پست های مشابه

chamran_kids

. #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت چهارم . تابستان سوم/ مرد رایانه‌ای . یکی از اقواممان شرکت کامپیوتری راه انداخته بود. آن موقع خفن‌ترین سیستم، پنتیوم تو(2) بود. تابستان، یک دوره آموزشی شبکه‌سازی و طراحی سایت گذاشت. من هم خیلی دوست داشتم شرکت کنم ولی شرکت #کامپیوتری از خانه‌مان دور بود. به خاطر حضور در آن دوره، یک مدت طولانی از تابستان را خانه مادربزرگم زندگی کردم تا نزدیک شرکت باشم. همه‌کسانی که در کارگاه شرکت کرده بودند، حداقل 10سال از من بزرگ‌تر بودند. همان اول کار رفتم 2 تا کتاب 1000 صفحه‌ای در مورد شبکه‌سازی و طراحی سایت با html خریدم. خیلی تلاش کردم مطالب کتاب را بفهمم ولی واقعاً سنگین بودند. واقعیتش را بخواهید آن تابستان تنبلی کردم و دوره را تمام نکردم. سال‌های بعد که نرم‌افزارهای بیسیک و پاسکال را یاد گرفتم، یک بازی طراحی کردم. یک دوره‌ای هم آموزش مایا (نرم‌افزار #انیمیشن سه‌بعدی) رفتم. کلیه نرم‌افزارهای تدوین را یاد گرفتم. همین دمخور بودن با کامپیوتر و نرم‌افزارهای متنوع باعث شد حدود 10سال حرفه‌ای تدوین کنم و فیلم بسازم. از مستندهای اجتماعی گرفته تا سریال‌های تلویزیونی و پشت‌صحنه فیلم‌های سینمایی. همین الآن هم که تدریس می‌کنم و یا کسب‌وکار راه می‌اندازم، خیلی وقت‌ها خودم فیلم‌های کارهایم را می‌سازم. بعضی مواقع هم آموزش #تدوین می‌دهم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

29 تیر 1399 15:35:51

1 بازدید

chamran_kids

💡 چقدر به دست سازه های فرزندتون اهمیت میدین؟ دست سازه یعنی همون کاردستی کج و کوله و پر از چسب و خط خطی ... که خیلی وقتا شباهتی با واقعیتش نداره. ‌ نه اون کاردستی شیک و آماده مثل اون هایی که شبکه پویا آموزش میده یا تو خیلی از مهدکودک ها توسط خاله ها درست میشه یا تو خونه پدرها و مادر ها درست می کنند. دست سازه یعنی حاصل فکر و خلاقیت کودک... پس به بچه ها فرصت بدیم خودشون فکر کنند، خودشون بسازند، خودشون تجربه کنند! ‌ چهارساله های چمرانی چیزهایی که تو پارک کشف کردند رو کشیدند . دست سازه هاشون رو آویزون کردند تا همه بتونند ببینند. #چهار_ساله_ها #اردو #کاردستی #دست_سازه #مهد_کودک #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

15 اسفند 1397 09:27:32

1 بازدید

chamran_kids

📣 🛍 بازارچه چمرانی ‌ 🎈با اسباب بازی و کتاب های هاچین 🌿 محصولات ارگانیک و مواد غذایی غاچ 🍪 و کلی شیرینی و خوراکی خونگی ‌ 📆 پنج شنبه ۱۰ مرداد ⏰ ساعت ۹/۳۰ تا ۱۲/۳۰ ‌ 📍 مکان: میدان خراسان. جنب پاساژ خراسان. پ ۳۱. ادبستان پسرانه حمزه دوران ‌ #بازارچه #بازارچه_چمرانی

05 مرداد 1398 09:58:13

0 بازدید

chamran_kids

🌱 🤔 در #تعطیلات_نوروزی چه کارهایی می توانیم انجام دهیم؟ ‌ 🌱 یکی از کارهایی که می توانیم انجام دهیم 👈 دوستی با طبیعت و #طبیعت_گردی است ‌ 💡 کافی است همراه بچه ها، به نزدیک ترین پارک اطرافمان برویم. ✨بازی هایی که می توانیم در پارک انجام دهیم: ‌ 🔸یک کیسه همراه خود ببریم. اسم این کیسه، کیسه کشف است. ‌ 🔹در پارک می گردیم و چیزهای جالبی را که کشف می کنیم، در کیسه کشف جمع می کنیم. چیزهایی مثل سنگ، چوب، پر پرنده و ... . ‌ 🔸می توانیم با کشفیاتمان، کاردستی های مختلف درست کنیم. کافی است یک زیر انداز، مقداری رنگ، چسب و کاغذ همراه خود ببریم. ‌ #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران

03 فروردین 1398 17:36:52

4 بازدید

chamran_kids

🚐 چمرانی ها هر هفته به اردو می روند. یکی از اهداف اردوهای طبیعت گردی، گشت و‌ گذار در طبیعت و کشف چیزهای جدید است. ‌ کلاس اولی های چمرانی، بعد از کلی بازی در پارک، سراغ کارگاه بازی شان رفتند. هر کس در اطرافش به دنبال کشف چیزهای تازه بود. پروانه، کاج، چوب، سنگ و ... از کشفیات کلاس اولی ها بود. در آخر هم هر دور هم جمع شدند و در مورد چیزهایی که پیدا کردند و کارهایی که می توانند با آنها کنند، صحبت کردند. ‌ #هفت_ساله_ها #کلاس_اولی_ها #اردو #طبیعت_گردی #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

19 تیر 1398 05:46:23

0 بازدید

chamran_kids

‌یکی‌ از روال‌های مرسوم در رویکرد مربی پسران چهارم دبستان، نشان‌دادن خوبی‌های دانش‌آموزان و تشویق آن‌هاست. ‌ ‌‌ ‌حالا داستان این عکس را از مربی چمرانی بشنویم:‌ ‌‌ ‌✅ هدف از بیان و تشویق کارهای خوب دانش‌آموزان، نشان‌دادن خوبی‌ها و تاکید روی آن‌ها است؛ زیرا در این سن، نظام ارزشی‌شان شکل می‌گیرد و این‌ کار، یکی از راه‌های شکل‌دادن به نظام ارزشی است‌.‌‌ ‌‌ ‌✅ همچنین این کار باعث تشویق آن‌ها می‌شود، که کار خوبشان را تکرار کنند و ادامه دهند؛ یعنی باعث تثبیت این رفتارشان می‌شود.‌‌ ‌‌ ‌✅ هدف دیگرم نشان‌دادن این کار خوب به بقیه است، تا آن‌ها هم تحریک شوند، این کارهای خوب را انجام دهند.‌‌ ‌‌ ‌💌 مثلا در این تصویر، نامه‌ای را می‌بینیم، که یک نفر از کلاس‌ چهارمی‌ها به پدرش نوشته، تا او را برای نماز صبح و خرید نان بیدار کند. این کار او نشان‌دهنده‌ی مسئولیت‌پذیری در دو سطح اجتماعی و الهی است و مسئولیت‌پذیری مهم‌ترین هدف ما در دوره‌ی دبستان است.‌ ‌ ‌ ‌👈 متن تشکر مربی: ‌‌ @greenschool.me ‌ 💚💙 تشکر و قدردانی مربیان مدرسه‌ی بهاری رنگین‌کمانی‌ ‌ ‌📮 هفتمین تشکر از طرف آقای قاری است.‌ ‌او به‌طور ویژه و قلبا از آقا محمدحسین نورمحمد تشکر کرده، که انجام مسئولیت‌های الهی مانند قرائت روزانه‌ی قرآن، برپاداشتن نماز صبح و مسئولیت‌های اجتماعی، مانند تهیه‌ی نان خانه را فراموش نکرده و این کارها را هر روز ادامه می‌دهد؛ مثلا این مرد بزرگ برای پدرش نامه نوشته که او را برای نماز صبح بیدار کند، تا خواب نماند. همه‌ی ما را تحت تاثیر قرار داد این جوان‌مردی.‌ ‌ ‌⏰ این مرد، یک خوبی بزرگ دیگر هم دارد. این‌که به‌موقع سر کلاس حاضر می‌شود. من که از او یاد می‌گیرم.‌ ‌ #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مسئولیت_پذیری #تربیت_دینی #تربیت_کودک #مربی_چمرانی

28 فروردین 1399 18:33:49

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🖋 🖊‌‌‌‌ ‌تو دوران سرخوش مجردی وقتی محرم میشد، برایم فرقی نمیکرد هیئتی که میخوام برم چقدر از خونمون دوره. همین که میشنیدم فلان سخنران یا فلان مداح مورد علاقم یک جا برنامه دارن، ازین سر شهر میرفتم اون کله ی شهر. ‌ خیلی شیک و مرتب نوت برمیداشتم و بعدم موقع مداحی مثل خانوما، چادرم مینداختم رو صورتمو اشک میریختم. ‌ ازدواج که کردم از خدا پنهون نیست از شمام پنهون نباشه، درسته که هنوز سخنران و مداح برام تو اولویت بودن، ولی دادن یا ندادن شام نذری هم برام مهم شده بود. چون هنوز دانشجو بودم و بلد نبودم هم درس بخونم غذا بپزم هم برم هیئت کلی گریه کنم. ‌ 💡از روزی که مامان شدم، هیئت برای من یا جایی برای گریه های از ته حلق و دل پیچه های شدید نوزاد یک ماهه ام بود یا تاتی رفتن های نوپای یک ساله ای که با کشف همه سوراخ سمبه های فضای هیئت، فکر میکنه داره دنیا رو مال خودش میکنه. این دومین محرمیه که نمیتونم هیئت های دلخواهمو برم و سرجام بشینم و چادرمو بندازم رو صورتمو گریه کنم. پارسال موقعی که آدم ها سرجایشان نشسته بودند و گریه میکردند، من با نی نی یک ماهه هی مسیر هیئت را چرخ میزدم و مستاصل گاهی بلند میشدم و گاهی مینشتم بلکه این شیرخوره آروم بشه. اما نمی شد... مثل خیلی از شیرخوره های دیگر. نمی دانم حال رباب را و شیرخواره اش را هرسال محرم اما. ‌ امسال دارم پا به پای این کوچولوی تاتی رو، راه میرم و هی لباس مشکیش را و هی قدش را و هی زمین خوردنش را برانداز میکنم. دست خودم نیست. هی ذهنم مقایسه میکند زمین خوردنش را با زمین خوردن هایشان... ‌ محرم، بچه که جلوی چشمت باشد، انگار نوار فقط روی روضه ی باز گیر میکند. حالا جوان رعنا که جای خود دارد. @good_mood_mom ‌ 🖋شما چه خاطراتی از مادرانگی هایتان در روضه ها دارید؟ ‌ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #هیئت #هیئت_کودک

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🖋 🖊‌‌‌‌ ‌تو دوران سرخوش مجردی وقتی محرم میشد، برایم فرقی نمیکرد هیئتی که میخوام برم چقدر از خونمون دوره. همین که میشنیدم فلان سخنران یا فلان مداح مورد علاقم یک جا برنامه دارن، ازین سر شهر میرفتم اون کله ی شهر. ‌ خیلی شیک و مرتب نوت برمیداشتم و بعدم موقع مداحی مثل خانوما، چادرم مینداختم رو صورتمو اشک میریختم. ‌ ازدواج که کردم از خدا پنهون نیست از شمام پنهون نباشه، درسته که هنوز سخنران و مداح برام تو اولویت بودن، ولی دادن یا ندادن شام نذری هم برام مهم شده بود. چون هنوز دانشجو بودم و بلد نبودم هم درس بخونم غذا بپزم هم برم هیئت کلی گریه کنم. ‌ 💡از روزی که مامان شدم، هیئت برای من یا جایی برای گریه های از ته حلق و دل پیچه های شدید نوزاد یک ماهه ام بود یا تاتی رفتن های نوپای یک ساله ای که با کشف همه سوراخ سمبه های فضای هیئت، فکر میکنه داره دنیا رو مال خودش میکنه. این دومین محرمیه که نمیتونم هیئت های دلخواهمو برم و سرجام بشینم و چادرمو بندازم رو صورتمو گریه کنم. پارسال موقعی که آدم ها سرجایشان نشسته بودند و گریه میکردند، من با نی نی یک ماهه هی مسیر هیئت را چرخ میزدم و مستاصل گاهی بلند میشدم و گاهی مینشتم بلکه این شیرخوره آروم بشه. اما نمی شد... مثل خیلی از شیرخوره های دیگر. نمی دانم حال رباب را و شیرخواره اش را هرسال محرم اما. ‌ امسال دارم پا به پای این کوچولوی تاتی رو، راه میرم و هی لباس مشکیش را و هی قدش را و هی زمین خوردنش را برانداز میکنم. دست خودم نیست. هی ذهنم مقایسه میکند زمین خوردنش را با زمین خوردن هایشان... ‌ محرم، بچه که جلوی چشمت باشد، انگار نوار فقط روی روضه ی باز گیر میکند. حالا جوان رعنا که جای خود دارد. @good_mood_mom ‌ 🖋شما چه خاطراتی از مادرانگی هایتان در روضه ها دارید؟ ‌ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #هیئت #هیئت_کودک

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن