرهنگی شِعریٰ @shearagroup 💎لینک دانلود کلیپ در آپارات https://www.aparat.com/v/VRFPa 💎صفحات مجازی هییت کودکانه قطره https://ble.ir/ghatre97 https://chat.whatsapp.com/KQWKESxC1Do2bldtoCqSSR https://eitaa.com/joinchat/533921815C182a58e38d #اربعین_حسینی #اربعین #من_ایرانم_و_تو_عراقی #هیئت#سرود #کودکانه#هیئت_کودکانه
26 شهریور 1401 14:45:14
21 بازدید
ghatre_group
*ویژه برنامه ایام فاطمیه و سالگرد شهادت سردار سلیمانی* 🥀 *به همراه ایستگاه صلواتی* *ویژه کودکان ۵ تا ۹ سال* *با حضور حاج آقا شاکری* زمان: یکشنبه ۱۲ دی ماه از ساعت ۱۵:۳۰ الی۱۶:۳۰ مکان: قلهک، خیابان شریعتی، بالاتر از کوچه یزدانیان، مسجد جامع قلهک جهت ثبت نام از طریق پیامرسانها با شماره زیر اقدام نمایید 09198894228 صفحه اینستاگرام هیئت کودکانه قطره👇 http://instagram.com/ghatre_group صفحه ما در پیامرسان بله و ایتا👇 https://ble.ir/ghatre97 Eitaa.com/ghatre97 صفحه ما در پیامرسان واتس آپ👇 https://chat.whatsapp.com/KQWKESxC1Do2bldtoCqSSR https://chat.whatsapp.com/F6Us8zp8l9KBWnwHYFxPki #سالگرد#حاج_قاسم#مراسم_فاطمیه#مراسم_کودکانه #هیئت_کودکانه_قطره
08 دی 1400 03:52:33
0 بازدید
ghatre_group
یک کتاب از طرف خدا جونم🍃 #هیئت_کودکانه_قطره #شب_قدر #قرآن_و_کودکان
31 فروردین 1401 17:43:46
0 بازدید
ghatre_group
نام داستان:چرا؟ چرا؟ چرا؟ نویسنده:کلر ژوبرت ناشر:سوره مهر قصه گو:سمیه میرزایی گروه سنی: 7تا9سال #داستان_صوتی #داستان_محرم #داستان_کودکانه #کتاب_خوب #کتابخوانی #کتاب_کودک
18 مرداد 1401 10:06:56
22 بازدید
هیئت کودکانه قطره
0
1
معرفی کتاب *مژده گل*
#معرفی_کتاب مرغ پرحنایی همراه جوجه هایش درحیاط خانه مشغول خوردن دانه بودند. جیک جیک می کردندو حسابی حیاط شلوغ شده بود. ام سلمه همسر پیامبر (ص)در حیاط راه می رفتند. ظرف غذای مرغ وخروسها را پر می کردند که صدایی در حیاط آمد. در را باز کردند، دیدن حسین (ع)جلوی در ایستاده است. خیلی دلش برای پدربزرگ تنگ شده بود. می خواست ایشان را ببینند. ام سلمه حسین(ع) را حسابی بوس کرد . بعد حسین(ع)رابه اتاق کناری که پیامبر (ص)خوابیده بودند، هدایت کرد. وگفت:((همین جا بمان تا پیامبر(ص) بیدارشوندمن هم می روم برایت خوراکی بیاورم. وقتی برگشت، دید حسین (ع) روی سینه ی پیامبر نشسته است. پیامبر(ص) هم خیلی خوشحال اندو با او بازی می کنند. ام سلمه سیب وکشمش را جلوی حسین(ع) گذاشت. این دفعه اورا محکم تر بوسید و گفت : ((آخ این پسر چه قدر خوشمزه است ❤️)) بعد پیامبر(ص) سیب را با حسین(ع) نصف کردندوحسابی خندیدند. #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #کتاب_محرم #معرفی_کتاب