پست های مشابه

chamran_kids

. #ورق_بزنید #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت هفتم (قسمت پایانی ) . در قسمت های قبل،از خاطراتی که در کودکی، نوجوانی و جوانی داشتم، برایتان گفتم. تجربیاتی که در ایام تعطیلات تابستان داشتم باعث شد که در زندگی مسیر درست را پیش بگیرم و با استفاده از آن تجربیات نقاط ضعفم را شناخته، آن‌ها را رفع و بر نقاط قوتم تکیه کنم. حالا می‌خواهم برایتان چند راز بگویم. رازهایی که شما را در اوقات فراغت تابستان کمک خواهد کرد تا به اهدافتان نزدیک‌تر شوید. . 1- تا می‌توانید در مورد #برنامه‌_ریزی مطالعه کنید، تا از فرصت‌هایتان به‌خصوص در ایام فراغت استفاده کنید. برنامه‌ریزی یک دانش و #مهارت است که باید با مطالعه و تمرین به دست بیاورید. . 2- آرزوها و #اهداف آیندهتان را بنویسید. مهارتها و نیازهایی که دارید را فهرست کنید تا بتوانید آمادگی لازم را برای رسیدن به آینده ترسیم کنید. آموختن مهارت‌ها، یکی از ارکان مهم آینده شغلی شماست. به‌خصوص بعضی مهارت‌های پایه مثل نوشتن، فن بیان، آی تی و... هیچ مدرسه و دانشگاهی نمی‌تواند به شما در این زمینه کمک اساسی کند. باید خودتان در تابستان یک فکری برایش بکنید. . 3- دزدیِ زمان به‌خصوص در تابستان خیلی اتفاق می‌افتد. تلویزیون، فضای مجازی، دوستان و ...کم‌کم زمان شما را می‌دزدند و آخر تابستان می‌بینید کل حسابتان خالی است. شما شاه‌دزد باشید. با ایجاد زمان‌های کوچولوی مطالعه برای خودتان حساب پس‌اندازی ایجاد کنید که هیچکس به آن دسترسی نداشته باشد. بهترین زمان برای ایجاد این حساب پس‌انداز، شب‌ها قبل از خواب، صبح‌های زود، داخل اتوبوس، ساعت انتظار دکتر، آرایشگاه و...است. بعد از سه ماه تابستان خواهید دید کتاب‌های زیادی خوانده‌اید و کلی تجربه جدید کسب کرده‌اید. 4- رفیق شفیق ابوالمشاغلی (علاقه‌مند به کسب تجربه) پیدا کنید. کسی که تابستان‌ را به کار کردن، کار یادگرفتن، درس خواندن و یادگیری زبان بگذراند. کسی که شما را در این مسیر تشویق کند. البته پیدا کردن این‌جور رفقا از پیدا کردن طلا و الماس سخت‌تر است ولی اگر تلاش کنید حتماً موفق می‌شوید. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کارمفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

01 مرداد 1399 17:12:27

0 بازدید

chamran_kids

دروازه ی تار عنکبوتی🤩 . تواین فیلم پسرهای چهارساله ی مهد تعاملی با توپ های پلاستیکی یا گلوله های کاغذی، به دروازه ی تار عنکبوتی گل میزنند😎👆🏻🤾‍♂️ . این بازی هیجانی خیلی ساده ست فقط کافیه تو خونه چسب پهن، توپ پلاستیکی یا کاغذی داشته باشیم!🤗 . برای انجام این بازی، چیکار کنیم؟🤔 . چسب های پهن رو باید مثل تار های عنکبوت بین چارچوب درِ اتاق بچسبونیم. حالا نوبت شروع بازیه ! میتونیم توپ ها رو به سمت دروازه تار عنکبوت پرتاب کنیم و کلی گل بزنیم.⚽️🕸 . پ.ن: خانم سحر صفایی در حال حاضر مربی حسینیه کودک شهید چمران هستند. ایشون کارشناسی مهندسی کامپیوتر دارند و بیش از دوسال تجربه ی فعالیت در مجموعه ی شهید چمران رو دارند🌸 ⭕این پست رو ذخیره کنید و یادتون باشه حتما تو خونه این بازی هیجانی ساده رو با بچه ها انجام بدید😉 . #حسینیه_کودک_شهید_چمران#مهد_تعاملی#مهد_مجازی #بازی_کودک #بازی#بازی_هیجانی #توپ_بازی#پرتاب_توپ #معلم_های_چمرانی

20 دی 1399 17:04:07

0 بازدید

chamran_kids

سرزمینی بود به اسم گِل آباد...😇 . گِل آباد جایی بود که همه چیزاش از گِل بود، بین بچه های گل آباد، پسری حسابی شیطون و کنجکاو بود. هر کاری و هر حرفی که بهش میزدنند، می گفت: چرا؟؟؟؟ اینقدر این بچه چرا،چرا می کرد که اسمش رو گذاشته بودند چراگو‌.🧐❓❓ . بیرون از سرزمین گِل آباد، پیرمردی بود ،که ظرف های سفالی خیلی قشنگی می ساخت. همه خیلی او را دوست داشتند، چون فکر می کردند که راز گل هارو میدونه... . و اما یه روزی ماجراهایی پیش میاد که پسر چراگو به شاگردی پیرمرد دانا در میاد...🤔👆 . پ.ن: اگر دلتون میخواد بقیه ی قسمت های گل آباد رو ببینید، به آپارات چمرانی ها سربزنید😊 . #دهه_فجر_مبارک🇮🇷 #دهه_فجر #گِل_آباد #داستان#قصه#قصه_کودکانه #داستان_کودک

20 بهمن 1399 16:21:04

0 بازدید

chamran_kids

مگه میشه ازش غافل شد؟🤯 . همه ذوق عید به عیدی گرفتنه، حالا چرا؟؟؟ و چه جوری؟؟؟ فیلم رو ببینید🤗⬆️ . یکی از چیزهایی که حسابی عید های بزرگ و عزیز مثل غدیر رو برای بچه ها ماندگار میکنه، هدیه و عیدی دادنه😇 . ✅عیدیِ عید غدیر یه فرصت فوق العاده ست که خوبه در حد توانتون انجام بدید 🙃 . ⭕این از دومین پیشنهاد ما برای غدیر، منتظر باشید که تو پست بعدی یه پیشنهاد دیگه برای شما و بچه ها داریم😉 پس پست رو سیو کنید و بقیه هم به این پویش دعوت کنید❗❗❗ . 🌸شما برای عید غدیر تاحالا چیکار کردید؟؟؟ برامون بنویسید 👇🏻😊 #پویش_غدیر#اطعام_غدیر #عید_غدیر#عیدی_غدیر #خاطره_خوب#چمرانی_ها #غدیر#هدیه#عیدی

05 مرداد 1400 07:49:24

39 بازدید

chamran_kids

🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران

04 خرداد 1399 22:04:31

0 بازدید

chamran_kids

. چه جوری میشه یک دختر هنرمند تربیت کرد؟ . یکی دیگه از پروژه های ادبستان دخترانه، پروژه هنره. فعالیت های هنری به رشد خلاقیت بچه ها کمک میکنه. باعث میشه بچه ها استعدادها و توانایی هاشون رو بشناسن، اعتماد به نفسشون بالا بره و انگیزه و علاقه شون زیاد میشه. . هنر چمرانی ها هم مثل خیلی از درس های دیگه، غیر مستقیم آموزش داده میشه یعنی ما به بچه ها الگو نمیدیم، فقط ابزار و بستر رو فراهم میکنیم و اون ها تصمیم میگیرن چه چیزی رو،چطور درست کنن! . پروژه های هنر دخترهای ما؛ با ابزارهای ساده مثل پاستل و گواش و آبرنگ شروع شد. . کم کم متناسب با سن دخترها تو هرپایه پیچیدگی کارهاشون بیشتر شد. با انواع کلاژ آشنا شدن، حتی نقاشی موجودات زنده تو طبیعت رو تجربه کردن. . تو پروژه های هنر، دخترهای چمرانی با قاتی کردن رنگ های مختلف، ترکیب رنگ های جدید رو کشف کردن، انواع تکنیک های چاپ رو با ابزارهای متنوع امتحان کردن، با سفال کار کردن، عروسک ساختن و کلی آثار قشنگ خلق کردن. . هنر یه بسترعالی برای آموزش دروس مختلف هم هست. به نظرتون چه درس هایی رو میشه با هنر، تدریس کرد؟🤔 . #پروژه_هنر#هنرمندان_کوچک#هنر #دختران_چمرانی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور

12 شهریور 1399 19:07:33

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🇮🇷 سلام بر نور ... که سایه ها را ساخت و ... همسایه ها را . اولین خاطره ام از انقلاب بر می گردد به راهپیمایی ای که با مادربزرگم رفتم. (خدا رحتمش کند) سوار یک اتوبوس قدیمی بنز شدیم. از در عقب وارد شدیم. همه با هم می گفتند و می خندیدند و شعار می دادند. من در همان عالم بچگی فکر می کردم همه ی این ها همسایه ی مادربزرگم هستند. مادربزرگم برایم یک عروسک گرفت، پر از نقل و یک بادکنک. در راهپیمایی کلی آشنا دیدیم. از آن به بعد همیشه فکر می کردم راهپیمایی جاییست که همسایه ها را می بینیم. همه خوشحالند. همه می آیند. چندسالیست که خدا توفیق داده با بهترین همسایه هایمان در چمران راهپیمایی می رویم. انشالله همیشه همسایه بمانیم. همیشه این راهپیمایی که مسیر همسایگی را برای ما هموار کرده است، پابرجا بماند. ‌ و فرزندانمان این مسیر را ادامه دهند، برای ساخت ایران آباد و پر امید؛ ان‌شاءالله... ‌ #من_یار_انقلابم #دهه_فجر #راهپیمایی #۲۲_بهمن #جشن_تولد_انقلاب #انقلاب_برای_کودکان #کودک #کودک_ایرانی #هویت_ملی #ایرانی #چمرانی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🇮🇷 سلام بر نور ... که سایه ها را ساخت و ... همسایه ها را . اولین خاطره ام از انقلاب بر می گردد به راهپیمایی ای که با مادربزرگم رفتم. (خدا رحتمش کند) سوار یک اتوبوس قدیمی بنز شدیم. از در عقب وارد شدیم. همه با هم می گفتند و می خندیدند و شعار می دادند. من در همان عالم بچگی فکر می کردم همه ی این ها همسایه ی مادربزرگم هستند. مادربزرگم برایم یک عروسک گرفت، پر از نقل و یک بادکنک. در راهپیمایی کلی آشنا دیدیم. از آن به بعد همیشه فکر می کردم راهپیمایی جاییست که همسایه ها را می بینیم. همه خوشحالند. همه می آیند. چندسالیست که خدا توفیق داده با بهترین همسایه هایمان در چمران راهپیمایی می رویم. انشالله همیشه همسایه بمانیم. همیشه این راهپیمایی که مسیر همسایگی را برای ما هموار کرده است، پابرجا بماند. ‌ و فرزندانمان این مسیر را ادامه دهند، برای ساخت ایران آباد و پر امید؛ ان‌شاءالله... ‌ #من_یار_انقلابم #دهه_فجر #راهپیمایی #۲۲_بهمن #جشن_تولد_انقلاب #انقلاب_برای_کودکان #کودک #کودک_ایرانی #هویت_ملی #ایرانی #چمرانی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن