پست های مشابه
ghatre_group
🎉🎉🎉 گزارش تصویری ایستگاه شب ولادت امیرالمومنین در شهرک شهید محلاتی همراه با پخش بادکنک و شیرینی🎉🎉🎉 #هیئت_کودکانه_قطره #جشن_ولادت #ایستگاه_صلواتی
26 بهمن 1400 14:08:50
0 بازدید
ghatre_group
▪️ماریه میگه این روزا اونا میرن تو خیمهای که قبلا خیمه مشکها بوده، تا روی خاکش که یه کمی خیسه دراز بکشن و تشنگیکمتر اذیتشون کنه. اون نوشته شمر بدجنس یه نامه برای عمو عباس فرستاده و اونو حسابی عصبانی کرده. #نامه_های_ماریه #کلاس_مجازی #کربلا #بچه_مسلمان #بچه_شیعه #تربیت_نسل_مهدوی #تربیت_نسل_مهدوی #کربلای_معلی #قصه_کودکانه
17 مرداد 1401 10:13:58
83 بازدید
ghatre_group
🎊 *جشن ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام* 🎊 و 🦋 *اهدای جوایز گروه داستان نویسی* 🦋 با حضور حاج آقا شاکری عمو روحانی محبوب بچه ها زمان: یکشنبه ۲۸ فروردین ساعت: ۱۶:۴۵ الی ۱۸ 🌸 ثبت نام جهت حضور در جشن الزامی باشد. 🌸برنامه رایگان می باشد. 🌸زیر انداز و وسایل شخصی اب و خوراکی به همراه داشته باشید. به دلیل ماه مبارک خوراکی در جشن توزیع نمیگردد. 🌸 به علت عدم پیش بینی تعداد شرکت کنندگان امکان تنوع هدایا وجود دارد. برای ثبت نام لطفا فقط با شماره ۰۹۱۹۵۱۵۰۱۸۱ از طریق پیام رسانها اقدام بفرمایید. #جشن_ولادت_امام_حسن #هیئت_کودکانه_قطره
23 فروردین 1401 13:57:45
0 بازدید
ghatre_group
سلام دوستان همراه عیدتون مبارک آموزش کاردستی روز پدر تقدیم به شما امیدوایم استفاده کنید. #کاردستی_روز_پدر #میلاد_امام_علی #روز_پدر #ولادت_حضرت_علی #هیئت_کودکانه_قطره #کاردستی_کودکانه #کاردستی_خلاق
25 بهمن 1400 07:24:08
0 بازدید
ghatre_group
حبیب مردی که چشم امید امام حسین (ع) به او بود. نویسنده: خانم منصوره مصطفی زاده #داستان_محرم #داستان_حبیب #محرم#محرم_کودکانه #محرم_کودکان #کودک_نوجوان #داستان#قصه
11 مرداد 1401 12:36:54
18 بازدید
هیئت کودکانه قطره
0
0
*«بچه ها و روضه»*
#داستان_صوتی «بسم الله الرحمن الرحیم» *«بچه ها و روضه»* شب اول محرم بود. سیّد علی بعد از بازی با دوستاش به خونه برگشت. برادرش داشت پرچم های عزا رو بالای در خونه نصب میکرد. مامان گفت: پسرم لباس مشکیت رو که پوشیدی، با داداش برید فضای سبز کنار خونه رو هم پرچم بزنید. سیّدعلی با تعجب گفت: اونجا رو چرا؟ مامان گفت: یادت رفته؟! میخوایم مثل سال گذشته که به خاطر این بیماری (کرونا) مجبور شدیم روضه رو توی فضای باز برگزار کنیم ان شالله امسال هم دهه محرم اونجا روضه بگیریم. عزیزِ مامان، یادت باشه، هیچ کس و هیچ چیزی نمیتونه ما رو از روضه جدا کنه. سیّدعلی گفت: آهااااان، یادم اومد. آخرِ روضه هم من مداحی کردم و همه سینه زدن، وای که چقدر دوست داشتم. سید علی گفت: مامان! به نظرت وقتی من روضه میخونم ، امام حسین (ع) هم گوش میدن؟ مامان بغض کرد. اشک از چشمانش جاری شد. سیّدعلی رو در آغوش گرفت و گفت: حتما پسرم. امام حسین(ع) خیلی بچه ها رو دوست دارن. 🖌 نویسنده: سمیرا مهرآور کانون نویسندگان هیئت کودکانه قطره #داستان_کودکانه #داستان_محرمی #محرم_کودکانه #محرم #هیئت_قطره