پست های مشابه
ghatre_group
🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊 می آید از دور، با یک بغل گُل🌸 می آورد او، یک باغ سنبل🍃 بر چهره او لبخند پیداست🌸 یعنی که امروز، یک روز زیباست🍃 وقتی که آمد، لبها شکفتند🌸 با رهبر خود، صد نکته گفتند🍃 آن روز رهبر، مثل نگین بود🌸 در حلقه ما، او بهترین بود🍃 🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊 🎉🌼سالروز ورود امام خمینی رحمه الله علیه به ایران و آغاز دهه مبارک فجر گرامی باد🌼🎉
12 بهمن 1400 07:22:17
0 بازدید
ghatre_group
سلام من به بچه های شیعه که دنبال حقیقتن همیشه میخوام بگم یه قصه من براتون یه کم عوض بشه حال و هواتون یه قصه از یه روز خیلی مهم نگی یه وقت نگفتی اینو بهم یه شهری بود به اسم شهر نجران مسیحی بودن همه ،نه مسلمان یه روز پیامبر خدا محمد یه نامه داد براشون از محبت دعوت بشن به دین خوب اسلام به دین مهر و دین عشق و اکرام ولی قبول نکردن و با اصرار اسلام و دین مارو کردن انکار خدابگفت به حضرت محمد مباهله بکن با اون جماعت یعنی که مردمان شهر نجران بیان و با پیامبر و عزیزان دعا کنن خدا عذاب کنه اون کسی رو که نبوده حق باهاشون روز مباهله رسید و نجران دیدن پیامبر اومده چه خندان دست امام حسن رو توی دستاش امام حسین رو هم اورده همراش حضرت زهرا و علی رو هم با خودش اورده بود به همراه مسیحی ها وقتی دیدن که احمد رسید با خانواده اش به مقصد ترسیدن و گفتن باهم که حتما حق با پیامبر خداست و قطعا باید به هر چی او بگفت کنیم گوش این روز رو هرگز نکنیم فراموش شاعر : علیرضا قاسمی #روز_مباهله #هیئت_قطره
01 مرداد 1401 16:24:34
2 بازدید
ghatre_group
🎥 🎞 🔈 *دکلمه کودکانه از زبان حضرت رقیه سلام الله علیها* #محرم #کلیپ
19 مرداد 1401 11:04:51
111 بازدید
ghatre_group
سلسله مباحث روانشناسی با موضوع خشم قسمت چهارم #روانشناسی_هیئت_قطره #روانشناسی #روانشناسی_خانواده #مادرانه #خشم #اخلاق #خانواده#کودک#فرزندپروری #مادر_کودک
30 خرداد 1401 14:29:38
0 بازدید
ghatre_group
در این پست بچه های هیئت به معرفی یکی از کتابهای جذاب مناسب کودک و نوجوان به نام "۳۶۵ قصه برای شب های سال" می پردازند. برای مشاهده معرفی کتابهای دیگر هشتگ زیر را لمس کنید. #معرفی_کتاب_هیئت_قطره #معرفی_کتاب #معرفی_کتاب_کودک #معرفی_کتاب_خوب #معرفی_کتاب📚 #معرفی_کتاب_نوجوان #معرفی_کتاب_کودک_و_نوجوان #کتاب_خوب #کتاب #کودک#نوجوان #📚#کتاب_۳۶۵_قصه_برای_شبهای_سال
31 اردیبهشت 1401 16:18:18
0 بازدید
هیئت کودکانه قطره
0
0
*«بچه ها و روضه»*
#داستان_صوتی «بسم الله الرحمن الرحیم» *«بچه ها و روضه»* شب اول محرم بود. سیّد علی بعد از بازی با دوستاش به خونه برگشت. برادرش داشت پرچم های عزا رو بالای در خونه نصب میکرد. مامان گفت: پسرم لباس مشکیت رو که پوشیدی، با داداش برید فضای سبز کنار خونه رو هم پرچم بزنید. سیّدعلی با تعجب گفت: اونجا رو چرا؟ مامان گفت: یادت رفته؟! میخوایم مثل سال گذشته که به خاطر این بیماری (کرونا) مجبور شدیم روضه رو توی فضای باز برگزار کنیم ان شالله امسال هم دهه محرم اونجا روضه بگیریم. عزیزِ مامان، یادت باشه، هیچ کس و هیچ چیزی نمیتونه ما رو از روضه جدا کنه. سیّدعلی گفت: آهااااان، یادم اومد. آخرِ روضه هم من مداحی کردم و همه سینه زدن، وای که چقدر دوست داشتم. سید علی گفت: مامان! به نظرت وقتی من روضه میخونم ، امام حسین (ع) هم گوش میدن؟ مامان بغض کرد. اشک از چشمانش جاری شد. سیّدعلی رو در آغوش گرفت و گفت: حتما پسرم. امام حسین(ع) خیلی بچه ها رو دوست دارن. 🖌 نویسنده: سمیرا مهرآور کانون نویسندگان هیئت کودکانه قطره #داستان_کودکانه #داستان_محرمی #محرم_کودکانه #محرم #هیئت_قطره