پست های مشابه

chamran_kids

☁️ وقتی حرف تربیت کودک پیش می آید، اولین کلمه ای که به ذهنتان می رسد، چیست؟ برای من همیشه، تربیت با مادر تداعی می شود. مادری که تمام عشق و علاقه اش را به فرزندش تقدیم می کند، بی هیچ چشم داشتی... تمام صبوری‌ها، از خودگذشتی ها، مهربانی‌ها، فداکاری ها و صدها ویژگی خوب را می توان مترادف کلمه ی مادر نوشت. ‌ گرچه معتقدیم که تمام بار تربیت را نباید بر دوش مادران بیاندازیم اما نقش بی بدیلش در تربیت کودک را نمی توانیم انکار کنیم. ‌ 🌸مادران عزیز، روزتان مبارک🌸 ‌ دختران کلاس سومی، امروز تصمیم گرفتند برای مادران شان، یک هدیه درست کنند. چه چیز بهتر از کیف پول های دست سازه‌ی دختران، می تواند حال دل یک مادر را خوب کند؟ ‌ مربی: مهری حدادی ‌ #کلاس_سومی_ها #روز_مادر #هدیه_روز_مادر #طرح_درس_روز_مادر #طرح_درس_کلاس_سوم #چمرانی_ها #تربیت_فرزند #مادر #فرزند_پروری #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

26 بهمن 1398 17:03:07

1 بازدید

chamran_kids

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آن‌سن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇

11 تیر 1399 18:56:06

0 بازدید

chamran_kids

📽 ✒خیرین گرامی مجموعه شهید چمران ‌ این پیام، چهارمین پیام از طرف ادبستان شهید چمران می باشد. خوشحال میشویم چند دقیقه ای را به خواندن این پیام اختصاص دهید. ‌ درست از زمانی که به فکر راه اندازی کار افتادیم، مسئله ای مهم ذهن ما رادرگیر کرد. "ساختمان" اینکه چه طور یک فضایی را تهیه کنیم و ان مکان در کدام نقطه از تهران باشد کار ما را خیلی پیچیده و سخت کرد. مدتها به طور سیار کار می کردیم در حیاط مدرسه ای در تابستان، کنار هیاتها، در حسینیه ها ولی باز مشکل اصلی حل نمیشد، برای متمرکز کردن کار احتیاج به "ساختمان" داشتیم. منطقه ای در جنوب شرق تهران را انتخاب کردیم که دسترسی خانواده های متفاوت از لحاظ مالی به آن راحت باشد. بعد از مشخص کردن منطقه، تازه کار اصلی شروع شد. بنگاه به بنگاه دنبال یک فضای مناسب و حیاط دار گشتیم. رقم های متفاوتی از رهن و اجاره شنیدیم. و باز گشتن و گشتن و گشتن.... یکی از بنگاهها خانه ای را معرفی کرد. وقتی به در خانه رسیدیم ناامید شدیم. دری خیلی کوچک و بعد از آن یک راهروی تنگ و تاریک.....ولی بعد از راهرو... حیاطی مثل بهشت با درختانی سبز... و این بهشت کوچک را اجاره کردیم از آقایی مهربان که هیچ جوره نمیخولست خانه اش را به کار اجاره دهد و ما اینقدر آسمان ریسمان به هم بافتیم تا قبول کرد و آخر سر هم به خاطر " شهید چمران" چند وقت بعد فهمیدیم خانه در اصل متعلق بوده به " طیب" آدم نااهل و بامعرفتی که جزء اولین شهدای انقلاب بوده. حدیثی هست با این مضمون که : زمینها هم سرنوشتی دارند مثل آدمها. و چه خوب سرنوشتی برای طیب رقم خورد. سالها بعد از شهادتش، بچه های کوچکی به خانه اش پا گذاشتند، بازی کردند، خندیدند، هیات گرفتند و هزار کار خوب دیگر به پاکی خودشان... ‌ این روزها جایمان تنگ شده و اجاره ها هم.... ولی دلمان نمی آید از خانه طیب اسباب کشی کنیم از "حسینیه کودک و ادبستان دخترانه شهید چمران" ‌ خدارو شکر می کنیم بابت ساختمان باصفایی که سرراهمان قرار داد. از صاحبان مهربانش که مراقب بچه ها هستند، از حال و هوای خوبی که در تک تک آجرهایش حس می کنیم.... ‌ بابت تمام حمایتهایتان، دعاهایتان و پشتیبانی هایی که از کار یک سری جوان تازه کار انجام دادین، از شما ممنونیم. ‌ قطعا اگر حمایتهای شما نبود، امروز دو مدرسه کنار هم با ۱۲۰ دانش آموز نبود. و خانه ای باصفا که میشد هر سال مستاجر پشت مستاجر عوض کند بدون هیاهو و سرو صدا... ‌ خدا را شکر می کنیم بابت نیتهای خوب شما و دغدغه ای که بابت فرزندان این کشور دارین. #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #نذر_فرهنگی #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران

22 دی 1397 07:06:52

0 بازدید

chamran_kids

✏ فردا روز باباهای مهربونه، از طرفی هم زیاد نمیتونیم بیرون بریم، پس بهتره دست به کار بشیم و یه هدیه خودمون درست کنیم. ‌ 🎁 گلدانی برای باباهای مهربون ‌ ✅ آموزش ساخت یک گلدان کاغذی ‌ #پروژه_سوم_دبستان ‌‌ می تونید بقیه ی آموزش های ویژه دخترهای کلاس سومی رو تو کانال مون ببینید. برای دریافت لینک کانال، دایرکت بدین. ‌ #یک_مدرسه_چمرانی #آموزش_اریگامی #اریگامی_گلدان #گلدان_کاغذی #هدیه_روز_پدر #ایده_هدیه_روز_پدر #اریگامی_برای_کودکان #آموزش_مجازی_دبستان

17 اسفند 1398 17:59:45

0 بازدید

chamran_kids

. #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت چهارم . تابستان سوم/ مرد رایانه‌ای . یکی از اقواممان شرکت کامپیوتری راه انداخته بود. آن موقع خفن‌ترین سیستم، پنتیوم تو(2) بود. تابستان، یک دوره آموزشی شبکه‌سازی و طراحی سایت گذاشت. من هم خیلی دوست داشتم شرکت کنم ولی شرکت #کامپیوتری از خانه‌مان دور بود. به خاطر حضور در آن دوره، یک مدت طولانی از تابستان را خانه مادربزرگم زندگی کردم تا نزدیک شرکت باشم. همه‌کسانی که در کارگاه شرکت کرده بودند، حداقل 10سال از من بزرگ‌تر بودند. همان اول کار رفتم 2 تا کتاب 1000 صفحه‌ای در مورد شبکه‌سازی و طراحی سایت با html خریدم. خیلی تلاش کردم مطالب کتاب را بفهمم ولی واقعاً سنگین بودند. واقعیتش را بخواهید آن تابستان تنبلی کردم و دوره را تمام نکردم. سال‌های بعد که نرم‌افزارهای بیسیک و پاسکال را یاد گرفتم، یک بازی طراحی کردم. یک دوره‌ای هم آموزش مایا (نرم‌افزار #انیمیشن سه‌بعدی) رفتم. کلیه نرم‌افزارهای تدوین را یاد گرفتم. همین دمخور بودن با کامپیوتر و نرم‌افزارهای متنوع باعث شد حدود 10سال حرفه‌ای تدوین کنم و فیلم بسازم. از مستندهای اجتماعی گرفته تا سریال‌های تلویزیونی و پشت‌صحنه فیلم‌های سینمایی. همین الآن هم که تدریس می‌کنم و یا کسب‌وکار راه می‌اندازم، خیلی وقت‌ها خودم فیلم‌های کارهایم را می‌سازم. بعضی مواقع هم آموزش #تدوین می‌دهم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

29 تیر 1399 15:35:51

1 بازدید

chamran_kids

❗اگه پست قبل رو ندیدی، حداقل این ۵ تا نکته رو بخون😎 . در پست قبل و فیلم تعامل با خانواده در خدمت سرکارخانم هاشمی؛ معاون آموزشی ادبستان دخترانه شهید چمران بودیم که فیلم کاملش رو میتونید از آپارات ما ببینید.😊 حالا تو این پست ۵ تا نکته کلیدی که در لایو مطرح شده رو براتون نوشتیم پس ورق بزنید و بخونید⬆️ . ✅این پست رو ذخیره کنید و برای معلم ها و معاونین آموزشی بفرستید 🤗 . #تعامل_با_خانواده#والدین_دانش_آموزان #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #معلم_حرفه_ای #معاون_آموزشی #آموزش_مجازی #آموزش_و_پرورش

27 مهر 1400 16:39:01

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🖋 🖋 چند وقت پیش تصمیم گرفتم به زیارت مزار شهید چمران بروم. ‌ او مردی رنگین‌کمانی بود؛ یعنی همه‌ی رنگ‌ها را به‌دست‌ آورده‌بود. هم دانش‌مند بود، هم هنرمند، هم رزمنده، هم معلّمی شجاع و مهربان و... . ما هم که می‌خواهیم مردانی رنگین‌کمانی شویم، این مرد بزرگ را الگوی خود قرار دهیم؛ یعنی بکوشیم مانند او شویم. 🌈 به‌مناسبت شهادت او یک سرباز رنگین‌کمانی نقّاشی کردم. این هدیه‌ی امروز من به شما است. هرکدام از شما که می‌خواهد شهید چمران را الگوی خود قرار دهد، یک سرباز رنگین‌کمانی نقّاشی کند و عکسش را برایمان بفرستد. سرباز رنگین‌کمانی یعنی سربازی که هم دانشمند باشد، هم هنرمند، هم رزمنده، هم معلّم، هم شجاع، هم مهربان و... . 🌈 بِه‌ترین کار این است که سعی کنیم خودمان تبدیل به این سرباز شویم. این سرباز را نقّاشی می‌کنیم، تا یادمان باشد، قرار است چه بشویم. ‌ ✉ نامه ی یک معلم چمرانی به پسرهای شهید چمران ‌ #یک_معلم_چمرانی #چمرانی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🖋 🖋 چند وقت پیش تصمیم گرفتم به زیارت مزار شهید چمران بروم. ‌ او مردی رنگین‌کمانی بود؛ یعنی همه‌ی رنگ‌ها را به‌دست‌ آورده‌بود. هم دانش‌مند بود، هم هنرمند، هم رزمنده، هم معلّمی شجاع و مهربان و... . ما هم که می‌خواهیم مردانی رنگین‌کمانی شویم، این مرد بزرگ را الگوی خود قرار دهیم؛ یعنی بکوشیم مانند او شویم. 🌈 به‌مناسبت شهادت او یک سرباز رنگین‌کمانی نقّاشی کردم. این هدیه‌ی امروز من به شما است. هرکدام از شما که می‌خواهد شهید چمران را الگوی خود قرار دهد، یک سرباز رنگین‌کمانی نقّاشی کند و عکسش را برایمان بفرستد. سرباز رنگین‌کمانی یعنی سربازی که هم دانشمند باشد، هم هنرمند، هم رزمنده، هم معلّم، هم شجاع، هم مهربان و... . 🌈 بِه‌ترین کار این است که سعی کنیم خودمان تبدیل به این سرباز شویم. این سرباز را نقّاشی می‌کنیم، تا یادمان باشد، قرار است چه بشویم. ‌ ✉ نامه ی یک معلم چمرانی به پسرهای شهید چمران ‌ #یک_معلم_چمرانی #چمرانی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن