پست های مشابه
ghatre_group
سلام به شما همراهان عزیز متاسفانه پیج قبلی هیئت کودکانه قطره توسط این اپلیکیشن بسته شد و هر چه تلاش کردیم نتونستیم خاطراتمون رو برگردونیم. اما ما کوتاه نمیایم و همزمان با نزدیک شدن به سالگرد سردارمون دوباره با قدرت بلند میشیم. انشالله که بتونیم دوستان گذشته رو دوباره پیدا کنیم و دوباره خدمتگذار کودکان و خانواده های نازنین باشیم. با ما همراه باشید. 🌱 #هیئت_کودکانه_قطره #شروع_دوباره
01 دی 1400 18:07:25
0 بازدید
ghatre_group
وقتی میخوایم با بچه ها بریم هیئت خوبه یکسری نکات رو در نظر بگیریم. این قسمت: ✅انتخاب مکان مناسب برای همراهی کودکان قطعا همه مادرها میدونن که هر مکانی که مناسب اونها هست، لزوما مناسب بچه های گلشون نیست. پس، مکانی رو انتخاب کنیم که: 📌 فضا و جای مناسب و کافی برای کودکان داشته باشد. ❌ مکانهای کوچک و شلوغ یا بزرگ اما پر ازدحام برای بچه ها مناسب نیست. 📌محیط هیات برای کودک جذاب باشد و لااقل بدمنظره و وحشت آور نباشد. ❌ هیاتهایی که از پرچمها و تصاویر تیره یا دکورهای خاص استفاده میکنن مناسب کودکان نیست. 📌 از انجایی که بچه ها تاریکی را دوست ندارند و ... هیاتی را انتخاب کنید که یا بطور ثابت بخشی را روشن میگذارند و یا جای مشخصی برای کودکان دارند. ❌ کودک را به اجبار در مکانهای تاریک یا نامناسب نگه ندارید. 📌 هیاتی را انتخاب کنید که میدانید دیگر عزاداران به شما و کودکتان سخت نمیگیرند. ❌ در مواردی که بخاطر کودکتان با اعتراض روبرو میشوید مساله را با صبوری و لبخند حل کنید. حتما بخاطر کودکان از بحث پرهیز کنید. صفحه ما در پیامرسان بله و ایتا👇 https://ble.ir/ghatre97 Eitaa.com/ghatre97 #هیئت_با_کودکان #محرم#محرم_کودکانه #عزاداری#عزاداری_حسینی #عزاداری_کودکان
08 مرداد 1401 10:49:11
53 بازدید
ghatre_group
آيا كودكان ما آموخته اند با لذت هاى كوچك زندگى خود شاد باشند؟🤔 آيا تجربه كرده اند تا آنقدر قوى باشند تا بتوانند در مقابل چالشهاى زندگى انعطاف پذير عمل كنند؟🌱 آيا آموخته اند اگر زندگى آنقدر سخت بود كه هست، نشكنند، دوباره بايستند و محكم تر از قبل ادامه دهند؟💪 آيا ما همراه فرزندانمان هستيم تا دوباره ايستادن و تاب آوردنِ شادمانه را تمرين كنند؟👨👩👧👦😊 #کارگاه_مجازی#کارگاه_فرزندپروری #ویژه_مادران#تاب_آوری#کودکان #کارگاه_هیئت_قطره
17 خرداد 1401 12:51:13
0 بازدید
ghatre_group
بسمه تعالی -مامان من آماده رفتنم. راستی یه چیزی میخواستم بگم. دیروز یه کار خوبی کردم. -چه کاری؟ -زنگ اول هومن همون پسر چاق و قلدره دید صندلیش شکسته، رفت کاوه ی بیچاره رو زد و صندلیشو به زور گرفت. زنگ بعد کاوه میخواست بره صندلی خودشو پس بگیره همه بهش گفتن نرو بازم کتک میخوری... ولی من و چهار نفر دیگه باهاش رفتیم. هومن که دید ما ۵تاییم و اون تنهاست ترسید و صندلی رضا رو پس داد. من حتی یک کلمه هم حرف نزدم اما همین که پشت رضا بودم باعث شد رضا قوی تر بشه و هومن هم صندلی رو پس بده. -آفرین پسر گلم بهت افتخار میکنم که از کسی که بهش ظلم شده دفاع کردی. الان هم دقیقا برای همین داریم میریم راهپیمایی روز قدس که به فلسطینی ها بگیم ما پشت شماییم و حمایتتون میکنیم تا هم شما جلوی دشمن قوی تر بشین هم اسرائیلی ها که کشور فلسطینی ها رو به زور گرفتن بترسن و کشورشون رو بهشون پس بدن. فاطمه تسلی بخش روز قدس #روز_قدس #هیئت_کودکانه_قطره
09 اردیبهشت 1401 05:59:39
0 بازدید
ghatre_group
📝 با هم بنویسیم ▪️کارگاه داستان نویسی خلاق ادبیات کودک ▪️استاد: مجید راستی ▪️ویژه بزرگسال ▪️یکشنبه ها ساعت ۹ تا ۱۱ ▪️شروع دوره ۵ تیر ماه ▪️ به مدت ۱۰ جلسه حضوری ▪️ویژه بزرگسال ▪️مکان: محدودهی مینیسیتی - شهرک نفت 🔴 آشنایی با عناصر داستان برای شرکت در این کارگاه الزامی است. ▪️ظرفیت محدود ▪️این دوره به صورت عملی برگزار خواهد شد و آموزش محور نمیباشد. ▪️برای اطلاعات بیشتر با شماره ۰۹۱۹۰۱۶۱۲۰۴ از طریق پیامرسانها در ارتباط باشید. —————————————————————————— 🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹 🔲 درباره استاد: مجید راستی نویسنده بیش از ۸٥ کتاب براى كودكان. سال ها سردبیری مجله رشد کودک. داوری جشنوارههای متعدد و فعالیت در بخشهای مختلف گروه کودک صدا و سیما. نويسندگى ماجراهای علی کوچولو، پونه و پوریا، دوقلوها، فیلم نامه مجموعه انیمیشن "حكايت هاى سعدى"، "یک اتفاق ساده"از جمله آثار ايشان است. 🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹 #نویسندگی #کلاس_نویسندگی #دوره_نویسندگی #کارگاه_نویسندگی #داستان_نویسی #داستان_نویسی_کودک #نویسنده#نوشتن#باهم_بنویسیم #ادبیات_کودک#ادبیات_کودک_و_نوجوان #استاد_راستی
18 خرداد 1401 16:14:12
0 بازدید
هیئت کودکانه قطره
0
1
معرفی کتاب *مژده گل*
#معرفی_کتاب مرغ پرحنایی همراه جوجه هایش درحیاط خانه مشغول خوردن دانه بودند. جیک جیک می کردندو حسابی حیاط شلوغ شده بود. ام سلمه همسر پیامبر (ص)در حیاط راه می رفتند. ظرف غذای مرغ وخروسها را پر می کردند که صدایی در حیاط آمد. در را باز کردند، دیدن حسین (ع)جلوی در ایستاده است. خیلی دلش برای پدربزرگ تنگ شده بود. می خواست ایشان را ببینند. ام سلمه حسین(ع) را حسابی بوس کرد . بعد حسین(ع)رابه اتاق کناری که پیامبر (ص)خوابیده بودند، هدایت کرد. وگفت:((همین جا بمان تا پیامبر(ص) بیدارشوندمن هم می روم برایت خوراکی بیاورم. وقتی برگشت، دید حسین (ع) روی سینه ی پیامبر نشسته است. پیامبر(ص) هم خیلی خوشحال اندو با او بازی می کنند. ام سلمه سیب وکشمش را جلوی حسین(ع) گذاشت. این دفعه اورا محکم تر بوسید و گفت : ((آخ این پسر چه قدر خوشمزه است ❤️)) بعد پیامبر(ص) سیب را با حسین(ع) نصف کردندوحسابی خندیدند. #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #کتاب_محرم #معرفی_کتاب