پست های مشابه

ghatre_group

😇ماه محرم؛ فرصتی برای عاقبت بخیری فرزندانمان....پدر و مادرا توجه لطفا #محرم #محرم_کودکانه

07 مرداد 1401 17:10:57

40 بازدید

ghatre_group

در این پست بچه های هیئت به معرفی یکی از بازی های مناسب کودک و نوجوان به نام "کاپوچین" میپردازند. #معرفی_بازی_هیئت_قطره #بازی_کاپوچین #بازی_فکری_کودک #بازی_فکری_آموزشی #بازی_کودک_نوجوان #معرفی_بازی #بازی#بازی_فکری#کودک#نوجوان

28 اردیبهشت 1401 09:07:57

0 بازدید

ghatre_group

📕📕📕📕📕📕📕📕 معرفی کتاب مکتب سلیمانی نویسنده : جواد دی ابادی تصویر گر : معصومه ملک نسب ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ قصه امروز ما راجع به دختر کوچویی به اسم زینب است . پدر زینب از مدافعان حرم و از دوستان حاج قاسم است . پدر زینب بعضی روزها از خاطرات خودش در جنگ با دشمنان چیزهایی تعریف می کند . وزینب کوچک با اسباب بازیهای خود نقش دشمنان و دوستان حاج قاسم رو بازی می کند 🥰 و همیشه دشمنان پشت کمد فرار می کنند .😊 تا اینکه یک روز پدر زینب وقتی بر می گردند خیلی خیلی ناراحت هستند و گریه می کنند..... فکر می کنید چرا؟ چرا یک مرد قوی که درجنگ پیروز بوده است باید گریه کند؟ سریع سراغ کتاب بروید تا متوجه شوید. #معرفی_کتاب #هیئت_کودکانه_قطره

07 دی 1400 05:41:34

0 بازدید

ghatre_group

اولین جلسه از جلسات چهارگانه نقد و بررسی داستان کودک و ادبیات دینی با حضور استاد محمود برآبادی در هیئت قطره برگزار شد. #داستان_نویسی

25 اردیبهشت 1401 18:28:04

0 بازدید

ghatre_group

💠 این ششمین نامه ی ماریه است که توی اون از کربلا و از شجاعت قاسم پسر امام حسن علیه السلام نوشته... * #نامه_های_ماریه

13 مرداد 1401 14:30:38

73 بازدید

ghatre_group

سلام سلام بچه های خوب گل دخترا ، آقاپسرا🍃 الهی که حال همه تون خوب باشه.🤲 بچه ها ما داریم خونه مونو سیاهی و پرچم میزنیم و حسینیه میکنیم.🏴 چرا؟! آفرین👌 درست گفتی🍃 امشب شب اول محرمه🖤 که هر شب همه جا عزاداریه. عزاداری و سینه زنی برای امام حسین علیه السلام و یارانشون. بعضیا میرن مسجد و جاهایی که هیئت دارن، بعضیا هم مثل ما خونمونو هیئت می کنیم. به خونمون پرچم و سیاهی وصل میکنیم، شبا روضه امام حسین میذاریم و زیارت عاشورا میخونیم و به امام حسین سلام میدیم. چای روضه دم میکنیم و خرما یا حلوا تعارف میکنیم... شما چطور؟! چه کار کردین؟ چه کار میخواین بکنین؟ دوست داریم عکسهای حسینیه های خونگیتونو برامون بفرستید و ما هم ببینیم🏴 #حسینیه_خانگی #محرم_آمد #محرم #هیئت_قطره #محرم_کودکانه

07 مرداد 1401 16:22:54

1 بازدید

هیئت کودکانه قطره‌

0

0

*«بچه ها و روضه»*

#داستان_صوتی «بسم الله الرحمن الرحیم» *«بچه ها و روضه»* شب اول محرم بود. سیّد علی بعد از بازی با دوستاش به خونه برگشت. برادرش داشت پرچم های عزا رو بالای در خونه نصب میکرد. مامان گفت‌: پسرم لباس مشکیت رو که پوشیدی، با داداش برید فضای سبز کنار خونه رو هم پرچم بزنید. سیّدعلی با تعجب گفت: اونجا رو چرا؟ مامان گفت: یادت رفته؟! میخوایم مثل سال گذشته که به خاطر این بیماری (کرونا) مجبور شدیم روضه رو توی فضای باز برگزار کنیم ان شالله امسال هم دهه محرم اونجا روضه بگیریم. عزیزِ مامان، یادت باشه، هیچ کس و هیچ چیزی نمیتونه ما رو از روضه جدا کنه. سیّدعلی گفت: آهااااان، یادم اومد. آخرِ روضه هم من مداحی کردم و همه سینه زدن، وای که چقدر دوست داشتم. سید علی گفت: مامان! به نظرت وقتی من روضه میخونم ، امام حسین (ع) هم گوش میدن؟ مامان بغض کرد. اشک از چشمانش جاری شد. سیّدعلی رو در آغوش گرفت و گفت: حتما پسرم. امام حسین(ع) خیلی بچه ها رو دوست دارن. 🖌 نویسنده: سمیرا مهرآور کانون نویسندگان هیئت کودکانه قطره #داستان_کودکانه #داستان_محرمی #محرم_کودکانه #محرم #هیئت_قطره

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

ghatre_group

هیئت کودکانه قطره‌

0

0

#داستان_صوتی «بسم الله الرحمن الرحیم» *«بچه ها و روضه»* شب اول محرم بود. سیّد علی بعد از بازی با دوستاش به خونه برگشت. برادرش داشت پرچم های عزا رو بالای در خونه نصب میکرد. مامان گفت‌: پسرم لباس مشکیت رو که پوشیدی، با داداش برید فضای سبز کنار خونه رو هم پرچم بزنید. سیّدعلی با تعجب گفت: اونجا رو چرا؟ مامان گفت: یادت رفته؟! میخوایم مثل سال گذشته که به خاطر این بیماری (کرونا) مجبور شدیم روضه رو توی فضای باز برگزار کنیم ان شالله امسال هم دهه محرم اونجا روضه بگیریم. عزیزِ مامان، یادت باشه، هیچ کس و هیچ چیزی نمیتونه ما رو از روضه جدا کنه. سیّدعلی گفت: آهااااان، یادم اومد. آخرِ روضه هم من مداحی کردم و همه سینه زدن، وای که چقدر دوست داشتم. سید علی گفت: مامان! به نظرت وقتی من روضه میخونم ، امام حسین (ع) هم گوش میدن؟ مامان بغض کرد. اشک از چشمانش جاری شد. سیّدعلی رو در آغوش گرفت و گفت: حتما پسرم. امام حسین(ع) خیلی بچه ها رو دوست دارن. 🖌 نویسنده: سمیرا مهرآور کانون نویسندگان هیئت کودکانه قطره #داستان_کودکانه #داستان_محرمی #محرم_کودکانه #محرم #هیئت_قطره

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن