chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
💡 اردو همیشه پارک نیست، گاهی می توان مکان های مختلف را مقصد اردو قرار داد. چرا که بچه ها به دنبال کشف و تجربههای جدید هستند که این تجربه ها را می توان در مکان های دیگر به دست آورد. اردوی این هفتهی چهارساله های چمرانیها، یک امام زاده بود. تعدادی آجر در حیاط امام زاده، توجه بچه ها را جلب کرد. با همراهی مربیان، تصمیم گرفتند یک خانهی آجری بسازند. مربی: مائده جهانگیری، فاطمه فیض آبادی، مریم صادق پور، زهرا صحتی چه بازی ها و فعالیت های دیگری می توانیم در یک امام زاده انجام دهیم؟ #چهار_ساله_ها #اردو #اردو_مهد_کودک #مهد_کودک #ایده_اردو #ایده_فعالیت #حسینیه_کودک_شهید_چمران #چمرانی_ها
28 بهمن 1398 18:35:13
0 بازدید
chamran_kids
👨👩👧👦 پدرها به خاطر مشغله هایی که بیرون از خانه دارند، فرصت کمتری در کنار بچه ها هستند. اما استفاده از همین فرصت های کوتاه و وقت گذاشتن با بچه ها، تاثیرات فوق العاده ای برای اون ها داره... خصوصا در مورد پسرها چون پدر ها می تونن یک الگوی رفتاری خوب برای پسرها باشند. روزهای تعطیل فرصت خوبیه که برای بچه ها وقت بذاریم. شما به عنوان یک پدر، چقدر برای فرزندانتون وقت می ذارید؟ پسرهای چمرانی، جمعه ی گذشته، همراه باباها به یک اردوی پدر و پسری رفتند. بازی کردند. آتش درست کردند. سیب زمینی کباب کردند و خلاصه پدر و پسری کلی تفریح کردند. #خبرچه #اردو_پدر_پسری #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
15 دی 1397 05:53:49
0 بازدید
chamran_kids
👩👧 زمانی را گذاشته ایم برای بازی کردن و دوستی با طبیعت...آن هم از نوع مادر دختری... دخترها یک قرار چمرانی دارند. در این روزهای تعطیل، یک روز در هفته دور هم جمع می شوند. برای دوستی با کتاب. کتاب می خوانند، کتاب امانت می گیرند و خودشان هم کتاب می نویسند. در آخر هم یک بازی دسته جمعی با مامان ها و مربیان چمرانی ... #اوقات_فراغت #تابستان #کتاب #کتابخوانی #چگونه_کودکان_را_به_کتاب_خواندن_علاقه_مند_کنیم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #مدرسه_طبیعت
08 تیر 1398 18:33:54
0 بازدید
chamran_kids
👨👩👧👧 محفل خانوادگی، فرصتی است برای دور هم بودن خانواده ها و ارتباط بیشتر با مدرسه و حضور در طبیعت. این هفته نوبت خانواده های ادبستان دخترانه بود که دور هم جمع بشوند. دور هم دعای عهد خواندند. صبحانه با مشارکت دخترها آماده شد. بعد از صبحانه نوبت نقاشی پدرها و دخترها بود. قطار نقاشی مشهد الرضا. مادرها ها هم دور هم مشغول نقاشی شدند. در آخر هم یک آب بازی حسابی پدر و دختری داشتیم. #محفل_خانوادگی #طبیعت #خانواده #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #تربیت
29 تیر 1398 04:58:43
0 بازدید
chamran_kids
🎈 تولد امام رضا نزدیکه و می تونید با دادن هدیه های کوچیک، مثل #بادکنک بچه ها رو خوشحال کنید. برای تهیه ی این بادکنک ها، به صفحه هاچین سر بزنید: @chamran_gifts @chamran_gifts @chamran_gifts #امام_رضا #تولد #عیدی #هاچین #هدایای_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
16 تیر 1398 04:35:12
0 بازدید
chamran_kids
. چه جوری میشه یک دختر هنرمند تربیت کرد؟ . یکی دیگه از پروژه های ادبستان دخترانه، پروژه هنره. فعالیت های هنری به رشد خلاقیت بچه ها کمک میکنه. باعث میشه بچه ها استعدادها و توانایی هاشون رو بشناسن، اعتماد به نفسشون بالا بره و انگیزه و علاقه شون زیاد میشه. . هنر چمرانی ها هم مثل خیلی از درس های دیگه، غیر مستقیم آموزش داده میشه یعنی ما به بچه ها الگو نمیدیم، فقط ابزار و بستر رو فراهم میکنیم و اون ها تصمیم میگیرن چه چیزی رو،چطور درست کنن! . پروژه های هنر دخترهای ما؛ با ابزارهای ساده مثل پاستل و گواش و آبرنگ شروع شد. . کم کم متناسب با سن دخترها تو هرپایه پیچیدگی کارهاشون بیشتر شد. با انواع کلاژ آشنا شدن، حتی نقاشی موجودات زنده تو طبیعت رو تجربه کردن. . تو پروژه های هنر، دخترهای چمرانی با قاتی کردن رنگ های مختلف، ترکیب رنگ های جدید رو کشف کردن، انواع تکنیک های چاپ رو با ابزارهای متنوع امتحان کردن، با سفال کار کردن، عروسک ساختن و کلی آثار قشنگ خلق کردن. . هنر یه بسترعالی برای آموزش دروس مختلف هم هست. به نظرتون چه درس هایی رو میشه با هنر، تدریس کرد؟🤔 . #پروژه_هنر#هنرمندان_کوچک#هنر #دختران_چمرانی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور
12 شهریور 1399 19:07:33
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🖋 🖊 تو دوران سرخوش مجردی وقتی محرم میشد، برایم فرقی نمیکرد هیئتی که میخوام برم چقدر از خونمون دوره. همین که میشنیدم فلان سخنران یا فلان مداح مورد علاقم یک جا برنامه دارن، ازین سر شهر میرفتم اون کله ی شهر. خیلی شیک و مرتب نوت برمیداشتم و بعدم موقع مداحی مثل خانوما، چادرم مینداختم رو صورتمو اشک میریختم. ازدواج که کردم از خدا پنهون نیست از شمام پنهون نباشه، درسته که هنوز سخنران و مداح برام تو اولویت بودن، ولی دادن یا ندادن شام نذری هم برام مهم شده بود. چون هنوز دانشجو بودم و بلد نبودم هم درس بخونم غذا بپزم هم برم هیئت کلی گریه کنم. 💡از روزی که مامان شدم، هیئت برای من یا جایی برای گریه های از ته حلق و دل پیچه های شدید نوزاد یک ماهه ام بود یا تاتی رفتن های نوپای یک ساله ای که با کشف همه سوراخ سمبه های فضای هیئت، فکر میکنه داره دنیا رو مال خودش میکنه. این دومین محرمیه که نمیتونم هیئت های دلخواهمو برم و سرجام بشینم و چادرمو بندازم رو صورتمو گریه کنم. پارسال موقعی که آدم ها سرجایشان نشسته بودند و گریه میکردند، من با نی نی یک ماهه هی مسیر هیئت را چرخ میزدم و مستاصل گاهی بلند میشدم و گاهی مینشتم بلکه این شیرخوره آروم بشه. اما نمی شد... مثل خیلی از شیرخوره های دیگر. نمی دانم حال رباب را و شیرخواره اش را هرسال محرم اما. امسال دارم پا به پای این کوچولوی تاتی رو، راه میرم و هی لباس مشکیش را و هی قدش را و هی زمین خوردنش را برانداز میکنم. دست خودم نیست. هی ذهنم مقایسه میکند زمین خوردنش را با زمین خوردن هایشان... محرم، بچه که جلوی چشمت باشد، انگار نوار فقط روی روضه ی باز گیر میکند. حالا جوان رعنا که جای خود دارد. @good_mood_mom 🖋شما چه خاطراتی از مادرانگی هایتان در روضه ها دارید؟ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #هیئت #هیئت_کودک