chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
. یادش بخیر عید غدیرایی که با بچه ها تو مدرسه بودیم... کنار هم جشن میگرفتیم، کاردستی درست میکردیم، نقاشی میکشیدیم. یه بارم با بچه های حسینیه کودک یه رنگ بازی حسابی راه انداختیم و با دست و پاهای رنگیمون، عیدمون رو رنگارنگ کردیم...🤗 پارسال یه پویش داشتیم؛ عید امیر. دخترهای ادبستانی برای ماشین ها و مغازه ها پرچم و کارت دعوت درست کردند تا همه جا برای عید غدیر آماده بشه. با هم شعر خوندیم و کیک درست کردیم، خونه ها و کلاس هامون رو تزیین کردیم، نذری پخش کردیم، عیدی گرفتیم و عیدی دادیم. و خلاصه کلی خاطره های شیرین از #عید_غدیر ساختیم... . حالا امسال که شرایط متفاوته و نمیتونیم اون لحظه های قشنگ رو کنارهم داشته باشیم، چه جوری خاطره ی خوب برای بچه ها بسازیم؟ . ۱. میتونیم توخونه با بچه ها برای اطعام غدیر در حد توان بسته های غذایی یا غذا تهیه کنیم. ۲. میتونیم ماسک بدوزیم و پخش کنیم. ۳. با بچه ها خونه یا کوچه هامونو تمیز و تزئین کنیم. . ۴. بهترین لباس هامونو بپوشیم! ۵. عیدی های ساده برای بچه ها و بزرگترها درنظر بگیریم! حتی یه دست سازه از خود بچه هامون هم میتونه مارو خوشحال کنه.😊 . عیدتون کلی مبارک!! الهی که تنتون سالم و حال دلتون خوش باشه چمرانی های عزیزدل❤️ #جشن_بزرگ#عید_امیر #برکه_ی_رنگین_کمونی#کودک #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #امامت_علی_علیه_السلام#عید_شیعیان#شیعه
17 مرداد 1399 16:24:45
0 بازدید
chamran_kids
📏 روزهای اولی که کتاب هایشان را تحویل گرفتند، نمی دانستند چه کتابی است. خواندن هم که بلد نبودند. کمی نگاهش کردند و تصمیم گرفتند اسمش را کتاب زنبوری بگذارند. کتاب زنبوری همیشه همراه با یک بازی بود. یک بار کتاب زنبوری و نمک رنگی، یک بار کتاب زنبوری و خمیر... بازی می کردند و جواب سوال های کتاب زنبوری شان را می دادند. این روزها دکمه های رنگی رنگی همراه کتاب زنبوری شده تا باهم پاسخ سوال هایش را بدهند. #کلاس_اولی_ها #ریاضی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها #حمزه_دوران
17 اردیبهشت 1398 09:05:38
0 بازدید
chamran_kids
. برای هر کسی یه چیزی افتخاره بعضی موقع ها یه کاری که کردیم باعث میشه حس خوبی داشته باشیم و آدم وقتی یادش میفته با وجود سختی هاش قند تو دلش آب بشه... برای من خادمی هیات کودک از اون کارهاست، از اون افتخارها و البته از اون چیزای خیلی سخت:) چون هر سال باید کلی با خودم بجنگم که ده شب برم هیات ولی تو خود هیات نباشم، یه گوشه ای با یک عالمه بچه مشغول باشیم و نه صدایی از هیات بشنویم و نه تصویری ببینیم. هیات کودکِ ما در دانشگاه هنر، اینقدر جاش دنجه که فقط وقتی مردم میان دنبال بچه هاشون می فهمیم هیات تموم شده.... و اون وقت باید جمع کنیم و بریم. وقتی بیشتر دل آدم میسوزه و میفته تو دو دو تا چهارتای خودش که آیا کار درست رو میکنم یانه که قیافه ی خیس از اشک آدمها رو بیرون هیات میبینه... خلاصه که پیدا کردن نیروی کمکی برای همچین توصیفاتی، قاعدتا باید خیلی سخت باشه، حالا بازی کردن با بچه ها هر سال چند تا دونه طرفدار داره ولی نفری برای ورودِ بچه ها و اسم نویسی شون و هزار تا دردسر دم در ورودی جزء اون کارای دردناکیه که اگر کسی براش اعلام آمادگی کنه اون نفر یک گوهر کمیابه....! چرا؟ چون کلی شماره باید بنویسه، کلی بچه که دلشون برای مامانشون تنگ شده کنارش باهم گریه می کنن و اون باید دونه دونه هم آرومشون کنه و هم به مامانشون زنگ بزنه، کفش بچه ها رو که یکی درمیون گم میشه پیدا کنه، بچه هایی رو که میخوان برن دستشویی بسپره به خاله های هیات کودک و سخت ترین کار، موقع رفتن بچه هاست که در بین اون شلوغی وانفسای آخر شبِ مادرها، خوش اخلاق باشه و تند تند بچه هارو صدا کنه و چون غالبا نمیخوان برن بیرون و دوست دارن بازی کنن با لطایف الحیلی راضیشون کنه برن خونه و مطمئنشون کنه فردا شبم هیات کودک هست... . ما یک گوهر کمیاب داشتیم که چند سال ده شب این ماموریت ویژه رو انجام میداد و در این چند سال هیچ شبی لبخند از صورتش گم نشد.... و این گوهر امروز بعد از کلی سختی کشیدن از زندگی این دنیا و پسر سه سالش خداحافظی کردو رفت به سمت هیات کودک واقعی در بهشت....😭 . آزاده سلطانی میدونم اونجا هم دم در میشینی و با خوش اخلاقی مثل همیشه هوای بچه ها رو داری... 💔 کاش مسئول هیات کودک بچه های امام حسین شده باشی اون چیزی که همه مون آرزوشو داشتیم و همیشه اول دهه برای خودمون تکرارش میکردیم...😔 راستی کاش وقتی دلتنگ سید علی میشی چند دقیقه سه ساله ی امام حسین رو بهت بسپارن که باهاش بازی کنی...😭 پ.ن:با فاتحه ای دوست هم هیاتی مارو بدرقه کنین...یک خادم در هیات کودک.... یک خاله ی مهربون.... خاله ی ثبت نام....🖤 #هیئت_کودک#هیئت_هنر
21 خرداد 1400 16:39:10
0 بازدید
chamran_kids
. بايد پا به پايشان كودكى كنى تا لذت شيرين دنياى كودكى را درك كنى . #نمايش_عروسكى_عروسك_هاى_كاغذى_كاردستى_دنياى_شيرين_كودكى . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
11 خرداد 1401 09:28:45
0 بازدید
chamran_kids
🏴 سفر با كودكان شيرينى و سختى هاى خود را دارد. به همين دليل سفر با كودكان نيازمند صبر و تحمل بيشترى خواهد بود. حرم رفتن با کودکان 💡نكته مهمى كه در اين سفر بايد به ياد داشته باشيم : 👵🏻 مراعات حال سایر زائران خصوصا سالمندان را داشته باشیم. ✨ همين كه در مسير رسيدن به كربلا قدمى برداشتيم و كوله بار سفر بستيم توفيق زيارت شامل حالمان شده است و ثواب زيارت امام حسين را خواهيم برد. به همين دليل نيازى نيست به همراه كودكان در ازدحام و شلوغى جمعيت كودكانمان را متحمل فشار جمعيت كنيم و خود را به ضريح برسانيم تا ثواب زيارت شامل حالمان شود. ✋🏻می توانید از همان محل اقامت یا خیابان های منتهی به حرم خصوصا در روز اربعین سلام دهید. ✅ به يقين امام حسين (ع) از نيت هاى همه ما آگاه است و اجر و پاداش زيارت امام حسين (ع) به واسطه همراهى سربازان كوچك حسين به همگى ما خواهد رسيد. ⏳ #روز_شمار_اربعین 👈🏻 ۱۱ روز مانده #سرباز_حسینم #پیاده_روی_اربعین
16 مهر 1398 16:05:41
0 بازدید
chamran_kids
🧱 معمولا هفت سال دوم برای والدین، جذاب تر است. زیرا بچه ها راحت تر قوانین شان را می پذیرند. اما به این شرط که هفت سال با این روش پیش نرفته باشند. در این سن بچّهها بسیار چارچوبپذیرند. این سن، سنّ قالب و چارچوب است. حدود یک سال تحصیلی است که بازی هفتسنگ را انجام میدهیم. از سال تحصیلی قبل تا الآن. امّا اخیراً تغییری در نحوهی بازیکردنمان ایجاد شده. دقیقاً از کِی؟ از وقتی یکی از عموها روشی را به ما نشان داد. آن عمو گفت: ما وقتی هفتسنگ بازی میکردیم، دستمان یا توپ را زیر پیراهنمان میگرفتیم. این کار باعث میشد بازیکنان حریف دچار اشتباه شوند و تشخیص ندهند توپ دست چهکسی است. وقتی گیج شدند، در موقعیتی مناسب کار را تمام میکردیم. از وقتی آن عمو این قلق را یاد داد، بیشتر تیمها در دستی که پشت هفت سنگ میایستند، آن را اجرا میکنند. جالب است! این ویژگی بارز و اصلیِ این سن است. اگر شما روش نشان دهید، فرزندانمان عیناً آن را اجرا میکنند. یکی از روشهای امرکردن و فرماندادن همین است، که بهجای دستوردادن، یا عتاب راه و روش انجام آن کار را بیان کنید؛ مثلاً من سفره را اینگونه جمع میکنم؛ من... . کافی است شما هم تمرین کنید؛ امروز چه جملات دستوری به فرزندتان گفتید؟ چگونه می توان مدل گفتن را تغییر داد؟ مربی: علی حاجی اکبری #کلاس_چهارمی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #آداب_دانی #قانون_پذیری #هفت_سال_دوم #مدرسه #ادبستان #قانون #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
11 آبان 1398 16:06:34
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
✒ میز تکانی داشتیم، چیزی شبیه به خانه تکانی خودمان . معمولاً بچه ها تنها روی میزشان را تمیز می کنند و داخل را کمتر تمیز می کنند . قرار شد تمامی وسایل میز رو بیرون بریزیم . آشغال های داخل میز را درون سطل بریزیم، و کفش رو با اسپری تمیز کنیم . در همین حین بود که یکی صدا می زد؛ آخ جون پا ک کنم پیدا شد ، یکی دیگه با هیجان صدا زد؛ جانمی جان ، پاستلم پیدا شد. یکی هم داد زد عه این اینجا چه کار میکنه؟ یکی هم گفت: کتابمو پس از مدتی پیدا کردم. اونقدر این صدا ها زیاد بود، که نزدیک بود یکی بگه؛ آخ جون خودمو این تو پیدا کردم. میزتکانی پسرهای کلاس اولی #کلاس_اولی_ها #پروژه #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها