chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
📚 📣📣 بالاخره قسمت آخر گل آباد رسید... 📖 مجموعه داستان های #گِل_آباد قسمت نهم 👈 فرار سنگستونی ها 👌پایان قصه رو می تونید تو کانال چمرانی ها در آپارات مشاهده کنید. #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #قصه #کودک
03 تیر 1398 04:48:03
0 بازدید
chamran_kids
. معلم ها❗این ۵ تا نکته رو از دست ندید😎 این روزها که آموزش مجازی شده، خیلی از بچه ها هم چالش های جور واجور پیدا کردند، مثلا انگیزه و تمرکز کافی ندارند، از نوشتن تکالیف و خوندن درس فرار میکنند و همین ها سختی هایی رو برای معلم ها و والدین به همراه داره.😥 حالا دلیلش چیه؟ باید چیکار کرد؟؟؟🤔 . ✅ورق بزنید و بخونید⬆️ . ⭕این پست رو ذخیره کنید و برای معلم هایی که میشناسید بفرستید🤗 . ⁉️به نظر شما چه نکات دیگه ای برای برنامه ریزی بچه ها مهمه؟ برامون کامنت کنید. . #برنامه_ریزی_روزانه#برنامه_ریزی#برنامه #معلم_خلاق#دانش_آموز #مدرسه #درس #تکلیف#آموزش_پروژه_محور#آموزش_مجازی
24 شهریور 1400 16:31:44
0 بازدید
chamran_kids
💰 مهارت های اقتصادی را می توان از سنین دبستان برای بچه ها مطرح کرد. در ادبستان پسرانه، هر چندماه یکبار، بازارچه داریم. پسرها دست سازه های خودشان را به پول چمرانی به پدرها و مادرها می فروشند. با چمرانی هایی که به دست می آید چه می کنند؟ چمرانی ها را به تومان تبدیل می کنند. کلاس سومیها بخشی از پول شان که از درآمد بازارچه در صندوق کلاسشان بود را برداشتند. هر نفر ۵ هزار تومان...اما چه چیزی بخریم ؟ هر کس نظری داد. نظریه اول این بود که پول هر کس را به خودش بدهیم...اما رد شد: با ۵ هزارتومان نمیتوان چیز زیادی خرید ولی با ۷۰ هزار تومان میشود چیز مفیدی برای همه خرید! با مترو به بازار رفتند. گروه اول تصمیم گرفتند هر کس برای خودش یک دفترچه و خودکار بخرد. گروه دوم تصمیم گرفتند خرید جمعی برای کلاس کنند. پس از گذر از مغازه های مختلف لوازم التحریر، به مغازه فروش لوازم دوخت و دوز رسیدند. ۴ نمد در رنگ های مختلف، تعدادی زیپ و یک بازی فکری برای کل کلاس خریدند. مربی: صادق رضوی #کلاس_سومی_ها #طرح_درس #تربیت_اقتصادی #کودک #تربیت #مهارت #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
23 آذر 1398 17:48:06
0 بازدید
chamran_kids
دنیای سه ساله ها چه شکلیه⁉️ . اگه بخوام از نگاه یه خاله براتون بگم... دنیا و حال و هوای سالگی یه کوچولو متفاوته، متفاوته چون بچه ها باید بین موندن تو آغوش امن مامان و رفتن و جستجو کردن یکی رو انتخاب کنند و گاهی ما میشیم یه نقطه امن دیگه، میون جست و جوهاشون😇 . سه ساله های جستجوگر عاشق تجربه کردن کارهای جدید هستند، فقط دوست دارند همینطوری که چیزهای جدید کشف میکنند، دست مامان شون هم توی دستشون باشه، آخه هنوز خیلی کوچیکن برای کامل مستقل شدن! 🙃 . بچه های سه ساله، قوه ی تخیل فوق العاده ای دارند؛ یعنی میتونند با یه مار خمیری ساعت ها صحبت کنند و چشماشون از ذوق ستاره بارون بشه.(البته ستاره ها رو فقط چشم های تیزبین خاله ها می بینند😉) . راستش رو بخواید... سرزمین سه ساله ها، پر از حس و حال خوب و تجربه های جدیده. پر از بازی هایی که قدم قدم باهم کشف می کنیم و ازشون لذت می بریم.😎 . راستی تو این سرزمین، قصه گفتن و قصه شنیدن اهمیت زیادی داره چون؛ بچه های سه ساله با قصه ها پرواز میکنند و وارد شهر قصه ها میشن و داستان جدید خودشون رو می سازند. و اما سه سالگی شروع دوستی های قشنگ بین بچه هاست چون قبل از اون مامان تنها دوست سه ساله هاست!! . وقتایی که به آرومی دست همدیگه رو میگیرند و شعر میخونند با خودم میگم: درسته طول کشید که با هم دوست بشن ولی من مطمئنم طعم شیرین اولین دوستی هاشون، تا همیشه تو قلبشون میمونه♥😊 . ✅پست رو ذخیره کنید و برای مربی هایی که میشناسید بفرستید تا این احساس ناب رو باهاشون سهیم بشید🤗 . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مهد_کودک #مادر_و_کودک #سه_سالگی_کودک_بازی #سه_سالگی #کودک#مربی_مهد
15 فروردین 1401 17:18:41
0 بازدید
chamran_kids
📚 وقتی با کودک سروکار دارید، حتما تجربه ی همبازی شدن با آنها راهم داشته اید. وقتی کودک می خواهد با لگو یک برج بسازد، چه می کنید؟ اجازه می دهید خودش آنقدر لگو ها را بالا و پایین کند تا راه چفت کردنش را یاد بگیرد یا همان اول، سریع لگو ها را از او گرفته و طریقه ی چفت کردن را یادش می دهید؟ در فعالیت های آشپزی و کاردستی چطور؟ پای کتاب خواندن و قصه گفتنش می نشینید؟ فرصت آزمون و خطا و تجربه کردن را به بچه ها می دهید؟ کودکان به فرصت نیاز دارند. هیچ عجله ای هم در تربیت شان نداریم. اجازه دهید خودشان کشف کنند و خودشان یادبگیرند و ما فقط درکنارشان باشیم. در حسینیه کودک، سعیمان بر این است که این فرصت را به کودکان بدهیم. پنج ساله های چمرانی، هر روز فعالیت قصه گویی دارند. یکی از بچه ها که دوست داشت قصه بگوید، با همراهی خالهها برای همه ی دوستانش قصه گفت. مربی: حدیثه ملکی، الهام قدمیاری #پنج_ساله_ها #قصه #قصه_گویی #مهارت #اعتماد_به_نفس #فرصت #کودک #تربیت #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
09 آذر 1398 16:41:34
0 بازدید
chamran_kids
خیلیهامون برای بچه ها دنبال مهد میگردیم. مهدی که یک سری از معیارها رو داشته و یک سری رو نداشته باشه. ✔️این به خودی خود اصلا بد نیست ولی بعضی موقعها میشه یه جور متفاوت تری فکر کرد و اون فکرای عجیب رو عملی کرد. 🏘️مهد و مدرسه ی خونگی سالهاست که به عنوان یکی از گزینه ها مطرح شده. ما اینجا تمرکزمون روی مهدهای خونگیه و درباره ی این مدل مدرسه ها حرف بسیاره. 💡 اگر خودمون استعداد خوبی داریم یا چند تا دوست داریم که پایه هستن میشه یک برنامه ی سبک بچینیم و کارا رو بین خودمون تقسیم کنیم.اینطوری هم بهمون فشار نمیاد و هم از تواناییهامون بهترین استفاده رو کردیم. #مهد#مهد_کودک_مناسب#مهد_خانگی #مهد_کودک_خانگی#مهد_خوب
17 تیر 1400 06:51:16
3 بازدید
ادمین چمران
0
0
☀ از آسمان ها روی زمین آمدیم، جایمان شد آغوش مادرهایمان... بزرگ شدیم کم کم راه افتادیم، دویدن یاد گرفتیم و پریدن. پنج ساله شدیم وارد حسینیه کودک شهید چمران شدیم و باز هم بازی کردیم... پیش دبستانی رفتیم.... یک سال دیگر هم گذشت شدیم کلاس اولی، دیگر فقط بازی نمی کردیم کارهای مهم دیگری هم بود که باید انجام میدادیم کتابهای زیادی را باید میخواندیم حتی کتابهای زیادی را هم باید می نوشتیم. بزرگتر شدیم... و شدیم همین جمع هشت نفره بچه های کلاس دوم، بزرگترین بچه های ادبستان دخترانه حمزه دوران... چمیار شدیم گاهی به آشپزخانه رفتیم، گاهی خدمات و کتابخانه... بعضی از روزها هم باید با بچه های کوچکتر بازی می کردیم. یک شب که همه خوابیدیم خواب دیدیم بزرگتر شده ایم ولی هنوز در چمران درس میخوانیم، کارهایمان هم بزرگتر شده بود، یک روز در هفته مسئول پختن ناهار کل مدرسه بودیم، خرید مواد غذایی هم با خودمان بود. یک چرخ خیاطی بزرگ در کلاس داشتیم و برای بچه هایی که از ما کوچکتر بودند خیاطی می کردیم و لباس می دوختیم، کتابخانه بزرگی در کلاسمان بود که گاهی وقتها بعد از ظهر ها که همه رفته بودند در مدرسه می ماندیم و کتاب می خواندیم. شده بودیم معلم کوچکتر بچه های محله، بعضی از روزها را به پارک می رفتیم و به بچه ها درس می دادیم. کارهای هنری مان روز به روز بهتر می شد، کلاس ما شده بود شبیه کلاس هنرمندان انقدر که از سفال و مجسمه و نقاشی و کلاژهای مختلف در شده بود... باز هم بزرگتر شدیم انقدر که در آغوش همه ما بچه هایمان بود..... تصمیم گرفتیم مدرسه ای بسازیم مثل ادبستان حمزه دوران تا بچه هایمان آنجا به اندازه ما کودکی کنند و به وقت بزرگ شدن آنقدر بزرگ شوند که از پس هر کاری بر بیایند... پ.ن: بخشی از نمایش نامه ی کلاس دومی ها در #جشن_تکلیف و بندگی شان #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #نماز